به گزارش سایت خبری راوی هنر، محمدرضا تنها، خواننده موسیقی ایرانی در همکار با بهنام خدارحمی «جمشید آریا» را منتشر و به بازار موسیقی عرضه کرد.
ترانه این قطعه را مهدیه عرب بر روی ملودی سروده و بهنام خدارحمی علاوه بر آهنگسازی این اثر، تنظیم آن را نیز به عهده داشته است.
پیام طونی(ویلون، ویولا)، امیر احدی(تار)، علیرضا دهقان(عود)، پریسا احدی(سنتور)، بابک خواجه نوری(تنبک) و … نوازندگان «جمشید آریا» هستند که در کنار محمدرضا تنها هنرنمایی کردهاند.
همچنین مهدی سالک اردستانی ضبط این قطعه را انجام داده است.
محمدرضا تنها، خوانندهای با بهرهمندی از آموزش نزد استادان بزرگ عرصه آواز همچون حسین خواجهامیری(ایرج) و اکبر گلپایگانی(گلپا) وجهه قابل دفاعی در عرصه آواز دارد. این خواننده پیش از این گفته بود جمشیدهاشم پور(جمشید آریا) بزرگترین الگوی وی در زمینه هنر، جوانمردی و ورزش است. این قطعه در واقع، تقدیمیِ این خواننده در پاسداشت از جمشید آریا و ادای دینی نسبت به اوست.
محمدرضا تنها، خواننده و از شاگردان گلپا و ایرج خواجهامیری درباره این اثر گفت: دوستی من و بهنام خدارحمی از سالیان دور است و طی همکاریهایی که داشتیم، خوشبختانه قطعات خوبی را با ایشان به مرحله ضبط و تولید رساندهایم. خیلی وقت بود که میخواستم برای جمشید آریا که قهرمان تمام دوران زندگیام است آهنگی بخوانم و در نهایت طی جلسهای که با بهنام خدارحمی داشتم، قرار شد در وصف جمشید هاشمپور اثری را ساخته و منتشر کنیم. بنده سلامتیم را بعد از خداوند مدیون جمشید آریا هستم چون از کودکی بهترین الگوی من بودند؛ طوری که به من یاد دادند فقط به ورزش اعتماد کنم و لاغیر. ایشان سالهاست پیامآور سلامتی هستند. پیامآور اینکه در هر سنی میتوان سلامت زندگی کرد.
قطعه موسیقی «جمشید آریا» از هماکنون در تمامی سایت های موسیقی قابل دانلود است.
دسته: موسیقی و تجسمی
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، نمایشگاه «ماسک هنرمند» جمعه ۵ بهمن ۱۴۰۳ ساعت ۱۶ در گالریهای خانه هنرمندان ایران افتتاح میشود.
این رویداد، تلاشیست برای نمایش توانایی هنری هنرمندان که فراتر از زمان و مکان، همچنان تعیینکننده و در جامعه تاثیرگذار است.
در بخشی از معرفی این نمایشگاه که با دبیری «جمشید حقیقتشناس» و نمایشگاهگردانی «مهرنوش عطابخشی» برگزار میشود، چنین آمده:
«ماسک/MASK پوششىست براى پنهان كردن. صورتپوشى باستانى و آيینى براى حفاظت از شخصى كه حقيقت را میگوید. ماسک هنرمند، یک شیء است که هنرمند، با آن افكار خود را نمایش میدهد و به گفتوگو میگذارد.»
نمایشگاه «ماسک هنرمند» این فرصت را فراهم میکند تا شرکتکنندگان در این رویداد با استفاده از بیانی هنرمندانه، دغدغههای خود را در صورتپوشهای مد نظرشان تجسم ببخشند تا از این طریق امکان گفتوگو را در جامعه بیش از پیش فراهم سازند.
«ماسک هنرمند» از جمعه ۵ بهمن ۱۴۰۳ گشایش مییابد و تا جمعه ۱۲ بهمن ۱۴۰۳ در گالریهای خانه هنرمندان ایران دایر است. علاقهمندان برای بازدید میتوانند همه روزه (به استثناء شنبهها) از ساعت ۱۳ تا ۲۰ به خانه هنرمندان ایران مراجعه کنند.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از ستاد خبری هفدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر؛ بهرام کلهرنیا دبیرکل این رویداد هنری گفت: ۲۸ استان کشور در بخش «سرزمین-من» هفدهمین دوره جشنواره هنرهای تجسمی فجر شرکت میکنند که طی احکامی مجزا در استانهای مختلف کشور شروع به کار میکنند.
کلهرنیا افزود: ابتدا برای مدیر هنری «سرزمین-من» از هر استان 3 نفر به دبیرخانه معرفی شدند که سعیده آرین به عنوان دبیر بخش سرزمین-من با نگاهی به پیشینه کاری و تجربیات هنری افراد معرفی شده، یک نفر را به عنوان مدیر هنری استان انتخاب کردند.
دبیرکل هفدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر با اشاره به وظایف مدیران هنری استانها گفت: مدیران هنری در هر استان وظیفه دارند که نمایشگاهی از آثار هنری هنرمندان ساکن در استان را برپا کنند و با انتخاب هنرمند، ارائه بیانیه هنری نمایشگاه (استیتمنت) ایده شکلگیری و انتخاب فضای نمایش و چیدمان آثار و انجام کلیه امور مربوط به برگزاری یک نمایشگاه کیوریتوریال، نمایشگاه استانی جشنواره هنرهای تجسمی فجر را سامان بدهند.
دبیر کل جشنواره افزود: در پایان کار هم روند برگزاری و ایدهیابی و چیدمان نمایشگاه را داوران ارزیابی میکنند و مدیر هنری برگزیده استانها تندیس طوبای زرین و جایزه نقدی را دریافت میکند.
بر اساس اعلام دبیرخانه جشنواره مدیران هنری 28 استان شرکت کنند عبارتند از:
آذربایجان شرقی:کبری رادپور، آذربایجان غربی: حمید بهجت، اردبیل: فریبرز اسمعیلی، ایلام: آمنه پورخلیل، بوشهر: فاطمه ابراهیمی، تهران: بهداد نجفی اسدالهی، چهارمحال و بختیاری: سمیه حیدری، خراسان رضوی: لاله خرازیان، خراسان شمالی: عباس ناصری، خراسان جنوبی: محمد افضلیان ،خوزستان: آذرنوش گیلانی، زنجان: ابوالفضل نظری، سمنان: مهدی پازوکی، سیستان و بلوچستان: حسن اصغری، فارس: محمدجواد زارع مهذبیه، قزوین: حمیده سبحانیفرد، قم: علی سلطانی، کردستان: نوید ستاربخش، کرمانشاه: روزبه حبیبیان، کهگیلویه و بویراحمد: فریبا رحمانی، گیلان: مازیار عمادزاده، گلستان: شاپور اسلامی، لرستان: ستار ولی نژاد، مازندران: فاطمه پرینژاد، مرکزی: عاطفه اسمعیلی، هرمزگان: ابوذر نوروزینژاد، همدان: محسن جلیلی، یزد: جاوید احمدیه یزدی.
گفتنی است که جشنواره هفدهم هنرهای تجسمی فجر در بهمن و اسفند در سراسر کشور به طور همزمان اجرا خواهد شد.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی فرهنگسرای نیاوران، در این کنسرت قطعاتی از راخمانینف، شوپن، جان ویلیامز، برامس و… با دونوازی ویولن و پیانو توسط شاهرخ شکوهی و حمید فرتاش، روز پنجشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۳، برای علاقهمندان، اجرا خواهدشد.
این دو هنرمند از نوازندگان مطرح در موسیقی کلاسیک هستند که از اساتید برجستهای چون شهرداد روحانی، کیوان میرهادی و… بهره جستهاند و علاوه بر تدریس موسیقی، کنسرتهای متعددی در داخل و خارج از کشور نیز برگزار کردهاند.
این کنسرت، روز پنجشنبه، چهارم بهمن ماه، از ساعت ۲۰ در سالن خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران برگزار خواهدشد و بلیت آن در سایت ایران کنسرت قابل تهیه است.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، در این فیلم با محوریت مسئله شناسهگذاری و ممیزی در موسیقی، بازتابی مستند از محدودیتهای اعمالشده بر موسیقی مستقل و چالشهای هنرمندان در مواجهه با این سیاستها ارائه میدهد.
هامان وافری که پیشتر با آلبومهای عاشقانه-اجتماعی چون «ماهی سیاه» و »تیغ و ترانه» توجه خود را به مضامین اجتماعی نشان داده است، در این مستند نیز با نگاهی صریح و انتقادی، تأثیرات ممیزی بر خلاقیت هنری را بررسی کرده است.
آهنگسازی این اثر بر عهده محمدرضا چراغعلی بوده و حضور چهرههای شناختهشدهای همچون فردین خلعتبری، مجتبی میرطهماسب، عبدالجبار کاکایی، امیر بکان، بهزاد عبدی، کریم قربانی، هانا کامکار، علیرضا میرعلینقی، علی جعفری پویان و حسین عصاران بر غنای اثر افزوده است.
«توقیف» با روایت و تحلیل عمیق، نگاهی تازه به مسئله ممیزی و تأثیر آن بر هویت موسیقایی جامعه دارد و میتواند فرصتی برای آغاز گفتوگوهای جدیتر درباره آزادی بیان و حمایت از هنر مستقل باشد.
حضور علاقهمندان در این رویداد فرهنگی، علاوه بر حمایت از هنر مستقل، به گسترش فضای گفتوگو پیرامون چالشهای پیش روی موسیقی آزاد کمک خواهد کرد.
ورود برای عموم علاقمندان رایگان است.
مستند-داستانی «توقیف» ساعت ۱۷:۳۰ چهارشنبه ۳ بهمن ۱۴۰۳ در سالن استاد ناصری خانه هنرمندان اکران خواهد شد.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از ستاد خبری جشنواره، طبق اعلام فرید حیدری دبیر جشنواره «جاده سبز»؛ مجموع کل آثار ارسالی به دبیرخانه نخستین جشنواره ملی چندرسانه ای «جاده سبز» ۷۹۵ اثر در سه بخش رسانه های مکتوب، چندرسانه ای و گرافیک بوده است که از این ۷۹۵ اثر دریافتی با رای یک هیات انتخاب ۵ نفره، ۳۶۵ اثر به بخش رقابتی راه یافتند که در بخش رسانه های مکتوب تعداد ۷۲ اثر، در بخش چندرسانه ای ۱۱۷ اثر و در بخش گرافیک نیز ۱۷۶ اثر به رقابت با یکدیگر می پردازند.
هنرمندان و فعالان رسانه ای اغلب استان های کشور ازجمله آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اصفهان، اردبیل، تهران، زنجان، کردستان، ایلام، خراسان رضوی، خراسان جنوبی، فارس، کردستان، سیستان و بلوچستان، هرمزگان، گیلان و مازندران و… در این جشنواره شرکت کردهاند.
در بخش رسانه های مکتوب داورانی همچون فریدون صدیقی، فریدون عموزاده و علی اکبر قاضی زاده آثار این بخش را داوری خواهند کرد و درمجموع ۷ اثر از این بخش برگزیده و انتخاب خواهند شد. در بخش چندرسانه ای نیز یونس شکرخواه، پدرام پاک آیین، علی ضیا، مهدی حیدری و رضا رشیدپور آثار را بررسی و در نهایت ۶ اثر را به عنوان آثار برتر این بخش معرفی خواهند کرد. همچنین در بخش گرافیک و عکس نیز حمیدرضا بیدقی، ساتیار امامی و آناهیتا درگاهی داوری این بخش را برعهده خواهند داشت و در این بخش نیز ۶ اثر برگزیده و اعلام خواهند شد.
در مجموع به ۱۹ اثر برتر، جایزه نقدی ارزنده به همراه تندیس ویژه جشنواره اعطا خواهد شد و علاوه بر ۱۹ اثر منتخب به ۳ اثر برگزیده قابل تقدیر توسط هیات داوران نیز دیپلم افتخار به همراه جایزه نقدی ارزنده اعطا خواهد شد.
مراسم اختتامیه جشنواره «جاده سبز» روز شنبه ۶ بهمن ماه سال جاری با اجرای فوآد بابان گوینده و پیشکسوت رسانه در مرکز همایش های پتروشیمی تبریز برگزار و نتایج داوری و معرفی نفرات برگزیده با حضور هیات داوران، هنرمندان و اهالی رسانه اعلام خواهد شد. همچنین در این مراسم از تعدادی از پیشکسوتان رسانه تجلیل خواهد شد.
نخستین دوره از جشنواره ملی چندرسانه ای «جاده سبز» در سه بخش رسانه ای شامل آثار مکتوب، آثار چندرسانه ای و گرافیک توسط موسسه فرهنگی هنری فصل هنر با حمایت و پشتیبانی اداره کل راهداری و حمل و نقل جاده ای آذربایجان شرقی و تشکل های صنفی حمل و نقل جاده ای در ۶ بهمن ماه سال جاری به دبیری فرید حیدری در تبریز به کار خود پایان می دهد.
علاقمندان برای کسب اطلاعات بیشتر میتوانند به وبسایت رسمی جشنواره به نشانی www.grfestival.ir مراجعه کنند.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابطعمومی فرهنگسرای نیاوران، اختتامیه نهمین فستیوال رقابتی «پیانو کلارا» عصر روز ۲۸ دی ماه ۱۴۰۳، از ساعت ۱۸ با حضور تقی ضرابی، کلارا بوکوچاوا و سودا جعفراوا داوران این فستیوال، حمیدرضا نوربخش، رئیس خانه موسیقی، قاسم رفعتی، زیداله طلوعی، میلاد کیایی، حمیدرضا عاطفی و جمعی از هنرمندان در سالن خلیج فارس برگزار شد.
در ابتدای این مراسم با اجرای زهرا تقیملا، یاد استادان فقید موسیقی، فریدون شهبازیان و همایون خرم از آهنگسازان و موسیقیدانان برجسته ایران، گرامی داشته شد. در ادامه، حمیدرضا نوربخش طی سخنانی این فستیوال را یک اتفاق هنری مهم دانست و ضمن تشکر از بنیانگذار این رویداد، کلارا بوکوچاوا، برگزارکنندگان و داوران این فستیوال، برای هر چه بهتر برگزار شدن آن در دورههای بعدی ابراز امیدواری کرد.
معرفی برگزیدگان در پنج رده سنی و تقدیر و اهدای جوایز به آنها پایان بخش نهمین دوره فستیوال پیانو کلارا بود.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، سیودومین برنامه «دلکوک» به اجرای ارغنون و تار توسط مٓهبُد مکّی و شباهنگ (وحید عزیزی) اختصاص دارد.
تماشای این برنامه برای عموم علاقهمندان آزاد است.
«دلکوک» عنوان سلسله برنامههای اجرای موسیقی زنده و محیطی در خانه هنرمندان ایران است که میزبان دانشجویان، استادان، دستاندرکاران، نوازندگان، آهنگسازان و فعالان رشته موسیقی در قالبهای اجرایی مختلف خواهد بود.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، نمایش «آژاکس»؛ یک رَپ تئاتر ایرانی، به نویسندگی و کارگردانی علیرضا حافظی و با دراماتورژی امید صفیر و با بازی شایان بهمنی، آرمین جباره اصل، علیرضا حافظی، کیان سرایی، سینا سلیقهدار، پویا شهسواری، متین فرهنگ، محمد گرجی، علیرضا نامنی، سهیل نگهدارزاده، امیرحسین ویژگی و پویا یگانه دوست، از ۲ دی ماه ۱۴۰۳ در سالن شماره یک پردیس تئاتر شهرزاد به روی صحنه رفته است. نمایشی که به زندگیِ شخصیتِ محمد مصدق مشهور به دکتر مصدق و ملقب به مصدقالسلطنه، سیاستمدار و حقوقدان ایرانی میپردازد که از ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ بهعنوان سیاُمین نخستوزیر ایران خدمت کرد. او پیش از این نمایندهٔ چهار دوره مجلس شورای ملی بود. از اینرو به این بهانه، در بخشِ دومِ گفتگوی سایت خبری راوی هنر با علیرضا حافظی نویسنده و کارگردان نمایش «آژاکس»؛ یک رَپ تئاتر ایرانی، با نگاهی نقادانه، آنچه که او از این شخصیتِ تاریخی روی صحنه آورده است را مورد بحث و بررسی قرار دادیم.
خبرنگار: به نگاه چپگرایانه به تاریخ برسیم! تاریخ از آن سمت در حال پروموت شدن است و من به عنوان کسی این را میگویم که خودش مخالف این نوع نگاه چپگرایانه به تاریخ است، «آژاکس» را به عنوان یک رپ تئاتر پسندیدم. و همچنین، به عنوان کسی که رپ باز است و از تئاتر سر در میآورد، این تلفیق دنیاها را دیدم.
_یک چیزی بگویم: فقط حرفِ تو نیست و خیلیها میگویند که نویسنده، نگاهِ چپگرایانه داشته است. من واقعا اندیشهی سیاسی ندارم. فقط نویسندهام. البته همینکه گفتم نویسندهام یعنی اندیشه سیاسی دارم! من تئاتری هستم. من نویسندهام. من کارگردانم. اگر اینها را از من بپذیرند. اندیشهیِ سیاسی ندارم. فقط بُرههای را انتخاب کردهام که از نظرِ خودم، برههیِ مهمی در تاریخِ معاصر ماست و در آن برهه، طرفدارانِ این گروه و آن گروه، اسامی متفاوتی برای آن به کار میبرند. یکی آن را کودتا مینامد و یکی دیگر آن را قیامِ ملی میداند. با تعاریف نمیشود بازی کرد. کودتا معنی واضحی دارد و استدلالِ کسانی که آن را کودتا میدانند، این است که با نیرویِ نظامی، دولت مصدق سقوط کرده. اینجا فقط حضورِ نیروی نظامی مهم است. طرفِ مقابل هم میگوید که قدرتِ مستقر در آن زمان که قدرتِ شاهنشاهی پهلوی است، دولت را بر سرِ کار آورده است و صلاح دیده که برود. همین فاکتورِ نیروی نظامی، میتواند واژه کودتا را کمی بامسما کند. موضوع این است که آن بُرههی تاریخی، این احساسِ نگاهِ چپگرایانه به تاریخ را به مخاطب میدهد.
خبرنگار: در ادامه همین بحث، باید بگویم که خود مصدق، پتوپیچ است ولی چیزی که در آن اجرا دیدم، پتو نداشت.
_پتو دارم؛ شبی که برای تماشای نمایش آمدید، پتو خاکی بود و نتوانستم استفاده کنم! (با خنده)
خبرنگار: جدا از اینها، مصدق تو به نسبت مصدقِ فرهاد آئیش در «خائن کُشی» مسعود کیمیایی یا در آثار دیگر که میبینیم، خیلی پویاتر است. حتی به نسبت عکسهایی که از او در تاریخ ثبت و ضبط شده است.
_همه یا میدیدند و مصدق را اینگونه میپذیرفتند یا اصلا این مصدق را نمیپذیرفتند. میگفتند این مصدق نیست! خداحافظ! اولین نفری هستی که به این نکته اشاره میکنی. در طراحیِ محمد مصدق، فکر کردم که میتوان با اِلمان و عنصر به جا مانده از آن آدم، او را ساخت و نیازی نیست حتما شبیه به او باشد. کمی نگاه ناتورالیستی به این موضوع داشتم.
خبرنگار: چون از لحاظ جثه و شمایل اصلا به مصدق شبیه نیستی!
_بله، اصلا. بیشتر شبیه شعبون بی مخ در همان بُرهه هستم! (با مزاح) بالاخره کارگردانِ اثر صلاح دید من مصدق را بازی کنم و سلامت باشد هر جا که هست. چه مصاحبه فانی شد. ما سعی کردیم در طراحی به نحوی پیش برویم که سرهنگ، با درجه سرهنگی پذیرفته شود. مصدق با اِلمان عصا، پتو و عینک پذیرفته شود. از نظرِ من، تا حدودی در این مسئله خوب پیش رفتیم. اگر قرار بود اثر را در فُرمی غیر از این فُرمِ حاضر اجرا کنیم، میتوانستیم در فضایِ «خائن کُشی» و نوعِ تصویرِ فرهاد آئیش از محمد مصدق قدم برداریم. یک پیرمردِ خمیده و لاغراندام. مصدق برای همه ما یک معماست. بالاخره این آدم برای تاریخِ ما مفید بود یا نبود و چه کرده است؟ من خواستم جُنب و جوشی که او در تاریخِ کشور ایجاد میکند را در بازیِ خودم نشان بدهم و در واقع، این اِلمان ها را از تاریخ گرفتهایم. از لحاظِ جثه هم باید بگویم که دلم میخواست بولد بودن را نشان دهم. حالا کسی این را بخواند، میگوید عقدهای میخواسته خودش نقشِ یک را بازی کند. که این هم هست و اگر این را بگویند، بعید نیست. من تصورم این بود که حتی اگر بازیگرِ دیگری این نقش را بخواهد بازی کند، باید بازیگرِ درشت اندامی باشد که جُنب و جوش بالایی داشته باشد. من میخواستم ناتورالیستی با قضیه برخورد کنم که این یک آدمیزادی است که فقط دارد این اسم را یدک میکشد. اینکه مخاطب بپذیرد یا نپذیرد، انتخابِ مخاطب است. مثل یک شخصیتِ هیتلر که در سینما وجود دارد و اصلا شبیه هیتلر نیست. مصداقِ آن هم هست.
خبرنگار: این ساختارشکنی درباره فُرمِ اجرایِ مصدق بخشی به فُرمِ رَپ تئاتر «آژاکس» برمیگردد. در غمگین ترین و افسرده ترین آهنگهایِ رَپ هم که در حال دیس کردنِ معشوق است، پویایی به چشم میخورد. مثلا دورچی را در نظر بگیریم که بالایِ پشتبام ایستاده است و اکتِ زیادی ندارد. پویایی خاصیتِ ذاتیِ رپ است و فکر میکنم که اگر میخواستی این پویایی که در ساختارِ مصدق نیست به عنوان یک انسان ۷۸ ساله که مریض هم هست، در نمایشت به همان شکلِ تاریخی به جا مانده از مصدق نشان بدهی، به فُرم اجراییِ رَپ در نمایشت صدمه وارد میشد. اینطوری اثر باز هم مورد قبول مخاطبان قرار نمیگرفت.
_اوایل خیلی از این اتفاق میترسیدم. دنبال این بودم که اشخاصی که مخاطبان تئاتر از آنها چهره به یاد دارند را درست معرفی کنم. مثلا چهره مصدق را همه دیدند. مثلا جمال امامی یا تیمسار زاهدی ممکن است چهرهی آنها برای همگان آشنا نباشد. یک عده آدم در واقعه ۲۸ مرداد هستند که مخاطب انتظار دارد آنها را ببیند. بولدترینِ آنها مصدق است که امکانِ حذفش وجود نداشت. یک شخصيتِ دیگر که مخاطب از او چهره به یاد دارد، شعبان بی مُخ است و من در «آژاکس» فقط در دو جا به نام او اشاره میکنم. او هیچ حضورِ فیزیکی در نمایش ندارد.
خبرنگار: در اقتباسی که به قولِ خودت از تاریخ داشتی، صد در صد به تاریخ وفادار بودی یا به عنوان نویسنده، دخل و تصرف دراماتیکی داشتی؟
_صد در صد. ما در مدیوم های اینترتینمنت که نمیتوانیم فقط روایت کنیم بلکه باید دراماتیزه اش هم کنیم. باید یک نقطهیِ نمایشی به آن اضافه یا از آن استخراج شود. من هم این کار را کردهام. یک مثال در این باره میزنم. شخصیتهایی که سهیل نگهدارزاده بازی میکند، رزم آرا، هژیر، حسین علا و سرهنگ نصیری است.
خبرنگار: همان بازیگری که دم به دقیقه او را میکشی!
_دقیقا. به روایتِ اسنادِ تاریخی، اول هژیر کشته میشود بعد نوبت رزم آرا است. در نمایشنامه، بنا بر صلاحدیدِ من، این قضیه جابجا شده است و سعی کردیم جابجایی آنچنان به چشمِ مخاطب نیاید. مثل اینکه اول یک فریم از عروسی را نشان بدهی سپس نقبی به مرحله آشنایی بزنی. این کاری بود که من برای پیشبردِ دراماتیکِ داستان انجام دادهام.
خبرنگار: از آنجا که این نمایش، یک نمایش بیوگرافی است و خیلی از آثار در حوزه کتاب، سینما، تلویزیون و تئاتر وجود دارند که مخاطب بعد از تماشا یا مطالعه آنها، رغبتی برای دانستنِ بیشتر راجع به شخصیتها پیدا نمیکند. برخلاف آثاری که بهروز غریبپور میسازد یا آثاری که برگرفته از انیمیشن های معروف هستند. از سوی دیگر، در چند سال اخیر، آثاری به شکل نمایش موزیکال دارند روی صحنه میروند که تماشاگرانِ آنها، ابتدا نسخه انیمیشن را دیدهاند و حالا میآیند که مزه تئاتری آن را بچشند و حتی ممکن است آن نمایش اینقدر بد باشد که مزه انیمیشنِ اصلی را برای مخاطبان خراب کند. فکر میکنی ساختِ آثار راجع به مشاهیرِ تاریخی، سوایِ قضاوتِ خوب یا بدِ تاریخ درباره آنها، چه تاثیری میتواند راجع به شناخت پیدا کردن یا بیشتر شناخته شدن این شخصیتها از سوی مردم داشته باشد؟
_یک شباهتی بین مزه تازه برداشت کردن از چیزی و «آژاکس» که روی صحنه بردیم، وجود دارد. من فکر میکنم این نمایش میتواند یک مزهی تازه برای کسی باشد که مطالعه تاریخی دارد. راجع به نمایشهای موزیکالِ ایرانی باید بگویم که آنها را نمیپسندم چون فقط وارداتِ یک چیزی است و جابجایی یک کلمه فارسی به کلمه انگلیسی در ماهیتِ ماجرا تفاوتی ایجاد نمیکند. به عنوانِ کسی که دستی در آهنگسازی دارد، میگویم که ملودی باید ایرانی باشد که بتوان کلمه ایرانی را به آن الصاق کرد. حداقل آن این است که پاپ یا رپِ امتحان پس دادهای باشد که به گوشِ مردم آشناست. مثلا اُپرا که فارسی نیست. با احترام به تمام کسانی که نمایشِ موزیکال میسازند. البته جا دارد از نمایش موزیکال محبوب خودم نام ببرم که «بانوی محبوبِ من» ساخته گلاب آدینه است و آن را بسیار دوست دارم. بقیه آثار، بیشتر بازسازیِ نسخهای از یک نمایشِ خارجی است که وجود دارد. یک جای کار در این آثار میلنگد. شاید بقیه هم بتوانند همین اشکال را از من بگیرند. از نظرِ من، این رویکرد در نمایشهایِ موزیکال وجود دارد که خوب نیست.
او ادامه داد: راجع به بحث ساخت اثر درباره مشاهیر و تاثیرش در شناخت مردم، باید بگویم که همه از تاریخ فراری هستیم. به تاریخ علاقه دارم ولی نه اینکه اسرارالتواریخ بخوانم. گوگل میکنم و به منابعِ تاریخی در اینترنت رجوع میکنم تا ببینم فلانی چه کسی است. اگر قرار باشد یک شخصيتِ تاریخی را برای اولین بار به شکل یک اثر هنری عرضه کنیم، بارِ سنگینی روی دوش ماست. باید برداشت و قضاوتِ درستی را انتقال بدهیم در برابر کسانی که مطالعه تاریخی دارند. یک جا در نمایش، یکی از شخصیتها از مصدق با عنوان «پیرمردِ متوهم» یاد میکند همانچه که راستها میگویند. و جای دیگر، هم قضاوتِ طیفِ مخالف را نشان میدهیم.
خبرنگار: یکی از نکاتی که باعث شد نمایشت را دوست داشته باشم علیرغم نگاهی که خودم به تاریخِ معاصرِ ایران دارم، این بود که نگاهِ هر دو طیف را نشان میدهی حتی اگر سخنانِ یک طیف کمرنگ و طیفِ دیگر پررنگ باشد. موضوع این است که در دیگر آثار، حتی در این حد هم سخنی به میان نمیآید. حتی دیالوگِ پایانیِ اثر با تیمسار زاهدی تمام میشود. یا در جایِ دیگر، انگیزه آدمهای سیاسی آن زمان را برایِ رو برگرداندن از مصدق را به نمایش میگذاری؛ نه اینکه بحثِ نارفیقی و نارو زدن به مصدق در میان باشد.
_ما نظرات دو جبهه راست و چپ را سعی کردیم در اثر نشان دهیم. سخنگویِ یک جبهه در نمایش ما، زاهدی یا رزم آرا است. سخنگویِ جبهه دیگر مصدق یا شخص دیگری است. در نهایت، همه اینها یک ملغمه تاریخی است که قضاوتِ نهایی به مخاطب سپرده شده. در انتها هم از نکات مثبت و منفی دولتِ مصدق حرف زده میشود و اینکه کسی تصمیم داشته آن را از تاریخ پاک کند و نتوانسته. با اینکه متن خیلی چپگرایانه مینمایاند، لازم است عرض کنم که مقولهی مصدق، از اساس دارای چنین حساسیتی هست و من سعی کردم این ریسک را بپذیرم. سعی کردم هر نقد و نظری در تاریخ وجود داشته که امکان نقلش در نمایش بوده را در اینجا بیاورم. شاید باورتان نشود خیلی از دیالوگهایِ رَپی «آژاکس» مستند است. یک مثال: لولهنگ رزم آرا. مثل کوئنتین تارانتینو که هیتلر را در سینما کشت، ما چنین نکردیم.
خبرنگار: من وقتی داشتم نمایش را میدیدم، داشتم به نطقِ معروفِ محمد مصدق در مجلسِ شورای ملی چهاردهم، جلسه سوم فکر میکردم که به شرحِ زیر است:«دیکتاتور با پولِ ما و بضررِ ما راه آهن کشید و قضاوتِ دادگستری را متزلزل کرد برای بقاء خود. قوانینِ ظالمانه وضع نمود چون بکمیت اهمیت میداد. بر عده مدارس افزود و بکیفیت عقیده نداشت. سطحِ معلومات تنزل کرد. کاروانِ معرفت باُروپا فرستاد. نخبه آنها را ناتوان و معدوم کرد. اگر بتدریج که دختران از مدارس خارج میشدند، حجاب رفع میشد، چه میشد؟ رفع حجاب از زنان چه نفعی برای ما داشت؟ اگر خیابانها آسفالت نمیبود، چه میشد؟ و اگر عمارتها و مهمانخانها ساخته نشده بود، بکجا ضرر میرسید؟ من میخواستم روی خاک راه بروم و وطن را در تصرف دیگران نبینم!». اگر میتوانستیم محمد مصدق را از آن زمانی که قمرالملوک گوش میدهد، برداریم و به زمانِ حاضر بیاوریم تا «آژاکس» در سبکِ رَپ را تماشا کند. به نظرت، مصدق چه واکنشی به نمایشی که ساختی، نشان خواهد داد؟ میدانم سوالم رگههای زرد و جنجالی دارد ولی نتوانستم جلوی خودم را بگیرم که نپرسم.
_خیلی ناراحت میشود. من دریافتی که از شخصیتِ تاریخی این آدم دارم، این است که خیلی غصه خواهد خورد. وقتی آدمی میگوید آسفالت احتیاج نداریم و شاید حتی دنبال کننده جدی موسیقیِ آن زمان هم نباشد، اگر زنده میشد و اثرِ مرا میدید، من نمیدانم چگونه باید سرم را در پیشگاه او بالا میگرفتم؟ خدا را شکر که مصدق نمیتواند اجرا را ببیند. آره، سوالِ جالبی بود. من فکر میکنم دقیقه ۱۰ سالن را ترک میکرد. اگر دقیقه یک یا دو این کار را نمیکرد و به ما لطفِ بیشتری میداشت.
خبرنگار: حالا از مصدق بگذریم و به بحثِ رپ بپردازیم. تکنیک ها و موارد مربوط به میتینگِ رَپ مثل رپ بتل در «آژاکس» به وفور به چشم میخورد و فقط یک بریک دنس کم داشت که همهچیز تکمیل شود.
_حالا که گفتی، بریک دَنس را هم اضافه میکنم. (با خنده) بولدترینش، همان رَپ بَتِل است که گفتی. از نظر من، بَر هم نِهی جالبی دارد که مناظره دو شخصیتِ سیاسی را به شکلِ رَپ بتِل ارائه کنی. اولا بگویم این ابداعِ من نیست و نمونه خارجی دارد که با افتخار، از آن گرته برداری کردهام. نوشِ جان من چون اولین بار، خودم آن را روی صحنه تئاتر در ایران اجرا کردهام. کسی ادعا دارد، میتوانست زودتر انجام دهد! جدا از شوخی، بَر هم نِهی ها جالب است و میتینگ ها و بتل ها همه نمودِ فانتزی در جهانِ سیاسی دارد. مثلا مخالفتِ مجلس را میتوان به یک میتینگِ رَپ تعمیم داد. احساس کردم خیلی همهچیز با هم انطباق دارد و از اینرو، از آنها استفاده کردیم. از نظر خودم، تطبیقِ فُرم با محتوا درآمده است. از تکنیکهایی که استفاده کردیم، مثلا فِلو سوئیچ ها بود.
خبرنگار: چند وقتی است ما شاهد حضور رپرها در صحنههای رسمی هستیم. چند سال پیش، محمد بحرانی و امیر سلطان احمدی برای حضور ایران در جام جهانی، آهنگ رپ خواندند که از صداوسیما پخش شد. حمید صفت در یک سریال در نقش یک رَپر بازی میکند. به نظر میآید رپ دارد وارد صحنه رسمی کشور میشود. به نظر شما، این اتفاق چقدر به تغییر نسلی و رویکرد نسل جوان به زندگی برمیگردد و اینکه از طرف مسئولان کشور، گشایشی در این باره وجود دارد؟ با توجه به اینکه خودت یک رپ تئاتر تولید کردهای.
_کما اینکه وارد صحنه رسمی کشور شده است و تیتراژ یکی از بزرگترین برنامههای پلتفرمی «جوکر» را حمید صفت خوانده است. از نظر من، رپ بینِ مخاطبان جا باز کرده است. رپرها در همه صحنهها از سینما، تئاتر و غیره حضور دارند و ما الآن همهچیز به جز کنسرتِ رپ را داریم. فکر میکنم به زودی قرار است شاهد کنسرتِ رپ هم باشیم از آنچه که از شواهد برمیآید. مثلا یک رپر میتواند روی صحنه تئاتر برای دقایقی، یکی از ترکهای خودش را بخواند. طبیعی است که نهایت تا چند سال دیگر، شاهد کنسرتِ رپ هم باشیم با رپرهایی که قابلیت اجرا روی صحنه خوبی دارند. هر چه نگاه میکنیم، بیشتر داریم به این روند نزدیک میشویم. اینکه حضور رپرها روی صحنه تئاتر چقدر به این روند کمک کرده که قطعا کرده است و آن هم به لطفِ امثالِ سینا ساعی، امیر خلوت، مهیار و رِض اتفاق افتاد. از نظر من، هر چه جلوتر میرویم، رپ دارد بیشتر به رسمیت شناخته میشود. جدا از این بحث که رپری ممکن است چند سال دیگر برای برگزاری کنسرت رپ اقدام کند و وزارت ارشاد مجوز بدهد، این مسئله هم هست که خیلی از رپرها برای مجوز گرفتن، پاپ خوان شدند. در نتیجه، فکر نمیکنم دیگر مشکلی با خودِ رپ مثل سابق وجود داشته باشد.
او افزود: درباره تغییرِ نسل هم باید بگویم که یک توازنی بینِ عرضه و تقاضا وجود دارد. وقتی یک نفر میخواهد تئاتری را ببیند که فِلان رپر حضور دارد، طبیعی است که تولیدکننده اثر یا کارگردان یا وزارت ارشاد میبیند که اوکی است و مشکلی نیست. از طرف دیگر، اگر آوردهای هم داشته باشد که چه بهتر. یا بازیگر خوبی است یا تماشاگر جذب میکند. ممکن است یکی از این رپرها که روی صحنه تئاتر حضور پیدا میکنند، از نظر تئاتری ها خوب باشند یا نباشند. این اتفاقی است که برای این نسل دارد میافتد و روند خوبی است. من به عنوان کارگردان رپ تئاتر «آژاکس»، خودم را مدیونِ این جریان میدانم. فکر کن، من این ایده را پنج سال پیش میخواستم اجرا کنم، آیا امکانِ اجرا میداشت؟! شاید نمیشد یا شاید میشد. الآن نسبت به مقولهی رپ گاردی وجود ندارد و بیشتر مسئله محتواست. اگر محتوا مناسب باشد، اجازه میدهند و حتی ممکن است حمایتِ اندکی هم بکنند. اگر محتوا نامناسب باشد، هنوز آن گارد را خواهند داشت.
خبرنگار: و این هم فقط مربوط به تئاتر و رپ نیست و در همه حوزههای مربوط به هنر، شاهد این رویکردِ محتوای مناسب هستیم. به «آژاکس» برگردیم، آیا با یک رپ تئاتر ایرانی مواجهیم یا با اولین رپ تئاتر ایرانی؟
_با یک نمایشِ موزیکال مواجه شدید که از سبکِ رپ در آن استفاده شده است. اثرِ رپ داشتیم ولی این شکلی بوده است که اثرِ غیراقتباسی نبوده. مثلا کارگردانها، نمایشنامههایی مثل «پزشکِ نازنین» و «دایره گچی قفقازی» و غیره، که وجود داشتند را به شکل شعر درآوردند و به سبکِ رپ اجرا کردهاند یا در بخشی از اجرا، رپ خواندهاند. من به عنوان کسی که «آژاکس» را ساخته و همچنان، روی صحنه است، از نظر من، این یک نمایش موزیکال بر پایهی رپ است. شاید با اولین هم مواجه باشیم که حقیقتا از صحت و سقم آن مطلع نیستم. اولین از لحاظ تالیفی بر مبنای اقتباسی از تاریخ میتوان گفت. جدا از همه این حرفها، با یک نمایش طرفیم و مخاطب باید نظر بدهد که چگونه است. بازخوردِ مخاطبانِ تئاتر ما فوقالعاده بوده و بلااستثنا اثر را دوست داشتند. بازخوردهای مخاطبِ رپِ ما به دلیل اینکه رپرهای مورد علاقه آنها اجرا نکرد و روی صحنه نبود یا اجرایی که کرده، به دلش ننشسته است، یا کلا در اجرا دیگر حضور ندارد، منفی شد یعنی ما اجرایی داشتیم که مخاطب وسطِ اجرا، بلند شده و تکستی از رپر موردِ علاقه خودش را خوانده است و ما هم اینگونه این بحران روزهای اول و ویدئوهای وایرال شده را مدیریت کردیم که گذاشتیم آن مخاطب ها به خواندنِ شان ادامه بدهند و ما هم اجرا را تا آخر ادامه دادیم.
خبرنگار: برنامههای آتی ات چیست؟ آیا قرار است همچنان درباره مشاهیر ایران، رپ تئاتر بسازی یا رپ تئاتر را مثل آهنگهای یاس یا علی سورنا با زندگی اجتماعی مردم نسبت بدهی؟ یا مثل سه نمایش قبلی به نمایشنامههای خارجی رجوع و آنها را کارگردانی کنی؟
_اول اینکه من همیشه یک تئاتری هستم. هر چه هم که ترانه و آهنگ برای این اجرا ساختم، همه آنها در خدمتِ نمایش بود. قدمی فراتر از این برنداشتهام. نمایشهای آینده برای من همیشه در هالهای از ابهام است همانطور که در صفحه تیوالِ خودم نوشتهام:«کارِ بعدی: ؟!» مگر اینکه آنقدر اثری در ذهنم مرا درگیر کند که مجبور شوم آن را روی کاغذ بیاورم. میدانم شاید دارم با غرور و گندهگویی به «آژاکس» نگاه میکنم ولی شاید چند نفر دیگر هم بیایند و این راه را ادامه دهند. در واقع، شاید رپ تئاتر جا بیفتد. «آژاکس» ایدهای بود که باید پیادهاش میکردم و چهار سال ذهنم را درگیر و در کاغذ پارههای کفِ اتاقم زیست کرده بود. یک نمایشِ موزیکال دیگر هم به اسم «آل» دارم که تمِ فانتزی و ترسناک دارد. یک نمایشنامه دیگر هم به اسم «Elevator» دارم. بین این دو نمایشنامه، هنوز به جمعبندی نرسیدهام.
سخن پایانی.
_امیدوارم، یک روزی، نمایش «آژاکس» مخاطب کثیر و تعداد زیاد را به خودش ببیند کمااینکه در روزهای اول هم اینگونه بود و هر چقدر حواشی زیاد شد، مخاطبانِ اثر کاهش پیدا کردند. امیدوارم اثر دوباره به روزهای اوجش برگردد. یک نکته هم اضافه کنم: امیرحسین ویژگی بازیگر نمایش «آژاکس» چند روزی تحت مداوای جدی در بیمارستان است بعد از تصادفِ رانندگی که پشت سر گذاشته. او آسیب جدی دیده است به همین خاطر، برای سلامتی هر چه زودتر او دعا میکنم. من همینجا به او اعلام میکنم که از بازیگرِ حرفهای و آدم حسابی مثلِ تو دست نخواهم کشید به شرطی که تو هم از بازیگری دست نکشی.
عکس حاشیه خبر: فرزاد جمشیددانایی، سایت خبری راوی هنر
انتهای پیام/
به گزارش سایت خبری راوی هنر، در ابتدای این نشست عطا نویدی(سردبیر همنوا) گفت: ویلن از دوره ناصرالدین شاه وارد ایران شد و از آن زمان تا اکنون فراز و نشیبهای فراوانی را تجربه کرده است اما اوج تحول این ساز زمانی بود که این ساز به دستان ابوالحسن صبا رسید و تاریخ ویولن در ایران به قبل و بعد صبا تقسیم شد. شاگردان صبا هر یک سبک و شیوه ای متفاوت از صبا را پی گرفتند اما هیچکدام چیزی بیش از صبا به ساز ویولن اضافه نکردند.
او گفت: یکه تازی ویولن در چند دهه و شهرت این ساز در میان مردم شاید دلیل فراموشی اصالتهای این ساز شد؛ اما پس از چند دهه سکوت خاموشی اینک می بینیم دوباره ویولن ایرانی راه اصلی خود را یافته و جوانانی که در این راه قدم می گذارند، نگاه ویژه به همان اصالت هایی دارند که صبا برای ویولن ایرانی ترسیم کرد.
وی افزود: «شب ویولن ایرانی» نگاهی گذرا دارد به سیر تحول ویولن ایرانی و میتواند مقدمهای برای برگزاری سلسله نشستهایی با همین عنوان باشد.
*محمدرضا شرایلی: نباید از ۵۰ سال تاریخ ساز کششی در ایران غافل شویم
در ادامه مراسم محمدرضا شرایلی، پژوهشگر موسیقی ایرانی گفت: از اوایل دوره ناصرالدین شاه اتفاقاتی در ایران می افتد یکی از آن ها تعامل با غرب است. بعد از آن یک نقطه پررنگ به نام تاسیس دارلفنون را داریم. پنج سال بعد دو موزیسین اروپایی برای تدریس به ایران دعوت می شوند. این دو مدتی ارکستری تشکیل می دهند حدود ۱۲ سال موسیقی دارالفنون را سرپرستی می کردند. بعد از مدتی یکی از آنها از ایران می رود و باتیست لومر به ایران میآید. لومر ارکسترهایی تشکیل می دهد. پس از مدتی چند نفر دیگر به ایران می آیند از جمله موسیو دووال که ویولن را در دارلفنون تدریس کنند. در این دوران هنوز ویولن جایگاه پررنگی در ایران پیدا نکرده است و همچنان ساز ناشناخته ای است.
وی افزود: صفحاتی که از اروپا آمده شنیده میشود و به تدریج باعث تغییر ذائقه مخاطبان ایران شد. از اینجا اسناد صوتی اجرای موسیقی ایرانی با ویولن از ۱۲۸۸ گشوده می شود. حسین خان اسماعیل زاده کمانچه نواز مشهور تا اوایل رضاشاه است او حلقه واسطی است با سنت قدیم کمانچه نوازان و جوانان علاقمندان اواخر قاجارکه دوست داشتند ویلن ایرانی بنوازند و کمکم به دوره ای رسیدیم که نسل جوان آن روزها متمایل به ویلن می شوند. کنسرت ها و ارکسترها بستر مناسبی است که ویولن رونق بگیرد این اتفاق به شکل صعودی رشد می کند و ویولن پررنگ و کمانچه کمرنگ شد.
شرایلی گفت: حدود۵۰سال ما با فقدان کمانچه نوازان مطرح مواجه بودیم، جایگزین ساز کششی در موسیقی ایران ویولن بود. دراینجا در مورد چند نسلی صحبت میکنیم که توانایی و خلاقیت خودشان را روی ساز ویولن پیاده کردند. بنابراین فارغ از اینکه بخواهیم فکرکنیم کمانچه ساز اصیل ما هست و ویولن نیست، اگر ویولن را ندیده بگیریم درواقع نیم قرن ساز کششی در موسیقی ایرانی را نادیده گرفته ایم. بنظر می رسد اکنون وقت مرورها و تجدیدنظرهایی در مورد ساز ویولن ایرانی است و نمیتوان از زحمات گذشتگان غافل شد.
*رحمتالله بدیعی: بعد از صبا چیزی به ویولن ایرانی اضافه نشد
درادامه پیام تصویری رحمتالله بدیعی، نوازنده ویولن و کمانچه و از شاگردان ابوالحسن صبا به این همایش پخش شد. رحمتالله بدیعی درباره نقش صبا در موسیقی گفت: صبا برای همه کارهایش تازگی داشت، او خودش بود و شاگردان و نوازندگان بعد از او چیزی به صبا اضافه نکردند. یکی از کارهای مهم او تکیههایی بود که در ویولن برای شاگردان می نوشت و کسی جز او اینها را اجرا نکرده بود.
بدیعی درباره آینده ویولن ایرانی گفت: ویولن جایگزین کمانچه نمی شود و هرکدام جایگاه خودش را دارد، تفاوت این دو جای بحث ندارد و جای مقایسه ای نیست. ویولن ایرانی ابدا حذف نمی باید احترامی برای خود ویولن و هم کمانچه را نگه داشت تا مردم بتوانند از هر دو استفاده کنند.
*مهدی آذرسینا: متاسفانه هنرمندان ممتاز ویولن به سمت سلیقهی مردم رفتند
در ادامه این همایش مهدی آذرسینا، نوازندهی پیشکسوت کمانچه و ویولن گفت: من ویولن می زدم بعد که به تهران آمدم شاگرد کلاس استاد بدیعی شدم. چند سال گذشت در دانشکده هنرهای زیبا شروع به تحصیل کردم سال های حدود۴۸ بود در این سال ها تقریبا حالتی شد که به دلایل مختلف کمانچه آمد و ویولن به تدریج حذف شد و همان طور که اشاره شد دست افراد خاصی در میان بود.
ما قصد این را داریم وارد عرصه هنر شویم ویولن و کمانچه و تمام جزییات وسیله ای هستند که هنرمندی پرورش یابد وهر سازی گنجایش دارد تا هنرمند حرف خود را با آن ساز بیان کند. اعتقاد دارم که باید کار از صبا ادامه پیدا می کرد و به آن اضافه می شد اما چنین اتفاق نیفتاد.
آذرسینا افزود: در دوره ی زندگی ما اوج نوازنده های رادیو بود و همه کارهی موسیقی ایران بودند. ما نام های بزرگی داشتیم که همه کاره موسیقی ایران بودند گروه درست می کردند خواننده تعیین می کردند و بدعت های زیادی داشتند اما به خاطر وضعیت سیاسی و اجتماعی آرام آرام به سمتی کشیده شدند که باب سلیقه مردم ساز می زدند. این درست نیست؛ هنرمند باید چیزی را به حد عالی یاد بگیرد و اصول آن را تا جایی که جسم و عمرش اجازه می دهد با آن ساز بنوازد و در تکنیک های آن ساز حرکت کند با فرهنگ ملی اش کار کند.
این نوازنده پیشکسوت گفت: اصل قضیه این است که ویولن به دست آدم های ممتازی بود اما بعد از آن به دست هر آدم نابلدی افتاد ویولن سازی است که با آن میشود حرفهای زیادی زد. موسیقی زبان گنگی دارد و فهمیدنش کار هر کسی نیست و مردم هم باید موسیقی را بشناسند و هر لاطالئاتی را جای موسیقی نپذیرند.
درادامه مراسم هوشنگ اکبری، سازنده ویلن و از شاگردان ابراهیم قنبریمهر مختصری درباره تغییرات قنبریمهر در ساز ویولن و همچنین درباره ساختمان ساز ویولن صحبتهایی را ارائه کرد.
*علی جعفریپویان: خوشحالیم که پیشرفت ویولن در ایران متوقف نشده است
علی جعفریپویان، نوازنده ویولن کلاسیک آخرین سخنرانان این برنامه بود. او در سخنانی گفت: همه ما وامدار نسل پیش خود هستیم و کارمان مثل دوی امداد است و به هم پیشرفت را واگذار می کنیم خوشحالیم که پیشرفت ویولن در ایران متوقف نشده است. به عنوان آدمی که این شانس به من داده شده که با ویولن همراه باشم از جایی تصمیم گرفتم که با ویولن حرف خودم را بزنم. فکر می کنم ما که در این کار هستیم وظیفه داریم یک فرهنگ سازی شنیداری انجام دهیم.
وی افزود: من اصلا موسیقی ایرانی را کم عمق ندیدم همش غصه می خورم که چرا دیر آگاهی ام به آن بیشتر شد. شانس این را داشتم که دوره یک ساله استاد علیزاده مدیرهنرستان شدند قبل از او یک گاردی در خیلی از مدرسان موسیقی کلاسیک ما وجود داشت که با نگاه ایشان، نگاه به موسیقی بسیار عوض شد و خوشحالم این شانس را داشتیم که این تحول را در خود ایجاد کنم. ما قدر چیزی که داریم نمی دانیم ویولن نوازی ایرانی از یک روح پخته و تفکر عمیق می آید.
در این مراسم شیوا عابدی، علیرضا دریایی و بهمن فریادرس هرکدام قطعاتی را در دستگاه و آوازهای مختلف با ویولن اجرا کردند. از دیگر بخشهای این برنامه اجرای قطعاتی با ویولن توسط دو هنرمند نوجوان پوریا برجی و آورین روسفید بود که با استقبال خوب حضار مواجه شد.
نشست پژوهشی «شب ویولن ایرانی؛ بررسی ویولن ایرانی از آغاز تا امروز» روزجمعه ۲۸ دیماه در میان استقبال زیاد هنرمندان و علاقمندان در سالن استاد جلیل شهناز خانه هنرمندان ایران برگزار شد.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، سعید معیریزاده هنرمند نقاش و خطاط ایرانی در نمایشگاههای گروهی مختلفی در ایران، آلبانی، رومانی، فرانسه، قطر، سوئیس و ایتالیا حضور داشته و آثارش بارها مورد توجه واقع شده است. او همچنین نمایشگاههای انفرادی «هفت پیکر و کاپیتان ظریف»، «من یک سیب صورتی هستم»، «متافیزیکولوژی» و «سی رنگ و هفت مرغ» را برگزار کرده است.
در دیباچه پرفورمنس «دعوت به مراسم تحلیف رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا» چنین آمده است:
«هنر معاصر یک حضور سیال است و در قالب خاصی نمیگنجد. یعنی از پذیرش قواعد حاضر سر باز میزند و داوری را نفی میکند. این هنری تعاملی و اجتماعی برای بهبود زیستن انسان است. این پروژه سعی در ایجاد تامل و تقویت نگاه صلحدوستی بین ملتها و دولتها است.»
در این رویداد، تنها نامزد مثالی رئیس جمهوریمادامالعمر ایالات متحده آمریکا، پرفورمنسی را با کمک رسانههای هنری در فضای مجازی با ترکیبی از نمایش زنده (عکاسی، نقاشی و مستند) اجرا میکند.
این پرفورمنس ساعت ۱۷:۳۰ دوشنبه اول بهمن ۱۴۰۳ از در اصلی سفارت سابق آمریکا در تهران آغاز میشود و ساعت ۲۰ در خانه هنرمندان ایران، به صرف «سوپ سیمرغ» پایان مییابد.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی فرهنگسرای نیاوران، مانی رهنما پس از سالها دوری از صحنه، روز یکشنبه، ۳۰ دی ۱۴۰۳، در دو سانس ۱۸ و ۲۱، در فرهنگسرای نیاوران روی صحنه خواهدرفت. در این کنسرت، رضا تاجبخش با نوازندگی پیانو و صبا راد با دکلمهخوانی، مانی رهنما را همراهی میکنند.
این برنامه، به اجرای قطعاتی خاطرهانگیز، شامل قطعاتی از آثار پیانویی، تیتراژهای سینمایی از جمله فیلم «مرسدس» و سریال «شب سرد»، «دکلمه آواز»، قطعاتی از آلبوم «کجا به خنده میرسیم» و… است.
مانی رهنما، خواننده پاپ و کلاسیک است که اجرای کنسرتهای موفق در داخل و خارج از کشور، دریافت جایزه بهترین خواننده در اولین جشنواره موسیقی پاپ، انتشارآلبومهای «مرسدس»، «فصلپرواز»، «آخرین غزل»، «من و تو»، «تموم شد ترانه»، «کجا به خنده میرسیم»، و… حاصل سالها فعالیت این هنرمند است.
بلیت این برنامه در سایت ایرانکنسرت قابل تهیه است.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، نمایش «آژاکس»؛ یک رَپ تئاتر ایرانی، به نویسندگی و کارگردانی علیرضا حافظی و با دراماتورژی امید صفیر و با بازی شایان بهمنی، آرمین جباره اصل، علیرضا حافظی، کیان سرایی، سینا سلیقهدار، پویا شهسواری، متین فرهنگ، محمد گرجی، علیرضا نامنی، سهیل نگهدارزاده، امیرحسین ویژگی و پویا یگانه دوست، از ۲ دی ماه ۱۴۰۳ در سالن شماره یک پردیس تئاتر شهرزاد به روی صحنه رفته است. نمایشی که در روزهای آغازین به علت تبلیغاتی که برای حضور رپرهای صاحبنامی همچون سجاد شاهی و بیگ شگی شده بود و اعلام عدم همکاریِ آنها با اثر در همان روزها، دچارِ حواشیِ فراوانی شد از اینرو، به این بهانه و اینکه چگونه «آژاکس»؛ یک رَپ تئاتر ایرانی، ساخته شد، گفتگویی با علیرضا حافظی نویسنده و کارگردان اثر انجام دادیم که بخشِ نخستِ آن را به سمع و نظر شما خواهیم رساند.
سوال نخست: نخستین جرقهی ساخت «آژاکس»؛ یک رَپ تئاتر ایرانی، چه زمانی زده شد؟
_خیلی اتفاقات افتاد. نمونههای فرمالیستیِ خارجی و محتوایی زیاد و متفاوتی در این باره دیدم، دنبال چنین فحوای نسبتا روشنفکرانه ای در رپِ خارجی و همینطور، در رپ ایرانی گشتم و احساس کردم که میشود چنین کاری کرد و چنین اثری را ساخت. سال ۱۴۰۰ اولین جرقهی ساخت این اثر با تولید اولین آهنگ «آژاکس» زده شد. دیالوگهای شروع اثر که خیلی به فضای کلی نمایش ربطی ندارد و ابتدا، احساس میکردم قرار است از آن یک آهنگ رپ با چنین سبک و سیاقی دربیاید را نوشتم. داشتم روی نسخههای گوناگون آن اتود میزدم که متوجه شدم برای شروع یک نمایشنامه گزینه خوبی است. البته ایده اصلی محتوایی اثر را از یک مستند به نام «آقای نخستوزیر» به کارگردانی محمدرضا امامقلی گرفتم که مستند خوبی است. در آنجا، یک دیالوگِ بولدی وجود دارد که سیدحسن امامی وقتی زیر بغل محمد مصدق را گرفته است، به عبدالحسین هژیر که آمده بود تحصن مجلس را به هم بزند، میگوید:«تو هژیر نیستی، تو اجیری!». دیدم چه قافیهی باحالی است و بعد از آن، فقط در آن مستند، قافیه میشنیدم. مثل «مرگ و جنگ»، «هفته و نفته»، «منطق و مصدق» و غیره. «آژاکس» حاصل سه، چهار سال نوشتن، آزمون و خطا کردن، بازنویسی کردن و آهنگسازیِ آماتور در روزهای ابتدایی تا الآن که اثر به یک آهنگسازی حرفهای رسیده، است.
سوال دوم: تا پیش از این تجربه آهنگسازی به شکل حرفهای نداشتی؟
_آهنگسازی کرده بودم ولی در این سطح نبود. موسیقی بیکلام برای تئاتر میساختم. برای نمایش «آیزنهاور ۴:۵۷»، یک آهنگ مشترک با آرمین جباره اصل ساخته بودم. بخش اول آهنگ را او ساخت و بخش دوم را من ساختم. در این سطح و در این کثرت، هيچوقت اثری نساخته بودم. اگر بخواهیم در مقام یک آهنگساز در نظر بگیریم، این نخستین تجربهی من محسوب میشود.
سوال سوم: مخاطبان با اثر چگونه ارتباط برقرار کردند؟
_اثر طوری پرزنت شده است که مخاطب تا دم در سالن نمیداند با چه طرف است. کما اینکه ما هر چه حاشیه داشتیم، از این بابت بود. یا اجرا از این بابت ضربه خورد یا سود برد که تا دم در سالن، مخاطب نمیدانست با چه طرف است. فکر میکردند مثلا متنی است که امید صفیر نوشته، آهنگسازی اش با آرین دوستی و پاپابویز بوده و بازیگرانش سجاد شاهی و بیگ شگی و بقیه رپرها هستند. اینها هم قرار است آهنگهای خودشان را بخوانند. و عملا یک کنسرت رپ است در صورتی که چنین چیزی نیست. الآن اجرا در روندی افتاده که مخاطب تئاتری متوجه شده با چه اثری طرف است. صرف تئاتر است و فقط شیوه اجراییِ رپ دارد. درست است عنوانش رپ تئاتر است اما این همه داستان نیست چون یک عنوان تبلیغاتی است که کلیت اثر را توضیح نمیدهد. از آنجا که در نیمی از اثر، از آهنگهای سبکهای بُلوز، جَز و راک و حتی پاپ بهره میبریم و نیمی دیگر از اثر، رپِ خالص است. میتوان گفت «آژاکس» یک اثر موسیقیایی و موزیکال است. گفتیم از این عنوان استفاده کنیم که مخاطب جذب کنیم که این اتفاق افتاد. البته تا هفتهی اول که هر چه این اثر سود کرد، از این موضوع بود و سپس، یک سری خطاهای استراتژیک اتفاق افتاد که نمیخواهم به آن اشاره کنم و اجرا از این لحاظ متضرر شد.
سوال چهارم: درباره حضور رپرها و تبلیغاتی که پیرامونِ حضور آنها صورت گرفت، توضیح بدهید و اینکه چرا دیگر در اجرا حضور پیدا نکردهاند؟
_بحث حضور و عدم حضور رپرها، حاشیهی مهندسی شده نبود. چون اگر اینگونه بود، ما با سالن خالی ادامه اجرا نمیدادیم. از سولداوتِ روزهای آغازین به این وضع نمیافتادیم. هدف ما، سو استفاده از اسامی این رپرها نبود. ما دلمان میخواست این همکاری اتفاق بیافتد و خودم هم میخواستم این اتفاق رقم بخورد چون رپرها واقعا قشر مظلومی هستند. با وجود اینکه میدانم بسیاری از تئاتری ها نسبت به رپرها گارد دارند. درست است که برخی از رپرها، خیلی گَنگ و خیابانی هستند. اولا اینکه این رپرها، راه درآمد مستقیمی ندارند. چند سال است که پلتفرمهای ساوندکلاود، اسپاتیفای و یوتیوب در ایران وایرال شده است و به هنرمندان حقِ استریم میدهد. آنها کنسرتی نمیتوانند برگزار کنند و آنها امکان نشر گسترده آلبومهایشان را ندارند و این موضوع هم هست که در صورت نشر آثارشان، چه تعداد مخاطب آلبوم را خواهند خرید. من به عنوان کسی که در چند سال گذشته سر ساخت «آژاکس» تبدیل به مخاطب رپ شده است، حقیقتا دلم نمیخواست این اتفاق بیافتد و تا جایی که توانستم از همه آنها دلجویی کردهام. اینکه چه بود و چه شد را متأسفانه نمیتوانم بیشتر از این توضیح دهم.
سوال پنجم: چهار سال است مخاطب رپ هستی و یک رپ تئاتر ساختی؟ میتوان شما را یک رپ باز نامید؟
_رپ باز نشدم و هنوز راه دارم تا رپ باز بشوم. چهار سال است که دارم رپ گوش میدهم و موسیقی مورد علاقه من، موسیقی راک و متال است.
سوال ششم: دنیای رپ را چگونه کشف کردی؟
_اول دنیای رپِ انگلیسی زبان ها را کشف کردم چون به نظر من، اول آدم باید آن ترم را بگذراند سپس سراغ رپِ ایرانی بیاید. چون کسی که از ابتدا رپ را با رپِ ایرانی شروع میکند، ممکن است در ذهنیت مخاطب بد جا بیافتد. با بزرگانی همچون توپاگ، بیگ ای، کندریک لامار، تراویس اسکات و امینم شروع کردم و کمی از جدیدها هم مثل جِی کول را گوش دادم البته از نظر من جدید هستند. رپرِ مورد علاقه من در خارجی ها تکناین است که با یاس فیت داده است. بعد به رپ های ایرانی ورود کردم. از نظر من، یک انشقاقِ محتوایی در رپ ایران وجود دارد. ممکن است کسی این حرف را بشنود و خوشش نیاید. به هر حال، نظرِ من این است. یک گونه رپ خیلی روشنفکرانه، قصهگو و کلام محور است و گونهی دیگر فقط تکنیک محور است. در رپِ تکنیکی، طرفدار برخی هستم و در رپِ محتوایی هم طرفدار برخی دیگر هستم. علی سورنا را در محتوایی ها و هیپهاپولوژیست را در رپرهایِ تکنیکی نسل جدید دوست دارم که کارشان خیلی خوب است. نه که بگویم یکی تکنیک دارد و دیگری ندارد. در ژانرها و سبکهای خودشان منظورم است.
سوال هفتم: از چه زمانی ساخت «آژاکس»؛ یک رَپ تئاتر ایرانی را آغاز کردید؟
_تولید اثر از اسفند ماه ۱۴۰۲ با دوازده بازیگر شروع شد و نقشها را تقسیم و تمرین را شروع کردیم. در واقع، پبش بردنِ اجرا تا مرحله بازبینی توسط من و گروه انجام گرفت. از آنجا به بعد، علی پالیزدار به ما اضافه شد و سپس پردیس تئاتر شهرزاد اثر را به عنوان محصول خودش معرفی کرد. همه اینها در پیشبردِ اجرا کمککننده بود. در واقع، پروسه تولید اجرا یک سال طول کشید.
سوال هشتم: آیا برای اجرا بردن «آژاکس»؛ یک رَپ تئاتر ایرانی با اداره کل هنرهای نمایشی و شورای نظارت و ارزشیابی به چالشی برخورد کردید؟
_مثل آب خوردن مجوز گرفتیم. به خدا. شاید باورتان نشود! باید بگویم که هیچ اصلاحیهای در خوانش متن و بازبینی روی نمایش صورت نگرفت.
سوال نهم: امید صفیر در مقام دراماتورژ چگونه به نمایش «آژاکس»؛ یک رَپ تئاتر ایرانی اضافه شد؟
_من از طرفداران امید صفیر هستم و او را خیلی دوست دارم. با آشنایی که از او پیدا کردهام، شخصیت بینظیر و منحصربهفردی دارد. با اینکه مکالمات محدودی با هم داشتیم، هر بار به من اثبات شده است که این آدم، بسیار جلوتر از زمانِ خودش و قشر هم صنفِ خودش است. شاید اینکه گفتم را دوست نداشته باشد ولی من به عنوان یک طرفدار، بر این باور هستم. حضورش واقعا کمککننده بود. اینکه رپری در این مقیاس با سابقه حدود ۱۵ ساله در عرصه رپ به اثر اضافه شود و برادرانه در کنار ما باشد، به طوری که هر چه بلد بود را خالصانه به ما انتقال میداد، فرصتِ مغتنمی بود. متأسفانه، سر برخی مسائل، دلخوریهایی از تیم «آژاکس» دارد و من بابت دلخوریِ این یک نفر، خیلی ناراحت هستم و امیدوارم مرا با اتفاقاتِ «آژاکس» به یاد نیاورد. امیدوارم در آینده هم بتوانیم با هم شکلی از همکاری را داشته باشیم. برای او آرزوی موفقیت دارم. قبلا همکار بودیم و حالا به سیستم قبلی برگشتهایم. من طرفدار او هستم و او رپر مورد علاقه من است.
انتهای پیام/
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی مرکز هنرهای تجسمی حوزه هنری، فصلنامه «هنرهای تجسمی» در پنجاهمین شماره خود، به موضوع «پرتره» و «پرترهنگاری» در زیرشاخههای متعدد هنرهای تجسمی پرداخته و مطالب متنوعی را در قالب مقاله، یادداشت، نقد، نظر و گفتوگو گردآوری کرده است.
در این شماره، نوشتار و گفتاری از نویسندگان و هنرمندانی چون مصطفی گودرزی، مهدی خانکه، جمال عربزاده، سید علی میرفتاح، بهناز رضاییفر، کیخسرو خروش، سید محمود ابوالقاسمی، علیمحمد شیخی، غلامعلی طاهری، ناصر سیفی، علی خسروی، قدرتالله عاقلی، مسعود زندهروح کرمانی، مهرداد اسکویی، پژمان دادخواه، فخرالدین فخرالدینی، محمود عبدالحسینی، مهرداد دفتری، سیفالله صمدیان، سید ابراهیم حسینی، کیارش زندی، طیبه ابراهیمی، بهنام زنگی، سمیه شفیعی، مهدی بخشیپور مقدم، محسن ولیحی، پریسا یوسفنژاد و امیر عبدالحسینی به چاپ رسیده است.
«رنگ رخساره خبر میدهد از سر درون»، «عبور از ظاهر»، «نگار ناسوتی، تمثال ملکوتی»، «از امضای تصویری و خودشیفتگی تا ترس از مرگ و فراموشی»، «چشم در چشم پیکاسو و کمالالملک»، «فریاد شکست ما در توقف زمان»، «دو پادشاه یک اقلیم»، «چهرهها در گذر از دشواری»، «قصههای نقش صورت»، «ثابت در مکان، جاری در زمان»، «تغییر قوانین با پرترههای افشاگر»، «پرترههای اصالت و هویت»، «چهره به چهره، روبهرو»، «نشانههای پرتره در زمان حال ساده»، «رخنگارههای حقیقی» و… بخشهایی از مطالب این شماره است.
فصلنامه تخصصی «هنرهای تجسمی» با مدیرمسئولی محمدمهدی دادمان و سردبیری امیر عبدالحسینی توسط مرکز هنرهای تجسمی حوزه هنری منتشر میشود.
شماره پنجاهم فصلنامه در ۱۷۶ صفحه، به صورت الکترونیکی در نشانی https://www.artymag.ir/publications/zmC6/ در دسترس قرار گرفته است.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از مشاور رسانه نگارخانه بهارک، نمایشگاه انفرادی نقاشی «زنده باد گیاه!» با مجموعه آثاری از لیلا آرین نیکو، از ساعت ۱۷ تا ۲۱، روز جمعه، ۲۸ دی ماه ۱۴۰۳ با حضور پدیدآورنده آثار در نگارخانه بهارک افتتاح میشود.
در بیانیه هنری رویداد چنین آمده است:
«در دنیایِ پُرسرعتِ امروز، جایی که دغدغهها و زندگی روزمره ما را در خود غَرق کردهاند، به دنیایِ لطیف و آرامشبخش گُل و گیاه پناه میبرم. نمایشگاه «زنده باد گیاه!» تلاشی است که برای برقراری ارتباط قوی و معنوی با طبیعت، جایی که زیباییها و طراوتهای آن میتوانند روح و جان ما را نوازش دهند.
بر این باور هستم که هنر و طبیعت میتوانند به ما کمک کنند تا با خودمان و دنیای اطراف مان ارتباط برقرار کنیم. «زنده باد گیاه!»، نه تنها یک نمایشگاهِ نقاشی است بلکه دعوت به تأمل و آرامش در میانهی زندگی است. از شما دعوت میکنم تا با من در این سفر همراه شوید و به دنیای رنگها و شکلهای طبیعی که به زندگی زیبایی میبخشند، قدم بگذارید.
بیایید در کنار هم با نگاهی تازه به طبیعت، به آرامش و زیباییهای درون و بیرونِ خود پی ببریم. زنده باد گیاه، زنده بار زندگی!»
لیلا آرین نیکو دارای مدرکِ کارشناسی رشته مجسمهسازی از دانشگاه هنر تهران و فارغالتحصیل مقطع کارشناسی ارشد رشته تصویرسازی از دانشگاه تهران است. وی عضوِ پیوستهی انجمن مجسمهسازان ایران و عضوِ ممتازِ انجمن خوشنویسان ایران است. همچنین، او تا کنون، در نمایشگاههای گروهی متعددی در رشتههای مجسمهسازی، خوشنویسی و نقاشی در نگارخانههای سطحِ شهرِ تهران شرکت داشته است. گفتنی است؛ «زنده باد گیاه!»، نخستین نمایشگاه انفرادی نقاشی لیلا آرین نیکو به شمار میرود.
نمایشگاه انفرادی نقاشی «زنده باد گیاه!»، از روز شنبه، ۲۹ تا روز چهارشنبه، ۳ بهمن ماه سال جاری، از ۱۷ الی ۲۰ پذیرای هنردوستان است.
نگارخانه بهارک در میدان ونک، ده ونک، کوچه شهید صابری، پلاک ۱ واقع شده است.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی فرهنگسرای ارسباران، نمایشگاه گروهی «آدیشت» شامل آثار نقاشی جمعی از هنرمندان جوان، روز جمعه ۲۸ دیماه ساعت ۱۶ با مدیریت هنری زهره مقیمی و کیوریتوری سونیا صادقی در نگارخانه هنر فرهنگسرای ارسباران گشایش و تا سوم بهمنماه برپا خواهد بود.
الهام برادران، سونیا صادقی، آتنا زاهدیان، مهرداد ورمَزیار، سهیل خانبابایی، ندا کوپهئیان، نسرین پناهی، پریا خسروبیگی، بیتاهمایی ارفع پور، الیاس ستاری، یاور بالسینی، سابینا بخشی، محسن حجازی، مجتبی رستمی و شهرزاد بیاتی هنرمندان شرکتکننده در این نمایشگاه هستند.
استیتمنت نمایشگاه بدین شرح است: «از دیرباز تا کنون آتش یکی از چهار عنصر اساسی بوده که همه چیز در جهان را تشکیل میدهد. در اساطیر تقریبا هر فرهنگی، آتش یک ماده مقدس است و نماد گرما، زندگی و ارتباطی عمیق با طبیعت داشته است. آتش که از سوختن هیزمها زبانه میکشد، نه تنها منبع گرما و نور است، بلکه یادآور قدرت تغییر و دگرگونی نیز هست؛ آتش از خود نور ساطع می کند، به این معنی که هیچ سایهای وجود ندارد که به آن شکل بدهد. این همان چیزی است که ترسیم آتش را در هنر به شکلهای مختلف دشوار میکند. همان چیزی است که ما در درونمان بارها به شکل مختلف این آتش را حس کردیم. آتشی که گرما و نورش یا باعث انگیزه و یا باعث تخریب شده است… آتشی که در این نمایشگاه با عنوان (آدیشت) به شکل مختلف به تصویر کشیدیم.»
علاقه مندان جهت بازدید از این نمایشگاه می توانند تا سوم بهمنماه همه روزه بهجز ایام تعطیل از ساعت ۱۰ تا ۱۸ به خیابان دکتر شریعتی، بالاتر از پل سیدخندان، خیابان جلفا، فرهنگسرای ارسباران، نگارخانه هنر مراجعه نمایند.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، در متن این حکم که توسط سرپرست دفتر موسیقی و رئیس چهلمین جشنواره موسیقی فجر صادر شده، آمده است:
به گزارش روابط عمومی جشنواره موسیقی فجر : «نظر به تجارب و سوابق اجرایی و بنا به پیشنهاد دبیر محترم، به موجب این حکم به عنوان مسئول کمیته روابط عمومی و اطلاعرسانی چهلمین جشنواره موسیقی فجر منصوب میشوید. امید است با استعانت از خداوند متعال در تحقق اهداف تعیینشده و انجام وظایف محوله موفق باشیدد.»
سحر طاعتی، روزنامهنگار حوزه موسیقی، فعالیت رسانهای خود را از سال ۱۳۸۱ آغاز کرده است. مدیریت روابط عمومی انجمن موسیقی ایران به مدت چهار سال، سه دوره مدیریت روابط عمومی جشنواره بینالمللی موسیقی فجر (دورههای ۲۸، ۲۹ و ۳۰)، پنج دوره مدیریت روابط عمومی جشنواره موسیقی جوان (دورههای ۷ تا ۱۰ و ۱۵) و مدیریت روابط عمومی بخش موسیقی ایرانی شصتمین بیینال موسیقی ونیز، بخشی از سوابق کاری اوست.
به گزارش روابط عمومی بنیاد رودکی، این گروه از ۳۹ نفر نوازندهی سازهای کوبهای و دف تشکیل شده است و قرار است در کنسرت پیشرو قطعه «سماع ضربیها» اثر هوشنگ کامکار و و همچنین قطعاتی به آهنگسازی آرین رضایی را اجرا کنند.
آرین رضایی مدرس موسیقی و نوازنده سازهای دف و درام است. از همکاریهای وی میتوان به دف نوازی با ارکستر کوبان، ارکستر صدا و سیما، ارکستر تخت جمشید، گروه دف و نی بیژن کامکار، ارکستر مان، تور کنسرتهای چرا رفتی و … اشاره کرد.
کنسرت گروه دف نوازان آرین رضایی روز جمعه بیست و هشتم دی ماه در دو سانس 15:30 و 20:00 در تالار رودکی برگزار میشود و بلیت آن از سایت ایران کنسرت قابل تهیه است.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی، تورکنسرت جدید علیرضا قربانی خواننده موسیقی ایرانی از بهار ۱۴۰۴ آغاز و برای امکان پوشش تعداد بیشتری از مخاطبان و علاقهمندان، در شهرهای تهران، شیراز، اصفهان، نیشابور، کرمان، تبریز و جنوب ایران برگزار میشود.
در این تورکنسرت قطعات جدید که با همراهی آهنگسازهای مختلف خلق شدهاند با فضا و سازهای متفاوت از کنسرتهای قبلی اجرا میشوند.
تورکنسرت جدید علیرضا قربانی با عنوان «ایرانم»، به منظور توسعه گردشگری فرهنگی در سطح کشور، ایجاد توازن اقتصادی، فراهم کردن کیفیت استاندارد و یکسانِ اجرای موسیقی در شهرهای مختلف و همچنین تمرکززدایی از تهران برگزار میشود.
آخرین اجرای علیرضا قربانی در تهران در تورکنسرت قبلی، اسفندماه ۱۴۰۲ با استقبال چشمگیر مخاطبان همراه بوده است. در این فاصله تولید و تنظیم قطعات جدید در دستور کار گروه تهیه و تولید علیرضا قربانی بوده است که به زودی منتشر خواهند شد.
این تورکنسرت به تهیهکنندگی محسن خباز و توسط موسسه فرهنگی هنری شهر آفتاب و آهنگ اشتیاق برگزار میشود.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، تجربه صوتی «نویز قرمز» RED NOISE با امیر صدیقیان در گالری ممیز خانه هنرمندان ایران به اجرا گذاشته میشود.
این برنامه با ترکیب سازهای دیجیتال و اشیاءدر کنار نمایشگاه آثار محمد کمال علوی با نام «ناگهان قرمز» توسط امیر صدیقیان اجرا خواهد شد.
در بخشی از دیباچه رویداد «ناگهان قرمز» به قلم محمد کمال علوی، چنین آمده است: آثار پیش رو مجموعهایست از احساسات پنهانِ ناگفته؛ لحظاتی از جبر، دلتنگی، مبارزه و تنهایی. هر قاب، پلانی از زندگیست که به جبر، تنهایی، مبارزه و آزادی اشاره دارد. تصور من این است که قابهای پیشرو، داستان یک فرد تنها را روایت نمیکنند؛ بلکه حکایتیست که بسیاری از ما در آن شریکیم. ما در تنها بودن، تنها نیستیم. اینها دعوتیاند برای بازشناسی حس های مشترک و درخشان کردن رنگهای زندگی. پیشکش به تمام کسانی که در هجوم لشگرِخاکستری، قرمز ماندند.
تجربه صوتی «RED NOISE» ساعت ۱۶ تا ۱۸:۳۰ سهشنبه ۲۵ دی ۱۴۰۳ گالری ممیز خانه هنرمندان ایران برگزار میشود.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از مشاور رسانه گروه هنری آیتیست، نمایشگاه گروهی هنرهای تجسمی و صنایع دستی «مجموعه معاصر» گروه هنری آیتیست است که با شرکت ۲۴ هنرمند ایرانی، روز جمعه، ۲۸ دی ماه سال جاری به صورت آنلاین در کشور عُمان به نمایش گذاشته میشود.
گروه هنری آیتیست و موسسه رواد التجارة الانتاج العالمی، برگزارکنندگان این نمایشگاه گروهی هستند و آیناز زارعی نقاش و مدیر گروه هنری آیتیست، کیوریتوری رویداد را بر عهده دارد.
اسامی هنرمندان شرکتکننده در رویداد به این شرح است:
مهشید میراب، ساناز روشن پور، سیدمحمدمهدی حسینی، امیر قره حسنلو، سیده مریم سیدی، غلامرضا اسماعیلی، سمانه رحمتی، فاطمه خجندی، سمیه مروجی، مریم نقیان، ریحانه اسمعیل پور، مهناز جعفری، مهرآسا حبیب الهی خوراسگانی، بیتا دولت آبادی، کتایون درودیان، رعنا بهنام تقی پور، عاطفه یوسف رضا، مریم قاسمیان، شیوا محمدی، زینت پاشا، فاطمه صابری نارتیچی، فاطمه فیروزان، ژینا بهزادیان، ستایش مجدی نسب.
علاقهمندان به هنرهای تجسمی برای تماشای ۳۱ اثر راه یافته به «مجموعه معاصر» میتوانند تا روز چهارشنبه، ۳ بهمن ماه ۱۴۰۳ به صفحه اینستاگرام گروه هنری آیتیست به نشانی: aynazzareii و همینطور، کانال تلگرامی گروه هنری آیتیست به نشانی: https://t.me/aynazzareii و همچنین، سایت رسمی موسسه رواد التجارة الانتاج العالمی به نشانی: http://aynazzareiiraaa.com/ مراجعه کنند.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، نمایشگاه انفرادی «خفته» با آثاری از طناز عدلی، روز جمعه به تاریخ 28 دیماه در گالری بام برگزار میشود. طناز عدلی، هنرمند نقاش، متولد 1365 است. او پس از ورود به دانشگاه، مدرک کارشناش گرافیک و کارشناس ارشد تصویرگری را دریافت کرده است. همچنین عدلی در طی سالهای فعالیت خود به عنوان نقاش و تصویرگر، جایزهی پوستر در استان تهران و جایزهی موزهی امام علی را کسب کرد.
از دیگر فعالیتهای این هنرمند میتوان عضویت او در انجمن شورای کتاب کودک، تصویرگری چندین کتاب و مجله را یادآور شد. این هنرمند 17 نمایشگاه گروهی و انفرادی را تاکنون در کارنامهی خود ثبت کرده است. او آخرینبار، آثارش را در تیرماه 1403 در گالری کاما به نمایش درآورد. آثار او در مجموعهی پیش رو با موضوع رویا خلق شده است.
در استیتمنت نمایشگاه «خفته» آمده:«آنجا که هراسی نیست، ترسی از قضاوتها یا نشدنها و فراقها معنا نمیگیرد،گویی که بیداری در خفتن است. آنگونه که حافظ جدایی را در رویا، وصال میبیند: دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی یا جایی که امید در خواب از شعر سید علی صالحی معنا میگیرد: هنوز خواب میبینم که ابری میآید و من را تا سرآغاز روییدن بدرقه میکند رویای دور از قید و بندها در جهانی آزاد و نبردهایی از عدل که یا گذشته را بیدار میکند یا آینده را تمنا دارد، همگی در آن لحظهی خفته، بیدار میشوند. خیال در آثار طناز عدلی همیشه پدیدار شده و این بار با دستانی بازتر و رهاتر به بعدهای دور از اکنون و لحظههای زمینی رسیده است. عناصر آثار او با بهشتی فرضی عجین شده است و در بعضی آثار از دورشدن رویای بهشت با حضور تکنولوژی خبر میدهد».
علاقهمندان به بازدید از این نمایشگاه میتوانند تا 7 بهمنماه، هر روز از ساعت 16 تا 20 در گالری بام به نشانی خیابان سنایی،کوچه نوزدهم، پلاک ١٦، زنگ دوم مراجعه کنند.
گالری بام شنبهها و دوشنبهها تعطیل است.
به گزارش روابط عمومی مرکز هنرهای تجسمی حوزه هنری، نمایشگاه نگارگری «نقش نهان» با آثاری از حسین حبیبی هنرمند نگارگر عصر یکشنبه 23 دی ماه در گالری عالی حوزه هنری افتتاح شد.
در این مراسم، سعید لشگری معاون راهبری استانهای حوزه هنری، سیدشهابالدین شکیبا مدیر مرکز هنرهای تجسمی حوزه هنری و هنرمندان نقاش، نگارگر و خوشنویسی چون امیرحسین آقامیری، عبدالله سیدحسن، عبدالحمید قدیریان، حسین عصمتی، صدیقه سلمان، کامیار صادقی، رضا اسدی و محمود ابوالقاسمی حضور داشتند.
در نمایشگاه نگارگری «نقش نهان»، ۸ اثر با موضوعات معنوی و مذهبی از حسین حبیبی به مناسبت همزمانی با ماه رجب و شعبان روی دیوار رفته است که تا 6 بهمن ماه ادامه خواهد داشت. در کنار این آثار تعدادی از اتودهای طراحی حسین حبیبی نیز روی دیوار نصب شده است که برخی از آنها، ایدههای اولیه تابلوهای حاضر در این نمایشگاه هستند.
«علمدار (حضرت قمر بنی هاشم)»، «سردار تنها (امام حسن)»، «حضرت علی اصغر (ع)»، «منجی»، «سایه سرخ اهریمن بر هویت ایرانی اسلامی»، «پیامبر مهربانی» و «بانوی دو عالم» عناوین آثار در این نمایشگاه هستند که برای فروش نیز گذاشته شدهاند.
حسین حبیبی هنرمند نگارگر درباره ایده برگزاری نمایشگاهش و آثار منتخبی که برای نمایش روی دیوار رفته است، توضیح داد: آثار نمایشگاه «نقش نهان» متعلق به سال گذشته و امسال است. سال 1390 بود که آثاری در ابعاد بزرگ خلق کردم که اولین تجربه من در خلق آثار ابعاد بزرگ بود، همان تابلوها، آغازی شد تا سالها بعد به فکر تعریف یک پروژه افتادم تا بتوانم نمایشگاهی از آثارم ترتیب دهم. چند سال وقت گذاشتم و فکر کردم تا بتوانم ایدههای مختلفی را مطرح کنم تا به تکنیکهای لازم برسم. این موضوع زمان زیادی برد تا الان که مجموعهای از مطالعات نظری و عملی را برای من در بر داشت و حاصلش شد آثاری که در این نمایشگاه میبینید.
وی با تاکید بر زمان زیاد آزمون و خطا در برگزاری چنین نمایشگاهی، گفت: تجربیات در کار که با آزمون و خطاهای زیاد همراه است، چیزی است که هنرمند باید در خلق آثارش داشته باشد و ممکن است این زمان 5 الی 10 سال باشد. ممکن است فکر کردن درباره یک ایده زیاد هم زمان نبرد اما همین که دغدغه هنرمند میشود و سپس به مرحله آزمون و خطا میرود، در این فضا تجربه حاصل میشود که این تجربه مثل یک پله میماند که انسان را به مراحل بالاتر میآورد.
حبیبی تصریح کرد: رسیدن به این مرحله به ایمان و باور فرد نیز بستگی دارد. من باور داشتم که نگارگری میتواند اتفاقات بهتری رقم بزند یا صورتهای جدیدتری از آن را ببینیم که تلاشم در این نمایشگاه در همین راه بود.
حسین عصمتی هنرمند نقاش و نگارگر نیز درباره آثار نمایشگاه «نقش نهان» گفت: چند نکته در آثار حسین حبیبی قابل ذکر است؛ نسبت به کارهای قدیمی نگارگری تفاوتهایی دارد و بیشتر از ابژههای هنر کلاسیک غربی بهره برده و در نوع طراحی و انتخاب رنگ و طراحی فیگورهایش از این ویژگیها استفاده کرده است. در آثارش هارمونی رنگ دارد و اکثراً در یک اثر با یک رنگ حاکم، کار جمع شده است. آقای حبیبی چون هم انیمیشن و تصویرسازی کار کرده است، ویژگی این دو شیوه نیز در آثارش دیده میشود که یک نوع دفرماسیونی دارد که فانتزی و شیرین است، البته ساختار و تناسبات چهرهها، کاملاً نگارگری است و با توجه به تجربههای انیمیشنی که دارد، آن را به خدمت گرفته است. این ویژگیها سبب شده آثارش خاص باشد. در آثار حسین حبیبی، روایتگری وجود دارد که البته از ویژگیهای آثار نگارگری به حساب میآید.
در بیانیه نمایشگاه «نقش نهان» آمده است: «نگارگری یا همان نقاشی ایرانی اسلامی ریشه در باورهای توحیدی دارد. در این جغرافیای اهورایی، هنرمند را با عقل مدعی میانهای نیست، زیرا او عقل کل خداوند متعال را پذیرفته است. پس بیگمان در عالم کثرت مستغرق نخواهد شد. نمایشگاه حاضر، عرض حالی است در قاب نگارگری که بنا ندارد به عناصر زمینی معطوف بماند، زیرا جستجوگری در معنای پدیدههای خلقت شورآفرین است و ماهیت عالم خلقت، حرکت و بالندگی است. حال کائنات چنان است که آنی و لحظهای ثابت نیست و هنرمند را به مقامات گوناگون میکشاند. هنرمند نگارگر با همه عالم کار دارد و عالم هستی فضای تنفس هنرمند است و میگوید: به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست.»
علاقهمندان برای بازدید از آثار میتوانند از ۲۴ دی تا ۶ بهمن ۱۴۰۳، روزهای شنبه تا چهارشنبه، ساعت ۹ تا ۱۸ به نشانی حوزه هنری واقع در خیابان سمیه، نرسیده به خیابان حافظ مراجعه کنند.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، این مراسم با نام «بهیاد افشین پیرهاشمی» در آخرین پنجشنبه دی ۱۴۰۳ در خانه هنرمندان ایران برگزار خواهد شد.
زندهیاد افشین پیرهاشمی نقاش مشهور ایرانی ۱۷ آذر ۱۴۰۳ در ۵۰ سالگی دارفانی را وداع گفت. او در آغاز نمایشگاههایی در گالریهای هما و سیحون و موزهٔ هنرهای معاصر تهران برگزار کرد. او پیرهاشمی نخستین نمایشگاه انفرادی خود را در سال ۱۳۶۹ در گالری بامداد برگزار کرد و پس از آن در کمتر از یک دهه در نمایشگاههای انفرادی و گروهی بسیاری آثار خود را به نمایش گذاشت و در حراجیهای بینالمللی معتبری مانند کریستیز، بونامز و فیلیپس آثار خود را به فروش رساند. او خیلی زود به یکی از گرانترین هنرمندان جوان معاصر خاورمیانه تبدیل شد.
مراسم «بهیاد افشین پیرهاشمی» از ساعت ۱۸ تا ۱۹ پنجشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۳ در سالن استاد شهناز خانه هنرمندان ایران برگزار خواهد شد.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، سیویکمین برنامه «دلکوک» به اجرای تار، آواز، عود، تنبک و دف توسط احسان خسروی، محسن مهرجویی، محمد زایری، یزدان سیاحمقدم و ملیکا یحیایی اختصاص دارد.
تماشای این برنامه برای عموم علاقهمندان آزاد است.
«دلکوک» عنوان سلسله برنامههای اجرای موسیقی زنده و محیطی در خانه هنرمندان ایران است که میزبان دانشجویان، استادان، دستاندرکاران، نوازندگان، آهنگسازان و فعالان رشته موسیقی در قالبهای اجرایی مختلف خواهد بود.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابطعمومی این رویداد، نمایشگاه گروهی «نجوای زمستان» (Winter Whispers) شامل آثار هنرهای تجسمی و صنایعدستی هنرمندان ایرانی، روز یکشنبه 23 دیماه افتتاح میشود. این نمایشگاه با همکاری گروه هنری لومینارت برگزار میشود و کیوریتوری آن را مینا عالیپور بر عهده دارد.
در نمایشگاه «نجوای زمستان»، ۳۰ اثر از ۲۰ هنرمند به نمایش درآمده است.
هنرمندان شرکتکننده در این نمایشگاه عبارتند از: شکوفه قادری، سیدسیاوش بهشتی زاویه، نجمه حمیدانپور، یوسف منوچهری، سپیده عشقی، غزل اعتمادی بروجنی، مهرناز خوشبخت، سمانه عبدلی، رقیه پورمجیب، سالی صالحی، سید مسعود مصطفوی قهفرخی، آرزو احمدی،کیمیا عالیپور، اعظم زمردیان، مهگونه مظهرینیا، فریناز صادقی، پیام احمدی کاشانی، سهیلا درستی، علیرضا نعمتیزاده، مینا عالیپور.
این نمایشگاه، همزمان در دو صفحه اينستاگرام@Mina__Aalipour و @Luminart.group و همچنین كانال تلگرام https://t.me/LUMINARTGROUP و سایت بینالمللي نمایشگاه واقعیت مجازی در نشانی https://www.artsteps.com با به نمايشگذاشتن آثار هنرمندان برگزار میشود.
گفتنیست نمایشگاه «نجوای زمستان» تا تاریخ ۳۰ دیماه با کیوریتوری مینا عالیپور ادامه دارد.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی چهل و سومین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر، مهدی آشنا با اشاره به استقبال اهالی تئاتر از بخش عکس و پوستر جشنواره اظهار کرد: امسال پس از دو سال، دوباره به لطف آقای تقیانیپور، اداره کل هنرهای نمایشی و دوستان دبیرخانه توانستیم این بخش را برگزار کنیم.
وی ادامه داد: فراخوان بخش عکس و پوستر در بازه زمانی سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳ منتشر شد تا بتوانیم آثار دوستان فعال در سه سال اخیر را پذیرش و این خلا را پر کنیم.
مدیر بخش عکس و پوستر جشنواره بینالمللی تئاتر فجر تاکید کرد: آثار رسیده به جشنواره کیفیت بسیار خوبی داشت؛ در سه سال اخیر تولیدات تئاتری با کاهش روبرو بود و به همان نسبت گرافیستها هم تحت تاثیر قرار گرفتند. در عین حال استقبال عکاسان بیشتر از طراحان پوستر بود؛ البته عکاسان جمعیت بیشتری نسبت به گرافیستهای فعال در حوزه تئاتر دارند.
آشنا ادامه داد: آثار زیادی از عکاسان به دست ما رسید که کیفیت خیلی خوبی داشت و این مهم باعث شد که داوری ما چیزی حدود ۱۳-۱۴ ساعت زمان ببرد و حدود ۱۰۰۰ اثر تقریبا به دست دبیرخانه رسید که توسط سیامک زمردی مطلق، سارا ساسانی و شکوفه هاشمیان بررسی شد.
وی یادآور شد: از بین این آثار ۸۹ اثر به بخش نهایی و نمایشگاه راه یافت. در بخش پوستر هم حدود ۱۲۰ اثر به دبیرخانه ارسال شد که با داوری ابراهیم حقیقی، جواد آتشباری و بهراد جوانبخت، در نهایت ۴۰ اثر از ۲۰ هنرمند به بخش مسابقه و بخش نهایی راه پیدا کرد.
مدیر بخش عکس و پوستر جشنواره تئاتر فجر تاکید کرد: تنوع استانی آثار رسیده به دبیرخانه در این دو بخش واقعاً بینظیر بود. در این دوره از استانهایی برای ما آثار فرستاده شد که خودم خیلی ذوق داشتم آنها را بینم. ما از شهرستانها و استانهای مختلف آثار بسیاری را دریافت کردیم؛ شاید این تصور باشد که کیفیت این آثار به نسبت امکانات موجود، کیفیت نمایشها و فضای بصری در استانهای مختلف، مطلوب نباشد اما واقعا آثاری که به دستمان رسید فوق العاده خوب و باکیفیت بودند و گستردگی استانی خیلی خوبی داشتیم.
آشنا تصریح کرد: خیلی خوشحالم که یکی از اهدافمان یعنی تمرکز زدایی از تهران در جشنواره بینالمللی تئاتر فجر محقق شده و امیدوارم بتوانیم این رویداد فرهنگی هنری را در حد نام جشنواره بینالمللی و جشنوارهای برای همه مردم ایران برگزار کنیم.
وی گفت: برای نمایش آثار بخش عکس و پوستر جشنواره امسال چند گالری را مد نظر داریم که به زودی به طور رسمی اسامی این گالریها اعلام خواهد شد و در این بخشها میزبان اهالی هنر و رسانه خواهیم بود.
مدیر بخش عکس و پوستر جشنواره بینالمللی تئاتر فجر با بیان اینکه به لطف دبیرخانه جشنواره و اداره کل هنرهای نمایشی شاهد نمایش آثار منتخب عکس و پوستر در تعدادی از استانها هستیم، عنوان کرد: آثار این بخش به صورت نمایشگاه در حداقل یک استان یا دو استان در معرض دید عموم قرار خواهد گرفت؛ علاوه بر این مهم، رایزنیهایی برای برگزاری نمایشگاه این آثار در خارج از کشور در حال انجام است تا از نگاه دوستانمان در کشورهای خارجی هم استفاده کنیم. این اتفاق موجب آگاهی هرچه بیشتر هنرمندان فعال و شرکت کننده در جشنواره با استانداردهای جهانی می شود؛ اگرچه هنرمندان ایرانی در این عرصه بهشدت قوی و آگاه به استانداردهای جهانی هستند.
آشنا با بیان اینکه بودجه فرهنگی متاسفانه در تئاتر بسیار اندک است توضیح داد: امیدوارم که به واقعیت، تئاتر جایگاه اصلی خودش را پیدا کند؛ احساس میکنم باید درک درستتری از واقعیت تئاتر در کشورمان وجود داشته باشد. تاثیر تئاتر بر فرهنگ کشور هنوز به درستی درک نشده و با سرمایهگذاری و بودجهریزی صحیح، میتوان از ظرفیتهای این هنر در ارتقای فرهنگی جامعه استفاده کرد.
وی گفت: عکس و پوستر، ویترین نمایشها بوده و جشنواره تئاتر فجر در این بخش از این حیث بینهایت مهم است. اگر ما بخواهیم چشم اندازی در نگاه مهمانان خارجی جشنواره نسبت به وضعیت تئاتر کشور ایجاد کنیم، از طریق بخش پوستر و عکس جشنواره است. در این بخش، کتاب جشنواره سندی بینهایت ارزشمند محسوب میشود.
آشنا یادآور شد: بخش پوستر و عکس جشنواره تئاتر فجر دیدگاه آدمها و نسل جدید را معرفی میکند و نفس تازهای به عکاسی و گرافیک تئاتر میدهد. برگزاری این دو بخش در جشنواره، نفسی تازه برای کاربرد تئاتر در حوزه پوستر و عکس است و افراد و هنرمندان جوان را نیز در این بخش میتواند خود را معرفی کند.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از مشاور رسانه گروه هنری آیتیست، نمایشگاه انفرادی عکاسی «سماعِ مُعاصر» با مجموعه ۲۰ قابِ عکس از مهناز جعفری با موضوع رقصِ سماع، روز سهشنبه، ۲۵ دی ماه سال جاری به صورت آنلاین در کشور عُمان به نمایش گذاشته میشود.
گروه هنری آیتیست و موسسه رواد التجارة الانتاج العالمی، برگزارکنندگان این نمایشگاه انفرادی هستند و آیناز زارعی نقاش و مدیر گروه هنری آیتیست، کیوریتوری رویداد را بر عهده دارد.
در بیانیه هنری رویداد چنین آمده است:
«من، مهناز جعفری، عکاسی هستم که دغدغهام خلق تصاویری هنری و صحنهپردازیشده است. علاقهی من به عکاسی، فراتر از ثبت صرف واقعیت، به دنبال خلق فضاهایی بصری است که مخاطب را به دنیایی دیگر دعوت میکند و او را به تفکر و تأمل وا میدارد. در این نمایشگاه با عنوان «سَماعِ مُعاصر»، مجموعهای از آثار عکاسی خود را به نمایش گذاشتهام.
سماع، آیینی کهن و سرشار از رمز و راز، همواره منبع الهامی برای هنرمندان در طول تاریخ بوده است. در این مجموعه، من تلاش کردهام تا با نگاهی معاصر و با بهرهگیری از تکنیکهای صحنهپردازی، تفسیری نو از این آیین را ارائه دهم. «سَماعِ مُعاصر» از دیدگاه من، نه فقط بازنمایی حرکات فیزیکی، بلکه تجسمی از جستجوی درونی انسان، اتصال به هستی و رهایی از خود در دنیای مدرن است.
در این تصاویر، چرخشها نه صرفاً حرکاتی موزون، بلکه استعارهای از گذر زمان، تغییرات مداوم و سفر روح در دنیای پرشتاب امروز هستند. من با استفاده از نورپردازی خاص، ترکیببندی دقیق و صحنهپردازی هدفمند، سعی در خلق فضاهایی بصری داشتهام که حس حرکت، سیالیت و روحانیت سماع را به مخاطب منتقل کند. هدف من این بوده که مخاطب با دیدن این عکسها، نه فقط شاهد یک رقص، بلکه تجربهای از حضور در لحظه و اتصال به چیزی فراتر از خود را داشته باشد.
این مجموعه، حاصل سالها تجربه و علاقهی من به عکاسی هنری و صحنهپردازی است. پیش از این، آثارم در چندین نمایشگاه در داخل و خارج از ایران به نمایش گذاشته شده است و این نمایشگاه فرصتی است برای به اشتراک گذاشتن دیدگاه من در مورد «سَماعِ مُعاصر» و دعوت مخاطبان به سفری درونی و تأمل در این آیین کهن در بستر زمان.»
علاقهمندان به هنرهای تجسمی برای تماشای آثارِ به نمایش درآمده در «سماعِ مُعاصر»، میتوانند تا روز یکشنبه، ۳۰ دی ماه ۱۴۰۳ به صفحه اینستاگرام گروه هنری آیتیست به نشانی: aynazzareii و همینطور، کانال تلگرامی گروه هنری آیتیست به نشانی: https://t.me/aynazzareii و همچنین، سایت رسمی موسسه رواد التجارة الانتاج العالمی به نشانی: http://aynazzareiiraaa.com/ مراجعه کنند.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی، اختتامیه نخستین جشنواره فیلم و عکس تهران؛ لالهزار، عصر دیروز، پنجشنبه ۲۰ دی۱۴۰۳ در کوشک باغ هنر تهران برگزار شد و این رویداد برگزیدگان خود را شناخت.
اسامی برگزیدگان در چهار بخش جشنواره به شرح زیر است:
*بخش مردم تهران
در این بخش جایزه اول به شبنم ملکی اهدا شد. همچنین یاسر محمدخانی و پژمان مولایی به ترتیب جوایز دوم و سوم را گرفتند.
اثر فاطمه تاجیک نیز شایسته تقدیر شناخته شد.
*بخش شهر تهران
در این بخش جایزه اول به محسن رضایی رسید. همچنین نسترن باش افشار و یاسر محمدخانی جوایز دوم و سوم را دریافت کردند.
* بخش تورهای عکاسی
در این بخش جایزه اول به فاطمه جهانی اهدا شد. همچنین ایمان صمدی اورنقی و سامان جعفری به ترتیب جوایز دوم و سوم را گرفتند.
اثر مهشید آذرخش نیز شایسته تقدیر شناخته شد.
*بخش فیلم
در این بخش از فیلمهای «لالهزار چهارراه کنت» ساخته عباس کتابی، «خاموشی لالهزار» ساخته سوگل دانایی و «تا تهران» ساخته پریا معظمی تقدیر شد.
در این دوره از جشنواره از میان ۶۰۰ عکس رسیده، ۶۰ عکس در بخش مردم تهران و ۵۵ عکس در بخش تهران پذیرفته شدند. ۶ تور ماراتن عکاسی با حضور ۱۸۰ نفر برگزار شد که در نتیجه آن ۲۵۰ عکس به دبيرخانه رسید.
همچنین ۹ نشست تخصصی درباره عکاسی و تاریخ تهران با حضور چهرههای علمی پژوهشی این حوزه برگزار شد.
نخستین جشنواره فیلم و عکس تهران با عنوان لالهزار و با هدف معرفی جاذبههای دیدنی و گردشگری تهران، به همت «تهران ایمیجز» -استارتاپ تولید محتوا و گشت و گذار در تهران- با همکاری منطقه فرهنگی و گردشگری عباسآباد برگزار شده است.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی فرهنگسرای نیاوران، در این کنسرت قطعات ایرانی از آثار فاخر همایون خرم مانند رفته، راز دل و نیمهشبان تنها، اجرا میشود. همچنین قطعاتی به پنج زبان خارجی از خوانندگان بزرگی چون لوچیانو پاواروتی، آندره بوچلی، خولیو ایگلسیاس، و فرانک سیناترا نیز برای علاقهمندان اجرا خواهدشد.
امیر مینوسپهر (رهبر ارکستر و نوازنده ویولن)، نیما اکبریان (سازهای الکترونیک و افکت)، محمد شکاری (گیتار نایلون)، سروش عمومی (درامز)، مجید برومند (گیتارباس)، سیاوش خادم (پرکاشن)، دنیا فتحی (پیانو) و فرگل ساکت، هدیه حجازی، نگین سمایی و سارا نادری (ویولن)، اعضای این گروه موسیقی هستند.
این کنسرت، روز شنبه، ۲۲ام دی ماه، از ساعت ۲۰ در فرهنگسرای نیاوران اجرا میشود و بلیت آن از طریق سایت هنرتیکت قابل تهیه است.
