دسته‌ها
اخبار فیلم تئاتر

برگمان زندگی خود را وقف هنر کرد

به گزارش سایت خبری راوی هنر، چهلمین برنامه از سلسله جلسات نمایش فیلم‌تئاترهای شاخص با همکاری مشترک انجمن صنفی منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران خانه تئاتر و سینماتک خانه هنرمندان ایران، چهارشنبه ۲۶ دی ۱۴۰۳، به نمایش فیلم‌تئاتر «تصویرسازان» به‌ کارگردانی اینگمار برگمان اختصاص داشت. نشست تحلیل این اثر با حضور عباس غفاری، میزبان و آران قادرپور، منتقدتئاتر برگزار شد.
برگمان «تصویرسازان» را با الهام از ساخت «کالسکه شبح» ساخته ویکتور شوستروم ساخت.
عباس غفاری در این نشست در پایان سلسله نشست‌های آثار اینگمار برگمان، گفت: در ویژه برنامه نور زمستانی تلاش کردیم به وجهه تئاتری از برگمان بپردازیم که کمتر به آن پرداخته شده است.
او در ادامه، درباره «تصویرسازان» گفت: ممکن است که ساختار این اثر برای شما مانند فیلم تلویزیونی باشد ولی «تصویرسازان» در کارنامه کاری برگمان به عنوان فیلم‌تئاتر ثبت شده است. به نوعی این اثر در حال ستایش یکی از بزرگ‌ترین کارگردان‌ها و بازیگران سوئد؛ یعنی ویکتور شوستروم است. برخی از تصاویری که در «تصویرسازان» می‌بینیم نیز برگرفته از اثر شوستروم در سال ۱۹۲۱ است.
آران قادرپور در این نشست، در مورد فیلم‌تئاتر «تصویرسازان» گفت: تمام صحبت‌ها و ارجاعات امروزم از برگمان با اشاره به فیلم‌هایی است که در همین چند هفته در سینماتک خانه هنرمندان ایران با عنوان «نور زمستانی» پخش شده است. هدف رئالیسم ادبی انعکاس حقیقتی از واقعیت است. این نوع ادبیات پتانسیل‌های ذهنی و عینی بشر را در موقعیت‌های نامتعادل به تصویر می‌کشد. به طور کل در کارهای برگمان شما با عواطف و افکاری در موقعیت‌ها مواجه می‌شوید که در زندگی بسیار واقعی بوده و برایتان رخ داده است. برگمان به‌قدری دقیق و موشکافانه وارد یک حس درونی انسانی می‌‌شود که شما خودتان را به او می‌‌سپارید.  شخصیت فیلمساز برگمان در این اثر نمایشی در توازنی ظریف با پر اولو اینکویست نویسنده و نمایشنامه‌نویس سوئدی است.
این منتقد تئاتر در ادامه بیان کرد: یکی از کاراکترهای اصلی این نمایش سلما لاگرلف اولین نویسنده زنی است که جایزه نوبل را برده است. با تماشای این نمایش فکر کردم که اگر این متن را کارگردانِ دیگری کار می‌کرد، آیا به این زیبایی در می‌‌آمد و به این نتیجه رسیدم که بله ممکن بود این اتفاق رخ دهد؛ اما این متن شباهت‌های بنیادینی با کارهایی که برگمان آنها را نوشته نیز دارد. دیالوگ‌های تند و تیز پینگ‌پنگی که دو به دو میان کاراکترها بیان می‌شود، طغیان علیه نظم موجود، دو راهی‌های اخلاقی و… از این نمونه‌هاست. نکته حائز اهمیت در این اثر این است که برگمان فیلمسازی خود را به رخ نمی‌کشد و همراه روایت با درکی مشترک از کلمات و تصویر پیش می‌رود.
عباس غفاری در ادامه این نشست گفت: برگمان دو شخصیت واقعی سینما، تئاتر و ادبیات سوئد را به این اثر آورده است. هم از آنها قدردانی می‌کند و هم ابعاد دیگری از شخصیت آنها را به ما نشان می‌دهد. او ابایی از این ندارد که قسمت‌های تاریک شخصیت‌ها را نشان دهد. برگمان معتقد است که ما انسانیم و در زندگی خود با اتفاقاتی مواجه می‌شویم. شخصیت دختر اثر، تورا مانند اکثر کارهای برگمان است. ما در آثار برگمان، شخصیت دختر جسوری داریم که می‌خواهد قالب‌ها را بشکند و فراتر از نسل خود عمل کند. در «مادام دوساد» هم دختر می‌خواهد چیز دیگری باشد. انگار شخصیت دختر بازیگری که در این اثر می‌بینیم، ادامه جسارت شخصیت خانم سلما است. در واقع چیزی که سلما نداشته را تورای بازیگر ادامه می‌دهد.
او ادامه داد: بعد از دیدن  آثار برگمان باید گفت که برگمان شخصیت‌های خانم را به طور عجیبی می‌شناسد. شاید روابطی که داشته نیز در این موضوع تاثیر گذار بوده است. در واقع اکثر فیلم‌های او به نحوی است که انگار می‌خواهد از زن‌ها قدردانی کند. ما در فیلم‌های برگمان هیچگاه جمله‌ای نداریم که بخواهد زن را تحقیر کند و نادیده بگیرد. زندگی شخصی برگمان به ما ارتباطی ندارد. در واقع ما برگمان هنرمند را دوست داریم. من نیز شخصا فیلم‌های او را دیده و آثارش را مطالعه می‌کنم؛ شاید باید بخش زندگی شخصی او توسط افراد دیگری دنبال شود.
آران قادرپور در بخش دیگری از این نشست گفت: برگمان کسی بوده که زندگی خود را وقف سینما و تئاتر کرده است همین طور که  شخصیت‌های این تئاتر می‌خواهند از طریق هنرشان فقدانی را که در زندگی دارند، جبران کنند و هنر برای آنها بسیار جدی است.
نمایش این فیلم، دوازدهمین و آخرین نشست از برنامه نمایش و تحلیل آثار «اینگمار برگمان» است که با عنوان «نور زمستانی» دی ۱۴۰۳ در خانه هنرمندان ایران برگزار شد.

دسته‌ها
اخبار پرده نقره ای تئاتر و سینما دسته‌بندی نشده سینما سینمای اروپا سینمای جهان

«سونات پاییزی»؛ روایتی از اعتراف به گناهان

به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، «سونات پاییزی» داستان زن پیانیست مشهوری است که پس از سال‌ها دوری، به دعوت دخترش، به دیدار او راهی جزیره‌ای در نروژ می‌شود…
جابر قاسمعلی در این نشست گفت: خوشحالم که برای یکی از درخشان‌ترین فیلم‌های برگمان در این جلسه حاضر شده‌ام. فیلمسازی که از او بسیار آموخته‌ایم. اینگرید برگمن، بازیگر فیلم، در جایی درباره پروسه ساخت این فیلم خاطره‌ای را تعریف می‌کند. او می‌گوید که ابتدا قرار بود که در فیلمی اقتباسی که برگمان قرار بود بسازد بازی کند اما انتصاب برگمان به سمت مدیر بخش تئاتر سوئد، ساخت این فیلم را لغو می‌کند. پس از چند سال برگمان با او تماس گرفته و برای ساخت فیلم دیگری که «سونات پاییزی» باشد، از او دعوت به همکاری می‌کند. دوست دارم برای شروع درباره یکی از درون‌مایه‌ها و مولفه‌های تکرار شونده فیلم‌های برگمان صحبت کنم. این فیلم تناقضی را نشان می‌دهد که گویی خود برگمان نیز دچار آن است. این تم به نحوی در فیلم «توت‌فرنگی‌های وحشی» هم تکرار شده است. در آن فیلم سوالی از شخصیت پرفسور می‌شود: اینکه اولین وظیفه یک پزشک چیست؟ پرفسور پاسخی ندارد و او می‌گوید که اولین وظیفه یک پزشک عذرخواهی است.
او ادامه داد: این تماتیکی است که در این فیلم نیز تکرار می‌شود. اصل ماجرا تناقضی است که بین درون و بیرون وجود دارد. بین جایگاه حرفه‌ای و جایگاهی که شخصیت در خانواده دارد. این تناقض باید به شرایط متعادلی برسد که موجب آرامش شود. شخصیت اصلی داستان در این فیلم لیو اولمن یا همان کاراکتر دختر بوده اما راوی فیلم، همسر او، یعنی ویکتور است. چرا ویکتور راوی داستان است؟! فراموش نکنیم که او کشیش است. یک جایی روی این‌بخش تاکید می‌شود؛ در اوج درگیری مادر و دختر، ما ویکتور را می‌بینیم که در حال گوش دادن است. گویی آنها در حضور کشیش اعتراف می‌کنند. بنابراین باید گفت که فیلم درباره اعتراف کردن است. حال ما در موقعیت ویکتور قرار گرفته و اعتراف را می‌شنویم. به این ترتیب باید گفت که راوی، بسیار درست و خوب انتخاب شده است.
این فیلمنامه‌نویس و منتقد سینما در ادامه بیان کرد: شخصیت‌های اصلی داستان که مادر و دختر هستند، دو وجه کاملا متضاد یکدیگر دارند اما داستان فیلم شرایطی را ایجاد می‌کند که موقعیت آنها را تغییر می‌دهد. مادر در فیلم، فرد موفقی نشان داده می‌شود. درست برعکس او دختر در نقطه ضعف به سر برده و کاملا منفعل و فاقد اعتماد به نفس است. در واقع فیلم با نشان دادن این دو شخصیت در این موقعیت‌ها شروع می‌شود.
قاسمعلی در ادامه صحبت‌هایش گفت: به این ترتیب می‌بینیم که هرچه موقعیت دختر بهتر شده، موقعیت مادر شکننده‌تر می‌شود. زمانی که مادر متوجه می‌شود خبط کرده است، نگاه دختر به او مانند گرگی است که می‌خواهد به مادر حمله کند و از حرف زدن خود راضی است. وقتی مادر می‌رود، شاهد آرامشی می‌‌شویم که در ابتدای فیلم و زمان نامه نوشتن شاهد آن بودیم اما دیگر میزانسن دختر مانند ابتدای فیلم ضعیف نیست. او در نامه‌ای از مادر عذرخواهی می‌کند و می‌خواهد که او برگردد اما از موضع قدرت این کار را انجام می‌دهد. این دو شخصیت با ویژگی متضاد به هم بر می‌خورند و با جدا شدن از هم ویژگی اعتماد به نفس در آنها برعکس می‌شود. از این منظر این دو کاراکتر جذاب هستند. اساسا این بحران که در فیلم می‌بینیم، بحرانی است که خود برگمان نیز دارد. این بحران جامعه روشنفکری هم هست. در واقع جامعه روشنفکری به دلیل تعاملاتی که دارد، از خانواده دور می‌شود. البته این عامدانه نبوده و در واقع ذات این نوع زیست است که فاصله و حفره‌ای را با نهاد و اعضای خانواده ایجاد می‌کند.
نمایش این فیلم، یازدهمین نشست از برنامه نمایش و تحلیل آثار برگزیده داستانی، مستند و فیلم‌تئاترهای «اینگمار برگمان» است که با عنوان «نور زمستانی» دی ۱۴۰۳ در خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود.

دسته‌ها
اخبار پرده نقره ای تئاتر و سینما سینما سینمای اروپا سینمای جهان سینمای مستند

«حمله به برگمان»؛ پاسخی محکم به هنرمندانی که می‌گویند فیلم نمی‌بینند تا تحت‌تاثیر هنرمندان دیگر قرار نگیرند

به گزارش سایت خبری راوی هنر، هشتاد و هشتمین برنامه از سری برنامه‌های مستندات یکشنبه‌های خانه هنرمندان ایران، یکشنبه ۲۳ دی ۱۴۰۳ به نمایش فیلم مستند «حمله به برگمان»  (۲۰۱۳) ساخته «جین مگنسون» و «هاینک پالاس» اختصاص داشت. پس از نمایش این فیلم، نشست نقد و بررسی آن با حضور  «فرزاد فربد» منتقد سینما برگزار شد. اجرای این برنامه برعهده شهرام اشرف ابیانه بود.
در این اثر مستند، در یک‌ طراحی منحصربه‌فرد فرانسیس فورد کاپولا، مارتین اسکورسیزی، وودی آلن، لارس فون‌تریه، آلخاندرو گونزالس ایناریتو، میشائیل هانکه، آنگ لی، وس اندرسون، رابرت دنیرو،  تاکشی کیتانو و… در جزیره فارو زادگاه برگمان پرسه می‌زنند…
فرزاد فربد در این نشست درباره این مستند گفت: این فیلم را هفت، هشت سال پیش در سفارت سوئد دیدم. عنوان این مستند در زبان فارسی درست در نیامده است؛ زیرا شاید بتوان گفت که معنای درست‌تر، تجاوز یا حمله به حریم برگمان است. به هر ترتیب ترجمه عنوان فیلم کار دشواری بوده و این اتفاق از چالش‌های کار هر مترجمی است. عنوان این فیلم نیز جز اتفاقات چالش‌برانگیز است. این فیلم پاسخ محکمی به هنرمندانی است که می‌گویند فیلم نمی‌بینند تا تحت تاثیر هنرمندان دیگر قرار نگیرند. زیرا ما در آن فیلمسازان بزرگی را می‌بینیم که همگی از برگمان بهره برده و از او تاثیر گرفته‌اند. امیدوارم این اتفاق در اینجا نیز رخ دهد. خیلی سال است که به سوئد رفت و آمد دارم اما هنوز با وجود علاقه‌ای که دارم، فرصت حضور در جزیره فارو را پیدا نکرده‌ام. جزیره فارو جزیره برهوتی بوده و همچنان نیز هست. برگمان این جزیره را برای خلوت خود انتخاب می‌کند و فکر می‌کنم کار درستی هم انجام داده است.
او افزود: مهم‌ترین نکته در فیلم‌های برگمان، بحث اتمسفر است که در سینما خیلی اهمیت دارد. زیرا چیزی که پس از دیدن فیلمی بیشتر در ذهن ما می‌ماند، اتمسفر آن است. در بسیاری از آثار برگمان نیز، این اتمسفر به شکل به یاد ماندنی باقی می‌ماند. اتمسفر در سینمای برگمان بسیار غالب است. با این همه می‌توان گفت که برگمان در خود سوئد خیلی محبوب نیست.
این منتقد سینما در بخش دیگری از صحبت‌هایش بیان کرد: در فیلم با آدم‌هایی طرف هستیم که از تاثیر برگمان روی خودشان و سینما می‌گویند. برخی از آنها نیز حرف‌های جالبی نمی‌زنند. اما برخی فیلمسازها چون وودی الن که خیلی از برگمان تاثیر گرفته است، وقتی صحبت می‌کند، شاهد شیفتگی او نسبت به برگمان هستیم. خیلی از فضاهایی که وودی الن خلق کرده، تحت تاثیر برگمان است. موسیقی مستند ما را یاد کارهایی می‌اندازد که بین بودن و نبودن است. به طوری که انگار در فضای فیلم محو است اما در عین حال به فضای کار خیلی کمک می‌کند. ایناریتو نیز در صحبتی که در ابتدای مستند دارد، شیفتگی خود نسبت به برگمان را بیان می‌کند. او می‌گوید که اگر سینما مذهب باشد، اینجا (یعنی خانه‌ی برگمان) مانند واتیکان است. نکته جالب اینکه ما در این واتیکان، با کتاب‌خانه و فیلم‌خانه‌ای مواجه هستیم که از آثار اکشن و عامه‌پسند پر شده است.
فربد در ادامه صحبت‌هایش گفت: این موضوع من را یاد مهدی سحابی انداخت. ایشان آرتیست بزرگی بود که به فیلم‌های رزمی علاقمند بود. این نکته جالبی است که ما وقتی در مورد آدم‌ها قضاوت می‌کنیم، فکر می‌کنیم که با شخصیت‌های بِتی مواجه هستیم که فقط موسیقی کلاسیک گوش می‌دهند و فیلم اکسپرسیونیستی آلمان را تماشا می‌کنند. در صورتی که اینطور نیست. باتوجه به اینکه برگمان نویسنده تمام آثار خود نیز بوده، فکر می‌کنم در زمان نگارش آثار، تصاویر فیلم‌ها را دیده است. جامعه سوئد جامعه عجیبی است. زیرا جامعه‌ای سنتی و مذهبی بوده و پس از یکی دو دهه تبدیل به یکی از آزادترین جوامع دنیا می‌شود.
نمایش این مستند، دهمین نشست از برنامه نمایش و تحلیل آثار برگزیده داستانی، مستند و فیلم‌تئاترهای «اینگمار برگمان» است که با عنوان «نور زمستانی» دی ۱۴۰۳ در خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود.

دسته‌ها
اخبار پرده نقره ای تئاتر و سینما دسته‌بندی نشده سینما سینمای اروپا سینمای جهان

اکران «مهر هفتم» در سینماتک خانه هنرمندان ایران

به گزارش سایت خبری راوی هنر، فیلم سینمایی «مهر هفتم»‏ به کارگردانی اینگمار برگمان (۱۹۵۷) ساعت ۱۷ جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳ در سالن استاد ناصری خانه هنرمندان ایران به نمایش درمی‌آید.
«مهر هفتم» دربارۀ حیاتِ یک شوالیه قرون وسطایی است که سفری را از سرزمین طاعون‌زده آغاز کرده‌ است و یک بازی شطرنج میان او و فرشتۀ مرگ -که برای ستاندن جان او آمده- قرار گرفته است. اگر او بازی را ببازد، زندگی را باخته و اگر برنده شود، فرشتۀ مرگ تنها رهسپار می‌شود…
ماکس فون‌سیدو، گونار بیورنستراند، نیلز پایه، بنگت ایکروت و بیبی اندرسون از بازیگران فیلم «مهر هفتم»‏ هستند.
این فیلم ۱۴۰ دقیقه‌ای با زیرنویس فارسی‌ در خانه هنرمندان ایران روی پرده می‌رود.

دسته‌ها
اخبار تئاتر و سینما دسته‌بندی نشده سینما سینمای اروپا سینمای جهان

«سونات پاییزی» در سینماتک خانه هنرمندان ایران روی پرده می‌رود

به گزارش سایت خبری راوی هنر، در یازدهمین برنامه «نور زمستانی» [مرور برگزیده آثار اینگمار برگمان در دی ۱۴۰۳] فیلم سینمایی «سونات پاییزی» ساعت ۱۷ دوشنبه ۲۳ دی ۱۴۰۳ در سالن استاد ناصری خانه هنرمندان ایران به نمایش درمی‌آید.

پس از نمایش فیلم، نشست نقد و بررسی با حضور جابر قاسمعلی (منتقد سینما) برگزار می‌شود.

«سونات پاییزی» داستان زن پیانیست مشهوری است که به دیدار دخترش می‌رود که سال‌ها با او رابطه نداشته است…

اینگرید برگمن، لیو اولمن، ارلند جوزفسون و گونار بیورنستراند از بازیگران این فیلم هستند.

نمایش این فیلم، یازدهمین نشست از برنامه نمایش و تحلیل آثار برگزیده داستانی، مستند و فیلم‌تئاترهای «اینگمار برگمان» است که با عنوان «نور زمستانی» دی ۱۴۰۳ در خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود.

علاقه‌مندان برای تهیه بلیت فیلم «سونات پاییزی» به سایت تیوال مراجعه کنند.

دسته‌ها
اخبار پرده نقره ای تئاتر و سینما دسته‌بندی نشده سینما سینمای اروپا سینمای جهان

فرصتی برای درک انسان در جهان مدرن

به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، در «پرسونا» آلما پرستار جوانی است که در مراقبت از الیزابت ووگلر هنرپیشه‌ای که طی ایفای نقش خود لال شده، وارد رابطه عمیق احساسی با او می‌شود؛ در اثر این احساس، هر دوی آنها وارد چالش‌های پیچیده‌ای در یک جزیره می‌شوند…

شادمهر راستین در این نشست گفت: صحبت کردن درباره این فیلم، برای خودم شگفت‌آور است. «پرسونا» فیلم شگفت‌آوری است از این بابت که چیزی را درباره سینما می‌گوید که ما خیلی درباره آن می‌شنویم، حرف می‌زنیم و به آن فکر می‌کنیم. نمی‌توان انتظار مجموعه همه آن چیزی را که درباره سینما هست، از یک فیلم داشت. نمی‌خواهم بگویم که این فیلم در هر دوره‌ای از زندگی آدم تعبیر جدیدی می‌شود، ولی عملا اگر بخواهید درکی از انسان در جهان مدرن داشته باشید، «پرسونا» یک‌ اتفاق و یک تجربه شخصی برای شماست. متنی که الیزابت بازی می‌کند، الکترا است. مهم‌ترین داستان جهان غرب، یعنی ایلیاد اودیسه، بر اساس جنگی است که پایه آن را آگاممنون می‌گذارد. پدر الکترا می‌گوید که بروید و کسانی که هلن را دزدیده‌اند، بازگردانید و در جنگ تروی پیروز شوید. بعد از بازگشت، زن آگاممنون که مادر الکترا است، به خاطر اینکه پدر خواهر الکترا را قربانی کرده، می‌خواهد از پدر انتقام بگیرد. بنابراین به تشویق الکترا، برادر، پدر را می‌کشد. به این ترتیب محکمه‌ای تشکیل می‌شود با این مضمون که تو در حال از بین بردن خانواده هستی.

او افزود: یک بازیگر توانمند تئاتر وقتی نقش الکترا را بازی می‌کند، در برابر این پرسش متن از خودش قرار می‌گیرد و می‌گوید من هم چنین کردم. زیرا پسر خودم را دوست ندارم و از شوهرم با عشق بچه‌دار نشدم. چون می‌خواستم نشان دهم که در همه عرصه‌ها موفق هستم؛ بازیگرم، زنم و می‌توانم نقش مادر را بازی کنم اما از پسر خودم متنفرم. گویی من در حال قربانی کردن پسرم برای تئاتر هستم؛ آیا ارزشش را دارد؟! او آنجا سکوت کرده است. یعنی تاثیر متن الکترا روی الیزابت به این صورت است. در پایان هم وقتی آلما در حال برگشتن است، ما مجسمه‌ای را دیده و دوباره لحظه‌ای صحنه تئاتر را می‌بینیم، گویی همه آنها در همان یک لحظه برایش رخ داده است.

این منتقد سینما در ادامه بیان کرد: این نسبت خود بازیگر با متن است. یعنی الیزابت به عنوان یک بازیگر چه نسبتی با الکترا دارد؟! او سکوت کرده تا جواب آن را بگیرد. سوالی که در اینجا برای او پیش آمده و آن را رو به دوربین از شما می‌پرسد. او چه پرسونا یا ماسک اغراق شده از هویت خود را به تماشاگر بروز می‌دهد؟ نقشش یا خودش؟! به همین دلیل تاثیر الکترا، خانواده و زنی که با توطئه برای کشتن مادر در حال ساختارشکنی است، در حال تشویق جامعه به سمت پدرسالاری است. یعنی زنی که بازگشت به گذشته دارد. بازیگر باید روی صحنه تئاتر پرسونایی داشته باشد تا بتواند نسخه اغراق شده خودش را با کلام و رفتارش برون‌ریزی کند تا شما آن را ببینید. عملا مجبور است که یک اجرای احساساتی‌تر شده‌ای از درک درونی خود را اجرا کند که با خود چند ویژگی دارد. اول اینکه اگر بخواهد پرسونایی را اجرا کند، سبب رها شدن او می‌شود. یعنی کاری را می‌کند که در زندگی عادی انجام نمی‌دهد. او انتخاب کرده تا نقشی را بازی کند و آن را از زندگی شخصی خودش تفکیک می‌کند. به این ترتیب الیزابت نیز می‌خواهد رها باشد، تفکیک کند و الکترایی که برداشت کرده را به مخاطب بدهد. اما آیا می‌تواند از زندگی و تجربه زیسته خود جدا شود؟! و اگر این کار را بکند، از چه چیزی می‌ترسد.

راستین در ادامه صحبت‌هایش گفت: آن ترسی که آلما در عطف دوم به آن اشاره می‌کند، ناشی از چیست؟ مهم‌ترین آن این بوده که با نقش یکی شود. اگر در تئاتر کلاسیک با نقش یکی شود، اصلا کاری نکرده است. زیرا در حال بازی الکترا است، نه بازیگری که الکترا را اجرا می‌کند. پس در این صورت شما در حال تماشای الکترا هستید نه بازیگر و امکان دارد که خودش و نقشش یک تصور به شما بدهد. برای همین یک لحظه در بیان فردی خود مکث ایجاد می‌کند. من چه کسی هستم؟ الکترا کیست؟ صحنه کجاست؟ و مخاطب از من چه برداشتی دارد؟ آیا این پرسونایی که انتخاب کرده، او را آزادتر کرده است؟ می‌تواند به عنوان الیزابت بگوید که من الکترایی را خلق کرده‌ام؟ اصلا الگوی الیزابت برای اجرای این پرسونا چیست؟ او برای رسیدن به این پرسونا به خودش اجازه آزمون و خطا می‌دهد. او می‌خواهد ببیند که حد این آزادی‌اش چیست؟! این بخشی است که ما در زندگی عادی خیلی تجربه می‌کنیم. در پرسونایی قرار می‌گیریم که با آن پرسونا می‌توانیم آزادتر، تابوشکن‌ باشیم و آزمون و خطا کنیم.

نمایش این فیلم، هشتمین نشست از برنامه نمایش و تحلیل آثار برگزیده داستانی، مستند و فیلم‌تئاترهای «اینگمار برگمان» است که با عنوان «نور زمستانی» دی ۱۴۰۳ در خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود.

دسته‌ها
اخبار پرده نقره ای تئاتر و سینما دسته‌بندی نشده سینما سینمای اروپا سینمای جهان سینمای مستند

روایتی از عشق و چالش‌های «لیو و اینگمار»

به گزارش سایت خبری راوی هنر، هشتاد و ششمین برنامه از سری برنامه‌های مستندات یکشنبه‌های خانه هنرمندان ایران، یکشنبه ۱۶ دی ۱۴۰۳ به نمایش مستند «لیو و اینگمار» (۲۰۱۲) ساخته «زیراج آکولکا» اختصاص داشت. پس از نمایش این مستند، نشست نقد و بررسی آن با حضور «شیوا مقانلو» نویسنده، مترجم و منتقد سینما برگزار شد. اجرای این برنامه برعهده شهرام اشرف ابیانه بود.
فیلمساز هندی‌الاصل در این مستند ۹۰ دقیقه‌ای، شخصیت و سینمای «اینگمار برگمان» را با بررسی ۴۲ سال همکاری او‌ و «لیو اولمان» بازیگر مشهور سینمای سوئد مورد کنکاش قرار می‌دهد.
شیوا مقانلو در این نشست گفت: ما اصولا در این‌گونه مستندها بر مبنای فرا متن حرکت می‌کنیم. یعنی حتما باید هر پلان از فیلم که می‌بینیم، به‌نوعی ارتباط فرامتنی آن را با مرجع و منبع دیگری پیدا کنیم. به این صورت لذت بیشتری می‌بریم و فهم‌مان از آن اثر بیشتر می‌شود، اما این اصلا به آن معنا نیست که اگر کسی فیلم‌های برگمان را ندیده باشد، از این مستند نتواند لذت ببرد. در واقع باید بگویم ساخت این فیلم به قدری به شکل آثار برگمان نزدیک است که می‌تواند آغاز خوبی برای کسانی باشد که فیلم‌های برگمان را ندیده‌اند. کارگردان این اثر اهل هند و فارغ‌التحصیل رشته معماری بوده است اما ارشد خود را در رشته کارگردانی هنری را از دانشگاه لندن گرفته است. او در دو پروژه بزرگ‌ سینمای هند مشارکت داشته است. همچنین به صورت مستقل ۵ فیلم کوتاه را در اسکاندیناوی و هند ساخته است. مستند «لیو و اینگمار» اولین فیلم بلند اوست که سال ۲۰۱۲ ساخته شده و بسیار مورد توجه قرار گرفته است.
او ادامه داد: جهان این اثر از جهان خود برگمان می‌آید. به عنوان مثال شروع و انتهای فیلم، پیوستگی با طبیعت، دریا، نور، عکس‌های یادگاری و حرکت خیلی شبه‌گونه و محو آدم‌ها در میان این دیوارها دارد. در این رابطه دو نفره که ما می‌خواهیم کل فیلم را بر مبنای آن بگذاریم، طبیعت و به خصوص جزیره فارو در آن نفر سوم است. یعنی در واقع، ما در حال دیدن فیلمی با سه کاراکتر اصلی شامل لیو، اینگمار و جزیره هستیم. این جزیره که مرکز و شروع عشق این دو نفر است، در ادامه به قفس این عشق هم تبدیل می‌شود. اما همچنان نقش مهم و تاثیرگذاری دارد.
این نویسنده، مترجم و منتقد سینما در ادامه بیان کرد: برگمان این خانه (در جزیره فارو) را به عنوان جایی می‌سازد که بتواند در آن پناه بگیرد، بنویسد، عاشق شود، اذیت کند و اذیت شود و خیلی چیزهای دیگر. با خواندن درباره این خانه یاد خانه دیگری افتادم؛ خانه‌ای که والتر بنیامین برای خواهرش می‌سازد. چون آدمی با روحیات خاص بوده که نمی‌توانسته با آدم‌ها ارتباط بگیرد و عشق خود را به نزدیکانش نشان دهد، خانه‌ای می‌سازد و می‌گوید این هدیه من به شما که نمی‌توانم به همراهتان زندگی کنم. نکته جالب در ساخت و کارگردانی این فیلم این بوده که در بخش‌هایی که لیو صحبت می‌کند، یا ما در حال دیدن داستان از پی‌اووی او هستیم، یا حتی در بخش‌هایی که صدای او یا برگمان هست، کارگردان سعی کرده شات‌ها و نماهایی را از فیلم‌های برگمان جمع کند که با این صحبت‌ها هم‌خوانی داشته باشد.
مقانلو در ادامه صحبت‌هایش گفت: هدف این فیلم که در زیر متن عنوان دوم آن مشهود است، به رابطه‌ای اشاره دارد که مبتنی بر درد و رنج است. یعنی ارتباطی که دو نفر در زندگی، کار و همه‌چیز با یکدیگر شراکت داشتند. این درد و رنج در رابطه دو نفره آنها بسیار موضوع مهمی است. لیو زنِ جذابی است که محبوب فیلمبردارها برای نماهای درشت به شمار می‌آمده است. حالت چهره او کاملا طبیعی بوده و هیچ‌چیز به آن اضافه نشده است. جذابیت توام با اندوه و در عین حال بچه‌گانه‌ای در چهره او بوده که سبب شده تا محبوب کلوز شات باشد. او نه تنها در فیلم‌های کارگردان‌های دیگری بازی کرده، بلکه چند فیلم هم کارگردانی کرده است. اما در هیچ‌کدام از آن فیلم‌ها به شکوه و درخشش فیلم‌هایی که با برگمان داشته نمی‌رسد. ۹ فیلم مهم با برگمان دارد و ۵ سال با او ارتباط عاشقانه داشته و با یکدیگر در آن جزیره تنها زندگی می‌کنند. چهل و چند سال هم ارتباط دوستی، غیر عاشقانه، دشمنی و… این دو با هم که در فیلم هم دیدیم، ادامه پیدا می‌کند.
این استاد دانشگاه و سرپرست پروژه‌های بزرگ ادبی و سینمایی افزود: نکته جالب اینکه برگمان مردی است که به راحتی در یک‌سری از فیلم‌هایش تمام زن‌های محبوب زندگی خود را باهم جمع می‌کند. فیلم‌هایی دارد که زن قبلی با زن فعلی در کنار هم بازی می‌کنند. نکته جالب اینکه برگمان ۵ همسر رسمی داشته و خیلی زیاد روابط احساسی غیر رسمی داشته است. اما لیو تنها زنی بوده که در عین حال که از برگمان بچه داشته، با او ازدواج نمی‌کند. این در حالی است که برگمان تاکید داشته تا زن‌هایی که از او بچه داشتند، حتما زن رسمی‌اش بشوند… اما لیو تنها کسی بوده که در این قاعده نیست.
مقانلو گفت: این فیلم حالت اپیزودگونه دارد و با عشق و فیلم «پرسونا» شروع می‌شود. برگمان در فیلم «پرسونا»، لیو را از طریق دیدن در دوربین کشف می‌کند. انگار دوربین به او مجالی می‌دهد تا با زنی آشنا شود که خیلی برایش جذاب و حیرت‌انگیز است و بین آنها عشق عجیبی شکوفا می‌شود.
این منتقد در ادامه عنوان کرد: لیو با وجود اختلاف سنی زیادی که با برگمان دارد و می‌تواند جای دختر او باشد، در این عشق حل شده و حتی در مواقعی جایگاه مادری نیز برای برگمان پیدا می‌کند. برای شناخت برگمان و روابط احساسی او به خصوص رابطه‌ای که با لیو دارد، حتما نیاز داریم که بک‌گراند کوتاهی از رابطه او با مادرش داشته باشیم. رابطه برگمان با مادر همیشه یک رابطه پرچالش و مهرآکین است. یعنی او به‌شدت مادر را دوست دارد اما به گفته برگمان؛ «مادر همیشه سرد و دور است» و او را پس می‌زند. او حتی به این تایید و تاکید رسیده که یک بچه ناخواسته بوده که پدر و مادر هرگز او را نمی‌خواستند. جمله جالبی در مورد فیلم «توت‌فرنگی‌های وحشی» خود دارد که می‌گوید: آن فیلم فریاد من بود برای اینکه به پدر و مادرم بگویم که من را ببینید، ولی من دیده نمی‌شدم.
مقانلو در بخش دیگری از صحبت‌هایش گفت: این مستند برایم بسیار جذاب بود. احترام و ارادتم بعد از دیدن این مستند، نه تنها نسبت به این دو چهره کم نشد، بلکه بیشتر هم شد. احساس می‌کنم حال با گذشت سال‌ها از این رابطه ما می‌توانیم در نور جدیدی که می‌افتد، تفسیر جدیدی از این ارتباط داشته باشیم.
نمایش این مستند، هفتمین نشست از برنامه نمایش و تحلیل آثار برگزیده داستانی، مستند و فیلم‌تئاترهای «اینگمار برگمان» است که با عنوان «نور زمستانی» دی ۱۴۰۳ در خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود.

دسته‌ها
اخبار پرده نقره ای تئاتر تئاتر و سینما رویدادهای هنری سینما سینمای اروپا سینمای جهان فیلم تئاتر

نمایش فیلم‌تئاتر «بعد از تمرین» در خانه هنرمندان ایران

به گزارش سایت خبری راوی هنر، فیلم‌تئاتر «بعد از تمرین» (۱۹۸۴) به‌ کارگردانی اینگمار برگمان چهارشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۳ ساعت ۱۷ در سالن استاد ناصری، سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش درمی‌آید.

پس از نمایش این فیلم‌تئاتر، نشست نقد و بررسی آن با حضور عباس غفاری، میزبان و دکتر رامتین شهبازی، منتقدتئاتر برگزار می‌شود.

در «بعد از تمرین»، هنریک کارگردان پابه‌سن گذاشته تئاتر، گذشته و آلام و رنج‌هائی را که برای بازیگران اجراهایش به بار آورده، مرور می‌کند.
ارلاند یوزفسون، اینگرید تولین، لنا اولین و برتیل گوو‌ بازیگران این اثر هستند.

نمایش این فیلم، نهمین نشست از برنامه نمایش و تحلیل آثار برگزیده داستانی، مستند و فیلم‌تئاترهای «اینگمار برگمان» است که با عنوان «نور زمستانی» دی ۱۴۰۳ در خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود.

علاقه‌مندان برای حضور در این جلسه می‌توانند به سایت تیوال مراجعه کنند.

دسته‌ها
اخبار پرده نقره ای تئاتر و سینما رویدادهای هنری سینما سینمای اروپا سینمای جهان

«پرسونا» در سینماتک خانه هنرمندان ایران روی پرده می‌رود

به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، پس از نمایش فیلم در سینماتک خانه هنرمندان ایران، نشست نقد و بررسی با حضور شادمهر راستین (منتقد سینما) برگزار می‌شود.

در «پرسونا» (۱۹۶۶) یکی از آثار درخشان برگمان، خواهرآلما پرستار جوانی است که به‌واسطه پیشروی کارش در مراقبت از الیزابت ووگلر هنرپیشه‌ای که طی ایفای نقش خود لال شده، وارد رابطه عمیق احساسی با او می‌شود؛ در اثر این احساس، هر دوی آنها وارد چالش‌های پیچیده‌ای در یک جزیره می‌شوند…

لیو اولمان و بیبی اندرسون بازیگران این فیلم هستند و در این فیلم هیچ شخصیت مردی بازی نکرده است.

نمایش این فیلم، هشتمین نشست از برنامه نمایش و تحلیل آثار برگزیده داستانی، مستند و فیلم‌تئاترهای «اینگمار برگمان» است که با عنوان «نور زمستانی» دی ۱۴۰۳ در خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود.
علاقه‌مندان برای تهیه بلیت فیلم «پرسونا» به سایت تیوال مراجعه کنند.

دسته‌ها
اخبار پرده نقره ای تئاتر و سینما رویدادهای هنری سینما سینمای اروپا سینمای جهان سینمای مستند فیلم تئاتر

شیوا مقانلو مستند «لیو و اینگمار» را در خانه هنرمندان ایران بررسی می‌کند

به گزارش سایت خبری راوی هنر، در هشتاد و ششمین نشست از سلسله نشست‌های «مستندات یکشنبه»، فیلم مستند «لیو و اینگمار» یکشنبه ۱۶ دی ۱۴۰۳ ساعت ۱۷ در سالن استاد ناصری خانه هنرمندان ایران به نمایش درمی‌آید.

این نشست با نمایش مستند ۱۰۰ دقیقه‌ای «لیو و اینگمار» (۲۰۱۲) ساخته «زیراج آکولکا» و باحضور «شیوا مقانلو» نویسنده، مترجم و منتقد سینما برگزار می‌شود.

فیلمساز هندی‌الاصل در این مستند ۹۰ دقیقه‌ای، شخصیت و سینمای «اینگمار برگمان» را با بررسی ۴۲ سال همکاری او‌ و «لیو اولمان» بازیگر مشهور سینمای سوئد مورد کنکاش قرار می‌دهد.

نمایش این مستند، هفتمین نشست از برنامه نمایش و تحلیل آثار برگزیده داستانی، مستند و فیلم‌تئاترهای «اینگمار برگمان» است که با عنوان «نور زمستانی» دی ۱۴۰۳ در خانه هنرمندان ایران برگزار می‌شود.

خروج از نسخه موبایل