به گزارش سایت خبری راوی هنر، نمایش «آژاکس»؛ یک رَپ تئاتر ایرانی، به نویسندگی و کارگردانی علیرضا حافظی و با دراماتورژی امید صفیر و با بازی شایان بهمنی، آرمین جباره اصل، علیرضا حافظی، کیان سرایی، سینا سلیقهدار، پویا شهسواری، متین فرهنگ، محمد گرجی، علیرضا نامنی، سهیل نگهدارزاده، امیرحسین ویژگی و پویا یگانه دوست، از ۲ دی ماه ۱۴۰۳ در سالن شماره یک پردیس تئاتر شهرزاد به روی صحنه رفته است. نمایشی که در روزهای آغازین به علت تبلیغاتی که برای حضور رپرهای صاحبنامی همچون سجاد شاهی و بیگ شگی شده بود و اعلام عدم همکاریِ آنها با اثر در همان روزها، دچارِ حواشیِ فراوانی شد از اینرو، به این بهانه و اینکه چگونه «آژاکس»؛ یک رَپ تئاتر ایرانی، ساخته شد، گفتگویی با علیرضا حافظی نویسنده و کارگردان اثر انجام دادیم که بخشِ نخستِ آن را به سمع و نظر شما خواهیم رساند.
سوال نخست: نخستین جرقهی ساخت «آژاکس»؛ یک رَپ تئاتر ایرانی، چه زمانی زده شد؟
_خیلی اتفاقات افتاد. نمونههای فرمالیستیِ خارجی و محتوایی زیاد و متفاوتی در این باره دیدم، دنبال چنین فحوای نسبتا روشنفکرانه ای در رپِ خارجی و همینطور، در رپ ایرانی گشتم و احساس کردم که میشود چنین کاری کرد و چنین اثری را ساخت. سال ۱۴۰۰ اولین جرقهی ساخت این اثر با تولید اولین آهنگ «آژاکس» زده شد. دیالوگهای شروع اثر که خیلی به فضای کلی نمایش ربطی ندارد و ابتدا، احساس میکردم قرار است از آن یک آهنگ رپ با چنین سبک و سیاقی دربیاید را نوشتم. داشتم روی نسخههای گوناگون آن اتود میزدم که متوجه شدم برای شروع یک نمایشنامه گزینه خوبی است. البته ایده اصلی محتوایی اثر را از یک مستند به نام «آقای نخستوزیر» به کارگردانی محمدرضا امامقلی گرفتم که مستند خوبی است. در آنجا، یک دیالوگِ بولدی وجود دارد که سیدحسن امامی وقتی زیر بغل محمد مصدق را گرفته است، به عبدالحسین هژیر که آمده بود تحصن مجلس را به هم بزند، میگوید:«تو هژیر نیستی، تو اجیری!». دیدم چه قافیهی باحالی است و بعد از آن، فقط در آن مستند، قافیه میشنیدم. مثل «مرگ و جنگ»، «هفته و نفته»، «منطق و مصدق» و غیره. «آژاکس» حاصل سه، چهار سال نوشتن، آزمون و خطا کردن، بازنویسی کردن و آهنگسازیِ آماتور در روزهای ابتدایی تا الآن که اثر به یک آهنگسازی حرفهای رسیده، است.
سوال دوم: تا پیش از این تجربه آهنگسازی به شکل حرفهای نداشتی؟
_آهنگسازی کرده بودم ولی در این سطح نبود. موسیقی بیکلام برای تئاتر میساختم. برای نمایش «آیزنهاور ۴:۵۷»، یک آهنگ مشترک با آرمین جباره اصل ساخته بودم. بخش اول آهنگ را او ساخت و بخش دوم را من ساختم. در این سطح و در این کثرت، هيچوقت اثری نساخته بودم. اگر بخواهیم در مقام یک آهنگساز در نظر بگیریم، این نخستین تجربهی من محسوب میشود.
سوال سوم: مخاطبان با اثر چگونه ارتباط برقرار کردند؟
_اثر طوری پرزنت شده است که مخاطب تا دم در سالن نمیداند با چه طرف است. کما اینکه ما هر چه حاشیه داشتیم، از این بابت بود. یا اجرا از این بابت ضربه خورد یا سود برد که تا دم در سالن، مخاطب نمیدانست با چه طرف است. فکر میکردند مثلا متنی است که امید صفیر نوشته، آهنگسازی اش با آرین دوستی و پاپابویز بوده و بازیگرانش سجاد شاهی و بیگ شگی و بقیه رپرها هستند. اینها هم قرار است آهنگهای خودشان را بخوانند. و عملا یک کنسرت رپ است در صورتی که چنین چیزی نیست. الآن اجرا در روندی افتاده که مخاطب تئاتری متوجه شده با چه اثری طرف است. صرف تئاتر است و فقط شیوه اجراییِ رپ دارد. درست است عنوانش رپ تئاتر است اما این همه داستان نیست چون یک عنوان تبلیغاتی است که کلیت اثر را توضیح نمیدهد. از آنجا که در نیمی از اثر، از آهنگهای سبکهای بُلوز، جَز و راک و حتی پاپ بهره میبریم و نیمی دیگر از اثر، رپِ خالص است. میتوان گفت «آژاکس» یک اثر موسیقیایی و موزیکال است. گفتیم از این عنوان استفاده کنیم که مخاطب جذب کنیم که این اتفاق افتاد. البته تا هفتهی اول که هر چه این اثر سود کرد، از این موضوع بود و سپس، یک سری خطاهای استراتژیک اتفاق افتاد که نمیخواهم به آن اشاره کنم و اجرا از این لحاظ متضرر شد.
سوال چهارم: درباره حضور رپرها و تبلیغاتی که پیرامونِ حضور آنها صورت گرفت، توضیح بدهید و اینکه چرا دیگر در اجرا حضور پیدا نکردهاند؟
_بحث حضور و عدم حضور رپرها، حاشیهی مهندسی شده نبود. چون اگر اینگونه بود، ما با سالن خالی ادامه اجرا نمیدادیم. از سولداوتِ روزهای آغازین به این وضع نمیافتادیم. هدف ما، سو استفاده از اسامی این رپرها نبود. ما دلمان میخواست این همکاری اتفاق بیافتد و خودم هم میخواستم این اتفاق رقم بخورد چون رپرها واقعا قشر مظلومی هستند. با وجود اینکه میدانم بسیاری از تئاتری ها نسبت به رپرها گارد دارند. درست است که برخی از رپرها، خیلی گَنگ و خیابانی هستند. اولا اینکه این رپرها، راه درآمد مستقیمی ندارند. چند سال است که پلتفرمهای ساوندکلاود، اسپاتیفای و یوتیوب در ایران وایرال شده است و به هنرمندان حقِ استریم میدهد. آنها کنسرتی نمیتوانند برگزار کنند و آنها امکان نشر گسترده آلبومهایشان را ندارند و این موضوع هم هست که در صورت نشر آثارشان، چه تعداد مخاطب آلبوم را خواهند خرید. من به عنوان کسی که در چند سال گذشته سر ساخت «آژاکس» تبدیل به مخاطب رپ شده است، حقیقتا دلم نمیخواست این اتفاق بیافتد و تا جایی که توانستم از همه آنها دلجویی کردهام. اینکه چه بود و چه شد را متأسفانه نمیتوانم بیشتر از این توضیح دهم.
سوال پنجم: چهار سال است مخاطب رپ هستی و یک رپ تئاتر ساختی؟ میتوان شما را یک رپ باز نامید؟
_رپ باز نشدم و هنوز راه دارم تا رپ باز بشوم. چهار سال است که دارم رپ گوش میدهم و موسیقی مورد علاقه من، موسیقی راک و متال است.
سوال ششم: دنیای رپ را چگونه کشف کردی؟
_اول دنیای رپِ انگلیسی زبان ها را کشف کردم چون به نظر من، اول آدم باید آن ترم را بگذراند سپس سراغ رپِ ایرانی بیاید. چون کسی که از ابتدا رپ را با رپِ ایرانی شروع میکند، ممکن است در ذهنیت مخاطب بد جا بیافتد. با بزرگانی همچون توپاگ، بیگ ای، کندریک لامار، تراویس اسکات و امینم شروع کردم و کمی از جدیدها هم مثل جِی کول را گوش دادم البته از نظر من جدید هستند. رپرِ مورد علاقه من در خارجی ها تکناین است که با یاس فیت داده است. بعد به رپ های ایرانی ورود کردم. از نظر من، یک انشقاقِ محتوایی در رپ ایران وجود دارد. ممکن است کسی این حرف را بشنود و خوشش نیاید. به هر حال، نظرِ من این است. یک گونه رپ خیلی روشنفکرانه، قصهگو و کلام محور است و گونهی دیگر فقط تکنیک محور است. در رپِ تکنیکی، طرفدار برخی هستم و در رپِ محتوایی هم طرفدار برخی دیگر هستم. علی سورنا را در محتوایی ها و هیپهاپولوژیست را در رپرهایِ تکنیکی نسل جدید دوست دارم که کارشان خیلی خوب است. نه که بگویم یکی تکنیک دارد و دیگری ندارد. در ژانرها و سبکهای خودشان منظورم است.
سوال هفتم: از چه زمانی ساخت «آژاکس»؛ یک رَپ تئاتر ایرانی را آغاز کردید؟
_تولید اثر از اسفند ماه ۱۴۰۲ با دوازده بازیگر شروع شد و نقشها را تقسیم و تمرین را شروع کردیم. در واقع، پبش بردنِ اجرا تا مرحله بازبینی توسط من و گروه انجام گرفت. از آنجا به بعد، علی پالیزدار به ما اضافه شد و سپس پردیس تئاتر شهرزاد اثر را به عنوان محصول خودش معرفی کرد. همه اینها در پیشبردِ اجرا کمککننده بود. در واقع، پروسه تولید اجرا یک سال طول کشید.
سوال هشتم: آیا برای اجرا بردن «آژاکس»؛ یک رَپ تئاتر ایرانی با اداره کل هنرهای نمایشی و شورای نظارت و ارزشیابی به چالشی برخورد کردید؟
_مثل آب خوردن مجوز گرفتیم. به خدا. شاید باورتان نشود! باید بگویم که هیچ اصلاحیهای در خوانش متن و بازبینی روی نمایش صورت نگرفت.
سوال نهم: امید صفیر در مقام دراماتورژ چگونه به نمایش «آژاکس»؛ یک رَپ تئاتر ایرانی اضافه شد؟
_من از طرفداران امید صفیر هستم و او را خیلی دوست دارم. با آشنایی که از او پیدا کردهام، شخصیت بینظیر و منحصربهفردی دارد. با اینکه مکالمات محدودی با هم داشتیم، هر بار به من اثبات شده است که این آدم، بسیار جلوتر از زمانِ خودش و قشر هم صنفِ خودش است. شاید اینکه گفتم را دوست نداشته باشد ولی من به عنوان یک طرفدار، بر این باور هستم. حضورش واقعا کمککننده بود. اینکه رپری در این مقیاس با سابقه حدود ۱۵ ساله در عرصه رپ به اثر اضافه شود و برادرانه در کنار ما باشد، به طوری که هر چه بلد بود را خالصانه به ما انتقال میداد، فرصتِ مغتنمی بود. متأسفانه، سر برخی مسائل، دلخوریهایی از تیم «آژاکس» دارد و من بابت دلخوریِ این یک نفر، خیلی ناراحت هستم و امیدوارم مرا با اتفاقاتِ «آژاکس» به یاد نیاورد. امیدوارم در آینده هم بتوانیم با هم شکلی از همکاری را داشته باشیم. برای او آرزوی موفقیت دارم. قبلا همکار بودیم و حالا به سیستم قبلی برگشتهایم. من طرفدار او هستم و او رپر مورد علاقه من است.
انتهای پیام/
