به گزارش روابطعمومی خانه هنرمندان ایران، این نشست با نمایش فیلم مستند ۶۰ دقیقهای «سندفارو» (۱۹۷۰) ساخته «اینگمار برگمان» و باحضور «آنتونیا شرکا» مترجم و منتقد سینما برگزار میشود.
در اواخر دهه ۶۰ میلادی، اینگمار برگمن در مستند «سندفارو» دوربین خود را به جزیره فارو برد تا وضعیت ناهنجار و نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی در ساکنان این جزیره را به تصویر بکشد.
نمایش این مستند، اولین نشست از برنامه نمایش و تحلیل آثار برگزیده داستانی، مستند و فیلمتئاترهای «اینگمار برگمان» است که با عنوان «نور زمستانی» دی ۱۴۰۳ در خانه هنرمندان ایران برگزار میشود.
علاقهمندان برای تهیه بلیت فیلم مستند «سندفارو» به سایت تیوال مراجعه کنند.
برچسب: سینماتک خانه هنرمندان ایران
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، محمد هاشمی در این نشست گفت: میخواهم از زاویه دید خاصی به این فیلم نگاه کنم که منظری نسبتا جدید در نظریه روایت است. اما پیش از این، صحبت خود را از گفتوگوی هیچکاک با تروفودرباره این فیلم شروع میکنم. تروفو در این گفتوگو از «طلسمشده» عبور میکند و میگوید که ایناثر را دوست ندارد؛ زیرا به زعم او با فیلمهای دیگر هیچکاک فاصله دارد. کاری که ما قرار است انجام دهیم، این است که بگوییم اتفاقا این فیلم هم در راستای فیلمهای دیگر هیچکاک است و خیلی تفاوتی با فیلمهای بزرگ او ندارد، زیرا در همان جهان هیچکاک روایت میشود.
او ادامه داد: درباره بحث روایت درمانی باید به نکاتی اشاره کرد؛ در نظریه روایت تعاریف ویژهای از روایت وجود دارد. در واقع ما در جهان روایتها زندگی میکنیم. ممکن است ما با مجموعه رویدادهایی مواجه شویم که این مجموعه هیچ ارتباط منظمی با هم نداشته باشند؛ یعنی کل متشکلی نسازند و بدون مضمون ثابت باشند.طبیعتا وقتی ما با چند رویداد مواجهیم که هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارند، هیچ نوع معنایی هم از آن به دست نمیآید. یک حالت این است که با چنین چیزی مواجه میشویم و سپس میگوییم احتمالا نظمی در پشت آن وجود داشته که به دلیلی از بین رفته است. احتمالا عناصری از این روایت جابهجا شده که ما آن کل متشکلی را که از یک روایت انتظار داریم، نمیبینیم و نمیتوانیم معنایی برای آن درک کنیم. بنابراین عناصر این رویدادها را با یکدیگر عوض میکنیم. سپس میبینیم که از درون آن، کل متشکل یا مسئله منطقی خودش را بروز میدهدو معنا به دست میآید. به این ترتیب آن چیزی که ما گمان میکردیم، هیچ نوع معنا و روایتی در آن وجود ندارد، از طریق یک نوع جابه جایی در عناصر، به نظم منطقی روایت درونش یاهمان معنا دست پیدا میکند. اتفاقی که در این فیلم رخ میدهد نیز به همین صورت است.
این منتقد سینما در ادامه بیان کرد: ما در این فیلم با روانکاوی مواجهیم که او در فیلم با شخصی رو به رو شده و متوجه شخصیت اصلیاش میشود.او کل کار خود را از طریق روایتدرمانی انجام میدهد. شخصیت (بیمار درون فیلم) چرا دچار این وضعیت شده است؟ زیرا نمیتواند روایت زندگی خود را به آن شکل کل منسجم، متشکل و مشخص بیان کند. در واقع انگار نمیتواند یک روایت از زندگی خودش بسازد. چرا این اتفاق رخ نمیدهد؟! زیرا افکاری از گذشته به او هجوم میآورد.
او افزود: به طور خاص میتوان به خطوط موازی اشاره کرد که او مدام میبیند. این موارد نقاط کوری است که شخصیت نمیتواند معنای آنها را پیداکند. در واقع وقتی این تصاویر را کنار هم میگذارد، نمیتواند منطقی بین آنها ایجاد کند و از طریق این منطق بین آنها روایتی بسازد و کل متشکلی شکل دهد. کاری که روانشناس فیلم انجام میدهد، این بوده که این روایتها را کامل میکند. در واقع جابهجایی عناصر را در گفتوگو با خود او برای او انجام میدهد.
هاشمی در ادامه صحبتهایش گفت: روانشناس، آن روایت به هم ریخته و نامنسجمی که اساسا روایت نیست و معنایی را حمل نمیکند، کنار زده و آن روایت واقعی را از زیر این ضدروایت بیرون میکشد. وقتی آن روایت متشکل و منسجم با آن رابطه مشخص علت و معلولی شکل گرفت، بیمار درمان میشود. یعنی عملا از طریق روایت درمانی این کار انجام میشود.
این منتقد در بخش دیگری از نشست فیلم سینمایی «طلسمشده»گفت: نظریهپردازان روایت، معتقد هستند که نه فقط آدمهای داخل این فیلم، بلکه همه ما در چنین وضعیتی زندگی میکنیم. یعنی اگر هر کدام ما نمیتوانستیم در زندگی خود ارتباط علت و معلولی بین رویدادهای زندگی خود برقرار کنیم، همگی دچار همین وضعیتی میشدیم که شخصیت این فیلم دچارش شده است. یعنی اگر نمیتوانستیم داستان درستی برای زندگی خودتعریف کنیم، دچار مشکل میشدیم. کما اینکه خیلی از بزرگان و آدمهای مشهور نیز دچارچنین وضعیتی شدهاند، زیرا در مواجهه با یکسری از اتفاقات زندگی خود نمیتوانند معنایی از آن به دست بیاورند و داستان زندگی خود را تعریف کنند و دچار روانپریشی میشوند که در این فیلم، چگونگی حل شدن آن نشان داده شده است.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، «هولاین در ایران»، براساس اسناد و دستنوشتهها، داستان طراحی و احداث موزه شیشه ایران توسط هانس هولاین معمار برجسته اتریشی را روایت میکند.
هادی آفریده در این نشست گفت: از همه حاضران که امروز به تماشای مستند آمدند تشکر میکنم. چندی پیش جلسهای با آقای آغداشلو داشتم و درباره این مستند و این برنامه نیز صحبت شد و ایشان از سر لطف و محبت خودشان گفتند که علاقمند هستن تا در این جلسه حضور پیدا کرده و نکاتی را بیان کنند.
آیدین آغداشلو در ادامه گفت: مدتهاست که از جایی بودن خوشحال نمیشوم ولی اکنون خیلی خوشحالم که اینجا هستم. شاید این اولین مرتبه باشد که ابراز تمایل کردم تا در جلسهای حضور پیدا کنم. علت این بود که فکر میکردم نسلی از میان رفته یا در حال از بین رفتن بوده و شاید خاطراتش نیز در حال از بین رفتن باشد. بنابراین وظیفه خود دانستم که اینجا حضور پیدا کنم. مستندی که دیدیم خیلی جامع و کامل موزه را تصویر کرده است. اما لازم است پیش از صحبت درباره فیلم، به بیان موضوعاتی بپردازم تا سهم خودم را ادا کرده باشم. اولین نکته این بوده که این اشیا (در موزه ملی ایران) از کجا آمدهاند؟! به عنوان مثال در بخش تالار اسلامی موزه ملی ایران که نمونههای متعددی از آثار هنری ایران را در خود جمع کرده، تماما از حفاریها به دست آمده است. اما موضوعی که جالب بوده و لازم است درباره آن صحبت شود، این بوده که اشیاء حاضر در موزه آبگینهها و سفالینههای ایران، هیچکدام حاصل اکتشاف یک دستگاه در ایران نیست؛ بلکه آنها اشیائی هستند که یا در خانوادهها بودند و یا در جایی پیدا شدهاند. سپس فروخته و همگی برای موزه خریداری شده و در آنجا جمع شده است. این که تمام اشیاء حاضر در موزه خریداری شده باشد، کار شگفتانگیزی است. زیرا چنین اتفاقی را در ایران شاهد نبودیم.
او افزود: اما چرا این اشیا خریداری شدهاند؟! پاسخ به این سوال به فلسفه تاسیس چند موزهای مربوط میشود که در دهه ۵۰، تاسیس شدند. فکر این بود که چند موزه در محوطه عظیمی باید ساخته شود که البته هیچگاه در آن محوطه عملیاتی نشد. در آن زمان، باتوجه به مسئولیتی که در آن دوره داشتم، سعی کردم چیزهایی را عملیاتی کنم. یکی از مهمترین این موارد، همین موزهای است که فیلم آن را دیدید. موزه رضا عباسی نیز موزه دیگری است که در این راستا شکل گرفت. اسم این موزهها را نیز من پیشنهاد کردم. در واقع اشیاء این موزهها نیز همگی خریداری شدهاند. خاطرم هست، مهندس محسن فروغی که بر من سمت بزرگی دارد، میگفت که اگر این موزه راه بیفتد، یک کاسه شیشهای که متعلق به دوران هخامنشیان بوده و گل ۱۲ پر در کف آن است را به آن اهدا میکنم و این کار را کرد. هانس هولاین را نیز مهندس فروغی معرفی کرده بود. لازم بود بدانیم که چطور این خانه تبدیل به موزه شده است. خاطرات من از هانس هولاین به دورهای بر میگردد که در حال ساخت موزه آبگینه بودیم. هانس هولاین با خود گروهی را آورده بود که همه در کار خود فوقالعاده بودند. در جلسهای که هانس هولاین برای ارائه طرح خود آمد، او را دیدم. ماکتی آورده بود که بسیار شگفتانگیز بود. زیرا همه جزییات در آن ساخته شده بود.
در بخش دیگری از نشست، هادی آفریده گفت: شخصی در بین ماست که در دو سه سال گذشته تلاش زیادی برای حفظ موزه انجام داده است. جناب دکتر نوید صالحوند که مدیر فعلی موزه هم هستند. از تلاشهای ایشان ممنونیم.
محمدرضا حائری در ادامه نشست گفت: خوشحالم در اینجا هستم و قرار است درباره فیلم فیلمسازی صحبت کنم که با سابقه کارهای او آشنا هستم. باید به نکاتی اشاره کنم. اول اینکه ساختمان این موزه، از منظر معماری ایران در کجا قرار دارد؟ دومین نکته اینکه هر بنای خصوصی که به منفعت عموم و فرهنگی کشور تبدیل میشود، برای ما بسیار مهم است. این اتفاق در مورد این موزه اتفاق افتاده است. سومین نکته خود هانس هولاین است که در دهه ۱۹۳۰ به دنیا آمده و دانشجوی دوره مدرن بوده اما اصطلاحا در دوره پست مدرن به شکوفایی رسیده است. اما این کار تا چه اندازه مهم و ارزشمند است. چهارمین نکته توجه و روایت کارگردان به این موضوع است.کار آقای آفریده در این مستند خیلی مهم است.
او افزود: در این مستند، وقتی ما این بنا را میبینیم، خیلی از همدورهایهای آقای آغداشلو میگویند که این ساختمان یک کپی از کارهایی است که در شمال شرقی ایران واقع شدهاند و چند شهر را نام میبرند. در واقع به معماری ما در اواخر دوره قاجار، به صورتی بدی نگاه میکنند که اصلا درست نیست. ما در تفکر معماری ایرانی، بنایی داریم که با عنوان کوشک از آن یاد میشود. یعنی عمارتی که در میان باغ یا حیات ساخته میشود. این ساختمان نیز یک کوشک است. معمار در هر دورهای قدرت آفرینش دارد تا آن را به هر شیوهای که میخواهد بیان کند. ما در اینجا شیوه آجرسازی اواخر دوره قاجار و اوایل دوره رضا شاه را میبینیم. البته شخصا تحقیقی در مورد اینکه معمار این بنا چه کسی بوده، انجام ندادم. به هر صورت فکر میکنم که این بنایی کاملا ایرانی بوده است. بنا فینفسه ارزشمند بوده و دست معماران بعدی را نیز باز گذاشته است.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، در این برنامه فیلم مستند تحسین شده «بر سر خاک» ساخته محسن خانجهانی با حضور این مستندساز روی پرده رفت و پس از پایان نمایش فیلم نیز ویدیوی منتخبی از عکس، پوسترها و آثار گرافیکی و ویدئوآرتها و فیلمهای محیط زیستی ۲۰ ساله جشن تصویر سال به نمایش درآمد.
شینا انصاری معاون رئیسجمهور رییس سازمان حفاظت محیط زیست در این مراسم ضمن تحسین مستند «بر سر خاک» از تمامی هنرمندان درخواست کرد که مشکلات زیستمحیطی را با هنر خود به نمایش بگذارند. البته مشکلات محیط زیستی که ما داریم برای همه آشکار است و توجه نادرست ما به توسعه پایدار و اینکه به هر قیمت خواستهایم توسعه داشته باشیم باعث شده که عناصر چهارگانه را از دست بدهیم. زیستگاههای متنوع و حیات وحش ما تحت تاثیر همین امر قرار گرفته و فرو نشست خاک یکی از این مشکلات است.
وی ادامه داد: اگر عزم کلی همه بخشها در کنار مردم وجود نداشته باشد کاری از پیش نخواهیم برد، کشاورزی ما در گذشته با استفاده نادرست از سفرههای زیر زمینی آسیب جدی را به خاک کشور زده که جبرانناپذیر است. در خصوص مشکلات محیط زیستی ما یک بخش حاکمیت را داریم که توسعه را به هر قیمت جلو برده است و بخش دیگر کشاورزی ناپایدار را توسعه دادیم و همین امر باعث شده منابع زیر زمینی ما از بین برود.
انصاری بیان کرد: جدای از مشکل آب و خاک در بخشهای مختلف دیگر هم مشکلات داریم، امروز آلودگی هوا گریبان همه را گرفته است و تعطیلیهای مکرر را رقم زده است. مشکل ما این است که به محیط زیست خود در جایجای زندگیمان توجه نکردیم و نیازهای طبیعت و مشکلات آن را جدی نگرفتیم.
وی افزود: وقتی فیلم «بر سر خاک» را میدیدم به این فکر میکردم که ای کاش مسئولین توسعه کشور هم این فیلم را میدیدند.
رییس سازمان محیط زیست تصریح کرد: ما در دولت چهاردهم باید ضوابط محیط زیست را در وهله اول پیگیری کنیم، البته که جراحات به بدنه طبیعت ما زیاد است و باید چالشهای محیطزیستی به راس حاکمیت شناسانده و جدی گرفته شود و اگر این مهم اتفاق نیافتد وضعیت محیط زیست بغرنجتر میشود.
انصاری با بیان اینکه همراهی مردم درحل مشکلات محیطزیستی بسیار مهم است، خاطرنشان کرد: از تمامی هنرمندان خواستارم که مشکلات زیستمحیطی را با هنر خود به نمایش بگذارند زیرا یک اثر هنری از ساعتها سخنرانی تاثیرگذارتر است.
وی ابراز کرد: یک دولت نمیتواند در چهار سال همه مشکلات را از بین ببرد اما باید گامهایی برداریم که مشکلات کاهش پیدا کند و هنرمندان ما باید در این مسیر کمک کنند.
در این برنامه، محمدمهدی عسگرپور مدیرعامل خانه هنرمندان ایران با تقدیر از سازندگان فیلم مستند «بر سر خاک» گفت: این فیلم به نظرم یکی از فیلمهای ارزشمند و تاثیرگذار در حوزه محیط زیست بود. اساسا سینما به دلیل قدرت بازگویی و بیان مشکلات مختلف از جمله مشکلات محیط زیستی، همواره بسیار اثرگذار بوده است.
وی ادامه داد: مستندسازان ما آثار زیادی در خصوص مشکلات محیط زیستی تولید کردهاند اما نکته مهم این است که آثار ارزشمند چقدر انتشار پیدا میکند و تا چه اندازه اثرگذار هستند.
او خاطرنشان کرد: در بخش انتشار، یک مشکل سنتی داریم و رابطه تلویزیون با بسیاری از آثار اینچنینی، یک «رابطه برقرار» نبوده و همیشه سینوسی بوده، بنابراین رسانه مهمی چون تلویزیون را در این بخش از دست دادهایم. وضعیت اکران هم تابع شرایطی است که حداقل در سالهای اخیر قابل احترام و افتخار نیست و اکران خود را با فیلمهای پولساز پُر کردهایم.
عسگرپور گفت:در بررسی مسائل مختلف، غالبا به این اشاره میشود که ریشه مشکلات، فرهنگی است و رجوع به این واژه سرزبانهاست، اما در واقع ما در یک جامعه آنومیک زندگی میکنیم که در آن اگر بخواهید به ارزشها و هنجارهایی دست بیابید، ممکن است شرایط آن، شرایط نامشروعی باشد و اگر جز این باشد، شما نمیتوانید به هدفتان برسید. در بخش تاثیرگذاری خیلی از مسئولین نمیخواهند بپذیرند که برای رسیدن به یکسری ارزشها نباید از راه نامشروع آنها را به دست آورد. برخی از مشکلات را ممکن است جزءبهجزء مطرح کنیم (مثل مستند بر سر خاک) اما انگار حلشدنی نیست. مثل بستن کمربند ایمنی که با فرهنگسازی در ظاهر حل شد و جا افتاد اما امروز همچنان به حقوق یکدیگر تجاوز میکنیم، محیط زیست را آلوده میکنیم و … کمربند را هم میبندیم و در واقع با بستن کمربند همه این کارها را انجام میدهیم!
رئیس هیأتمدیره خانه سینما گفت: فیلم ساختن راجع به موضوعات این چنینی و تغییر نکردن شرایط برای اصلاح مشکلات حس ناامیدی در جامعه ایجاد میکند و شما پس از مدتی حس میکنید مدت زیادی درباره یک موضوع حرف میزنید و فیلم میسازید و… اما اثری ندارد و تغییری حاصل نمیشود. ما نمیخواهیم بپذیریم که در چه جامعهای هستیم. ما برای رسیدن به یک هدف درست، نباید راه نامشروع را طی کنیم، وقتی دولتمردان با شما صداقت نداشته باشند همین حس ناامیدی ایجاد خواهد شد چون شرایط آنومیک را تشدید میکند. در کشورهایی که حتی به صورت نسبی صداقت بین حاکمیت، مردم و نهادهای صنفی وجود دارد شرایط اجتماعی بهتری حکمفرماست، چون قانون و ارزشهای قابل اجرای قانونی حکمفرماست. در کشور ما خانه ما چارچوب منزل ماست و اطراف آن برای ما مهم نیست، در حالی که هر آدمی باید ابتدا با خودش صادق باشد و بعد با همسایه و دیگران. این نشان میدهد که ما نسبت به جوامع دیگر در ارزشهای اجتماعی با وجود شعارهایمان، در وضعیت خوبی قرار نگرفتهایم و پسرفت داشتهایم.
مدیرعامل خانه هنرمندان ایران در پایان گفت: این که در سینما بگوییم و بخندیم و آقایان برقصند، یک خوشی بیخود و بیجهت به ما میدهد، در حالی که ما دائم به فرهنگ و ادبیات کهنمان میبالیم و ارجاع میدهیم و متوجه نیستیم که ریشه ناهنجاریها کجاست. مسئولیت فیلمسازان ماست که تلاش کنند اما این فضا از سینما گرفته شده و امروز سینمای مستند ما خیلی به مباحث اجتماعی همچون فیلم «بر سر خاک» نمیپردازد.
در ادامه برنامه، ویدیویی عکسهای محیط زیستی ۲۰ ساله جشن تصویر سال به نمایش درآمد و سپس سیفالله صمدیان دبیر این رویداد اظهار تاسف کرد با این تصاویری که پخش شده است،هدیهای ناراحتکننده به مخاطبان داده است.
او سپس به مستند «بر سرخاک» اشاره کرد و افزود: آنچه پس از تماشای این فیلم به ذهنم رسید این بود که همانطور که در فیلم گفته شد، «خبر کوتاه است و خاک خواهد مرد». به هنگام تماشای این فیلم برای دومین بار با خودم گفتم ما چه بر سر عناصر چهارگانه خلقت آوردهایم. آب، باد، خاک و آتش عناصری است که ما بلاهای زیادی بر سر آنها آوردهایم.
این هنرمند بیان کرد: عوامل فیلم «بر سر خاک» با یکهمدلی کار را ساختهاند که بسیار حس خوبی را به مخاطبان منتقل میکند، این فیلم عمیقا به آنچه که باید به آن پی ببریم با ظرافت اشاره کرده است.
دبیر جشن تصویر سال در پایان سخنانش خبر داد که امسال برای ۲۱امین دوره جشن تصویر سال یک بخش ویژه را به محیط زیست اختصاص خواهیم داد و بدین وسیله از تمامی هنرمندان سراسر ایران میخواهیم که آثار خود را در این زمینه ارسال کنند.
او دبیری افتخاری این بخش را به سازنده مستند «بر سرخاک» محسن خانجهانی پیشنهاد کرد و گفت: تلاش ما هم این است که در اسفندماه یک گالری خاص از این آثار راهاندازی کنیم و یک کتاب ویژه را چاپ کنیم.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، این فیلم در قالب نسخه مرمتشده و با زیرنویس فارسی در خانه هنرمندان ایران روی پرده میرود.
داستان این فیلم در مورد مردی خانواده دوست به نام جاستین کمپ است که به عنوان هیئت منصفه در یک دادگاه جنایی حاضر میشود و در معرض یک تصمیم اخلاقی جدی میبیند…
نیکلاس هولت، تونی کولت، زوئی دویچ، کیفر ساترلند، گابریل باسو، لسلی بیب، کریس مسینا، جی. کی. سیمونز، ایمی آکوئینو و… از بازیگران فیلم «هیئتمنصفه شماره۲» هستند.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، سیوششمین برنامه از سلسله جلسات نمایش فیلمتئاترهای شاخص با همکاری مشترک انجمن صنفی منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران خانه تئاتر و سینماتک خانه هنرمندان ایران، به نمایش فیلم تئاتر «عروسکها» اختصاص دارد.
فیلمتئاتر «عروسکها» (۱۳۴۵) به کارگردانی بهرام بیضایی چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۳ ساعت ۱۷ در سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش درمیآید.
پس از نمایش این فیلمتئاتر، نشست نقد و بررسی آن با حضور عباس غفاری میزبان و دکتر شهرام خرازیها منتقد تئاتر برگزار میشود.
«عروسکها» در سال ۱۳۴۵ بهصورت تلهتئاتر از رادیو و تلویزیون ملی ایران پخش شد. در این نمایش عروسکی، مرشد میخواهد با نمایشِ خیمهشببازی تماشاکنان را سرگرم کند. او نوید میدهد که امروز روزِ جنگِ پهلوان با دیو است؛ ولی پهلوان دیگر سرِ جنگ ندارد و خسته از هزار سال جنگِ بیهوده و بیپایان با دیوهاست. پهلوان عاشق است، و برای خاطرِ این عشق دست به نبردی زده که پایان ندارد…
علاقهمندان برای حضور در این جلسه میتوانند به سایت تیوال مراجعه کنند.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، این نشست با نمایش فیلم ۵۱ دقیقهای «هولاین در ایران» (۱۴۰۲) ساخته هادی آفریده و باحضور مهندس محمدرضا حائری معمار برگزار میشود.
«هولاین در ایران»، براساس اسناد و دست نوشتهها، داستان طراحی و احداث موزه شیشه ایران توسط هانس هولاین معمار برجسته اتریشی را روایت میکند.
علاقهمندان به حضور در این نشست نمایش و نقد «مستندات یکشنبه»، میتوانند برای تهیه بلیت این فیلم به سایت تیوال مراجعه کنند.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، فیلم «شبکه اجتماعی» با رجوع به کتاب میلیاردرهای تصادفی نوشته بن مزریک ساخته شده و داستان مارک زاکربرگ، بهوجودآورنده فیسبوک و مشکلات او در راه ساختن بزرگترین شبکه اجتماعی دنیا است.
صوفیا نصرالهی در این نشست گفت: چندی پیش کتابی میخواندم، که عنوانش «من سرگذشت یأسم و امید» بود. کتاب حاوی چند جستار درباره این بود که چطور در کشورهای مختلف از جمله کشورهای عربی جنبشهای آزادیخواهانه به راه افتاده است. نقش اصلی در یکی از این روایتها، کاملا معطوف به فیسبوک بود. این روایت نشان میداد که چطور در کشوری که تحت دیکتاتوری حتی امکان راهپیمایی در آن وجود نداشت، نویسندهای با استفاده از شبکه اجتماعی فیسبوک، بقیه را در جریان اتفاقاتی که در مصر رخ داده، قرار داده بود. در واقع به این صورت بهار عربی تسری پیدا کرد. در واقع اکنون در شرایطی هستیم که یک ایده خلاقانه زاکربرگ در بستر تکنولوژی توانسته تمام جهان را تحت تاثیر قرار دهد.
او افزود: چه فیسبوک و چه هر شبکه اجتماعی دیگری مانند آن را را در نظر بگیریم، باید بگویم که این بسترها در سرنوشت ما فراتر از یک پلتفرم فقط برای دوستیابی یا ارتباطات اجتماعی تاثیر دارند. اکنون تاثیرات آنها، تاثیرات بزرگ اقتصادی، سیاسی در جهان است. باتوجه به اینکه این روزها در خاورمیانه، ما هر لحظه در حال تجربه اتفاق جدیدی هستیم، زمان آن رسیده که یک قدم به عقب برداریم و نگاه کنیم که چقدر شبکههای اجتماعی در ذهنیت ما نسبت به این اتفاقات جهت و شکل گرفته است. به همین دلیل «شبکه اجتماعی» ۱۴ سال پس از ساخته شدن، فیلمی بود که باید دوباره دیده میشد. اکنون که خودم بعد مدتها آن را دیدم، باید بگویم که چه از نظر سینمایی و چه از نظر فرامتنی درباره شخصیت جاهطلبی که فیسبوک را راه انداخت و خیلی آدمها را در این راه فدا کرد، تا چه حد فیلمی جالب است.
این منتقد سینما در ادامه بیان کرد: این مسیر را میتوان در شبکههای اجتماعی دیگر نیز دید. مانند کاری که ایلان ماسک در توئیتر در حال انجام آن است. اما شبکه اجتماعی که زاکربرگ به وجود آورد، جزو اولین شبکههای اجتماعی به مفهوم امروزی بود و سبب شد تا ما برای اولین بار در اینترنت زندگی کنیم و با هم ارتباط برقرار کنیم. البته پیش آن نیز ابزارهایی وجود داشت اما هیچگاه این تعامل مدل فیسبوک نبود. فیسبوک اولین مدل شبکه اجتماعی در نوع خودش بود.
نصرالهی در بخش دیگری از صحبتهایش گفت: نکتهای که در مورد فیلم «شبکه اجتماعی» فینچر وجود دارد، این است که همه عناصر فیلم، بهقدری در هم تنیده شده است که ما نمیتوانیم، آنها را خیلی از هم جدا کنیم. در هم تنیدگی به این معنا که حتی موسیقی فیلم با استفاده از ساز الکترونیک بوده و تداعی تکنولوژی را برایمان دارد. فیلم بیوگرافیک کنونی که بر مبنای یک کتاب ساخته شده و آن کتاب بر مبنای داستانهای زاکربرگ نوشته شده است، لزوما قرار نیست واقعیت ۱۰۰ درصد باشد. قرار نیست که ما بعد از دیدن این فیلم، متوجه شویم که زاکربرگ واقعا چطور آدمی است. زیرا قطعا بخشی از این ماجراها دراماتیزه شده است. با این همه به ما کمک میکند تا یک سری از عناصر را در یک کاراکتر تشخیص دهیم. عناصری چون جاهطلبی، انزوایی که منجر به موفقیت مادی هم شده است. به هر ترتیب چیزی از حقیقت در دل این روایت وجود دارد.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، این فیلم در سال ۱۹۲۲ بر اساس رمان دراکولا اثر برام استوکر ساخته شد و ماکس شرک، گرتا شرودر، گئورگ اچ. اشنل، یان گوتوفت، لونی نست در این اثر کلاسیک بازی کردند.
فریدریش ویلهلم مورنائو یکی از تأثیرگذارترین کارگردانهای سینمای صامت آلمان بود و نقش عمدهای در جنبش اکسپرسیونیسم در این کشور داشت.
علاقهمندان برای تهیه بلیت این فیلم که در قالب نسخه ترمیمشده و با زیرنویس فارسی در سینماتک خانه هنرمندان ایران روی پرده میرود، به سایت تیوال مراجعه کنند.
