به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابطعمومی موزه هنرهای معاصر تهران، این برنامه با نمایش فیلم «گرنیکا» ساخته کولدو سرا (محصول ۲۰۱۶ اسپانیا) به مدت ۱۰۰ دقیقه، یکشنبه ۱۴ اردیبهشتماه ساعت ۱۶ در سالن سینماتک موزه هنرهای معاصر تهران آغاز میشود.
فیلم گرنیکا در مورد یک خبرنگار آمریکایی که برای گزارش از جنگ داخلی اسپانیا به این کشور میرود و عاشق یکی از کارمندان دولت میشود. این فیلم درحقیقت داستان خلق اثر معروف «پابلو پیکاسو» یعنی گرنیکا را بازگو میکند. از بازیگرانی که در این فیلم درام و تاریخی به ایفای نقش پرداختهاند میتوان جیمز دارسی، ماریا والورده، جک دونپورت، اینگرید گارسیا یونسون و الکس گارسیا را نام برد.
این برنامه روزهای یکشنبه هر هفته ساعت ۱۶ در سالن سینماتک ادامه خواهد داشت. مستند «معمای پیکاسو» روز یکشنبه ۲۱ اردیبهشت، فیلم «گرنیکا» (چگونه پیکاسو شاهکار میآفریند – دوره آبی) روز یکشنبه ۲۸ اردیبهشت و «گروه پیکاسو» یکشنبه ۴ خردادماه به نمایش درمیآید.
علاقهمندان برای دیدن فیلم «گرنیکا» میتوانند روز یکشنبه ۱۴ اردیبهشتماه ساعت ۱۶ به خیابان کارگر شمالی، جنب پارک لاله، سالن سینماتک موزه هنرهای معاصر تهران مراجعه کنند. ورود برای عموم علاقهمندان آزاد است.
دسته: سینمای اروپا
آخرین اخبار سینمای اروپا به روایت سایت خبری راوی هنر
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه یوآلیتی، پنجمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه یوآلیتی با همکاری دانشگاه گلیشیم استانبول و جشنواره فوتوفیلم، طی روزهای ۶ تا ۸ مه ۲۰۲۵ در استانبول برگزار خواهد شد.
امسال علاوه بر نمایش فیلمهای منتخب، یک آتلیه تخصصی با عنوان “فیلم-شعر” «Poem-Filmmaking» توسط کامران رسولزاده، نویسنده، شاعر و فیلمساز ایرانی و مؤسس YOUALITY، در دانشگاه گلیشیم برگزار میشود که به بررسی اصول روایت شاعرانه و سینماتوگرافی اختصاص دارد.
در میان ۱۴ فیلم حاضر در فینال نام سه فیلم ایرانی نیز به چشم میخورد:
• فیلم «47:10’00”» به کارگردانی سرنا امینی
• فیلم «پنوسَر» (Penosar) به کارگردانی حسین فتاحی
• فیلم «شباهت» (Resemblance) به کارگردانی مهدی مرودشتی
سایر آثار فینالیست از کشورهای فرانسه، اسپانیا، آلمان، لهستان، اوکراین، سوئیس، پرتغال، چین، ترکیه و کانادا انتخاب شدهاند.
همچنین YOUALITY در سال ۲۰۲۵ با ثبت رسمی در بازار فیلم جشنواره کن (Marché du Film – Festival de Cannes) به عنوان یک رویداد بینالمللی شناخته شد. این ثبت رسمی (اعتباربخشی حرفهای) به YOUALITY امکان میدهد تا در سطح جهانی با فعالان صنعت سینما ارتباط برقرار کرده و فرصتهای تازهای برای معرفی استعدادهای مستقل و فیلمسازان شاعرانه فراهم کند.
جشنواره یوآلیتی همچنان به حمایت از سینمای شاعرانه، استعدادهای نوظهور و فیلمسازان مستقل از سراسر جهان ادامه میدهد. هدف این جشنواره، گسترش زبان خلاقانه سینمای شاعرانه و ایجاد بستری برای معرفی صداهای تازه به عرصه جهانی است.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، نسخه مرمتشده فیلم سینمایی «فاوست» بهکارگردانی فریدریش ویلهلم مورنائو (۱۹۲۶) ساعت ۱۸ جمعه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۴ در سالن استاد ناصری خانه هنرمندان ایران به نمایش درمیآید.
این فیلم کلاسیک ۱۰۷ دقیقهای با زیرنویس فارسی در خانه هنرمندان ایران روی پرده میرود.
«فاوست» اولین اقتباس آزاد از برداشت گوته نویسنده آلمانی از افسانه مردی است که روح خود را به شیطان میفروشد. یوستا اییکمان و امیل یانینگز در این نسخه بازی کردهاند.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از ادارهکل روابط عمومی سازمان سینمایی، در ابتدای این دیدار که با هدف بررسی راههای گسترش همکاریهای فرهنگی، هنری و سینمایی میان دو کشور برگزار شد، وزیر فرهنگ روسیه با ابراز خرسندی از حضور فریدزاده در برنامه آکادمی علوم سینمایی اوراسیا، بر سابقه دیرینه و موفق همکاری سینماگران دو کشور تأکید کرد و گفت: در طول دهههای گذشته، سینماگران ایرانی همواره در جشنوارههای روسیه حضوری درخشان داشتهاند و موفق به کسب جوایز متعدد شدهاند.
وی همچنین به برگزاری هفته فرهنگی روسیه در ایران همزمان با خرداد ماه در شهرهای تهران و اصفهان اشاره کرد و از طرف ایرانی خواستار همکاری در برگزاری هرچه بهتر این رویداد شد.همچنین سرپرستی هیئت فرهنگی روسیه در این سفر بر عهده ایشان خواهد بود.
وزیر فرهنگ روسیه با استقبال از احیای کمیته فرهنگی ذیل کمیته همکاریهای مشترک ایران و روسیه، از حمایت جمهوری اسلامی ایران از روسیه در گروه بریکس قدردانی کرد و خواستار تداوم این حمایت در فعالیتهای چندجانبه شد. همچنین از ایران دعوت شد تا در اجلاس فرهنگی شهر کازان که در روزهای ۱۵ و ۱۶ ماه مه برگزار میشود، در سطح عالی شرکت کند.
در ادامه، پیشنهادهایی از جمله مشارکت ایران در «فروم کودکان» در ماه آگوست در مسکو و نیز مجمع فرهنگی شهر سنپترزبورگ با حضور وزرای فرهنگ کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای مطرح شد.
کاظم جلالی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در روسیه نیز در این نشست، با ابراز خرسندی از مهماننوازی روسیه در هفته فرهنگی ایران، اظهار امیدواری کرد که هفته فرهنگی روسیه در تهران و اصفهان با موفقیت برگزار شود.
سفیر ایران با تأکید بر نقش بنیادین روابط فرهنگی در تحکیم روابط سیاسی میان کشورها، از مفاد فرهنگی موجود در موافقتنامه راهبردی ۲۰ ساله میان ایران و روسیه یاد کرده و پیشنهاد ایجاد مرکز فرهنگی روسیه در ایران را مطرح کرد.
رائد فریدزاده، معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در سخنان خود با ابلاغ سلام وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، از برگزاری باشکوه مراسم آغاز بهکار آکادمی علوم سینمایی اوراسیا تقدیر کرد و تاثیر فرهنگ و ادبیات روسیه و ارائه و اقتباس از آثار بزرگان و اندیشمندان این عرصه نظیر داستایفسکی و چخوف در سینما و تئاتر ایران را نشانه نزدیکی فرهنگی دو کشور دانست.
وی از آمادگی ایران برای همکاری در تاسیس اتحادیه آموزش، فیلم و رسانه کشورهای بریکس و برگزاری نشست آن همزمان با جشنواره بینالمللی فیلم کودک و نوجوانان اصفهان خبر داد و پیشنهاد خواهرخواندگی این جشنواره با مجمع کودکان روسیه را مطرح کرد.
همچنین از حضور گروهی از فیلمسازان روسی در ایران در قالب پروژههای مشترک تولیدی استقبال و تأکید شد این روند میتواند به تقویت روابط سینمایی و فرهنگی دو کشور کمک شایانی کند.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، فیلم «داستان سلیمان» اثر بوریس لوژکین (۲۰۲۴) ساعت ۱۸ دوشنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۴ در سالن استاد ناصری، برنامه ششصد و نوزدهم سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش درمیآید.
پس از نمایش این فیلم ۹۳ دقیقهای، نشست نقد و بررسی آن با حضور سعید نوری (فیلمساز و پژوهشگر سینما) برگزار میشود.
در خلاصه داستان «داستان سلیمان» آمده است: یک پیک غذا اهل گینه بهنام سلیمان که قصد پناهنده شدن در فرانسه را دارد، فقط دو روز فرصت دارد تا در مصاحبهای برای کسب مجوز اقامت قانونی در پاریس قبول شود…
ابوو سانگره، نینا موریس، امانوئل یوانی، یونوسا دیالو، کیتا دیالو، گیسلین ماهان، مامادو بری، یایا دیالو و کریم بوزیان بازیگران «داستان سلیمان» هستند.
این فیلم محصول فرانسه، برنده جایزه از بخش نوعی نگاه جشنواره کن ۲۰۲۴، دو جایزه از جوایز سالانه اروپا و نامزد ۸ جایزه و برنده ۴ جایزه سزار ۲۰۲۵ شد و امتیاز ۸۲ از ۱۰۰ منتقدان را به دست آورد.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از اداره کل روابط عمومی سازمان سینمایی، میخایلکوف در این نشست، با تمجید از سینمای ایران، یکی از اهداف اصلی تأسیس آکادمی علوم سینمایی اوراسیا را توجه به گونههای مختلف سینمایی از جمله سینمای ایران دانست و گفت: اگرچه سینمای ایران از نظر بودجه با تولیدات هالیوودی قابل مقایسه نیست، اما از نظر عمق معنایی و انسانی، بسیار چشمگیرتر است.
رئیس آکادمی علوم سینمایی اوراسیا که سابقه دریافت سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر را نیز در کارنامه دارد، با اشاره به آشنایی عمیق خود با آثار مجید مجیدی، او را یکی از بهترین فیلمسازان جهان خواند و افزود: متأسفانه ساختار یکجانبه رسانههای غربی باعث شده است که استعدادی همانند مجیدی آنگونه که شایستهاش است، دیده نشود.
وی با اشاره به فیلمهای کمبودجه اما پرمعنای مجیدی، تأکید کرد: همیشه پول مسئله نیست. مجیدی ثابت کرده که حتی با منابع محدود میتوان آثار درخشان خلق کرد. البته حتی وقتی او یک پروژه عظیم مانند زندگی پیامبر اسلام را ساخت، این کار را به بهترین شکل ممکن انجام داد.
در این دیدار، راهبردها و پیشنهادهای ایران برای توسعه فعالیتهای آکادمی علوم سینمایی اوراسیا مطرح شد که با استقبال میخایلکوف مواجه شد.
رئیس آکادمی علوم سینمایی اوراسیا ابراز تمایل کرد که به ایران سفر کند تا زمینههای همکاری مشترک سینمایی بین دو کشور بیش از پیش تقویت شود.
رائد فریدزاده در این دیدار بر اقدام های موثر در راستای تحکیم روابط فرهنگی و سینمایی ایران و روسیه تاکید و اظهار امیدواری کرد تا در آینده نزدیک همکاریهای مشترک فیلمسازان دو کشور در قالب تولیدات بینالمللی گسترش یابد.
در این دیدار که در بنیاد فرهنگی روسیه انجام شد علیرضا اسماعیلی معاون توسعه و مطالعات سینمایی، محمد طیب مدیرکل جشنوارهها و همکاریهای بینالملل و بهروز شعیبی مدیرعامل انجمن سینمای جوان ایران رئیس سازمان سینمایی را همراهی کردند.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، نود و چهارمین برنامه از سری برنامههای مستندات یکشنبههای خانه هنرمندان ایران، یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۴، به نمایش مستند «هیچکاک تروفو» به کارگردانی کنت جونز اختصاص داشت. پس از آن نیز، نشست نقد و بررسی این مستند با حضور نیما عباسپور (فیلمساز و منتقد سینما) در سالن استاد ناصری برگزار شد. اجرای این برنامه برعهده سامان بیات بود.
نیما عباسپور در این نشست گفت: نکته مهم این که مستند «هیچکاک تروفو» تنها درباره بازسازی کتاب معروف گفتوگوی هیچکاک و تروفو نیست، بلکه درباره اهمیت این گفتوگو و تاثیر آن بر سینماگران سراسر جهان است. جالب است بدانید نسخه فارسی کتاب چندین بار منتشر شده و در برخی چاپها، بعضی فصلها دچار سانسور یا حذف شده است. نسخه ترجمهشده فارسی نیز عمدتاً بر اساس نسخه قدیمیتر کتاب بوده. حتی عنوان کتاب هم تغییر داشته است. پس از درگذشت تروفو، یک فصل جدید درباره سه فیلم آخر هیچکاک (توپاز، جنون و توطئه خانوادگی) و همچنین پروژه ناتمام او یعنی «شب کوتاه» به کتاب افزوده شد.
او افزود: مستند «هیچکاک تروفو» اساساً کاری دشوار و تحلیلی است. انگار فیلمسازی تصمیم گرفته درباره یک کتاب مرجع، یک فیلم تهیه کند. بنابراین باید هم روح کتاب را منتقل کند و هم تاثیر ماندگار آن را نمایش بدهد. این مستند تلاش میکند به شکلی مقالهوار از اهمیت کتاب و بازتاب آن در دنیای سینما صحبت کند. در واقع، مستند فراتر از یک فیلم صرف، نگاهی تحلیلی، پژوهشی و مقالهگونه به موضوع دارد. یکی از انتقاداتی که به این مستند وارد شده، این است که بیشتر فیلمسازان دعوتشده برای گفتوگو، از سینمای جریان اصلی هستند و از سینماگران مستقل یا کسانی که نگاه غیرمتعارفی به سینما دارند، خبر زیادی نیست. همین موضوع شاید باعث میشود فیلم کمی یکسویه به نظر برسد. البته حضور فیلمسازان شاخص بدنه باعث نمیشود ارزش پژوهشی آن کمرنگ شود اما قطعاً جای شنیدن صدای سینماگران مستقل نیز خالی است.
این منتقد سینما در ادامه صحبتهایش بیان کرد: در بعضی بخشها، همین رویکرد باعث شده فیلم به برخی مضامین حاشیهای کتاب مثل تفسیر روانکاوانه یا نگاه فرویدی به سینمای هیچکاک کمتر بپردازد. همانطور که در کتاب، فصلی کوتاه درباره روانکاوی وجود دارد، انتظار میرفت فیلم هم کمی بیشتر به این جنبهها بپردازد، اما عمدتاً بر میزانسن، دکوپاژ و تعلیق تاکید دارد. جذابیت اصلی کتاب ـ و البته چیزی که در مستند هم تا حدی منعکس شده ـ این است که در آن بیش از آنکه به سینما پرداخته شود، تاثیر دوران کودکی، هراسها و شیفتگیهای انسانی منعکس شده است. سینمای هیچکاک از زاویه تاثیر عمیق تنشها و اضطرابهای دوران کودکی شکل گرفته و این امر در تمامی آثار شاخص او بازتاب داشته است.
عباسپور در بخش دیگری از صحبتهایش گفت: از ویژگیهای آثار هیچکاک، مشارکت فعال تماشاگر با فیلم است، تا جایی که حس و تجربه شخصیت روی پرده، به تماشاگر منتقل میشود. صحنههای شاخص مثل سکانس معروف دعا در فیلم «مرد عوضی»، جزو مثالهای درخشانی است که هیچکاک چطور تماشاگر را شریک رویداد و احساسات شخصیتها میکند. نکته حائز اهمیت اینکه هیچکاک بازیگر را هم مثل نور، صدا و سایر عناصر در خدمت ریتم و دکوپاژ میدانست و تاکید عجیبی روی اجرای دقیق همان چیزی داشت که مدنظرش بود، حتی اگر این امر باعث نارضایتی بازیگر میشد. در مستند، این نگاه کنترلگرایانه و مولف بودن هیچکاک به خوبی نشان داده شده است.
او در پایان بیان کرد: علاقه کارگردان مستند به سوژه خودش گاهی باعث شده که جنبههای نوستالژیک و احساسی در اثر غالب شود و نگاه کاملاً تحلیلی و انتقادی کمتر به چشم بیاید. ضمن آن که مستند مثل کتاب به همه آثار هیچکاک نپرداخته و تمرکز روی چند فیلم خاص است؛ مشابه همان شیوهای که گاهی در ترجمه فارسی کتاب هم دیدهایم. با این حال، این مستند فرصت خوبی است برای کسانی که با کتاب آشنایی ندارند تا نگاهی جامع اما خلاصه، به دنیای تاثیرگذار هیچکاک از دریچه گفتوگوی تاریخی او با فرانسوا تروفو داشته باشند.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، مستند «هیچکاک تروفو» بهکارگردانی کنت جونز در خانه هنرمندان ایران روی پرده میرود.
«هیچکاک تروفو» در قالب نود و چهارمین برنامه مستندات یکشنبه در خانه هنرمندان ایران اکران میشود.
نیما عباسپور فیلمساز و منتقد سینما پس از نمایش این مستند، درباره آن صحبت خواهد کرد.
در مستند «هیچکاک تروفو» (۲۰۱۵) جیمز گری، مارتین اسکورسیزی، پل شریدر، وس اندرسون، دیوید فینچر، آرنو دسپلچین، کیوشی کوروساوا، اولیویه آسایاس، ریچارد لینکلیتر و… در مورد اینکه چگونه نبوغ سینمایی «آلفرد هیچکاک» و کتابی در وصف او به قلم «فرانسوا تروفو»، آنها را تحت تاثیر قرار داد، صحبت میکنند.
فیلم مستند ۸۰ دقیقهای «هیچکاک تروفو» ساعت ۱۸ یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۴ در سالن استاد ناصری خانه هنرمندان ایران روی پرده خواهد رفت.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، نسخه مرمتشده فیلم سینمایی «متروپلیس» به کارگردانی فریتز لانگ (۱۹۲۷) ساعت ۱۸ جمعه ۲۹ فروردین ۱۴۰۴ در سالن استاد ناصری خانه هنرمندان ایران به نمایش درمیآید.
این فیلم کلاسیک ۱۵۳ دقیقهای اثر فریتز لانگ از پیشگامان سینما، با زیرنویس فارسی در خانه هنرمندان ایران روی پرده میرود.
فیلم در سبک علمی-تخیلی و به شیوه اکسپرسیونیسم آلمانی، داستان شهری در آینده (سال ۲۰۲۶ میلادی) است که در آن انسانها به دو دسته «اندیشنده» و «کارگر» تقسیم شدهاند. دسته نخست در آسمانخراشهای مجلل بالای زمین و دسته دوم در دالانهای کارخانهای زیر زمین ساکناند.
آلفرد ابل، بریگیته هلم، گوستاو فرولیش و گریته برگر بازیگران این فیلم هستند.
در سال ۲۰۰۱، این فیلم در فهرست حافظه جهانی یونسکو ثبت شد.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، فیلم «هنوز اینجا هستم» اثر والتر سالس (۲۰۲۴) ساعت ۱۸ دوشنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۴ در سالن استاد ناصری، برنامه ششصد و هفدهم سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش درمیآید.
پس از نمایش این فیلم ۱۳۷ دقیقهای، نشست نقد و بررسی آن با حضور اسماعیل میهندوست (منتقد سینما و فیلمساز) برگزار میشود.
«هنوز اینجا هستم»، یک فیلم درام زندگینامهای سیاسی است که بر اساس کتابی به همین نام اثر مارسلو روبنس پایوا ساخته شده است.
فرناندا تورس، سلتون ملو و فرناندا مونتهنگرو بازیگران این فیلم هستند.
این فیلم علاوه بر تحسین منتقدان، اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان، سه جایزه از جشنواره فیلم ونیز و جایزه بهترین بازیگر زن گلدن گلوب را به دست آورد.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، این فیلم ۱۰۸ دقیقهای اثر اریک رومر از کارگردانان فقید موج نوی سینمای فرانسه، با زیرنویس فارسی در خانه هنرمندان ایران روی پرده میرود.
در خلاصه داستان داستان بهاری» (یک قصه بهاری) آمده است: صحبتی ساده، تعاملات پیچیدهای را بهوجود میآورد. جنی همیشه آزاداندیش است و زود از کوره در نمیرود، او معلم فلسفه است…
اوگ کستر، ان تیسدر، فلورانس دارل و فرانسوا لامور از بازیگران این فیلم هستند.
علاقهمندان برای تهیه بلیت فیلم «داستان بهاری» به سایت تیوال مراجعه کنند.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، مراسم آخرین وداع و تشییع پیکر زندهیاد منوچهر والیزاده بازیگر، دوبلور، مدیر دوبلاژ و گوینده فقید رادیو، صبح جمعه ۳ اسفند ۱۴۰۳ از مقابل خانه هنرمندان ایران برگزار شد.
در این مراسم که با حضور جمع زیادی از همکاران و دوستداران این هنرمند فقید و مردمی با اجرای فرزاد حسنی برگزار شد، هنرمندان و همکاران والیزاده درباره او سخن گفتند و ۶۵ سال فعالیت هنریاش را پاس داشتند.
محمود قنبری دوبلور در بخشی از سخنان خود در این مراسم گفت: ستارهای در آسمان دوبله ایران غروب کرد. منوچهر والیزاده، عمر خود را وقف هنر دوبلاژ کرد و آثارش مورد توجه چندین نسل قرار گرفت. او عاشق کارش بود و میکروفون و میز دوبلاژ، زندگی او محسوب میشد. جای او شاید سالها خالی بماند، اما کارهایش ماندگار است و صدایش در ذهن نسلها باقی خواهد ماند.
علی دهکردی مدیرعامل خانه سینما در این مراسم گفت: امروز قطعهای مهم از تاریخ سینما و هنر ایران بر دوش شما تشییع میشود. آقای والیزاده، در کنار دیگر ستارگان گویندگی جایگاهی دستنیافتنی و بسیار رفیع دارند. امیدوارم روزی کارشناسان عالی بازیگری و سینما بنشینند و ارزیابی کنند که چگونه ستارگان گویندگی ما در مقابل میکروفون، نقشی را چنان استادانه بازآفرینی میکنند که برای ما تا این حد دوستداشتنی و پذیرفتنی میشود.
در بخش بعدی منوچهر زندهدل دوبلور در بخشی از سخنانش گفت: استاد والیزاده، همیشه حامی جوانان بودند و از هیچ کمکی دریغ نمیکردند. از پروردگار بزرگ سپاسگزارم که این فرصت را به من داد تا در دورانی وارد عرصه دوبله شوم که ستارگان درخشان این هنر حضور داشتند و هنوز هم هستند. بزرگان بسیاری در این عرصه بودهاند که از تکتکشان آموختم و در این کار رشد کردم. استاد والیزاده، از شما ممنونیم بابت عشقی که در طی این سالها، در طول عمر حرفهای و هنریتان به همه ما هدیه دادید.
در بخش بعدی مراسم، ایرج راد رئیس هیاتمدیره خانه تئاتر در حالی که بارش نم باران در آسمان خانه آغاز شده بود، گفت: آسمان هم برای منوچهر والیزاده گریست. گمان نمیکنم هیچیک از ما، هیچیک از مردم ایران، روزی را سپری کرده باشیم که صدای او را از رادیو یا تلویزیون نشنیده باشیم. منوچهر والیزاده همیشه لبخند به لب داشت. عکسهایش را نگاه کنید؛ در همه عکسها، چهرهای خندان دارد. او انسانی شریف، پاک و دوستداشتنی بود که مسئولانه و عاشقانه کار میکرد.
سپس شراره حضرتی دوبلور گفت: نسل ما به عشق این عزیزان وارد این عرصه شد و در کنارشان بسیار آموختیم، زندگی کردیم. غیر از هنر دوبله، درس عشق و محبت یاد گرفتیم، بهویژه از آقای والیزاده. همه ما امیدوار بودیم که هرچه زودتر حال استاد منوچهر والیزاده خوب شود و به جمع ما بازگردند تا همچنان با شور، عشق و شادی در کنارشان کار کنیم و از حضورشان لذت ببریم. آقای والیزاده برای همنسلان من یک سمبل و یک پدیده عجیب بودند.
عباس مطمئنزاده پژوهشگر، صداپیشه و از دوستان والیزاده گفت: چیزی که همیشه مرا به ایشان نزدیک میکرد، علاوه بر صدای ماندگارشان، شخصیت والای ایشان بود. یادم میآید که حتی در روزهایی که بیمار بودند، هنوز علاقه داشتند به کار دوبله ادامه دهند. شنیدن خبر درگذشت ایشان همیشه برایم وحشتناک بود.
ایرج نوذری بازیگر و یادگار زندهیاد منوچهر نوذری نیز در این مراسم با اشاره به منوچهرهای عرصه گویندگی و دوبله، یاد پدرش منوچهر نوذری و منوچهر والیزاده را گرامی داشت، به منوچهر زندهدل به عنوان نماینده شایسته نسل نو اشاره کرد و برای منوچهر زمانی طول عمر و سلامتی آرزو کرد. او همچنین به طرحی اشاره کرد که برای شناساندن کهنهکاران این هنر به نسل امروز در دست دارد.
در ادامه خسرو والیزاده برادرزاده زندهیاد منوچهر والیزاده در سخنانی کوتاه و تاثربرانگیز به نمایندگی از خانواده مرحوم، از حاضران قدردانی کرد. او گفت: استاد منوچهر والیزاده عاشق بود؛ عاشق زندگی، خانواده، کارش و زنده ماندن. او خیلی دوست داشت که در کنار خانوادهاش باشد… عشق او به خانوادهاش، همچنان در دلها باقی خواهد ماند.
فرزاد حسنی در پایان با اشاره به حضور بسیاری از بزرگان دوبله، رادیو و تئاتر در این مراسم گفت: با افسوس و حرمان و آوخ از منوچهر والیزاده جدا خواهیم شد. تمام سعی خودم را به کار بردم که برای صحبت با شما نه بغض بکنم نه گریه، ولی بعد از منوچهر نوذری، طولانیترین همراهی و در آغوش گرفتن و بوسیدن و مصافحه من با منوچهر والیزاده بود. من برای آغوش این مرد مهربان دلم خیلی تنگ میشود… او از آخرین گلهای گلستان عجیب طلایی و خوشبوی دوبله ایران بود. خدا بقیه شما را سلامت نگه دارد و سایهتان بالای سر ما باشد.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، هفتاد و پنجمین جشنواره بینالمللی فیلم برلین (برلیناله) از ۱۳ تا ۲۳ فوریه ۲۰۲۵ (۲۵ بهمن تا ۵ اسفند ۱۴۰۳) در برلین، آلمان برگزار میشود. این جشنواره بهعنوان یکی از معتبرترین رویدادهای سینمایی جهان، امسال نیز میزبان فیلمهای متنوعی از سراسر دنیا خواهد بود.
فیلم «نور» (Das Licht) به کارگردانی تام تیکور، کارگردان برجسته آلمانی، بهعنوان فیلم افتتاحیه جشنواره انتخاب شده است. این فیلم در بخش نمایشهای ویژه (Special Gala) به نمایش درمیآید.
در بخش مسابقه اصلی، ۱۹ فیلم برای کسب جوایز اصلی از جمله خرس طلایی بهترین فیلم رقابت میکنند. از جمله این آثار میتوان به «آری» (Ari) به کارگردانی لئونور سرای از فرانسه و بلژیک، «ماه آبی» (Blue Moon) به کارگردانی ریچارد لینکلیتر از آمریکا و ایرلند، و «خانه امن» (La cache) به کارگردانی لیونل بایر از سوئیس، لوکزامبورگ و فرانسه اشاره کرد.
سینمای ایران در این دوره حضوری محدود دارد. فیلم کوتاه «در بند» به کارگردانی حسام اسلامی تنها نماینده ایران در بخش فیلمهای کوتاه است. این فیلم به مسئله کنترل شهروندان از طریق دوربینهای نظارتی میپردازد و پرسشی را مطرح میکند: چگونه میتوان سمت دوربین را به سوی کنترلکننده برگرداند؟
در بخش پانوراما، فیلم «هزار و یک قاب» ساخته مهرنوش آلیا، کارگردان ایرانی-آمریکایی، به نمایش درمیآید. این فیلم به زبان فارسی تهیه شده و داستان چند هنرپیشه غیرحرفهای را روایت میکند که برای ایفای نقش «شهرزاد» به استودیویی دعوت میشوند و در جریان کار متوجه نیتهای پنهان کارگردان میگردند.
جشنواره برلیناله ۲۰۲۵ شامل بخشهای متنوعی مانند «ویژه برلیناله»، «پانوراما»، «نسل» و «فوروم» است که هر کدام به نمایش آثار برجستهای از سینماگران سراسر جهان میپردازند. برای مثال، در بخش «ویژه برلیناله»، فیلمهایی مانند «میکی ۱۷» به کارگردانی بونگ جون هو از کره جنوبی و «چشمانداز اجدادی
آینده» به کارگردانی لموهانگ جرمیا موسی از فرانسه، لسوتو، آلمان و عربستان سعودی به نمایش درمیآیند.
برلیناله ۲۰۲۵ با برنامهای متنوع و حضور فیلمهایی از ژانرها و کشورهای مختلف، بار دیگر بهعنوان یکی از مهمترین رویدادهای سینمایی جهان، توجه علاقهمندان به سینما را به خود جلب کرده است. هرچند حضور سینمای ایران در این دوره محدود است، اما آثار ارائهشده نمایانگر توانمندی و خلاقیت سینماگران ایرانی در عرصه بینالمللی هستند.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، اسامی فیلمهایی که در بخش رقابتی جشنواره فیلم برلین ۲۰۲۵ حضور دارند، به شرح زیر اعلام شد:
«آری» ساخته لئونارد سِرای
«ماهِ آبی» ساخته ریچارد لینکلتر
«خانهی امن» ساخته لئونل بایر
«رویاها» ساخته میشِل فرانکو
«رویاها» (عشق سکس) ساخته داگ ژوهان هاگِرود
«طبیعت به شما چه میگوید» ساخته هانگ سانگ سو
«شیرِ داغ» ساخته رِبِکا لینکوویچ
«اگر پا داشتم، دَمارَت را درمیآوردم» ساخته ماری بُرنشتِین
«قاره ۲۵’» ساخته رادو ژود
«پیامبر» ساخته ایوان فوند
«بچهی مادر» ساخته ژوهانا مُدِر
«ردِ پایِ آبی» ساخته گابریل ماسکارو
«انعکاس در یک الماسِ مُرده» ساخته هِلِن کاتِت و بُرونو فوُرزانی
«مُهرِ زَمان» ساخته کاتِرینا گُورنوُتای
«برجِ یَخی» ساخته لوسیل هادزیهالیلوویچ
«چیزی که ماریِل میداند» ساخته فِرِدریک هامبالِک
«دختران روی سیم» ساخته ویویَن کیو
«یونان» ساخته امیر فخرالدین
گفتنی است تاد هینز ریاست هیئت داوران بخش رقابتی برلیناله ۲۰۲۵ را بر عهده دارد.
هفتاد و پنجمین جشنواره بینالمللی فیلم برلین، از ۲۵ بهمن ماه تا ۵ اسفند ماه سال جاری در آلمان برگزار میشود.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی موزه سینما، رائد فریدزاده رئیس سازمان سینمایی در همایش «سینمای ایران، نگاهی به آینده» گفت: قصد داشتیم این پنل را در ایام جشنواره فیلم فجر برگزار کنیم اما در این رویداد برگزاری همایش زیر سایه جشنواره قرار می گرفت.
وی ادامه داد: ما نمیخواهیم مساله را پاک کنیم بلکه به فکر درک و حل کردن مساله هستیم و برای حل کردن مساله باید موضوع را درک کنیم. شما وقتی میخواهید یک شئ را بررسی کنید باید نسبت خودتان را در جهان تبیین کنید و از جایگاه خودتان موضوع را درک کنید. وقتی می گوییم نسبت ما با سینما چیست باید ببینیم که در جهان در چه جایگاهی قرار گرفته ایم و از منظر خودمان موضوع را بررسی کنیم.
فریدزاده بیان داشت اینکه چرا این پنلها را انتخاب کردیم بازمیگردد به گفته آقای وزیر که یک ضلع پنجگانه را موردتوجه قرار دادند و هرکدام از این محورها به یکی از آن اضلاع مرتبط است؛ یکی از مسائل بحث سینما و اقتصاد است. یکی از مسائل مهم توجه به سینما به مثابه یک هنر است.
وی ادامه داد: دیگری بحث سینما و فناوری است و اگر ما فناوری را نشناسیم نمی توانیم به جایگاه خودمان در جهان پی ببریم و یکی از مهم ترین مسائل حوزه فناوری نیز هوش مصنوعی است. بحث دیگر نسبت سینما، انسان و حکمرانی است که نسبت هنرمند با جامعه و نسبت جامعه با حاکمیت را مورد بررسی قرار میدهد. یکی از مهمترین مسائل این پنل این است که مخاطب من به عنوان یک فیلمساز کیست و براین اساس باید چه زبانی را اتخاد کنم و محور آخر هم سینما از منظر بینالملل است.
رئیس سازمان سینمایی گفت: لاجرم ما نیاز به جامعهشناسی، فلسفه و روانشناسی داریم و این رشتهها می توانند سینما را از منظر بیرون بررسی و معرفی کنند. من هم اینجا هستم تا حرف دوستان را بشنوم تا با کمک هم از این هزارتو رهایی پیدا کنیم.
جامعه فاقد زبان سینمایی در حاشیه جهان امروز قرار می گیرد
منوچهر شاهسواری دبیر چهلوسومین جشنواره فیلم فجر در همایش سینمای ایران نگاهی به آینده گفت: اگر بخواهیم درباره آینده صحبت کنیم باید این فلسفه را پرسید که آیا آینده وجود دارد یا خیر؟ اکنون در جه نقطه ای قرار داریم؟ آینده یک امر کاملا ذهنی است. ما در روزگاری زندگی میکنیم که آینده به وقوع پیوسته است آن آینده این بود که در روزگار قدیم آدمها با تصویر با هم صحبت میکردند و ما اکنون نیز با تصویر صحبت می کنیم.
وی ادامه داد: ما امروزه در تمدن بنیانتصویر به سر میبریم و در این تمدن دایره المعارف قدرتمندی به نام سینما وجود دارد که اتفاقا فقط در سینما قابل دسترسی نیست بلکه حتی با یک ایموجی میتوان احساسات را انتقال داد.
شاهسواری افزود: وقتی در جهانی با تمدن بنیان تصویر به سر میبریم این نکته قابل توجه است که آیا در این جهان میتوان بدون سینما زندگی کرد؟ از نظر من هر جامعه فاقد زبان سینمایی در حاشیه جهان امروز قرار می گیرد و درواقع یک کشور حاشیهنشین است. هر کشوری که سینما دارد در تغییرات جهان نقش دارد.
دبیر چهل و سومین جشنواره فیلم فجر گفت: سینما فارغ از ادبیات، فرهنگ، تمدن و… را میسازد. ما با سینما میتوانیم به گذشته تجسم و عینیت بدهیم. سینما قدرت تجسمبخشی به آینده دارد همچنین سینما به آرزوهای بشر نسبت به چیزی که در آینده میخواهد، تجسم میبخشد. وقتی ما به چنین مختصاتی میرسیم باید بررسی کنیم که در جامعه امروز ایران کجا ایستاده ایم.
وی ادامه داد: در پاسخ به اینکه سینما برای آینده چه خواهد کرد باید بگوییم که سینمای ایران مهمترین رکن نظام دموکراسی سیاسی، اجتماعی و خانوادگی ما است. سینما یک نهاد است و حتما در این زمینه نقش مهمی ایفا می کند.
شاهسواری تاکید کرد: ما وارد روزگاری شده ایم که احتمال اینکه فیلمسازی یک امر فردی و ذیل هنرهای تجسمی قرار بگیرد، بعید نیست. یعنی شما می تواند درون کارگاه خودتان فیلم بسازید و کسب درآمد کنیم. در چنین شرایطی با پیشرفت تکنولوژی نظام سیاسی، مدیریت فرهنگی و سازمانهای فرهنگی هنری باید مقیاسشان را رهاسازی نه معنای ولنگاری بلکه به معنای فضا دادن به فیلمساز قرار دهند.
وی تاکید کرد: ما نیازمند اعتمادسازی عمومی هستیم تا از این میانه عبور کنیم.. هیچ چیز جز فعالیتهای فرهنگی نمی تواند این التهاب را پایین بیاورد. ما باید تب جامعه را پایین بیاوریم تا آن را درمان کنیم.
شاهسواری بیان داشت: ما تعلق به وطن را فراموش کرده ایم و به همین دلیل امسال جشنواره فیلم فجر را با مفهوم وطن مادر، مادر وطن آغاز کردیم و نباید وطنمان را فراموش کنیم. تا وطن را دوست نداشته باشیم، در ساخت و حفظ و حرمت آن نقشی نخواهیم داشت. امیدوارم یکی از اصلیترین بحثهای این مجموعه این باشد که مفهوم وطن را به هنر ایران و مفهوم هنر را به سینمای ایران برگرداند.
سینما نقش بی بدیلی در فرهنگ دارد
علی ربیعی، رئیس هیات مدیره انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، در همایش سینمای ایران، نگاهی به آینده گفت: بنا داریم در فصول مختلفی در انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات با همکاری سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد مباحثی را در حوزه سینما نظیر اقتصاد سینما، فناوریها و مسائل اجتماعی مطرح کنیم.
وی افزود: بیشتر نسبت من با سینما، علاقهام به آن است. مثل بیشتر مردم ایران سعی میکردم به سینما بروم و فیلم ببینم. همیشه فکر میکردم هیچ نسلی بدون قهرمانان ذهنی زندگی نمیکند و بر این اساس امروز و آینده خود را میسازد. سینما جایی است که قهرمانهای ذهنی مردم را میسازد، چون سینما با مردم زندگی کرده و برای مردم رویا ساخته است.
ربیعی عنوان کرد: بدون تردید امروزه وجه تمایز جوامع و ملتها فرهنگ آنها است. تفاوت جوامع شاد و ناشاد، توسعهیافته و نیافته را با علت فرهنگی تفسیر میکنند. بحث سیاسی هم در این زمینه جایگاه خود را دارد و نمیخواهم این مساله را کتمان کنم.
وی افزود: ما نهادهای تقویتکننده فرهنگ داریم و به نظر من سینما نهادی است با کارکردهای ترکیبی در حوزه فرهنگ؛ در سینما رمان، داستان، شعر، موسیقی، آواز، فرهنگ روزمره و … وجود دارد. درنتیجه میبینیم که سینما نقش بیبدیلی در فرهنگ دارد.
ربیعی تاکید کرد: آینده سینما یک بحث است و سینمای ایران برای آینده بحث دیگری است. ما از پنجره سینما میتوانیم خیلی از مسائل سیاسی و اجتماعی را نگاه کنیم. سینما چهار نسبت با جامعه دارد که بدین شرح است: سینمای متاثر از جامعه؛ سینمای تاثیرگذار بر جامعه؛ سینمای سخنگوی جامعه؛ و سینمای میانجی جامعه.
وی تاکید کرد: جامعه به فیلمهای کمدی و گیشهپسند هم نیاز دارد زیرا متاثر از جامعه هستند و ما نباید خودزنی کنیم. بیشترین توجه من به سینمای تاثیرگذار بر جامعه است و به نظرم این رسالت و مسئولیت اجتماعی سینما است. بدون تردید سینما بخشی از فرهنگ نسلها را تشکیل میدهد. جامعه ما به شادابی و امید و نقد نیاز دارد. در نتیجه سینما سخنگوی جامعه است و میتواند هم دردها و نارساییها و هم امیدهای جامعه را نشان دهد. سینما برای داشتن یک زندگی بهتر میتواند میانجی گروهها و قومیتهای مختلف باشد.
ربیعی در پایان خطاب به سیاستگذاران حوزه سینما گفت که باید نقد و پژوهش سینمایی را تقویت کنید. من در گذشته نقدها و پژوهشهای بیشتر و بهتری میخواندم و ما امروزه باید سطح پژوهش و نقد سینما را ارتقا دهیم.
باید دیداقتصاد سینما سعی دارد سینما را به کدام سو ببرد
مسعود کوثری دبیر علمی همایش سینمای ایران نگاهی به آینده گفت: همایش امروز بخشی از همایشهایی است که در سال آینده با همکاری معاونت سینمایی، انجمن مطالعات فرهنگی و انجمن جامعه شناسی برگزار خواهد شد. در این همایش به چهار محور اساسی سینمای ایران خواهیم پرداخت. امیدوارم ترکیب این نشستها که بر محور سازمان سینمایی است مورد استفاده دوستان قرار بگیرد.
وی افزود: تلاش ما این بود افراد مختلفی در این نشستها سخنرانی کنند تا حرفها فرمایشی و کلیشه ای نباشند. ما تلاش داریم واقعگرایانه درباره سینمای ایران صحبت کنیم.
دبیر همایش بیان داشت: در پنل انسان ایرانی و سینما می خواهیم بگوییم که وضعیت سینمای ایران در آینده چه خواهد بود. متاسفانه سینمای زیرزمینی ما دارد چاق و فربه میشود و این مساله در تئاتر و ادبیات نیز وجود دارد. ما می خواهیم در اینهمایش بگوییم که سینمای ما به چه سمتی حرکت میکند و اقتصاد سینما نیز سعی دارد سینما را به کدام سو ببرد.
کوثری در پایان بیان داشت: امیدوارم این همایش رضایت خاطر دوستانی را که در اینجا حاضرند برآورده کند. از معاونت سینمایی تشکر می کنم که با انجمن مطالعات فرهنگی برای برگزاری این همایش همکاری کردند.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، حامد سلیمان زاده، فیلم ساز، منتقد و مدرس دانشگاه به عنوان برنامه ریز بخش رقابتی جشنواره فیلم موتوون (سینه هیل) کرواسی انتخاب شد.
جشنواره فیلم موتوون (سینه هیل) از معتبرترین رویدادهای سینمایی کرواسی و یکی از شناخته شده ترین جشنواره های فیلم اروپای شرقی است که هر ساله میزبان ده ها فیلم کوتاه و بلند از سراسر جهان است.
این جشنواره بیشتر از بیست و شش سال قدمت دارد و در دوره های گذشته میزبان چهره های بزرگی از سینمای جهان بوده است.
سلیمان زاده هم اکنون مقیم برلین آلمان است و به عنوان مدرس و پژوهشگر با دانشگاه های گوتینگن آلمان و دَم در ایتالیا همکاری میکند. همچنین او دبیر جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه عباس کیارستمی است و سابقه داوری در مهم ترین مراسم و جشنواره های سینمایی از جمله گلدن گلوب، کن، برلیناله، کارلوویواری و … را در کارنامه خود دارد.
بیست و هفتمین دوره جشنواره موتوون (سینه هیل) از تاریخ ۲۲ تا ۲۷ جولای ۲۰۲۵ میلادی در منطقه کوهستانی گورسکیکوتار کرواسی برگزار میشود.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، «سونات پاییزی» داستان زن پیانیست مشهوری است که پس از سالها دوری، به دعوت دخترش، به دیدار او راهی جزیرهای در نروژ میشود…
جابر قاسمعلی در این نشست گفت: خوشحالم که برای یکی از درخشانترین فیلمهای برگمان در این جلسه حاضر شدهام. فیلمسازی که از او بسیار آموختهایم. اینگرید برگمن، بازیگر فیلم، در جایی درباره پروسه ساخت این فیلم خاطرهای را تعریف میکند. او میگوید که ابتدا قرار بود که در فیلمی اقتباسی که برگمان قرار بود بسازد بازی کند اما انتصاب برگمان به سمت مدیر بخش تئاتر سوئد، ساخت این فیلم را لغو میکند. پس از چند سال برگمان با او تماس گرفته و برای ساخت فیلم دیگری که «سونات پاییزی» باشد، از او دعوت به همکاری میکند. دوست دارم برای شروع درباره یکی از درونمایهها و مولفههای تکرار شونده فیلمهای برگمان صحبت کنم. این فیلم تناقضی را نشان میدهد که گویی خود برگمان نیز دچار آن است. این تم به نحوی در فیلم «توتفرنگیهای وحشی» هم تکرار شده است. در آن فیلم سوالی از شخصیت پرفسور میشود: اینکه اولین وظیفه یک پزشک چیست؟ پرفسور پاسخی ندارد و او میگوید که اولین وظیفه یک پزشک عذرخواهی است.
او ادامه داد: این تماتیکی است که در این فیلم نیز تکرار میشود. اصل ماجرا تناقضی است که بین درون و بیرون وجود دارد. بین جایگاه حرفهای و جایگاهی که شخصیت در خانواده دارد. این تناقض باید به شرایط متعادلی برسد که موجب آرامش شود. شخصیت اصلی داستان در این فیلم لیو اولمن یا همان کاراکتر دختر بوده اما راوی فیلم، همسر او، یعنی ویکتور است. چرا ویکتور راوی داستان است؟! فراموش نکنیم که او کشیش است. یک جایی روی اینبخش تاکید میشود؛ در اوج درگیری مادر و دختر، ما ویکتور را میبینیم که در حال گوش دادن است. گویی آنها در حضور کشیش اعتراف میکنند. بنابراین باید گفت که فیلم درباره اعتراف کردن است. حال ما در موقعیت ویکتور قرار گرفته و اعتراف را میشنویم. به این ترتیب باید گفت که راوی، بسیار درست و خوب انتخاب شده است.
این فیلمنامهنویس و منتقد سینما در ادامه بیان کرد: شخصیتهای اصلی داستان که مادر و دختر هستند، دو وجه کاملا متضاد یکدیگر دارند اما داستان فیلم شرایطی را ایجاد میکند که موقعیت آنها را تغییر میدهد. مادر در فیلم، فرد موفقی نشان داده میشود. درست برعکس او دختر در نقطه ضعف به سر برده و کاملا منفعل و فاقد اعتماد به نفس است. در واقع فیلم با نشان دادن این دو شخصیت در این موقعیتها شروع میشود.
قاسمعلی در ادامه صحبتهایش گفت: به این ترتیب میبینیم که هرچه موقعیت دختر بهتر شده، موقعیت مادر شکنندهتر میشود. زمانی که مادر متوجه میشود خبط کرده است، نگاه دختر به او مانند گرگی است که میخواهد به مادر حمله کند و از حرف زدن خود راضی است. وقتی مادر میرود، شاهد آرامشی میشویم که در ابتدای فیلم و زمان نامه نوشتن شاهد آن بودیم اما دیگر میزانسن دختر مانند ابتدای فیلم ضعیف نیست. او در نامهای از مادر عذرخواهی میکند و میخواهد که او برگردد اما از موضع قدرت این کار را انجام میدهد. این دو شخصیت با ویژگی متضاد به هم بر میخورند و با جدا شدن از هم ویژگی اعتماد به نفس در آنها برعکس میشود. از این منظر این دو کاراکتر جذاب هستند. اساسا این بحران که در فیلم میبینیم، بحرانی است که خود برگمان نیز دارد. این بحران جامعه روشنفکری هم هست. در واقع جامعه روشنفکری به دلیل تعاملاتی که دارد، از خانواده دور میشود. البته این عامدانه نبوده و در واقع ذات این نوع زیست است که فاصله و حفرهای را با نهاد و اعضای خانواده ایجاد میکند.
نمایش این فیلم، یازدهمین نشست از برنامه نمایش و تحلیل آثار برگزیده داستانی، مستند و فیلمتئاترهای «اینگمار برگمان» است که با عنوان «نور زمستانی» دی ۱۴۰۳ در خانه هنرمندان ایران برگزار میشود.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، هشتاد و هشتمین برنامه از سری برنامههای مستندات یکشنبههای خانه هنرمندان ایران، یکشنبه ۲۳ دی ۱۴۰۳ به نمایش فیلم مستند «حمله به برگمان» (۲۰۱۳) ساخته «جین مگنسون» و «هاینک پالاس» اختصاص داشت. پس از نمایش این فیلم، نشست نقد و بررسی آن با حضور «فرزاد فربد» منتقد سینما برگزار شد. اجرای این برنامه برعهده شهرام اشرف ابیانه بود.
در این اثر مستند، در یک طراحی منحصربهفرد فرانسیس فورد کاپولا، مارتین اسکورسیزی، وودی آلن، لارس فونتریه، آلخاندرو گونزالس ایناریتو، میشائیل هانکه، آنگ لی، وس اندرسون، رابرت دنیرو، تاکشی کیتانو و… در جزیره فارو زادگاه برگمان پرسه میزنند…
فرزاد فربد در این نشست درباره این مستند گفت: این فیلم را هفت، هشت سال پیش در سفارت سوئد دیدم. عنوان این مستند در زبان فارسی درست در نیامده است؛ زیرا شاید بتوان گفت که معنای درستتر، تجاوز یا حمله به حریم برگمان است. به هر ترتیب ترجمه عنوان فیلم کار دشواری بوده و این اتفاق از چالشهای کار هر مترجمی است. عنوان این فیلم نیز جز اتفاقات چالشبرانگیز است. این فیلم پاسخ محکمی به هنرمندانی است که میگویند فیلم نمیبینند تا تحت تاثیر هنرمندان دیگر قرار نگیرند. زیرا ما در آن فیلمسازان بزرگی را میبینیم که همگی از برگمان بهره برده و از او تاثیر گرفتهاند. امیدوارم این اتفاق در اینجا نیز رخ دهد. خیلی سال است که به سوئد رفت و آمد دارم اما هنوز با وجود علاقهای که دارم، فرصت حضور در جزیره فارو را پیدا نکردهام. جزیره فارو جزیره برهوتی بوده و همچنان نیز هست. برگمان این جزیره را برای خلوت خود انتخاب میکند و فکر میکنم کار درستی هم انجام داده است.
او افزود: مهمترین نکته در فیلمهای برگمان، بحث اتمسفر است که در سینما خیلی اهمیت دارد. زیرا چیزی که پس از دیدن فیلمی بیشتر در ذهن ما میماند، اتمسفر آن است. در بسیاری از آثار برگمان نیز، این اتمسفر به شکل به یاد ماندنی باقی میماند. اتمسفر در سینمای برگمان بسیار غالب است. با این همه میتوان گفت که برگمان در خود سوئد خیلی محبوب نیست.
این منتقد سینما در بخش دیگری از صحبتهایش بیان کرد: در فیلم با آدمهایی طرف هستیم که از تاثیر برگمان روی خودشان و سینما میگویند. برخی از آنها نیز حرفهای جالبی نمیزنند. اما برخی فیلمسازها چون وودی الن که خیلی از برگمان تاثیر گرفته است، وقتی صحبت میکند، شاهد شیفتگی او نسبت به برگمان هستیم. خیلی از فضاهایی که وودی الن خلق کرده، تحت تاثیر برگمان است. موسیقی مستند ما را یاد کارهایی میاندازد که بین بودن و نبودن است. به طوری که انگار در فضای فیلم محو است اما در عین حال به فضای کار خیلی کمک میکند. ایناریتو نیز در صحبتی که در ابتدای مستند دارد، شیفتگی خود نسبت به برگمان را بیان میکند. او میگوید که اگر سینما مذهب باشد، اینجا (یعنی خانهی برگمان) مانند واتیکان است. نکته جالب اینکه ما در این واتیکان، با کتابخانه و فیلمخانهای مواجه هستیم که از آثار اکشن و عامهپسند پر شده است.
فربد در ادامه صحبتهایش گفت: این موضوع من را یاد مهدی سحابی انداخت. ایشان آرتیست بزرگی بود که به فیلمهای رزمی علاقمند بود. این نکته جالبی است که ما وقتی در مورد آدمها قضاوت میکنیم، فکر میکنیم که با شخصیتهای بِتی مواجه هستیم که فقط موسیقی کلاسیک گوش میدهند و فیلم اکسپرسیونیستی آلمان را تماشا میکنند. در صورتی که اینطور نیست. باتوجه به اینکه برگمان نویسنده تمام آثار خود نیز بوده، فکر میکنم در زمان نگارش آثار، تصاویر فیلمها را دیده است. جامعه سوئد جامعه عجیبی است. زیرا جامعهای سنتی و مذهبی بوده و پس از یکی دو دهه تبدیل به یکی از آزادترین جوامع دنیا میشود.
نمایش این مستند، دهمین نشست از برنامه نمایش و تحلیل آثار برگزیده داستانی، مستند و فیلمتئاترهای «اینگمار برگمان» است که با عنوان «نور زمستانی» دی ۱۴۰۳ در خانه هنرمندان ایران برگزار میشود.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، فیلم سینمایی «مهر هفتم» به کارگردانی اینگمار برگمان (۱۹۵۷) ساعت ۱۷ جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳ در سالن استاد ناصری خانه هنرمندان ایران به نمایش درمیآید.
«مهر هفتم» دربارۀ حیاتِ یک شوالیه قرون وسطایی است که سفری را از سرزمین طاعونزده آغاز کرده است و یک بازی شطرنج میان او و فرشتۀ مرگ -که برای ستاندن جان او آمده- قرار گرفته است. اگر او بازی را ببازد، زندگی را باخته و اگر برنده شود، فرشتۀ مرگ تنها رهسپار میشود…
ماکس فونسیدو، گونار بیورنستراند، نیلز پایه، بنگت ایکروت و بیبی اندرسون از بازیگران فیلم «مهر هفتم» هستند.
این فیلم ۱۴۰ دقیقهای با زیرنویس فارسی در خانه هنرمندان ایران روی پرده میرود.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی برنامه، برنامه سینمایی «هفت»، شامگاه جمعه ۲۱ دیماه و هفته آینده جمعه ۲۸ دیماه پخش نخواهد شد.
این برنامه سینمایی از جمعه ۵ بهمنماه با مقدمهای بر چهل و سومین جشنواره فیلم فجر کار خود را ادامه میدهد و در ایام جشنواره نیز هر شب ویژهبرنامه خواهد داشت.
جزئیات ویژه برنامه جشنواره فیلم فجر متعاقبا اعلام خواهد شد.
برنامه سینمایی «هفت» به تهیهکنندگی محمدحسین تنکابنی و با اجرای بهروز افخمی پخش میشود.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، در این نمایش، هنریک کارگردان پابهسن گذاشته تئاتر، گذشته و آلام و رنجهائی را که برای بازیگران اجراهایش به بار آورده، مرور میکند.
عباس غفاری در این نشست گفت: شکل دکوپاژ و نوع فیلمبرداری که در این فیلم دیدیم، به ما میگوید که این اثر بیشتر یک فیلم تلویزیونی است تا اینکه بخواهد تئاتر تلویزیونی باشد. این اثر، نمایشی پیچیده درباره روابط و احساسات انسانی است و شاید بتوان گفت بازگویی برگمان درباره زندگی خودش و ارتباطهای شخصی که با بازیگران کارهایش داشته، باشد. این اثر در سال ۹۴ اجرا شده و قرار بر این بوده تا آخرین کار برگمان باشد اما پس از آن نیز، یکی دو کار کوچک انجام داده است. در نمایش «بعد از تمرین»، تقریبا تمام بازیگران گروه برگمان را دیدیم. البته در نمایشهایی که پیش از این از آثار برگمان پخش کردیم، تقریبا این بازیگران حضور نداشتند.
رامتین شهبازی در ابتدای سخنانش در این نشست گفت: اگر نمایش «بعد از تمرین»، مقداری شکل تجربیتر داشت، میتوانستیم بگوییم که با یک فیلمجستار یا فیلممقاله مواجه هستیم. ما در این اثر سه زمان گذشته، حال و آینده را میبینیم. میتوان درباره این اجرا به انگارههای مختلفی پرداخت. در شروع نمایش، شخصیت کارگردان میگوید که؛ «من هر روز عادت دارم که بعد از اجرا روی صحنه بنشینم و به اتفاقاتی که آن روز رخ داده فکر کنم». گویی که در حال بیدار شدن از خوابی بوده و این طور به نظر میآید که ما با یک خواب در خواب مواجه هستیم. در واقع این آدم در طول این نمایش، به شکلهای مختلف در حال نشان دادن تمام درونیات خود است.
او ادامه داد: با آمدن شخصیت دختر، ما کاملا بین یک فضای واقعیت و رویا غوطهور میشویم. شما به ظاهر با یک شخصیت واقعی مواجه هستید اما عملا این شخصیت واقعی ایفاگر نقش ذهنیت این کارگردان است. در خیلی از اوقات که این شخصیت با کارگردان شروع به صحبت میکند، اینطور به نظر میرسد که در حال بیان کردن تمنیات خود است اما در ادامه به نظر میآید که این موارد تفسیر شخصیت کارگردان است.
این منتقد تئاتر در بخشی دیگر از سخنان خود بیان کرد: ما با برگمانی مواجه هستیم که تصویرشناس است و از همین رو در دکوپاژ نکات ویژهای دیده میشود. فیلم با پلانهای متوسط شروع میشود ولی هر چقدر که ما به شخصیتها نزدیک میشویم، این پلانها نیز بسته میشود. ما با حجم بسیار گستردهای از کلوزآپ مواجه هستیم. به هر حال این تاکید روی نماهای بسته در حال نشان دادن این موضوع به ماست که او چقدر به شخصیتهایش نزدیک میشود. چند عنصر دیگر نیز به صورت نشانهای خودشان را به ما نشان میدهند.
شهبازی در ادامه صحبتهایش گفت: داستان فیلم خیلی زود پهن شده و بعد از چند دقیقه پلانهای بسته شروع میشود. این اتفاق، جسارتی میخواهد که حاوی این مطلب از سوی کارگردان است که میگوید که من چقدر میتوانم تو را به این شخصیت خود نزدیک کنم و احتمالا چقدر اطلاعات و داده بدهم که شما بتوانید آنها را تحلیل کنید. لمس کردن آدمها توسط همدیگر در حال تجسد دادن به رویای کارگردان است. این مرئی کردن هر آن چیزی که او در ذهنش دارد و در کلامش میسازد، وجه شاعرانه پیدا میکند و وجه سیالیت زندگی را نیز نشان میدهد. برگمان به قدری در داستان تعریف کردن تجربه دارد که اطلاعات را بسیار درست و به موقع ارائه میدهد. حتی در جایی به استریندبرگ و آثارش اشاره میکند. او بسیار تحت تاثیر استریندبرگ بوده است. به نظر میرسد فضایی که در این اثر میسازد نیز به آثار استریندبرگ نزدیک است.
نمایش این فیلم، نهمین نشست از برنامه نمایش و تحلیل آثار «اینگمار برگمان» است که با عنوان «نور زمستانی» دی ۱۴۰۳ در خانه هنرمندان ایران برگزار میشود.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، در یازدهمین برنامه «نور زمستانی» [مرور برگزیده آثار اینگمار برگمان در دی ۱۴۰۳] فیلم سینمایی «سونات پاییزی» ساعت ۱۷ دوشنبه ۲۳ دی ۱۴۰۳ در سالن استاد ناصری خانه هنرمندان ایران به نمایش درمیآید.
پس از نمایش فیلم، نشست نقد و بررسی با حضور جابر قاسمعلی (منتقد سینما) برگزار میشود.
«سونات پاییزی» داستان زن پیانیست مشهوری است که به دیدار دخترش میرود که سالها با او رابطه نداشته است…
اینگرید برگمن، لیو اولمن، ارلند جوزفسون و گونار بیورنستراند از بازیگران این فیلم هستند.
نمایش این فیلم، یازدهمین نشست از برنامه نمایش و تحلیل آثار برگزیده داستانی، مستند و فیلمتئاترهای «اینگمار برگمان» است که با عنوان «نور زمستانی» دی ۱۴۰۳ در خانه هنرمندان ایران برگزار میشود.
علاقهمندان برای تهیه بلیت فیلم «سونات پاییزی» به سایت تیوال مراجعه کنند.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، در «پرسونا» آلما پرستار جوانی است که در مراقبت از الیزابت ووگلر هنرپیشهای که طی ایفای نقش خود لال شده، وارد رابطه عمیق احساسی با او میشود؛ در اثر این احساس، هر دوی آنها وارد چالشهای پیچیدهای در یک جزیره میشوند…
شادمهر راستین در این نشست گفت: صحبت کردن درباره این فیلم، برای خودم شگفتآور است. «پرسونا» فیلم شگفتآوری است از این بابت که چیزی را درباره سینما میگوید که ما خیلی درباره آن میشنویم، حرف میزنیم و به آن فکر میکنیم. نمیتوان انتظار مجموعه همه آن چیزی را که درباره سینما هست، از یک فیلم داشت. نمیخواهم بگویم که این فیلم در هر دورهای از زندگی آدم تعبیر جدیدی میشود، ولی عملا اگر بخواهید درکی از انسان در جهان مدرن داشته باشید، «پرسونا» یک اتفاق و یک تجربه شخصی برای شماست. متنی که الیزابت بازی میکند، الکترا است. مهمترین داستان جهان غرب، یعنی ایلیاد اودیسه، بر اساس جنگی است که پایه آن را آگاممنون میگذارد. پدر الکترا میگوید که بروید و کسانی که هلن را دزدیدهاند، بازگردانید و در جنگ تروی پیروز شوید. بعد از بازگشت، زن آگاممنون که مادر الکترا است، به خاطر اینکه پدر خواهر الکترا را قربانی کرده، میخواهد از پدر انتقام بگیرد. بنابراین به تشویق الکترا، برادر، پدر را میکشد. به این ترتیب محکمهای تشکیل میشود با این مضمون که تو در حال از بین بردن خانواده هستی.
او افزود: یک بازیگر توانمند تئاتر وقتی نقش الکترا را بازی میکند، در برابر این پرسش متن از خودش قرار میگیرد و میگوید من هم چنین کردم. زیرا پسر خودم را دوست ندارم و از شوهرم با عشق بچهدار نشدم. چون میخواستم نشان دهم که در همه عرصهها موفق هستم؛ بازیگرم، زنم و میتوانم نقش مادر را بازی کنم اما از پسر خودم متنفرم. گویی من در حال قربانی کردن پسرم برای تئاتر هستم؛ آیا ارزشش را دارد؟! او آنجا سکوت کرده است. یعنی تاثیر متن الکترا روی الیزابت به این صورت است. در پایان هم وقتی آلما در حال برگشتن است، ما مجسمهای را دیده و دوباره لحظهای صحنه تئاتر را میبینیم، گویی همه آنها در همان یک لحظه برایش رخ داده است.
این منتقد سینما در ادامه بیان کرد: این نسبت خود بازیگر با متن است. یعنی الیزابت به عنوان یک بازیگر چه نسبتی با الکترا دارد؟! او سکوت کرده تا جواب آن را بگیرد. سوالی که در اینجا برای او پیش آمده و آن را رو به دوربین از شما میپرسد. او چه پرسونا یا ماسک اغراق شده از هویت خود را به تماشاگر بروز میدهد؟ نقشش یا خودش؟! به همین دلیل تاثیر الکترا، خانواده و زنی که با توطئه برای کشتن مادر در حال ساختارشکنی است، در حال تشویق جامعه به سمت پدرسالاری است. یعنی زنی که بازگشت به گذشته دارد. بازیگر باید روی صحنه تئاتر پرسونایی داشته باشد تا بتواند نسخه اغراق شده خودش را با کلام و رفتارش برونریزی کند تا شما آن را ببینید. عملا مجبور است که یک اجرای احساساتیتر شدهای از درک درونی خود را اجرا کند که با خود چند ویژگی دارد. اول اینکه اگر بخواهد پرسونایی را اجرا کند، سبب رها شدن او میشود. یعنی کاری را میکند که در زندگی عادی انجام نمیدهد. او انتخاب کرده تا نقشی را بازی کند و آن را از زندگی شخصی خودش تفکیک میکند. به این ترتیب الیزابت نیز میخواهد رها باشد، تفکیک کند و الکترایی که برداشت کرده را به مخاطب بدهد. اما آیا میتواند از زندگی و تجربه زیسته خود جدا شود؟! و اگر این کار را بکند، از چه چیزی میترسد.
راستین در ادامه صحبتهایش گفت: آن ترسی که آلما در عطف دوم به آن اشاره میکند، ناشی از چیست؟ مهمترین آن این بوده که با نقش یکی شود. اگر در تئاتر کلاسیک با نقش یکی شود، اصلا کاری نکرده است. زیرا در حال بازی الکترا است، نه بازیگری که الکترا را اجرا میکند. پس در این صورت شما در حال تماشای الکترا هستید نه بازیگر و امکان دارد که خودش و نقشش یک تصور به شما بدهد. برای همین یک لحظه در بیان فردی خود مکث ایجاد میکند. من چه کسی هستم؟ الکترا کیست؟ صحنه کجاست؟ و مخاطب از من چه برداشتی دارد؟ آیا این پرسونایی که انتخاب کرده، او را آزادتر کرده است؟ میتواند به عنوان الیزابت بگوید که من الکترایی را خلق کردهام؟ اصلا الگوی الیزابت برای اجرای این پرسونا چیست؟ او برای رسیدن به این پرسونا به خودش اجازه آزمون و خطا میدهد. او میخواهد ببیند که حد این آزادیاش چیست؟! این بخشی است که ما در زندگی عادی خیلی تجربه میکنیم. در پرسونایی قرار میگیریم که با آن پرسونا میتوانیم آزادتر، تابوشکن باشیم و آزمون و خطا کنیم.
نمایش این فیلم، هشتمین نشست از برنامه نمایش و تحلیل آثار برگزیده داستانی، مستند و فیلمتئاترهای «اینگمار برگمان» است که با عنوان «نور زمستانی» دی ۱۴۰۳ در خانه هنرمندان ایران برگزار میشود.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی انجمن سینمای جوانان ایران، کتاب «کم یعنی زیاد؛ فن نگارش فیلمنامه کوتاه» نوشته کلودیا هانتر جانسون با ترجمه محمد گذرآبادی به چاپ پنجم رسید.
این کتاب شامل سه بخش است. بخش اول با عنوان آماده شدن برای نگارش فیلمنامه کوتاه، بخش دوم با عنوان ۵ فیلمنامه نهچندان آسان و بخش سوم با عنوان ۹ فیلمنامهای که باعث میشوند کار آسان به نظر برسد در این کتاب ارائه شده است.
یکی از مزایای این کتاب استفاده از نمونههای فیلمنامه کوتاه برای آشنا شدن با نگارش فیلمنامه کوتاه است که باعث میشود در طول خواندن کتاب و اجرا کردن دستورات نویسنده پیچیدگیهای نگارش فیلمنامه فیلم کوتاه را یاد بگیرید.
کلودیا هانتر جانسون، نویسنده و کارگردان برنده جایزه، با سبک صریح و گفتگوی خود، اصول بسیار مهم تکنیک نمایشی را به شما میآموزد و شما را با مهارتهای چالشبرانگیز نوشتن فیلمنامههای کوتاه با تمرکز بر تمرینات با افزایش طول و پیچیدگی، راهنمایی میکند. با تکمیل این تمرینات و استفاده از تکنیکها و بینشهای کلودیا در مورد کار خود، خواهید آموخت که چگونه درباره هدف فیلمنامه نویس عمیقتر فکر کنید، الگوهای موثر روابط انسانی را بسازید و مهارتهای قصهگویی خود را تقویت کنید.
کلودیا هانتر جانسون برنده بهترین فیلم مستند فلوریدا در ۲۰۱۲ شده است. وی اخیرا فیلمنامه بلند روبی را براساس مستند خود به اتمام رسانده است.
آشنایی با فن روایی «پیش آگاهی»، چگونگی خلق داستانهای جدید از قصههای قدیمی، شناخت بهتر «عناصر داستانی»، آشنایی با شخصیت «ضد قهرمان» در ادبیات، آشنایی با انواع سبکهای نگارش و شیوه استفاده از آنها، آشنایی با نقطهنظرهای روایی در داستانها، چهار عنصر مهم در داستانهای پرطرفدار از موضوعات این کتاب است.
تهیه کتاب از کتاب فروشیها و درگاههای مجازی خرید کتاب مقدور است.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، هشتاد و ششمین برنامه از سری برنامههای مستندات یکشنبههای خانه هنرمندان ایران، یکشنبه ۱۶ دی ۱۴۰۳ به نمایش مستند «لیو و اینگمار» (۲۰۱۲) ساخته «زیراج آکولکا» اختصاص داشت. پس از نمایش این مستند، نشست نقد و بررسی آن با حضور «شیوا مقانلو» نویسنده، مترجم و منتقد سینما برگزار شد. اجرای این برنامه برعهده شهرام اشرف ابیانه بود.
فیلمساز هندیالاصل در این مستند ۹۰ دقیقهای، شخصیت و سینمای «اینگمار برگمان» را با بررسی ۴۲ سال همکاری او و «لیو اولمان» بازیگر مشهور سینمای سوئد مورد کنکاش قرار میدهد.
شیوا مقانلو در این نشست گفت: ما اصولا در اینگونه مستندها بر مبنای فرا متن حرکت میکنیم. یعنی حتما باید هر پلان از فیلم که میبینیم، بهنوعی ارتباط فرامتنی آن را با مرجع و منبع دیگری پیدا کنیم. به این صورت لذت بیشتری میبریم و فهممان از آن اثر بیشتر میشود، اما این اصلا به آن معنا نیست که اگر کسی فیلمهای برگمان را ندیده باشد، از این مستند نتواند لذت ببرد. در واقع باید بگویم ساخت این فیلم به قدری به شکل آثار برگمان نزدیک است که میتواند آغاز خوبی برای کسانی باشد که فیلمهای برگمان را ندیدهاند. کارگردان این اثر اهل هند و فارغالتحصیل رشته معماری بوده است اما ارشد خود را در رشته کارگردانی هنری را از دانشگاه لندن گرفته است. او در دو پروژه بزرگ سینمای هند مشارکت داشته است. همچنین به صورت مستقل ۵ فیلم کوتاه را در اسکاندیناوی و هند ساخته است. مستند «لیو و اینگمار» اولین فیلم بلند اوست که سال ۲۰۱۲ ساخته شده و بسیار مورد توجه قرار گرفته است.
او ادامه داد: جهان این اثر از جهان خود برگمان میآید. به عنوان مثال شروع و انتهای فیلم، پیوستگی با طبیعت، دریا، نور، عکسهای یادگاری و حرکت خیلی شبهگونه و محو آدمها در میان این دیوارها دارد. در این رابطه دو نفره که ما میخواهیم کل فیلم را بر مبنای آن بگذاریم، طبیعت و به خصوص جزیره فارو در آن نفر سوم است. یعنی در واقع، ما در حال دیدن فیلمی با سه کاراکتر اصلی شامل لیو، اینگمار و جزیره هستیم. این جزیره که مرکز و شروع عشق این دو نفر است، در ادامه به قفس این عشق هم تبدیل میشود. اما همچنان نقش مهم و تاثیرگذاری دارد.
این نویسنده، مترجم و منتقد سینما در ادامه بیان کرد: برگمان این خانه (در جزیره فارو) را به عنوان جایی میسازد که بتواند در آن پناه بگیرد، بنویسد، عاشق شود، اذیت کند و اذیت شود و خیلی چیزهای دیگر. با خواندن درباره این خانه یاد خانه دیگری افتادم؛ خانهای که والتر بنیامین برای خواهرش میسازد. چون آدمی با روحیات خاص بوده که نمیتوانسته با آدمها ارتباط بگیرد و عشق خود را به نزدیکانش نشان دهد، خانهای میسازد و میگوید این هدیه من به شما که نمیتوانم به همراهتان زندگی کنم. نکته جالب در ساخت و کارگردانی این فیلم این بوده که در بخشهایی که لیو صحبت میکند، یا ما در حال دیدن داستان از پیاووی او هستیم، یا حتی در بخشهایی که صدای او یا برگمان هست، کارگردان سعی کرده شاتها و نماهایی را از فیلمهای برگمان جمع کند که با این صحبتها همخوانی داشته باشد.
مقانلو در ادامه صحبتهایش گفت: هدف این فیلم که در زیر متن عنوان دوم آن مشهود است، به رابطهای اشاره دارد که مبتنی بر درد و رنج است. یعنی ارتباطی که دو نفر در زندگی، کار و همهچیز با یکدیگر شراکت داشتند. این درد و رنج در رابطه دو نفره آنها بسیار موضوع مهمی است. لیو زنِ جذابی است که محبوب فیلمبردارها برای نماهای درشت به شمار میآمده است. حالت چهره او کاملا طبیعی بوده و هیچچیز به آن اضافه نشده است. جذابیت توام با اندوه و در عین حال بچهگانهای در چهره او بوده که سبب شده تا محبوب کلوز شات باشد. او نه تنها در فیلمهای کارگردانهای دیگری بازی کرده، بلکه چند فیلم هم کارگردانی کرده است. اما در هیچکدام از آن فیلمها به شکوه و درخشش فیلمهایی که با برگمان داشته نمیرسد. ۹ فیلم مهم با برگمان دارد و ۵ سال با او ارتباط عاشقانه داشته و با یکدیگر در آن جزیره تنها زندگی میکنند. چهل و چند سال هم ارتباط دوستی، غیر عاشقانه، دشمنی و… این دو با هم که در فیلم هم دیدیم، ادامه پیدا میکند.
این استاد دانشگاه و سرپرست پروژههای بزرگ ادبی و سینمایی افزود: نکته جالب اینکه برگمان مردی است که به راحتی در یکسری از فیلمهایش تمام زنهای محبوب زندگی خود را باهم جمع میکند. فیلمهایی دارد که زن قبلی با زن فعلی در کنار هم بازی میکنند. نکته جالب اینکه برگمان ۵ همسر رسمی داشته و خیلی زیاد روابط احساسی غیر رسمی داشته است. اما لیو تنها زنی بوده که در عین حال که از برگمان بچه داشته، با او ازدواج نمیکند. این در حالی است که برگمان تاکید داشته تا زنهایی که از او بچه داشتند، حتما زن رسمیاش بشوند… اما لیو تنها کسی بوده که در این قاعده نیست.
مقانلو گفت: این فیلم حالت اپیزودگونه دارد و با عشق و فیلم «پرسونا» شروع میشود. برگمان در فیلم «پرسونا»، لیو را از طریق دیدن در دوربین کشف میکند. انگار دوربین به او مجالی میدهد تا با زنی آشنا شود که خیلی برایش جذاب و حیرتانگیز است و بین آنها عشق عجیبی شکوفا میشود.
این منتقد در ادامه عنوان کرد: لیو با وجود اختلاف سنی زیادی که با برگمان دارد و میتواند جای دختر او باشد، در این عشق حل شده و حتی در مواقعی جایگاه مادری نیز برای برگمان پیدا میکند. برای شناخت برگمان و روابط احساسی او به خصوص رابطهای که با لیو دارد، حتما نیاز داریم که بکگراند کوتاهی از رابطه او با مادرش داشته باشیم. رابطه برگمان با مادر همیشه یک رابطه پرچالش و مهرآکین است. یعنی او بهشدت مادر را دوست دارد اما به گفته برگمان؛ «مادر همیشه سرد و دور است» و او را پس میزند. او حتی به این تایید و تاکید رسیده که یک بچه ناخواسته بوده که پدر و مادر هرگز او را نمیخواستند. جمله جالبی در مورد فیلم «توتفرنگیهای وحشی» خود دارد که میگوید: آن فیلم فریاد من بود برای اینکه به پدر و مادرم بگویم که من را ببینید، ولی من دیده نمیشدم.
مقانلو در بخش دیگری از صحبتهایش گفت: این مستند برایم بسیار جذاب بود. احترام و ارادتم بعد از دیدن این مستند، نه تنها نسبت به این دو چهره کم نشد، بلکه بیشتر هم شد. احساس میکنم حال با گذشت سالها از این رابطه ما میتوانیم در نور جدیدی که میافتد، تفسیر جدیدی از این ارتباط داشته باشیم.
نمایش این مستند، هفتمین نشست از برنامه نمایش و تحلیل آثار برگزیده داستانی، مستند و فیلمتئاترهای «اینگمار برگمان» است که با عنوان «نور زمستانی» دی ۱۴۰۳ در خانه هنرمندان ایران برگزار میشود.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، فیلم سینمایی «بازگشت» بهکارگردانی اوبرتو پازولینی اقتباس از ادیسه هومر، ساعت ۱۷ پنجشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۳ در سالن استاد ناصری خانه هنرمندان ایران به نمایش درمیآید.
این فیلم محصول ایتالیا، انگلستان و آمریکا با زیرنویس فارسی در خانه هنرمندان ایران روی پرده میرود.
این فیلم بازخوانی آخرین بخشهای ادیسه هومر است و در خلاصه داستانش آمده است: بیست سال از زمانی که ادیسه پادشاه ایتاکا، وطنش را برای جنگ تروی ترک کرد، میگذرد اما ادیسه دیگر آن جنگجوی نیرومندی نیست که مردم به یاد داشتند. او باید برای نجات خانواده خود با گذشتهاش روبرو شود.
چارلی پلامر، ژولیت بینوش، رالف فاینس، کلاودیو سانتاماریا، روبرتو سرپی و کریس کوریگان از بازیگران «بازگشت» هستند.
علاقهمندان برای تهیه بلیت «بازگشت» به سایت تیوال مراجعه کنند.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، فیلمتئاتر «بعد از تمرین» (۱۹۸۴) به کارگردانی اینگمار برگمان چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳ ساعت ۱۷ در سالن استاد ناصری، سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش درمیآید.
پس از نمایش این فیلمتئاتر، نشست نقد و بررسی آن با حضور عباس غفاری، میزبان و دکتر رامتین شهبازی، منتقدتئاتر برگزار میشود.
در «بعد از تمرین»، هنریک کارگردان پابهسن گذاشته تئاتر، گذشته و آلام و رنجهائی را که برای بازیگران اجراهایش به بار آورده، مرور میکند.
ارلاند یوزفسون، اینگرید تولین، لنا اولین و برتیل گوو بازیگران این اثر هستند.
نمایش این فیلم، نهمین نشست از برنامه نمایش و تحلیل آثار برگزیده داستانی، مستند و فیلمتئاترهای «اینگمار برگمان» است که با عنوان «نور زمستانی» دی ۱۴۰۳ در خانه هنرمندان ایران برگزار میشود.
علاقهمندان برای حضور در این جلسه میتوانند به سایت تیوال مراجعه کنند.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، پس از نمایش فیلم در سینماتک خانه هنرمندان ایران، نشست نقد و بررسی با حضور شادمهر راستین (منتقد سینما) برگزار میشود.
در «پرسونا» (۱۹۶۶) یکی از آثار درخشان برگمان، خواهرآلما پرستار جوانی است که بهواسطه پیشروی کارش در مراقبت از الیزابت ووگلر هنرپیشهای که طی ایفای نقش خود لال شده، وارد رابطه عمیق احساسی با او میشود؛ در اثر این احساس، هر دوی آنها وارد چالشهای پیچیدهای در یک جزیره میشوند…
لیو اولمان و بیبی اندرسون بازیگران این فیلم هستند و در این فیلم هیچ شخصیت مردی بازی نکرده است.
نمایش این فیلم، هشتمین نشست از برنامه نمایش و تحلیل آثار برگزیده داستانی، مستند و فیلمتئاترهای «اینگمار برگمان» است که با عنوان «نور زمستانی» دی ۱۴۰۳ در خانه هنرمندان ایران برگزار میشود.
علاقهمندان برای تهیه بلیت فیلم «پرسونا» به سایت تیوال مراجعه کنند.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی انجمن سینمای جوانان ایران، کتاب «داستانها چگونه فیلم میشوند» مجموعه مقالاتی درباره اقتباس است که توسط پیمان شوقی به فارسی برگردانده شدهاست. این کتاب با مقدمهای از رامتین شهبازی توسط انتشارات انجمن سینمای جوانان ایران در سیوهشتمین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران رونمایی شد. الیزابت استیونس، بن لارند، ریچارد راسکین، کاترین برنت، ملیسا سارجنت، کن میاموتو، اسکات کرافورد و جانلی هنکاک تعدادی از نویسندگان مقالات این کتاب هستند.
این کتاب حاوی سه بخش است؛ در بخش نخست با عنوان «کلیدهای فیلمنامه کوتاه» ۱۰ مقاله گردآمدهاند که ابعاد متفاوتی از فیلمنامهنویسی در فیلم کوتاه را برای فیلمنامهنویسان جوان و کارآموزان این رشته مطرح میکنند. مخاطبان این مقالات عمدتاً کسانی هستند که چارچوبهای فنی فیلمنامهنویسی را آموخته و اینک در مواردی مثل ایدهیابی، غلبه بر موانع ذهنی نگارش، ایجاد تعادل در ساختار روایت و خلاصه در طراحی یک فیلمنامه اثرگذار مشکل دارند.
بخش دوم کتاب با عنوان «کلیدهای اقتباس» به بحث اقتباس از آثار ادبی برای نگارش فیلمنامه کوتاه میپردازد و ابعاد مختلف آن را معرفی و تحلیل میکند. در این مقالات، مطالبی کاربردی مثل آشنایی با روند اقتباس، آشنایی با کلیدهای گزینش داستان مناسب و چگونگی اقتباس در حوزه مالکیت خصوصی و عمومی مطرح شدهاند. همچنین خواننده در این بخش با مفاهیم نظری همچون عناصر مشترک بین داستان کوتاه و فیلم کوتاه، بحث وفاداری به منبع اقتباس و کلیدهای تحلیل داستان برای اقتباس سینمایی آشنا میشود.
سرانجام در بخش آخر با عنوان «در حاشیه» خواننده با برخی حواشی کمتر گفته شده اما ضروری در حوزه فیلم کوتاه و فیلمنامهنویسی آن آشنا میشود؛ از جمله ویژگیهای فیلمهای کوتاه پربیننده در شبکههای اجتماعی و ترفندهای کسب حقوق اقتباس از خالقان آثار، بیشتر مقالات کتاب به قلم استادان سرشناس و استعدادیابهای فعال در سینمای حرفهای نوشتهشده که با زبانی روان و حجمی متناسب با حوصله مخاطب امروزی، کلیدیترین روشهای اقتباس ادبی در سینما را شرح میدهند.
رامتین شهبازی پژوهشگر و مدرس سینما در مقدمه این کتاب نوشتهاست: «یکی از شاخه های فیلمنامهنویسی که هنوز در ایران مغفول باقی مانده است مقوله اقتباس برای فیلمنامه است که در این مورد تنها به چند عنوان کتاب میتوان اشاره کرد که هیچکدام هم منابع تازهای به شمار نمیآیند و اگر این مساله را به فیلم کوتاه هم بسط دهیم، میتوان گفت عملاً کتابی مستقل در این حوزه وجود ندارد و علاقهمندان به اقتباس ادبی برای فیلم کوتاه هم غالباً خود به تنهایی در این مسیر کوشیدهاند. اینک کتاب «داستانها چگونه فیلم میشوند» تلاشی است برای غلبه بر این کاستی… میتوان این مجموعه را در زمره آثاری قرار داد که بدون ادعای آموزشی بودن چنین خصلتی دارند. زیرا بدون پرداختن مستقیم به آموزش، مفاهیم کلیدی و اولیه را در ذهن مخاطبان خود ایجاد میکند و از این منظر میتواند اثری مفید باشد.»
به گزارش سایت خبری راوی هنر، در هشتاد و ششمین نشست از سلسله نشستهای «مستندات یکشنبه»، فیلم مستند «لیو و اینگمار» یکشنبه ۱۶ دی ۱۴۰۳ ساعت ۱۷ در سالن استاد ناصری خانه هنرمندان ایران به نمایش درمیآید.
این نشست با نمایش مستند ۱۰۰ دقیقهای «لیو و اینگمار» (۲۰۱۲) ساخته «زیراج آکولکا» و باحضور «شیوا مقانلو» نویسنده، مترجم و منتقد سینما برگزار میشود.
فیلمساز هندیالاصل در این مستند ۹۰ دقیقهای، شخصیت و سینمای «اینگمار برگمان» را با بررسی ۴۲ سال همکاری او و «لیو اولمان» بازیگر مشهور سینمای سوئد مورد کنکاش قرار میدهد.
نمایش این مستند، هفتمین نشست از برنامه نمایش و تحلیل آثار برگزیده داستانی، مستند و فیلمتئاترهای «اینگمار برگمان» است که با عنوان «نور زمستانی» دی ۱۴۰۳ در خانه هنرمندان ایران برگزار میشود.
