به گزارش سایت خبری راوی هنر، فیلم سینمایی «هرچه نور تصور میکنیم» بهکارگردانی پایال کاپادیا، ساعت ۱۷ پنجشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۳ در سالن استاد ناصری خانه هنرمندان ایران به نمایش درمیآید.
این فیلم سینمایی محصول ۲۰۲۴ برنده جایزه بزرگ کن، بهترین فیلم سال از نگاه سایتاندساوند و نامزد بهترین فیلم و کارگردانی از گلدنگلوب، با زیرنویس فارسی در خانه هنرمندان ایران روی پرده میرود.
در فیلم «هر چه نور تصور میکنیم» در دل شلوغیهای بمبئی، پرابها، پرستاری که زندگیاش بههمریخته، روزهای سختی را میگذراند. او از همسر جداشدهاش هدیهای غیرمنتظره دریافت میکند و احساسات جدیدی در او بیدار میشود. آنو، هماتاقی جوان و سرزنده او با موانع زیادی مواجه است. در نهایت، سفر آنها به یک شهر ساحلی، به آنها فرصت میدهد تا در آنجا آرزوها و خواستههایشان را دنبال کنند…
چهایا کادم، هریدو هارون، دیویا پرابها و کانی کوسروتی از بازیگران این فیلم هستند.
علاقهمندان برای تهیه بلیت «هرچه نور تصور میکنیم» به سایت تیوال مراجعه کنند.
برچسب: سینماتک خانه هنرمندان ایران
به گزارش سایت خبری راوی هنر، در برنامه ششصد و سیزدهم سینماتک خانه هنرمندان ایران، فیلم سینمایی «جوخه» ساخته اولیور استون (۱۹۸۶) ساعت ۱۷ دوشنبه ۱ بهمن ۱۴۰۳، در سالن استاد ناصری خانه هنرمندان ایران به نمایش درمیآید.
پس از نمایش این فیلم ۱۲۰ دقیقهای، نشست نقد و بررسی آن با حضور کورش جاهد (منتقد و مترجم سینما) برگزار میشود.
«جوخه» داستان مرد جوانی است که در جنگ ویتنام دچار مشکلات روحی میشود و وحشت جنگ او را در بر میگیرد…
تام برنگر، ویلم دفو و چارلی شین بازیگران این فیلم هستند.
علاقهمندان برای تهیه بلیت فیلم «جوخه» به سایت تیوال مراجعه کنند.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، چهلمین برنامه از سلسله جلسات نمایش فیلمتئاترهای شاخص با همکاری مشترک انجمن صنفی منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران خانه تئاتر و سینماتک خانه هنرمندان ایران، چهارشنبه ۲۶ دی ۱۴۰۳، به نمایش فیلمتئاتر «تصویرسازان» به کارگردانی اینگمار برگمان اختصاص داشت. نشست تحلیل این اثر با حضور عباس غفاری، میزبان و آران قادرپور، منتقدتئاتر برگزار شد.
برگمان «تصویرسازان» را با الهام از ساخت «کالسکه شبح» ساخته ویکتور شوستروم ساخت.
عباس غفاری در این نشست در پایان سلسله نشستهای آثار اینگمار برگمان، گفت: در ویژه برنامه نور زمستانی تلاش کردیم به وجهه تئاتری از برگمان بپردازیم که کمتر به آن پرداخته شده است.
او در ادامه، درباره «تصویرسازان» گفت: ممکن است که ساختار این اثر برای شما مانند فیلم تلویزیونی باشد ولی «تصویرسازان» در کارنامه کاری برگمان به عنوان فیلمتئاتر ثبت شده است. به نوعی این اثر در حال ستایش یکی از بزرگترین کارگردانها و بازیگران سوئد؛ یعنی ویکتور شوستروم است. برخی از تصاویری که در «تصویرسازان» میبینیم نیز برگرفته از اثر شوستروم در سال ۱۹۲۱ است.
آران قادرپور در این نشست، در مورد فیلمتئاتر «تصویرسازان» گفت: تمام صحبتها و ارجاعات امروزم از برگمان با اشاره به فیلمهایی است که در همین چند هفته در سینماتک خانه هنرمندان ایران با عنوان «نور زمستانی» پخش شده است. هدف رئالیسم ادبی انعکاس حقیقتی از واقعیت است. این نوع ادبیات پتانسیلهای ذهنی و عینی بشر را در موقعیتهای نامتعادل به تصویر میکشد. به طور کل در کارهای برگمان شما با عواطف و افکاری در موقعیتها مواجه میشوید که در زندگی بسیار واقعی بوده و برایتان رخ داده است. برگمان بهقدری دقیق و موشکافانه وارد یک حس درونی انسانی میشود که شما خودتان را به او میسپارید. شخصیت فیلمساز برگمان در این اثر نمایشی در توازنی ظریف با پر اولو اینکویست نویسنده و نمایشنامهنویس سوئدی است.
این منتقد تئاتر در ادامه بیان کرد: یکی از کاراکترهای اصلی این نمایش سلما لاگرلف اولین نویسنده زنی است که جایزه نوبل را برده است. با تماشای این نمایش فکر کردم که اگر این متن را کارگردانِ دیگری کار میکرد، آیا به این زیبایی در میآمد و به این نتیجه رسیدم که بله ممکن بود این اتفاق رخ دهد؛ اما این متن شباهتهای بنیادینی با کارهایی که برگمان آنها را نوشته نیز دارد. دیالوگهای تند و تیز پینگپنگی که دو به دو میان کاراکترها بیان میشود، طغیان علیه نظم موجود، دو راهیهای اخلاقی و… از این نمونههاست. نکته حائز اهمیت در این اثر این است که برگمان فیلمسازی خود را به رخ نمیکشد و همراه روایت با درکی مشترک از کلمات و تصویر پیش میرود.
عباس غفاری در ادامه این نشست گفت: برگمان دو شخصیت واقعی سینما، تئاتر و ادبیات سوئد را به این اثر آورده است. هم از آنها قدردانی میکند و هم ابعاد دیگری از شخصیت آنها را به ما نشان میدهد. او ابایی از این ندارد که قسمتهای تاریک شخصیتها را نشان دهد. برگمان معتقد است که ما انسانیم و در زندگی خود با اتفاقاتی مواجه میشویم. شخصیت دختر اثر، تورا مانند اکثر کارهای برگمان است. ما در آثار برگمان، شخصیت دختر جسوری داریم که میخواهد قالبها را بشکند و فراتر از نسل خود عمل کند. در «مادام دوساد» هم دختر میخواهد چیز دیگری باشد. انگار شخصیت دختر بازیگری که در این اثر میبینیم، ادامه جسارت شخصیت خانم سلما است. در واقع چیزی که سلما نداشته را تورای بازیگر ادامه میدهد.
او ادامه داد: بعد از دیدن آثار برگمان باید گفت که برگمان شخصیتهای خانم را به طور عجیبی میشناسد. شاید روابطی که داشته نیز در این موضوع تاثیر گذار بوده است. در واقع اکثر فیلمهای او به نحوی است که انگار میخواهد از زنها قدردانی کند. ما در فیلمهای برگمان هیچگاه جملهای نداریم که بخواهد زن را تحقیر کند و نادیده بگیرد. زندگی شخصی برگمان به ما ارتباطی ندارد. در واقع ما برگمان هنرمند را دوست داریم. من نیز شخصا فیلمهای او را دیده و آثارش را مطالعه میکنم؛ شاید باید بخش زندگی شخصی او توسط افراد دیگری دنبال شود.
آران قادرپور در بخش دیگری از این نشست گفت: برگمان کسی بوده که زندگی خود را وقف سینما و تئاتر کرده است همین طور که شخصیتهای این تئاتر میخواهند از طریق هنرشان فقدانی را که در زندگی دارند، جبران کنند و هنر برای آنها بسیار جدی است.
نمایش این فیلم، دوازدهمین و آخرین نشست از برنامه نمایش و تحلیل آثار «اینگمار برگمان» است که با عنوان «نور زمستانی» دی ۱۴۰۳ در خانه هنرمندان ایران برگزار شد.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، در هشتاد و نهمین نشست از سلسله نشستهای «مستندات یکشنبه»، فیلم مستند «درباره مهرداد بهار» یکشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۳ ساعت ۱۷ در سالن استاد ناصری خانه هنرمندان ایران به نمایش درمیآید.
این نشست با نمایش مستند ۷۵ دقیقهای «درباره مهرداد بهار» (۱۴۰۳) ساخته پیام مستوفی و باحضور مهرداد فراهانی پژوهشگر سینما برگزار میشود.
مهرداد بهار زبانشناس و اسطورهشناس ایرانی و پنجمین فرزند محمدتقی بهار «ملکالشعرا» بود.
پیام مستوفی در این مستند به بُعد زبانشناسی و اسطورهشناسی مهرداد بهار پرداخته و در آن با ژاله آموزگار، ابوالقاسم اسماعیلپور، حوری اعتصام، پروانه بهار، چهرزاد بهار، فرغانه بهار، جهانگیر چراغی، محمود دولتآبادی، بهرام دبیری، علی دهباشی، علی رواقی، حمید سهیلی، بدرالزمان قریب، نصرالله کسراییان، کتایون مزداپور، افشین معاصر، جمال میرصادقی و منیژه محامدی گفتگو کرده است.
علاقهمندان میتوانند برای تهیه بلیت فیلم مستند «درباره مهرداد بهار» به سایت تیوال مراجعه کنند.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، «سونات پاییزی» داستان زن پیانیست مشهوری است که پس از سالها دوری، به دعوت دخترش، به دیدار او راهی جزیرهای در نروژ میشود…
جابر قاسمعلی در این نشست گفت: خوشحالم که برای یکی از درخشانترین فیلمهای برگمان در این جلسه حاضر شدهام. فیلمسازی که از او بسیار آموختهایم. اینگرید برگمن، بازیگر فیلم، در جایی درباره پروسه ساخت این فیلم خاطرهای را تعریف میکند. او میگوید که ابتدا قرار بود که در فیلمی اقتباسی که برگمان قرار بود بسازد بازی کند اما انتصاب برگمان به سمت مدیر بخش تئاتر سوئد، ساخت این فیلم را لغو میکند. پس از چند سال برگمان با او تماس گرفته و برای ساخت فیلم دیگری که «سونات پاییزی» باشد، از او دعوت به همکاری میکند. دوست دارم برای شروع درباره یکی از درونمایهها و مولفههای تکرار شونده فیلمهای برگمان صحبت کنم. این فیلم تناقضی را نشان میدهد که گویی خود برگمان نیز دچار آن است. این تم به نحوی در فیلم «توتفرنگیهای وحشی» هم تکرار شده است. در آن فیلم سوالی از شخصیت پرفسور میشود: اینکه اولین وظیفه یک پزشک چیست؟ پرفسور پاسخی ندارد و او میگوید که اولین وظیفه یک پزشک عذرخواهی است.
او ادامه داد: این تماتیکی است که در این فیلم نیز تکرار میشود. اصل ماجرا تناقضی است که بین درون و بیرون وجود دارد. بین جایگاه حرفهای و جایگاهی که شخصیت در خانواده دارد. این تناقض باید به شرایط متعادلی برسد که موجب آرامش شود. شخصیت اصلی داستان در این فیلم لیو اولمن یا همان کاراکتر دختر بوده اما راوی فیلم، همسر او، یعنی ویکتور است. چرا ویکتور راوی داستان است؟! فراموش نکنیم که او کشیش است. یک جایی روی اینبخش تاکید میشود؛ در اوج درگیری مادر و دختر، ما ویکتور را میبینیم که در حال گوش دادن است. گویی آنها در حضور کشیش اعتراف میکنند. بنابراین باید گفت که فیلم درباره اعتراف کردن است. حال ما در موقعیت ویکتور قرار گرفته و اعتراف را میشنویم. به این ترتیب باید گفت که راوی، بسیار درست و خوب انتخاب شده است.
این فیلمنامهنویس و منتقد سینما در ادامه بیان کرد: شخصیتهای اصلی داستان که مادر و دختر هستند، دو وجه کاملا متضاد یکدیگر دارند اما داستان فیلم شرایطی را ایجاد میکند که موقعیت آنها را تغییر میدهد. مادر در فیلم، فرد موفقی نشان داده میشود. درست برعکس او دختر در نقطه ضعف به سر برده و کاملا منفعل و فاقد اعتماد به نفس است. در واقع فیلم با نشان دادن این دو شخصیت در این موقعیتها شروع میشود.
قاسمعلی در ادامه صحبتهایش گفت: به این ترتیب میبینیم که هرچه موقعیت دختر بهتر شده، موقعیت مادر شکنندهتر میشود. زمانی که مادر متوجه میشود خبط کرده است، نگاه دختر به او مانند گرگی است که میخواهد به مادر حمله کند و از حرف زدن خود راضی است. وقتی مادر میرود، شاهد آرامشی میشویم که در ابتدای فیلم و زمان نامه نوشتن شاهد آن بودیم اما دیگر میزانسن دختر مانند ابتدای فیلم ضعیف نیست. او در نامهای از مادر عذرخواهی میکند و میخواهد که او برگردد اما از موضع قدرت این کار را انجام میدهد. این دو شخصیت با ویژگی متضاد به هم بر میخورند و با جدا شدن از هم ویژگی اعتماد به نفس در آنها برعکس میشود. از این منظر این دو کاراکتر جذاب هستند. اساسا این بحران که در فیلم میبینیم، بحرانی است که خود برگمان نیز دارد. این بحران جامعه روشنفکری هم هست. در واقع جامعه روشنفکری به دلیل تعاملاتی که دارد، از خانواده دور میشود. البته این عامدانه نبوده و در واقع ذات این نوع زیست است که فاصله و حفرهای را با نهاد و اعضای خانواده ایجاد میکند.
نمایش این فیلم، یازدهمین نشست از برنامه نمایش و تحلیل آثار برگزیده داستانی، مستند و فیلمتئاترهای «اینگمار برگمان» است که با عنوان «نور زمستانی» دی ۱۴۰۳ در خانه هنرمندان ایران برگزار میشود.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، هشتاد و هشتمین برنامه از سری برنامههای مستندات یکشنبههای خانه هنرمندان ایران، یکشنبه ۲۳ دی ۱۴۰۳ به نمایش فیلم مستند «حمله به برگمان» (۲۰۱۳) ساخته «جین مگنسون» و «هاینک پالاس» اختصاص داشت. پس از نمایش این فیلم، نشست نقد و بررسی آن با حضور «فرزاد فربد» منتقد سینما برگزار شد. اجرای این برنامه برعهده شهرام اشرف ابیانه بود.
در این اثر مستند، در یک طراحی منحصربهفرد فرانسیس فورد کاپولا، مارتین اسکورسیزی، وودی آلن، لارس فونتریه، آلخاندرو گونزالس ایناریتو، میشائیل هانکه، آنگ لی، وس اندرسون، رابرت دنیرو، تاکشی کیتانو و… در جزیره فارو زادگاه برگمان پرسه میزنند…
فرزاد فربد در این نشست درباره این مستند گفت: این فیلم را هفت، هشت سال پیش در سفارت سوئد دیدم. عنوان این مستند در زبان فارسی درست در نیامده است؛ زیرا شاید بتوان گفت که معنای درستتر، تجاوز یا حمله به حریم برگمان است. به هر ترتیب ترجمه عنوان فیلم کار دشواری بوده و این اتفاق از چالشهای کار هر مترجمی است. عنوان این فیلم نیز جز اتفاقات چالشبرانگیز است. این فیلم پاسخ محکمی به هنرمندانی است که میگویند فیلم نمیبینند تا تحت تاثیر هنرمندان دیگر قرار نگیرند. زیرا ما در آن فیلمسازان بزرگی را میبینیم که همگی از برگمان بهره برده و از او تاثیر گرفتهاند. امیدوارم این اتفاق در اینجا نیز رخ دهد. خیلی سال است که به سوئد رفت و آمد دارم اما هنوز با وجود علاقهای که دارم، فرصت حضور در جزیره فارو را پیدا نکردهام. جزیره فارو جزیره برهوتی بوده و همچنان نیز هست. برگمان این جزیره را برای خلوت خود انتخاب میکند و فکر میکنم کار درستی هم انجام داده است.
او افزود: مهمترین نکته در فیلمهای برگمان، بحث اتمسفر است که در سینما خیلی اهمیت دارد. زیرا چیزی که پس از دیدن فیلمی بیشتر در ذهن ما میماند، اتمسفر آن است. در بسیاری از آثار برگمان نیز، این اتمسفر به شکل به یاد ماندنی باقی میماند. اتمسفر در سینمای برگمان بسیار غالب است. با این همه میتوان گفت که برگمان در خود سوئد خیلی محبوب نیست.
این منتقد سینما در بخش دیگری از صحبتهایش بیان کرد: در فیلم با آدمهایی طرف هستیم که از تاثیر برگمان روی خودشان و سینما میگویند. برخی از آنها نیز حرفهای جالبی نمیزنند. اما برخی فیلمسازها چون وودی الن که خیلی از برگمان تاثیر گرفته است، وقتی صحبت میکند، شاهد شیفتگی او نسبت به برگمان هستیم. خیلی از فضاهایی که وودی الن خلق کرده، تحت تاثیر برگمان است. موسیقی مستند ما را یاد کارهایی میاندازد که بین بودن و نبودن است. به طوری که انگار در فضای فیلم محو است اما در عین حال به فضای کار خیلی کمک میکند. ایناریتو نیز در صحبتی که در ابتدای مستند دارد، شیفتگی خود نسبت به برگمان را بیان میکند. او میگوید که اگر سینما مذهب باشد، اینجا (یعنی خانهی برگمان) مانند واتیکان است. نکته جالب اینکه ما در این واتیکان، با کتابخانه و فیلمخانهای مواجه هستیم که از آثار اکشن و عامهپسند پر شده است.
فربد در ادامه صحبتهایش گفت: این موضوع من را یاد مهدی سحابی انداخت. ایشان آرتیست بزرگی بود که به فیلمهای رزمی علاقمند بود. این نکته جالبی است که ما وقتی در مورد آدمها قضاوت میکنیم، فکر میکنیم که با شخصیتهای بِتی مواجه هستیم که فقط موسیقی کلاسیک گوش میدهند و فیلم اکسپرسیونیستی آلمان را تماشا میکنند. در صورتی که اینطور نیست. باتوجه به اینکه برگمان نویسنده تمام آثار خود نیز بوده، فکر میکنم در زمان نگارش آثار، تصاویر فیلمها را دیده است. جامعه سوئد جامعه عجیبی است. زیرا جامعهای سنتی و مذهبی بوده و پس از یکی دو دهه تبدیل به یکی از آزادترین جوامع دنیا میشود.
نمایش این مستند، دهمین نشست از برنامه نمایش و تحلیل آثار برگزیده داستانی، مستند و فیلمتئاترهای «اینگمار برگمان» است که با عنوان «نور زمستانی» دی ۱۴۰۳ در خانه هنرمندان ایران برگزار میشود.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، فیلم سینمایی «مهر هفتم» به کارگردانی اینگمار برگمان (۱۹۵۷) ساعت ۱۷ جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳ در سالن استاد ناصری خانه هنرمندان ایران به نمایش درمیآید.
«مهر هفتم» دربارۀ حیاتِ یک شوالیه قرون وسطایی است که سفری را از سرزمین طاعونزده آغاز کرده است و یک بازی شطرنج میان او و فرشتۀ مرگ -که برای ستاندن جان او آمده- قرار گرفته است. اگر او بازی را ببازد، زندگی را باخته و اگر برنده شود، فرشتۀ مرگ تنها رهسپار میشود…
ماکس فونسیدو، گونار بیورنستراند، نیلز پایه، بنگت ایکروت و بیبی اندرسون از بازیگران فیلم «مهر هفتم» هستند.
این فیلم ۱۴۰ دقیقهای با زیرنویس فارسی در خانه هنرمندان ایران روی پرده میرود.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، فیلم سینمایی انیمیشن «والاس و گرومیت: انتقام پنگوئن» بهکارگردانی نیک پارک و مرلین کراسینگهام ساعت ۱۷ پنجشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۳ در سالن استاد ناصری خانه هنرمندان ایران به نمایش درمیآید.
این فیلم محصول ۲۰۲۴ دومین نسخه سینمایی بر اساس مجموعه پربیننده «والاس و گرومیت» است که با تحسین منتقدان روبهرو شد و با دوبله فارسی در خانه هنرمندان ایران روی پرده میرود.
در خلاصه داستان انیمیشن «والاس و گرومیت: انتقام پنگوئن» آمده است: گرومیت نگران است که والاس بیش از حد به اختراعاتش وابسته شده باشد. وقتی والاس یک جن کوتوله هوشمند اختراع می کند که صاحب ذهنی مستقل می شود، معلوم می شود گرومیت بی جهت نگران نبوده است!
بن وایتهد، پیتز کی، لارن پاتل، ریس شراسمیت و دیان مورگان از صداپیشگان فیلم هستند.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، در این نمایش، هنریک کارگردان پابهسن گذاشته تئاتر، گذشته و آلام و رنجهائی را که برای بازیگران اجراهایش به بار آورده، مرور میکند.
عباس غفاری در این نشست گفت: شکل دکوپاژ و نوع فیلمبرداری که در این فیلم دیدیم، به ما میگوید که این اثر بیشتر یک فیلم تلویزیونی است تا اینکه بخواهد تئاتر تلویزیونی باشد. این اثر، نمایشی پیچیده درباره روابط و احساسات انسانی است و شاید بتوان گفت بازگویی برگمان درباره زندگی خودش و ارتباطهای شخصی که با بازیگران کارهایش داشته، باشد. این اثر در سال ۹۴ اجرا شده و قرار بر این بوده تا آخرین کار برگمان باشد اما پس از آن نیز، یکی دو کار کوچک انجام داده است. در نمایش «بعد از تمرین»، تقریبا تمام بازیگران گروه برگمان را دیدیم. البته در نمایشهایی که پیش از این از آثار برگمان پخش کردیم، تقریبا این بازیگران حضور نداشتند.
رامتین شهبازی در ابتدای سخنانش در این نشست گفت: اگر نمایش «بعد از تمرین»، مقداری شکل تجربیتر داشت، میتوانستیم بگوییم که با یک فیلمجستار یا فیلممقاله مواجه هستیم. ما در این اثر سه زمان گذشته، حال و آینده را میبینیم. میتوان درباره این اجرا به انگارههای مختلفی پرداخت. در شروع نمایش، شخصیت کارگردان میگوید که؛ «من هر روز عادت دارم که بعد از اجرا روی صحنه بنشینم و به اتفاقاتی که آن روز رخ داده فکر کنم». گویی که در حال بیدار شدن از خوابی بوده و این طور به نظر میآید که ما با یک خواب در خواب مواجه هستیم. در واقع این آدم در طول این نمایش، به شکلهای مختلف در حال نشان دادن تمام درونیات خود است.
او ادامه داد: با آمدن شخصیت دختر، ما کاملا بین یک فضای واقعیت و رویا غوطهور میشویم. شما به ظاهر با یک شخصیت واقعی مواجه هستید اما عملا این شخصیت واقعی ایفاگر نقش ذهنیت این کارگردان است. در خیلی از اوقات که این شخصیت با کارگردان شروع به صحبت میکند، اینطور به نظر میرسد که در حال بیان کردن تمنیات خود است اما در ادامه به نظر میآید که این موارد تفسیر شخصیت کارگردان است.
این منتقد تئاتر در بخشی دیگر از سخنان خود بیان کرد: ما با برگمانی مواجه هستیم که تصویرشناس است و از همین رو در دکوپاژ نکات ویژهای دیده میشود. فیلم با پلانهای متوسط شروع میشود ولی هر چقدر که ما به شخصیتها نزدیک میشویم، این پلانها نیز بسته میشود. ما با حجم بسیار گستردهای از کلوزآپ مواجه هستیم. به هر حال این تاکید روی نماهای بسته در حال نشان دادن این موضوع به ماست که او چقدر به شخصیتهایش نزدیک میشود. چند عنصر دیگر نیز به صورت نشانهای خودشان را به ما نشان میدهند.
شهبازی در ادامه صحبتهایش گفت: داستان فیلم خیلی زود پهن شده و بعد از چند دقیقه پلانهای بسته شروع میشود. این اتفاق، جسارتی میخواهد که حاوی این مطلب از سوی کارگردان است که میگوید که من چقدر میتوانم تو را به این شخصیت خود نزدیک کنم و احتمالا چقدر اطلاعات و داده بدهم که شما بتوانید آنها را تحلیل کنید. لمس کردن آدمها توسط همدیگر در حال تجسد دادن به رویای کارگردان است. این مرئی کردن هر آن چیزی که او در ذهنش دارد و در کلامش میسازد، وجه شاعرانه پیدا میکند و وجه سیالیت زندگی را نیز نشان میدهد. برگمان به قدری در داستان تعریف کردن تجربه دارد که اطلاعات را بسیار درست و به موقع ارائه میدهد. حتی در جایی به استریندبرگ و آثارش اشاره میکند. او بسیار تحت تاثیر استریندبرگ بوده است. به نظر میرسد فضایی که در این اثر میسازد نیز به آثار استریندبرگ نزدیک است.
نمایش این فیلم، نهمین نشست از برنامه نمایش و تحلیل آثار «اینگمار برگمان» است که با عنوان «نور زمستانی» دی ۱۴۰۳ در خانه هنرمندان ایران برگزار میشود.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، در یازدهمین برنامه «نور زمستانی» [مرور برگزیده آثار اینگمار برگمان در دی ۱۴۰۳] فیلم سینمایی «سونات پاییزی» ساعت ۱۷ دوشنبه ۲۳ دی ۱۴۰۳ در سالن استاد ناصری خانه هنرمندان ایران به نمایش درمیآید.
پس از نمایش فیلم، نشست نقد و بررسی با حضور جابر قاسمعلی (منتقد سینما) برگزار میشود.
«سونات پاییزی» داستان زن پیانیست مشهوری است که به دیدار دخترش میرود که سالها با او رابطه نداشته است…
اینگرید برگمن، لیو اولمن، ارلند جوزفسون و گونار بیورنستراند از بازیگران این فیلم هستند.
نمایش این فیلم، یازدهمین نشست از برنامه نمایش و تحلیل آثار برگزیده داستانی، مستند و فیلمتئاترهای «اینگمار برگمان» است که با عنوان «نور زمستانی» دی ۱۴۰۳ در خانه هنرمندان ایران برگزار میشود.
علاقهمندان برای تهیه بلیت فیلم «سونات پاییزی» به سایت تیوال مراجعه کنند.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، در «پرسونا» آلما پرستار جوانی است که در مراقبت از الیزابت ووگلر هنرپیشهای که طی ایفای نقش خود لال شده، وارد رابطه عمیق احساسی با او میشود؛ در اثر این احساس، هر دوی آنها وارد چالشهای پیچیدهای در یک جزیره میشوند…
شادمهر راستین در این نشست گفت: صحبت کردن درباره این فیلم، برای خودم شگفتآور است. «پرسونا» فیلم شگفتآوری است از این بابت که چیزی را درباره سینما میگوید که ما خیلی درباره آن میشنویم، حرف میزنیم و به آن فکر میکنیم. نمیتوان انتظار مجموعه همه آن چیزی را که درباره سینما هست، از یک فیلم داشت. نمیخواهم بگویم که این فیلم در هر دورهای از زندگی آدم تعبیر جدیدی میشود، ولی عملا اگر بخواهید درکی از انسان در جهان مدرن داشته باشید، «پرسونا» یک اتفاق و یک تجربه شخصی برای شماست. متنی که الیزابت بازی میکند، الکترا است. مهمترین داستان جهان غرب، یعنی ایلیاد اودیسه، بر اساس جنگی است که پایه آن را آگاممنون میگذارد. پدر الکترا میگوید که بروید و کسانی که هلن را دزدیدهاند، بازگردانید و در جنگ تروی پیروز شوید. بعد از بازگشت، زن آگاممنون که مادر الکترا است، به خاطر اینکه پدر خواهر الکترا را قربانی کرده، میخواهد از پدر انتقام بگیرد. بنابراین به تشویق الکترا، برادر، پدر را میکشد. به این ترتیب محکمهای تشکیل میشود با این مضمون که تو در حال از بین بردن خانواده هستی.
او افزود: یک بازیگر توانمند تئاتر وقتی نقش الکترا را بازی میکند، در برابر این پرسش متن از خودش قرار میگیرد و میگوید من هم چنین کردم. زیرا پسر خودم را دوست ندارم و از شوهرم با عشق بچهدار نشدم. چون میخواستم نشان دهم که در همه عرصهها موفق هستم؛ بازیگرم، زنم و میتوانم نقش مادر را بازی کنم اما از پسر خودم متنفرم. گویی من در حال قربانی کردن پسرم برای تئاتر هستم؛ آیا ارزشش را دارد؟! او آنجا سکوت کرده است. یعنی تاثیر متن الکترا روی الیزابت به این صورت است. در پایان هم وقتی آلما در حال برگشتن است، ما مجسمهای را دیده و دوباره لحظهای صحنه تئاتر را میبینیم، گویی همه آنها در همان یک لحظه برایش رخ داده است.
این منتقد سینما در ادامه بیان کرد: این نسبت خود بازیگر با متن است. یعنی الیزابت به عنوان یک بازیگر چه نسبتی با الکترا دارد؟! او سکوت کرده تا جواب آن را بگیرد. سوالی که در اینجا برای او پیش آمده و آن را رو به دوربین از شما میپرسد. او چه پرسونا یا ماسک اغراق شده از هویت خود را به تماشاگر بروز میدهد؟ نقشش یا خودش؟! به همین دلیل تاثیر الکترا، خانواده و زنی که با توطئه برای کشتن مادر در حال ساختارشکنی است، در حال تشویق جامعه به سمت پدرسالاری است. یعنی زنی که بازگشت به گذشته دارد. بازیگر باید روی صحنه تئاتر پرسونایی داشته باشد تا بتواند نسخه اغراق شده خودش را با کلام و رفتارش برونریزی کند تا شما آن را ببینید. عملا مجبور است که یک اجرای احساساتیتر شدهای از درک درونی خود را اجرا کند که با خود چند ویژگی دارد. اول اینکه اگر بخواهد پرسونایی را اجرا کند، سبب رها شدن او میشود. یعنی کاری را میکند که در زندگی عادی انجام نمیدهد. او انتخاب کرده تا نقشی را بازی کند و آن را از زندگی شخصی خودش تفکیک میکند. به این ترتیب الیزابت نیز میخواهد رها باشد، تفکیک کند و الکترایی که برداشت کرده را به مخاطب بدهد. اما آیا میتواند از زندگی و تجربه زیسته خود جدا شود؟! و اگر این کار را بکند، از چه چیزی میترسد.
راستین در ادامه صحبتهایش گفت: آن ترسی که آلما در عطف دوم به آن اشاره میکند، ناشی از چیست؟ مهمترین آن این بوده که با نقش یکی شود. اگر در تئاتر کلاسیک با نقش یکی شود، اصلا کاری نکرده است. زیرا در حال بازی الکترا است، نه بازیگری که الکترا را اجرا میکند. پس در این صورت شما در حال تماشای الکترا هستید نه بازیگر و امکان دارد که خودش و نقشش یک تصور به شما بدهد. برای همین یک لحظه در بیان فردی خود مکث ایجاد میکند. من چه کسی هستم؟ الکترا کیست؟ صحنه کجاست؟ و مخاطب از من چه برداشتی دارد؟ آیا این پرسونایی که انتخاب کرده، او را آزادتر کرده است؟ میتواند به عنوان الیزابت بگوید که من الکترایی را خلق کردهام؟ اصلا الگوی الیزابت برای اجرای این پرسونا چیست؟ او برای رسیدن به این پرسونا به خودش اجازه آزمون و خطا میدهد. او میخواهد ببیند که حد این آزادیاش چیست؟! این بخشی است که ما در زندگی عادی خیلی تجربه میکنیم. در پرسونایی قرار میگیریم که با آن پرسونا میتوانیم آزادتر، تابوشکن باشیم و آزمون و خطا کنیم.
نمایش این فیلم، هشتمین نشست از برنامه نمایش و تحلیل آثار برگزیده داستانی، مستند و فیلمتئاترهای «اینگمار برگمان» است که با عنوان «نور زمستانی» دی ۱۴۰۳ در خانه هنرمندان ایران برگزار میشود.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، هشتاد و ششمین برنامه از سری برنامههای مستندات یکشنبههای خانه هنرمندان ایران، یکشنبه ۱۶ دی ۱۴۰۳ به نمایش مستند «لیو و اینگمار» (۲۰۱۲) ساخته «زیراج آکولکا» اختصاص داشت. پس از نمایش این مستند، نشست نقد و بررسی آن با حضور «شیوا مقانلو» نویسنده، مترجم و منتقد سینما برگزار شد. اجرای این برنامه برعهده شهرام اشرف ابیانه بود.
فیلمساز هندیالاصل در این مستند ۹۰ دقیقهای، شخصیت و سینمای «اینگمار برگمان» را با بررسی ۴۲ سال همکاری او و «لیو اولمان» بازیگر مشهور سینمای سوئد مورد کنکاش قرار میدهد.
شیوا مقانلو در این نشست گفت: ما اصولا در اینگونه مستندها بر مبنای فرا متن حرکت میکنیم. یعنی حتما باید هر پلان از فیلم که میبینیم، بهنوعی ارتباط فرامتنی آن را با مرجع و منبع دیگری پیدا کنیم. به این صورت لذت بیشتری میبریم و فهممان از آن اثر بیشتر میشود، اما این اصلا به آن معنا نیست که اگر کسی فیلمهای برگمان را ندیده باشد، از این مستند نتواند لذت ببرد. در واقع باید بگویم ساخت این فیلم به قدری به شکل آثار برگمان نزدیک است که میتواند آغاز خوبی برای کسانی باشد که فیلمهای برگمان را ندیدهاند. کارگردان این اثر اهل هند و فارغالتحصیل رشته معماری بوده است اما ارشد خود را در رشته کارگردانی هنری را از دانشگاه لندن گرفته است. او در دو پروژه بزرگ سینمای هند مشارکت داشته است. همچنین به صورت مستقل ۵ فیلم کوتاه را در اسکاندیناوی و هند ساخته است. مستند «لیو و اینگمار» اولین فیلم بلند اوست که سال ۲۰۱۲ ساخته شده و بسیار مورد توجه قرار گرفته است.
او ادامه داد: جهان این اثر از جهان خود برگمان میآید. به عنوان مثال شروع و انتهای فیلم، پیوستگی با طبیعت، دریا، نور، عکسهای یادگاری و حرکت خیلی شبهگونه و محو آدمها در میان این دیوارها دارد. در این رابطه دو نفره که ما میخواهیم کل فیلم را بر مبنای آن بگذاریم، طبیعت و به خصوص جزیره فارو در آن نفر سوم است. یعنی در واقع، ما در حال دیدن فیلمی با سه کاراکتر اصلی شامل لیو، اینگمار و جزیره هستیم. این جزیره که مرکز و شروع عشق این دو نفر است، در ادامه به قفس این عشق هم تبدیل میشود. اما همچنان نقش مهم و تاثیرگذاری دارد.
این نویسنده، مترجم و منتقد سینما در ادامه بیان کرد: برگمان این خانه (در جزیره فارو) را به عنوان جایی میسازد که بتواند در آن پناه بگیرد، بنویسد، عاشق شود، اذیت کند و اذیت شود و خیلی چیزهای دیگر. با خواندن درباره این خانه یاد خانه دیگری افتادم؛ خانهای که والتر بنیامین برای خواهرش میسازد. چون آدمی با روحیات خاص بوده که نمیتوانسته با آدمها ارتباط بگیرد و عشق خود را به نزدیکانش نشان دهد، خانهای میسازد و میگوید این هدیه من به شما که نمیتوانم به همراهتان زندگی کنم. نکته جالب در ساخت و کارگردانی این فیلم این بوده که در بخشهایی که لیو صحبت میکند، یا ما در حال دیدن داستان از پیاووی او هستیم، یا حتی در بخشهایی که صدای او یا برگمان هست، کارگردان سعی کرده شاتها و نماهایی را از فیلمهای برگمان جمع کند که با این صحبتها همخوانی داشته باشد.
مقانلو در ادامه صحبتهایش گفت: هدف این فیلم که در زیر متن عنوان دوم آن مشهود است، به رابطهای اشاره دارد که مبتنی بر درد و رنج است. یعنی ارتباطی که دو نفر در زندگی، کار و همهچیز با یکدیگر شراکت داشتند. این درد و رنج در رابطه دو نفره آنها بسیار موضوع مهمی است. لیو زنِ جذابی است که محبوب فیلمبردارها برای نماهای درشت به شمار میآمده است. حالت چهره او کاملا طبیعی بوده و هیچچیز به آن اضافه نشده است. جذابیت توام با اندوه و در عین حال بچهگانهای در چهره او بوده که سبب شده تا محبوب کلوز شات باشد. او نه تنها در فیلمهای کارگردانهای دیگری بازی کرده، بلکه چند فیلم هم کارگردانی کرده است. اما در هیچکدام از آن فیلمها به شکوه و درخشش فیلمهایی که با برگمان داشته نمیرسد. ۹ فیلم مهم با برگمان دارد و ۵ سال با او ارتباط عاشقانه داشته و با یکدیگر در آن جزیره تنها زندگی میکنند. چهل و چند سال هم ارتباط دوستی، غیر عاشقانه، دشمنی و… این دو با هم که در فیلم هم دیدیم، ادامه پیدا میکند.
این استاد دانشگاه و سرپرست پروژههای بزرگ ادبی و سینمایی افزود: نکته جالب اینکه برگمان مردی است که به راحتی در یکسری از فیلمهایش تمام زنهای محبوب زندگی خود را باهم جمع میکند. فیلمهایی دارد که زن قبلی با زن فعلی در کنار هم بازی میکنند. نکته جالب اینکه برگمان ۵ همسر رسمی داشته و خیلی زیاد روابط احساسی غیر رسمی داشته است. اما لیو تنها زنی بوده که در عین حال که از برگمان بچه داشته، با او ازدواج نمیکند. این در حالی است که برگمان تاکید داشته تا زنهایی که از او بچه داشتند، حتما زن رسمیاش بشوند… اما لیو تنها کسی بوده که در این قاعده نیست.
مقانلو گفت: این فیلم حالت اپیزودگونه دارد و با عشق و فیلم «پرسونا» شروع میشود. برگمان در فیلم «پرسونا»، لیو را از طریق دیدن در دوربین کشف میکند. انگار دوربین به او مجالی میدهد تا با زنی آشنا شود که خیلی برایش جذاب و حیرتانگیز است و بین آنها عشق عجیبی شکوفا میشود.
این منتقد در ادامه عنوان کرد: لیو با وجود اختلاف سنی زیادی که با برگمان دارد و میتواند جای دختر او باشد، در این عشق حل شده و حتی در مواقعی جایگاه مادری نیز برای برگمان پیدا میکند. برای شناخت برگمان و روابط احساسی او به خصوص رابطهای که با لیو دارد، حتما نیاز داریم که بکگراند کوتاهی از رابطه او با مادرش داشته باشیم. رابطه برگمان با مادر همیشه یک رابطه پرچالش و مهرآکین است. یعنی او بهشدت مادر را دوست دارد اما به گفته برگمان؛ «مادر همیشه سرد و دور است» و او را پس میزند. او حتی به این تایید و تاکید رسیده که یک بچه ناخواسته بوده که پدر و مادر هرگز او را نمیخواستند. جمله جالبی در مورد فیلم «توتفرنگیهای وحشی» خود دارد که میگوید: آن فیلم فریاد من بود برای اینکه به پدر و مادرم بگویم که من را ببینید، ولی من دیده نمیشدم.
مقانلو در بخش دیگری از صحبتهایش گفت: این مستند برایم بسیار جذاب بود. احترام و ارادتم بعد از دیدن این مستند، نه تنها نسبت به این دو چهره کم نشد، بلکه بیشتر هم شد. احساس میکنم حال با گذشت سالها از این رابطه ما میتوانیم در نور جدیدی که میافتد، تفسیر جدیدی از این ارتباط داشته باشیم.
نمایش این مستند، هفتمین نشست از برنامه نمایش و تحلیل آثار برگزیده داستانی، مستند و فیلمتئاترهای «اینگمار برگمان» است که با عنوان «نور زمستانی» دی ۱۴۰۳ در خانه هنرمندان ایران برگزار میشود.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، فیلم سینمایی «بازگشت» بهکارگردانی اوبرتو پازولینی اقتباس از ادیسه هومر، ساعت ۱۷ پنجشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۳ در سالن استاد ناصری خانه هنرمندان ایران به نمایش درمیآید.
این فیلم محصول ایتالیا، انگلستان و آمریکا با زیرنویس فارسی در خانه هنرمندان ایران روی پرده میرود.
این فیلم بازخوانی آخرین بخشهای ادیسه هومر است و در خلاصه داستانش آمده است: بیست سال از زمانی که ادیسه پادشاه ایتاکا، وطنش را برای جنگ تروی ترک کرد، میگذرد اما ادیسه دیگر آن جنگجوی نیرومندی نیست که مردم به یاد داشتند. او باید برای نجات خانواده خود با گذشتهاش روبرو شود.
چارلی پلامر، ژولیت بینوش، رالف فاینس، کلاودیو سانتاماریا، روبرتو سرپی و کریس کوریگان از بازیگران «بازگشت» هستند.
علاقهمندان برای تهیه بلیت «بازگشت» به سایت تیوال مراجعه کنند.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، فیلمتئاتر «بعد از تمرین» (۱۹۸۴) به کارگردانی اینگمار برگمان چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳ ساعت ۱۷ در سالن استاد ناصری، سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش درمیآید.
پس از نمایش این فیلمتئاتر، نشست نقد و بررسی آن با حضور عباس غفاری، میزبان و دکتر رامتین شهبازی، منتقدتئاتر برگزار میشود.
در «بعد از تمرین»، هنریک کارگردان پابهسن گذاشته تئاتر، گذشته و آلام و رنجهائی را که برای بازیگران اجراهایش به بار آورده، مرور میکند.
ارلاند یوزفسون، اینگرید تولین، لنا اولین و برتیل گوو بازیگران این اثر هستند.
نمایش این فیلم، نهمین نشست از برنامه نمایش و تحلیل آثار برگزیده داستانی، مستند و فیلمتئاترهای «اینگمار برگمان» است که با عنوان «نور زمستانی» دی ۱۴۰۳ در خانه هنرمندان ایران برگزار میشود.
علاقهمندان برای حضور در این جلسه میتوانند به سایت تیوال مراجعه کنند.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، عباس غفاری در این نشست گفت: «مارکی دوساد» از مهمترین نویسندگان جهان است. گفته میشود که بعد از داستانهای مارکی دوساد بوده که چیزی با عنوان سادیسم در روانشناسی مطرح میشود. منظور از سادیسم شخصیتهایی است که از آزار دیگران لذت میبرند. مارکی دوساد تاثیر بسیار عجیبی روی روانشناسی بعد از خودش یعنی بعد از قرن هفدهم، گذاشته است. به صورتی که خیلی از فلاسفه بعد از مرگ مارکی دوساد، تحقیق و تحلیل درباره کارهایی که او نوشته بود را شروع میکنند.
او ادامه داد: مارکی دوساد هفتاد سال زندگی کرد اما ۳۰ سال آن را در زندان بود. البته مارکی دوساد دو بار محکوم به اعدام شد. کارهای زیادی از آثار او ساخته شده و به عنوان مثال، پازولینی، «سالو» را با الهام از یکی از آثار او ساخت اما پخش این اثر تا سالهای سال ممنوع بود. هنوز هم در ایتالیا نمیتوان آن را به نمایش عموم گذاشت. البته پازولینی، «سالو» را به شکلی به فاشیسم ارتباط داد. فیلمسازان دیگری نیز از آثار و زندگی او آثاری را خلق کردهاند. چیزی که در این روزها میتواند ما را نجات دهد، فرهنگ، هنر و عشق است. امیدوارم این برنامه مورد پسند شما باشد.
مجید کیانیان در این نشست گفت: هایدگر بحثی در مورد آدم داشتن دارد. آدمی صرف نظر از آن عقل دِکارتی در یک جهانی قرار دارد که به آن معنا میبخشد. این معنا بخشیدن در انسانهای مختلف متفاوت است. اعتراضم این است؛ لطفا با برخی شوخی نکنید. اشکالی در جریان مسلط به این مملکت وجود دارد که دنبال چیستی پدیده نمیروند، بلکه پدیده را جلو میآورند. آخر برگمان و پوچی و این حرفها چیست که برخی مطرح میکنند؟ مقداری عمیقتر نگاه کنید. به عنوان مثال ما در «مهر هفتم»، موجودی بسیار پرسشگر میبینیم. یا شخصیت سارا در «توت فرنگیهای وحشی» میپرسد چطور میتوان به خدا باور داشت؟!
او افزود: امیدوارم از این بحثِ معنا داشتن از انضمام نگاه خودمان، الحاق کردن به برخی آثار، مقداری مردد باشیم. شخصا از آنهایی هستم که معتقدم به معنی کامل اثر نمیتوان رسید. البته روشها را تایید میکنم و معتقدم که ما با روشهای مختلف به فهم بهتری از آن اثر نزدیک میشویم. الزاما نمیگویم که رویکرد روانکاوانه یا جامعهشناختی و… میتواند سبب شود که به فهم کامل اثر برگمان یا دیگر آثار برسیم. میگویم کمی ملاحظه کنیم و حواسمان باشد که چطور از یکبخش یک اثر شخصی چون برگمان چه خوانشی میکنیم.
این منتقد تئاتر در ادامه بیان کرد: درباره برگمان و آثار او نمیتوان به حکم قطعی رسید اما شواهد بسیاری وجود دارد که او در یک عالم پر از پرسش، درباره هستی، وجود آدمی و… وجود دارد و میتوان گفت که هم نسبت به خرافه و هم عقل دِکارتی زاویه میگیرد. آدمی که عقل محاسبهگر را اولویت قرار میدهد و نسبت به مدرنیته به معنای عام کلمه زاویه میگیرد. اما نمیتوان با بررسی یک اثر برگمان به معنای قطعی نشانههای حاضر در آن رسید و خوانشهای عجیبی را بیان کرد. گاهی اوقات میخواهیم متفاوت حرف بزنیم و از همین رو همیشه این گپوگفت بین ما بوده که تحلیلی انتقادی داشته باشیم. در صورتی که باید اثر را با منطق خود اثر بررسی کرد.
عباس غفاری در ادامه بیان کرد: برگمان اصولا آدمی نیست که از سؤالهای خود عقبنشینی کند. این خصیصه را در زندگی و تمام آثارش نیز نشان داده است. این موضوع حتی در نمایشهایی که برای کار انتخاب کرده نیز مشهود است. معتقدم که برگمان بسیار کنشگر است. او یکی از فیلمسازان، کارگردانان تئاتر و اندیشمندان کنشگر اروپاست که بسیار تاثیرگذار بوده است. فیلم تئاتری که امروز دیدیم، درباره نشانهشناسی و فرمگرایی بحثهایی را مطرح میکند. زیرا هم متن برای میشیما یوکیو بوده و هم نوع کارگردانی وفادارانهای که خود برگمان نسبت به نمایش آسیای شرقی به خصوص نمایش ژاپنی انجام داده، حائز اهمیت است.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، این برنامه به همت پلتفرم تخصصی «درمیانه» و با میزبانی خانه هنرمندان ایران برگزار خواهد شد.
ایجاد فضای تعامل میان فیلمسازان هنرمندان و علاقمندان انیمیشن یکی از اهداف فرهنگی پلتفرم تخصصی «درمیانه» بوده است. این هدف که در قالب اکرانهای سینمایی صورت خواهد گرفت، همچنین به دنبال ایجاد فضایی برای گرد هم آمدن اعضای جامعه انیمیشن ایران است.
در نخستین اکران سینمایی «درمیانه» تعدادی از آثار متاخر و کمتر دیده شده از آثار انیمیشن کوتاه ایرانی به نمایش گذاشته میشود و پس از آن نشست گفتگوی دکتر فاطمه حسینی شکیب با فیلمسازان انیمیشن برگزار خواهد شد.
در این برنامه، انیمیشنهای کوتاه «پر» ساخته صادق جوادی، «فردا» ساخته آریاسب فیض، «پسران فریدون» و «گیلگمش» ساخته حسین مرادیزاده، «گلهای کاغذی» ساخته رامک امین کاظمی، «پیانو» و «جیرفت» ساخته مرجان کشانی و شهاب شمسی، «عکس یادگاری دو نفره» ساخته سمانه لشکری و «كهربا» ساخته هاجر مهرانی به نمایش درخواهد آمد.
این برنامه سه شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۳ ساعت ۱۷ تا ۲۰ در سالن استاد ناصری خانه هنرمندان ایران برگزار خواهد شد.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، پس از نمایش فیلم در سینماتک خانه هنرمندان ایران، نشست نقد و بررسی با حضور شادمهر راستین (منتقد سینما) برگزار میشود.
در «پرسونا» (۱۹۶۶) یکی از آثار درخشان برگمان، خواهرآلما پرستار جوانی است که بهواسطه پیشروی کارش در مراقبت از الیزابت ووگلر هنرپیشهای که طی ایفای نقش خود لال شده، وارد رابطه عمیق احساسی با او میشود؛ در اثر این احساس، هر دوی آنها وارد چالشهای پیچیدهای در یک جزیره میشوند…
لیو اولمان و بیبی اندرسون بازیگران این فیلم هستند و در این فیلم هیچ شخصیت مردی بازی نکرده است.
نمایش این فیلم، هشتمین نشست از برنامه نمایش و تحلیل آثار برگزیده داستانی، مستند و فیلمتئاترهای «اینگمار برگمان» است که با عنوان «نور زمستانی» دی ۱۴۰۳ در خانه هنرمندان ایران برگزار میشود.
علاقهمندان برای تهیه بلیت فیلم «پرسونا» به سایت تیوال مراجعه کنند.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، فیلم مستند-پرتره بلند«روایت پنجم» (به یادوخاطره نعمتاله لاریان) به کارگردانی عبدالحسین حاجسردار و تهیهکنندگی رضا سیادت، با حضور جمعی از اهالی هنر، در سالن استاد ناصری خانه هنرمندان ایران رونمایی و به نمایش گذاشته شد.
به گفته عبدالحسین حاج سردار، نویسنده و کارگردان خوزستانی این فیلم، مستندپرتره «روایت پنجم» در دو پرده و هفت فصل متوالی، به ابعاد مختلف زندگی هنری زندهیاد نعمتاله لاریان، هنرمند، آموزشگر و پیشکسوت فقید تئاتر استان خوزستان پرداخته است.
در نخستین اکران این فیلم مستند، که هنرمندان بسیاری از جمله محمد کارت، سجاد افشاریان، قدرتاله بیات، بدرالدین برنجانی، رضا بهارانگیز، بابک بذرافشان و… حضور داشتند، پس از نمایش فیلم، دکتر اردشیر صالحپور، نویسنده و پژوهشگر هنرهای نمایشی، ضمن تجلیل از نقش خوزستان در شکوفایی هنر و هنرمندان کشور، فیلم روایت پنجم را کاری ارزنده و حاصل تلاش کارگردان درجهت معرفی شایسته و هنرمندانهای از یکی از مفاخر هنری استان خوزستان دانست.
همچنین دکتر جمشید ملکپور، نویسنده و پژوهشگر برجسته تئاتر، به بیان خاطرات خود از زندهیاد لاریان در شهر آبادان و آثار درخشانی که ایشان در دهه ۴۰ و۵۰ اجرا کرده بودند، پرداخت و از اهمیت ساخت چنین مستنداتی سخن گفت.
در ادامه مهردادخوشبخت، نویسنده و کارگردان سینما و از شاگردان استاد لاریان، از فیلم «روایت پنجم» به عنوان اثری یاد کرد که برای ساختن آن تلاش و زحمت زیادی کشیده شده است.
او ضمن تحسین خانه فیلم اهواز و برای تولید این اثر گفت: این فیلم وجوه نامکشوف شخصیت هنری زندهیاد لاریان را نمایان ساخته است. وجوهی که حتی برای شاگردان و همکاران ایشان نیز ناشناخته بوده است.
همچنین پیام لاریان، فیلمنامهنویس، نویسنده و کارگردان تئاتر و فرزند زندهیاد لاریان بهنمایندگی از خانواده این هنرمند فقید، ضمن تشکر از تولیدکنندگان این فیلم، از پیگیری و تلاش خستگیناپذیر عبدالحسین حاج سردار برای ساختن این فیلم قدردانی و ابراز امیدواری کرد که این اثر در سینمای مستند ماندگار شود.
در پایان، عبدالحسین حاج سردار نیز ضمن تشکر از خانواده زنده یاد لاریان و حاضران، با پوزش از دیگر استادان، همکاران و شاگردان زندهیاد لاریان که نتوانست از حضور ارزشمند آنان در فیلم، بهرهمند شود؛ توضیح داد: ساخت فیلم «روایت پنجم» از سال ۱۳۹۸ آغاز شد که به علت شیوع کرونا و مشکلات دیگر، تاخیری طولانی در روند آن ایجاد شد و سرانجام به همت خانه فیلم اهواز و شرکت بلوط فیلم، به مرحله تولید و انتشار رسید.
لازم به ذکر است که این مستند بلند در ۱۰۸ دقیقه، بهزودی در پلتفرمهای مستند به نمایش عمومی گذاشته خواهد شد.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، در هشتاد و ششمین نشست از سلسله نشستهای «مستندات یکشنبه»، فیلم مستند «لیو و اینگمار» یکشنبه ۱۶ دی ۱۴۰۳ ساعت ۱۷ در سالن استاد ناصری خانه هنرمندان ایران به نمایش درمیآید.
این نشست با نمایش مستند ۱۰۰ دقیقهای «لیو و اینگمار» (۲۰۱۲) ساخته «زیراج آکولکا» و باحضور «شیوا مقانلو» نویسنده، مترجم و منتقد سینما برگزار میشود.
فیلمساز هندیالاصل در این مستند ۹۰ دقیقهای، شخصیت و سینمای «اینگمار برگمان» را با بررسی ۴۲ سال همکاری او و «لیو اولمان» بازیگر مشهور سینمای سوئد مورد کنکاش قرار میدهد.
نمایش این مستند، هفتمین نشست از برنامه نمایش و تحلیل آثار برگزیده داستانی، مستند و فیلمتئاترهای «اینگمار برگمان» است که با عنوان «نور زمستانی» دی ۱۴۰۳ در خانه هنرمندان ایران برگزار میشود.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، «ساراباند» آخرین فیلم برگمان و ادامهای بر فیلم «صحنههایی از یک ازدواج» است. در این اثر،«مارین» که یک وکیل است پس از سالها دوری و بیخبری به دیدن شوهر سابقش میرود که حالا با پسر و نوهاش در خانهای دورافتاده زندگی میکنند…
مهناز رونقی در این نشست گفت: «ساراباند» آخرین فیلم برگمان است. در واقع برگمان چند سال بعد از این فیلم، از دنیا میرود. در خوانش روانشناسی از آثار برگمان باید بگوییم که او در اکثر آثارش درگیر روان انسانهاست؛ در واقع احساسات و تصمیمهای آنها در زمان بحران برای برگمان مهم بوده و درباره آنها حرف میزند. وقتی کارهای او را میبینیم متوجه میشویم که با فیلمسازی مولف رو به رو هستیم که درگیری آن وجودی است. سوالات او درباره تنهایی، عشق و مفاهیم اصلی است که همه آدمها درگیر آن هستند. عنوان سارباند از یکی از کارهای باخ گرفته شده است. به همین دلیل موسیقی و تصویر در همه جای این اثر در هم تنیده میشود. در واقع موسیقی در فیلم تبدیل به کاراکتر شده است.
او افزود: ساراباند یک دوئت نفره است که ما در طول فیلم آن را بین شخصیتهای اثر میبینیم. این دوئتهای دو نفره یک کنکاش روانی، ذهنی بوده که سبب شده تا آدمها به طور مداوم به موقعیتهایی که در آن قرار گرفتهاند، فکر کنند. یکی از آنها بحثهای جامعهشناسی انتقادی است. رنگ قرمز در آثار برگمان بیشتر از هر رنگ دیگری دیده میشود. برگمان فیلمسازی فلسفی بوده و دیالوگهای آثارش درخشان است. همچنین او از بازیگرهایش، بازیهای درخشانی میگیرد.
این کارشناس فیلم ادامه داد: در واقع کارهای برگمان مانند زندگی است. سادگی و در عین حال پیچیدگی در آن نمایان است. قصه این فیلم بسیار ساده است. کیارستمی نیز مانند برگمان به سراغ سرنوشت کاراکترهای فیلمهایش رفت. در این فیلم نیز برگمان به سراغ بازیگرهای فیلم خود رفته و ادامه فیلم «صحنههایی از یک ازدواج» را میگیرد.
این استاد دانشگاه در بخشی دیگر از نشست بیان کرد: درونمایه فیلم ساراباند، گمگشتگی در زندگی یا طرح تمام سؤالهای بیجوابمان در زندگی است. برگمان اساسا فیلمهای خود را از یک صحنه، تصویر، خواب، خیال، رویا یا … برمیدارد. در اینجا ما میبینیم که برگمان با مروری که با عکسها انجام میدهد، در حال مرور زندگی است که بخشهای نگفتهاش خیلی بیشتر از بخشهای گفته شده آن است. در این جستوجو، شما مانند حلقههای زنجیر زندگی آدمهای داستان را میبینید.
او گفت: «ساراباند» بخشهای روانشناسی دقیقی هم دارد. مدل کاراکترها در این فیلم کاملا مشخص است، اما برگمان به لایههای درونی و احساسات آدمهای داستان نیز دست پیدا میکند. برگمان فیلمساز مولفی است که زبان هنری خود را دارد.
رونقی در ادامه صحبتهایش گفت: یکی از مسائل همیشگی برگمان که در ساراباند بیشتر آن را میبینیم، گذشته و تاریخچه آدمهاست. همیشه آدمها در بحثهای حسی خود دستنیافتنی هستند و برگمان به نوعی با نگاه بسیار دقیق روی روانشناسی رفتاری و احساسات آدمها، دقیقا روی همین نکات دست میگذارد. فیلم تکهتکه پر از لحظاتی است که باید روی آن بایستیم و دربارهاش فکر کنیم. میگویند؛ «معمولا نزدیکترین آدمها به ما دورترینهایمان هستند.». در اینجا از خانوادههایی صحبت میشود که معمولا خیلی کم ما را درک میکنند. در واقع ما کمتر از همهجا، در خانوادههای خود شناخته میشویم. زیرا به قدری در دسترس هستیم و به حدی باید و نباید وجود دارد که هیچوقت نه تنها جسم، بلکه روح و قلب همدیگر را هم در فضای خانواده لمس نمیکنیم. فکر میکنم این فیلم برگمان را میتوان از نگاه نشانهشناسی فرم و بینامتنی و از نظر روانشناسی، جامعهشناسی احساسات و… نقد و تحلیل کرد.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، این مستند، میراث سینمایی اینگمار برگمان را در گفتوگو با نزدیکترین همکاران این سینماگر فقید سوئدی و نسل جدیدی از فیلمسازان بررسی میکند و با نگاهی کاوشگر، به مضامین تکرار شونده در فیلمهای او میپردازد.
سحر عصرآزاد در این نشست گفت: نمیتوانیم به این اثر عنوان مستند پرتره را اطلاق کنیم. اکنون ژانرها به قدری باهم تداخل پیدا کردهاند که تعاریفی که در ذهن ما بوده، به طور کل از بین رفته است. در واقع تلفیق ژانرها بوده که سبب میشود ما به گونههای جدیدی برسیم. علاوه بر این کاراکتر برگمان این اجازه را میدهد که به ساحتهای مختلف آن پرداخته شود.
این منتقد ادامه داد: برگمان یک هنرمند چندجانبه و چند وجهی است. زندگی شخصی و آثار او دارای پیوندی ناگسستنی هستند. همین موضوع سبب شده تا زندگی پرفراز و نشیب او تبدیل به خط دراماتیکی شود که تنها یک فیلم یا درام نمیتواند پاسخگوی آن باشد. در نهایت باید بگویم ویژگی منحصر به فرد برگمان بوده که سبب پرداختن به آن میشود. مستندی که امروز دیدیم ۱ ساعت و ۴۰ دقیقه بود اما این قابلیت را داشت که طولانیتر باشد.
او اظهار داشت: مستند برای من در ابتدا مغشوش بود، اما از جایی فیلم برایم جذاب شد. جایی که متوجه ارتباط بین زندگی و تجربههای واقعی کاراکتر برگمان و انعکاس آن در آثارش میشدیم. و این، همان ویژگی است که سبب شده تا نسلهای کنونی نیز بتوانند با فیلمهای او ارتباط برقرار کنند. خود کاراکتر نیز در سر و شکل دادن به قالب این مستند بسیار موثر بوده است.
عصر آزاد در بخش دیگری از نشست به بیان وجوه تمایز این مستند با دیگر کارهایی که درباره فیلمسازان برجسته دنیا ساخته میشود پرداخت و گفت: یکی از نکاتی که فیلم «در جستجوی برگمان» را متمایز میکند، ارتباط صمیمانهای است که فیلمساز توانسته با پسر برگمان برقرار کند. این ارتباط شخصا برای من گویای مجهولاتی درباره برگمان است. موضوعی که سبب میشود ما همچون یک انسان به برگمان نگاه کنیم. انسانی که البته یک هنرمند است.
نمایش این مستند، چهارمین نشست از برنامه نمایش و تحلیل آثار برگزیده داستانی، مستند و فیلمتئاترهای «اینگمار برگمان» است که با عنوان «نور زمستانی» دی ۱۴۰۳ در خانه هنرمندان ایران برگزار میشود.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابطعمومی خانه هنرمندان ایران، «گلادیاتور۲» در ادامه فیلم تحسین شده و پرمخاطب «گلادیاتور»، شانزده سال پس از مرگ مارکوس آئورلیوس، داستان لوسیوس وروس را روایت میکند که خانهاش توسط فرمانروایان ستمگر که حالا رهبران رُم هستند، نابود میشود. او به کولوسئوم برده میشود و باید با نیرو گرفتن از گذشتهاش، شکوه حقیقی رُم را به مردماش بازگرداند.
پل مسکال، پدرو پاسکال، جوزف کوئین، فرد هچینگر، لیور راز، درک جاکوبی، کانی نیلسن و دنزل واشینگتن از بازیگران فیلم «گلادیاتور۲» هستند.
این فیلم با زیرنویس فارسی در خانه هنرمندان ایران روی پرده میرود و علاقهمندان برای تهیه بلیت فیلم «گلادیاتور۲» میتوانند به سایت تیوال مراجعه کنند.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، فیلم سینمایی «چیزهای کوچک اینچنینی» بهکارگردانی تیم میلانتس ساعت ۱۷ پنجشنبه ۱۳ دی ۱۴۰۳ در سالن استاد ناصری خانه هنرمندان ایران به نمایش درمیآید.
این فیلم اقتباسی از رمان پرفروش کلر کیگان نویسنده ایرلندی که محصول ۲۰۲۴ آمریکا، ایرلند و بلژیک است، با زیرنویس فارسی در خانه هنرمندان ایران روی پرده میرود.
در خلاصه داستان این فیلم تحسین شده جشنواره برلین آمده است: پدر فداکاری اسرار پنهان در یک صومعه محلی را کشف میکند و در این مسیر با حقایقی از زندگی خود روبرو میشود.
کیلین مورفی، کران هایندز، میشل فرلی، امیلی واتسون، کلر دان، جوان کرافورد، مارک مک کنا، ایمی دو برون و اگنس اوکیسی از بازیگران «چیزهای کوچک اینچنینی» هستند.
علاقهمندان برای تهیه بلیت «چیزهای کوچک اینچنینی» به سایت تیوال مراجعه کنند.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، «ساراباند» آخرین فیلم برگمان و ادامهای بر فیلم «صحنههایی از یک ازدواج» است. در این اثر،«مارین» که یک وکیل است پس از۳۲ سال دوری و بیخبری به دیدن شوهر سابقش «یوهان» میرود که حالا با پسرش «هنریک» و نوهاش «کارین» در خانهای ییلاقی و دورافتاده در سوئد زندگی میکنند…
لیو اولمان، بوریه آلشتت، ارلاند یوسفسن، یولیا دوفونیوس و گوئل فرد از بازیگران این فیلم هستند.
نمایش این فیلم، پنجمین نشست از برنامه نمایش و تحلیل آثار برگزیده داستانی، مستند و فیلمتئاترهای «اینگمار برگمان» است که با عنوان «نور زمستانی» دی ۱۴۰۳ در خانه هنرمندان ایران برگزار میشود.
علاقهمندان برای تهیه بلیت فیلم «ساراباند» به سایت تیوال مراجعه کنند.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، پس از نمایش این فیلمتئاتر، نشست نقد و بررسی آن با حضور عباس غفاری، میزبان و علیرضا نراقی، منتقد برگزار شد.
«یک بازی رویایی» بر اساس نمایشنامهای از یوهان آگوست استریندبرگ اجرا شده و راوی مجادلات فیلسوفان، اندیشمندان و عالمان برای کشف هستی و راههای رسیدن به سعادت است.
عباس غفاری در این نشست گفت: متاسفانه ما در ایران برگمان را بیشتر به عنوان فیلمساز مولف میشناسیم؛ در حالی که او در تئاتر نیز کارهای بسیاری انجام داده است. برگمان ۶۲ فیلم ساخته اما ۱۷۰ نمایش را کارگردانی کرده است. او با تئاتر شروع کرده و بعد به سینما میآید. برگمان علاقه زیادی به ایبسن و استریندبرگ دارد و از آنها تاثیر گرفته است. او یکی از بهترین و مهمترین کارگردانهای سینماست که فیلمسازانی بسیاری چون وودی الن از او تاثیرات فراوانی گرفتهاند. برگمان با آثار خود ۵ اسکار و ۷ نخل طلای کن را برده است. اما امروز قرار است بیشتر درباره آثار تئاتری او صحبت کنیم.
علیرضا نراقی در این نشست گفت: استریندبرگ این متن را در کنار نمایشنامه «به سوی دمشق»، در ابتدای قرن بیستم نوشت. در واقع او بعد از گذراندن یک بحران روحی شدید، این دو اثر را نوشته است. آقای سمندریان از نمایشنامه «به سوی دمشق» اجرای تلویزیونی داشته است. شاید مقایسه نوع اجرای سمندریان و برگمان از این دو متن میتواند مطالعه تطبیقی جالبی باشد. چون این دو متن از جهات بسیاری به یکدیگر شباهتهایی دارند و ما میتوانیم نوع اجرایی آقای سمندریان و برگمان از دو متن استریندبرگ که به یکدیگر شباهتهایی دارند را ببینیم. ما تمهای مذهبی در این آثار میبینیم که با نوعی از نقادی همراه است. به هر حال استریندبرگ علاوه بر ستارهشناس، گیاهشناس، پژوهشگر علوم خفیه و کیمیاگری، نویسنده و مورخ فرهنگی و غیره الهیدان هم بود. او در حال پایهگذاری چیزی بود که ما بعدتر به عنوان الهیات مشرکانه آن را میشناسیم. به نوعی به آن الهیات کفرآمیز هم میگویند. یعنی نقد دین در یک بستر دینی، یا دینگریزی با یک ادبیات دینشناسانه.
او ادامه داد: این موضوع درباره برگمان نیز صادق است. او فرزند یک کشیش بود و در یک خانوادهیِ سختگیر مذهبی تربیت شده است. خیلی عجیب است که تحلیلگران بسیاری برگمان را به عنوان کارگردانی مذهبی معرفی میکند. حتی این موضوع در نقدهای خارجی نیز وجود دارد. برگمان فیلمی به نام زندان دارد که پیش از ساختن، فیلمنامه آن را برای یکی از دوستان فیلمنامه نویس خود هربرت گرونیوس فرستاده بود و دوست سوئدی او به برگمان گفته بود که این فیلمنامه خیلی دچار احساساتگرایی مذهبی است. پایان فیلمنامه در ابتدا با یک رستگاری برای شخصیت اصلی زن همراه است اما برگمان تحت تأثیر این گفته پایان آن را تغییر میدهد. او زن را در شرایطی قرار میدهد که خودکشی میکند. یعنی او تا این حد گریزان بود از اینکه چنین تعبیری از دنیا و جهانش بشود.
این منتقد در ادامه بیان کرد: برگمان بسیار روی ایدههای خود پافشاری میکرد. وفادارترین بازیگر و البته معشوقه او لیو اولمان، در پاسخ به سوالی درباره اینکه چطور بازیها در آثار برگمان تا این حد درخشان هستند میگوید، چون چارهای غیر از این نداشتیم. اینقدر با بازیگر کار میکرد و دقیق بود و حتی او را تحت فشار قرار میداد که بازیگر چارهای جز اینکه خوب بازی کند، نداشت. وگرنه آن فیلم به سرانجام نمیرسید و آن نمایش تمام نمیشد. بسیاری از مضامینی که در این نمایش که امروز دیدیم، وجود دارد، مضامینی است که ما در کلیت آثار برگمان میبینیم. سالی که این نمایش اجرا شده است، برگمان دو اثر از شاهکارهای خود، یعنی نور زمستانی و سکوت که از شاهکارهای تاریخ سینما هستند را کار کرده است. ما در نور زمستانی این دیدگاه و تمها را خیلی پررنگتر میبینیم. مسائلی چون سرنوشت انسان و تردید در مورد معنای زندگی از این جمله است.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، در هشتاد و ششمین نشست از سلسله نشستهای «مستندات یکشنبه»، فیلم مستند «در جستجوی برگمان» یکشنبه ۹ دی ۱۴۰۳ ساعت ۱۷ در سالن استاد ناصری خانه هنرمندان ایران به نمایش درمیآید.
این نشست با نمایش فیلم مستند ۱۰۰ دقیقهای «در جستجوی برگمان» (۲۰۱۸) ساخته «مارگات فون تروتا»، «فلیکس مولر» و «بتینا بولر» و باحضور «سحر عصرآزاد» منتقد سینما برگزار میشود.
در این فیلم محصول آلمان و فرانسه، سه مستندساز میراث سینمایی اینگمار برگمان را با نزدیکترین همکاران این سینماگر فقید سوئدی و همچنین نسل جدیدی از فیلمسازان بررسی میکنند. این مستند به صحنههای کلیدی، مضامین تکرار شونده در فیلمها و زندگی برگمان میپردازد و با نگاهی کاوشگر به مکانهایی که در مرکز دستاوردهای خلاقانه و نقاط کانونی زندگی او قرار دارند، سفر میکند.
نمایش این مستند، چهارمین نشست از برنامه نمایش و تحلیل آثار برگزیده داستانی، مستند و فیلمتئاترهای «اینگمار برگمان» است که با عنوان «نور زمستانی» دی ۱۴۰۳ در خانه هنرمندان ایران برگزار میشود.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، برگمان از داستان چهار زن در محیط بسته یک خانه مجلل قدیمی، یکی از نومیدانهترین شاهکارهایش را خلق میکند. فیلمی که دل مشغولیهای او – اضطراب، مرگ و افول رابطههای انسانی – را یکجا در بر میگیرد.
نمایش این فیلم، دومین نشست از برنامه نمایش و تحلیل آثار برگزیده داستانی، مستند و فیلمتئاترهای «اینگمار برگمان» است که با عنوان «نور زمستانی» دی ۱۴۰۳ در خانه هنرمندان ایران برگزار میشود.
شهرام اشرفابیانه در این نشست گفت: در مورد برگمان دو یا سه کتاب ترجمه چاپ شده و به جز یکی دو مقاله پیش از انقلاب، هیچ مقاله تالیفی مهمی از او در ایران وجود ندارد. انگار هیچ شناختی نیست؛ در صورتی که برگمان فیلمساز بسیار بزرگی است. در صورتی که هر فیلمسازی را مثال بزنید، از برگمان تاثیر گرفته است.
ما به عنوان منتقد و فیلمشناس باید بهگونهای با مخاطب خود صحبت کرده و ارتباط برقرار کنیم، که قصهای برای او داشته باشیم تا مخاطب پای صحبت ما بنشیند و ببیند که چه میگوییم.
او ادامه داد: در مورد فیلمی که امروز دیدیم، برگمان بسیار به نماها تسلط پیدا کرده است. در صحنهای از فیلم شاهد اتفاق جالبی هستیم؛ دوربین به سمت بازیگر آمده و انگار دوربین وارد بازی شده و نقش همسرا را پیدا میکند که اتفاق بینظیری است که توسط برگمان انجام شده است.
این منتقد سینما در ادامه بیان کرد: برگمان یک تئاتری درجه یک است و نمایشهای خیلی بزرگی را روی صحنه برده است. این درد و رنجی که در این فیلم میبینید، از کجا میآید؟! برگمان از نمایشهای استریندبرگ بیرون آمده است. این سینما که درام درد و رنج بشری است، از دل این نمایشنامهها بیرون آمده است. برگمان روی جنبه روانشناختی ماجرا اثر میگذارد و این اتفاق خیلی بزرگی است.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، نمایش این مستند، اولین نشست از برنامه نمایش و تحلیل آثار برگزیده داستانی، مستند و فیلمتئاترهای «اینگمار برگمان» است که با عنوان «نور زمستانی» دی ۱۴۰۳ در خانه هنرمندان ایران برگزار میشود.
در اواخر دهه ۶۰ میلادی، اینگمار برگمان در مستند «سندفارو» دوربین خود را به جزیره فارو برد تا وضعیت ناهنجار و نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی ساکنان این جزیره را به تصویر بکشد.
آنتونیا شرکا در این نشست گفت: اینگمار برگمان فیلمساز محبوب من است اما تا پیش از اینکه این مستند را ببینم، دقیقا نمیدانستم که فیلمهای مستندی هم ساخته و در زمینه مستند هم تجربیاتی داشته است. تصورم این بود که فقط در زمینه تئاتر، سینما، تلویزیون کار کرده باشد. با تحقیقاتی که درباره این مستند انجام دادم، باید بگویم، سالها پیش کتاب خاطرات اینگیرید برگمن (بازیگر) را ترجمه میکردم، در مرحلهای که اواخر کتاب بود، او در حال طی دوران میانسالی خود در فیلمهای متاخر برگمان مانند سونات پاییزی بازی میکند، در دیدارهای که باهم درباره این پروژه داشتند، برگمن بازیگر به خانه برگمان فیلمساز در جزیره فارو دعوت میشود. برگمان ۳۵ سال از عمر خود را در این جزیره سپری کرده است.
او افزود: برگمن بازیگر در کتاب خاطراتش نوشته است، سوئدیها هر یک برای خود جزیرهای دارند. در واقع در آن جا جزایر زیادی وجود دارد و مثل ما که میگوییم هر کسی در شمال یک ویلا دارد، در آنجا نیز میتوان دید که یک جزیره کوچک برای یک خانواده است. بنابراین سنت در جزیره بودن، جزیره داشتن و در جزیره زندگی کردن، خیلی در فرهنگ سوئدی ریشه دارد. به هر حال برگمان هم این جزیره را برای زندگی انتخاب میکند. چیزی که در پروسه تحقیقاتم برایم جالب بود، این بود که متوجه شدم فیلمبرداری بسیاری از فیلمهای دهه شصت برگمان در این جزیره انجام شده است. در حالی که برگمان در سال ۱۹۶۱ برای اولین بار به قصد پیدا کردن لوکیشن برای فیلم همچون برای یک آینه، به این جزیره پا میگذارد.
این منتقد سینما در ادامه بیان کرد: ویژگی متمایز این جزیره که در فیلم هم به آن اشاره میشود، دریای آن بوده که پر آشوب و دارای خشم است. ظاهرش آرام است اما زیر کریستالهای یخ آن، خشونت و عدم توازنی نهفته است که نماینده هارمونی بین بیرون و درون است. همان تضادی که شاکله اصلی سینمای برگمان وجود دارد. به نظر میرسد اولین بار که برگمان این جزیره را میبیند، فکر میکند که با آنچه در فیلمهایش دوست دارد نشان دهد، همخوانی دارد. در واقع یکسری فیلمها موسوم به فیلمهای جزیرهای بعدها توسط برگمان (در این جزیره) ساخته شده است. در این مستند، جزیره فارو خیلی عریان و خام به نمایش گذاشته شده و ما با یکنوع نگاه ناتورالیستی در جزیره آشنا میشویم. در واقع در اینجا مقداری با دیدگاههای سیاسی کارگردان نیز آشنا میشویم. آنجایی که در پایانبندی مستند از سوسیال دموکراتها یاد شده و گفته میشود که دموکراسی آن چیزی نیست که در شهر میشناسیم؛ دموکراسی اینجا معنای دیگری دارد و نیست و مردم در بیعدالتی زندگی میکنند. مصاحبههایی که در مستند انجام شده، سیاه و سفید نشان داده شده اما صحنههای جزیره رنگی است. این موضوع نیز نکته جالبی است.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، سی و هفتمین برنامه از سلسله جلسات نمایش فیلمتئاترهای شاخص با همکاری مشترک انجمن صنفی منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران خانه تئاتر و سینماتک خانه هنرمندان ایران، به نمایش فیلمتئاتر «یک بازی رویایی» اختصاص دارد.
فیلمتئاتر «یک بازی رویایی» (۱۹۶۳) به کارگردانی اینگمار برگمان چهارشنبه ۵ دی ۱۴۰۳ ساعت ۱۷ در سالن استاد ناصری، سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش درمیآید.
پس از نمایش این فیلمتئاتر، نشست نقد و بررسی آن با حضور عباس غفاری، میزبان و علیرضا نراقی، منتقد برگزار میشود.
«یک بازی رویایی» بر اساس نمایشنامهای از یوهان آگوست استریندبرگ اجرا شده و راوی مجادلات فیلسوفان، اندیشمندان و عالمان برای کشف هستی و راههای رسیدن به سعادت است.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، فیلم سینمایی «فریادها و نجواها» بهکارگردانی اینگمار برگمان (۱۹۷۲)، ساعت ۱۷ دوشنبه ۳ دی ۱۴۰۳ در سالن استاد ناصری خانه هنرمندان ایران به نمایش درمیآید و پس از نمایش فیلم، نشست نقد و بررسی با حضور شهرام اشرفابیانه (منتقد سینما) برگزار میشود.
برگمان از داستان چهار زن در محیط بسته یک خانه مجلل قدیمی، یکی از نومیدانهترین شاهکارهایش را خلق میکند. فیلمی که دل مشغولیهای او – اضطراب، مرگ و افول رابطههای انسانی – را یکجا در برمیگیرد. «آگنس» بر اثر ابتلا به سرطان در حال مرگ است. دو خواهرش، «کارین» و «ماریا» بر بالینش آمدهاند و «آنا»، از او پرستاری میکند. رابطهها بازبینی میشوند، خاطرهها برمیگردند، «آگنس» در نهایت رنج و عذاب میمیرد، «کارین» و «ماریا» ظاهراً به هم نزدیک میشوند اما در نهایت همچنان جدا و بدگمان باقی میمانند و خانه را ترک میکنند. «آنا» تنها مونس واقعی «آگنس» دفترچه خاطرات او را به یادگار برمیدارد.
اینگرید تولین، لیو اولمان، هاریت آندرشون، کاری سیلوان، ارلاند یوسفسن، گئورگ ارلین و اینیا ژیل از بازیگران این فیلم هستند.
نمایش این فیلم، دومین نشست از برنامه نمایش و تحلیل آثار برگزیده داستانی، مستند و فیلمتئاترهای «اینگمار برگمان» است که با عنوان «نور زمستانی» دی ۱۴۰۳ در خانه هنرمندان ایران برگزار میشود.
علاقهمندان برای تهیه بلیت فیلم «فریادها و نجواها» به سایت تیوال مراجعه کنند.
