به گزارش سایت خبری راوی هنر، حامد سلیمان زاده از ایران، کاتارینا لامبرینوا از بلغارستان و توماسو توچی از ایتالیا به قضاوت فیلم های بخش مسابقه بیست و نهمین جشنواره بین المللی فیلم صوفیه بلغارستان برای اهدای جایزه فیپرشی (فدراسیون بین المللی منتقدان فیلم جهان) خواهند پرداخت.
جشنواره فیلم صوفیه که از سال ۱۹۹۷ در پایتخت بلغارستان برگزار می شود، یکی از مهم ترین و معتبرترین جشنواره های فیلم اروپا است.
این جشنواره به نمایش فیلم های خلاقانه از سراسر جهان پرداخته و به فیلم های مستقل فرصت دیده شدن در سطح بین المللی می دهد.
بیست و نهمین دوره این جشنواره از تاریخ ۱۳ تا ۳۱ مارس ۲۰۲۵ میلادی در صوفیه برگزار می شود.
حامد سلیمان زاده، منتقد و مدرس بین المللی سینما، قبل تر داوری مراسم و جشنواره های بزرگی در سراسر جهان همچون گلدن گلوب، کن، برلیناله، کارلووی واری، ورشو، ابرهاوزن و … را در پرونده دارد و یکی از سرشناس ترین منتقدان بین المللی ایرانی است.
او موسس و دبیر جشنواره بین المللی فیلم کوتاه عباس کیارستمی هست.
دسته: سینمای جهان
آخرین اخبار سینمای جهان به گزارش سایت خبری راوی هنر
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، در ابتدای بخش سینمای ایران، سیناپس فیلم پروین و نقدی بر فیلمنامهاش را میخوانیم.
پرونده موضوعی این شماره به فیلمنامه نویسی برای فیلم کوتاه زیر پنج دقیقه اختصاص دارد. از جمله مقالههایی که در این بخش تدارک دیده شده میتوان ساختار و هویت داستانی در فیلم کوتاه زیر پنج دقیقه، چگونه یک فیلم کوتاه زیر پنج دقیقهای جذاب و پویا بسازیم؟، آنچه باید درباره نوشتن یک فیلم کوتاه زیر پنج دقیقه ای بدانید، تأملی در وجه هنری کوتاه بودگی فیلم کوتاه زیر پنج دقیقه، 101ایده داستانی برای شروع فیلم کوتاه زیر پنج دقیقه و یک گفتوگوی جمعی پیرامون این موضوع را نام برد.
بخش سینمای جهان با سیناپس شرور2، گلادیاتور و جریان آغاز میشود و با نقد و گفتوگوهایی با خالقان این آثار ادامه مییابد.
در صفحات «به یاد» نیز گفتوگو یی با دیوید لینچ درباره فرایند خاص نویسندگیاش آمده است.
فیلمنامه کامل این شماره به «تلماسه: قسمت دوم» نوشته دنی ولنوو و جان اسپیتز اختصاص دارد که توسط میثا محمدی به فارسی برگردانده شده است. سکانس برگزیده، یک نقد و گفتوگویی درباره ساختار این فیلمنامه، مطالب پایانی شماره اسفند است.
«فیلمنگار» به صاحب امتیازی بنیاد سینمایی فارابی منتشر می شود. علاقهمندان میتوانند برای تهیه این شماره و استفاده از مطالب شمارههای قبلی مجله به سایت www.filmnegar.ir مراجعه کنند.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، مراسم آخرین وداع و تشییع پیکر زندهیاد منوچهر والیزاده بازیگر، دوبلور، مدیر دوبلاژ و گوینده فقید رادیو، صبح جمعه ۳ اسفند ۱۴۰۳ از مقابل خانه هنرمندان ایران برگزار شد.
در این مراسم که با حضور جمع زیادی از همکاران و دوستداران این هنرمند فقید و مردمی با اجرای فرزاد حسنی برگزار شد، هنرمندان و همکاران والیزاده درباره او سخن گفتند و ۶۵ سال فعالیت هنریاش را پاس داشتند.
محمود قنبری دوبلور در بخشی از سخنان خود در این مراسم گفت: ستارهای در آسمان دوبله ایران غروب کرد. منوچهر والیزاده، عمر خود را وقف هنر دوبلاژ کرد و آثارش مورد توجه چندین نسل قرار گرفت. او عاشق کارش بود و میکروفون و میز دوبلاژ، زندگی او محسوب میشد. جای او شاید سالها خالی بماند، اما کارهایش ماندگار است و صدایش در ذهن نسلها باقی خواهد ماند.
علی دهکردی مدیرعامل خانه سینما در این مراسم گفت: امروز قطعهای مهم از تاریخ سینما و هنر ایران بر دوش شما تشییع میشود. آقای والیزاده، در کنار دیگر ستارگان گویندگی جایگاهی دستنیافتنی و بسیار رفیع دارند. امیدوارم روزی کارشناسان عالی بازیگری و سینما بنشینند و ارزیابی کنند که چگونه ستارگان گویندگی ما در مقابل میکروفون، نقشی را چنان استادانه بازآفرینی میکنند که برای ما تا این حد دوستداشتنی و پذیرفتنی میشود.
در بخش بعدی منوچهر زندهدل دوبلور در بخشی از سخنانش گفت: استاد والیزاده، همیشه حامی جوانان بودند و از هیچ کمکی دریغ نمیکردند. از پروردگار بزرگ سپاسگزارم که این فرصت را به من داد تا در دورانی وارد عرصه دوبله شوم که ستارگان درخشان این هنر حضور داشتند و هنوز هم هستند. بزرگان بسیاری در این عرصه بودهاند که از تکتکشان آموختم و در این کار رشد کردم. استاد والیزاده، از شما ممنونیم بابت عشقی که در طی این سالها، در طول عمر حرفهای و هنریتان به همه ما هدیه دادید.
در بخش بعدی مراسم، ایرج راد رئیس هیاتمدیره خانه تئاتر در حالی که بارش نم باران در آسمان خانه آغاز شده بود، گفت: آسمان هم برای منوچهر والیزاده گریست. گمان نمیکنم هیچیک از ما، هیچیک از مردم ایران، روزی را سپری کرده باشیم که صدای او را از رادیو یا تلویزیون نشنیده باشیم. منوچهر والیزاده همیشه لبخند به لب داشت. عکسهایش را نگاه کنید؛ در همه عکسها، چهرهای خندان دارد. او انسانی شریف، پاک و دوستداشتنی بود که مسئولانه و عاشقانه کار میکرد.
سپس شراره حضرتی دوبلور گفت: نسل ما به عشق این عزیزان وارد این عرصه شد و در کنارشان بسیار آموختیم، زندگی کردیم. غیر از هنر دوبله، درس عشق و محبت یاد گرفتیم، بهویژه از آقای والیزاده. همه ما امیدوار بودیم که هرچه زودتر حال استاد منوچهر والیزاده خوب شود و به جمع ما بازگردند تا همچنان با شور، عشق و شادی در کنارشان کار کنیم و از حضورشان لذت ببریم. آقای والیزاده برای همنسلان من یک سمبل و یک پدیده عجیب بودند.
عباس مطمئنزاده پژوهشگر، صداپیشه و از دوستان والیزاده گفت: چیزی که همیشه مرا به ایشان نزدیک میکرد، علاوه بر صدای ماندگارشان، شخصیت والای ایشان بود. یادم میآید که حتی در روزهایی که بیمار بودند، هنوز علاقه داشتند به کار دوبله ادامه دهند. شنیدن خبر درگذشت ایشان همیشه برایم وحشتناک بود.
ایرج نوذری بازیگر و یادگار زندهیاد منوچهر نوذری نیز در این مراسم با اشاره به منوچهرهای عرصه گویندگی و دوبله، یاد پدرش منوچهر نوذری و منوچهر والیزاده را گرامی داشت، به منوچهر زندهدل به عنوان نماینده شایسته نسل نو اشاره کرد و برای منوچهر زمانی طول عمر و سلامتی آرزو کرد. او همچنین به طرحی اشاره کرد که برای شناساندن کهنهکاران این هنر به نسل امروز در دست دارد.
در ادامه خسرو والیزاده برادرزاده زندهیاد منوچهر والیزاده در سخنانی کوتاه و تاثربرانگیز به نمایندگی از خانواده مرحوم، از حاضران قدردانی کرد. او گفت: استاد منوچهر والیزاده عاشق بود؛ عاشق زندگی، خانواده، کارش و زنده ماندن. او خیلی دوست داشت که در کنار خانوادهاش باشد… عشق او به خانوادهاش، همچنان در دلها باقی خواهد ماند.
فرزاد حسنی در پایان با اشاره به حضور بسیاری از بزرگان دوبله، رادیو و تئاتر در این مراسم گفت: با افسوس و حرمان و آوخ از منوچهر والیزاده جدا خواهیم شد. تمام سعی خودم را به کار بردم که برای صحبت با شما نه بغض بکنم نه گریه، ولی بعد از منوچهر نوذری، طولانیترین همراهی و در آغوش گرفتن و بوسیدن و مصافحه من با منوچهر والیزاده بود. من برای آغوش این مرد مهربان دلم خیلی تنگ میشود… او از آخرین گلهای گلستان عجیب طلایی و خوشبوی دوبله ایران بود. خدا بقیه شما را سلامت نگه دارد و سایهتان بالای سر ما باشد.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، فیلم انیمیشن «جریان» اثر گینتز زیلبالودیس (۲۰۲۴) ساعت ۱۷ دوشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۳ در سالن استاد ناصری، برنامه ششصد و شانزدهم سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش درمیآید.
پس از نمایش این فیلم ۸۵ دقیقهای، نشست نقد و بررسی آن با حضور سامان بیات (پژوهشگر سینما) برگزار میشود.
انیمیشن «جریان»، درباره گربهای تنها و منزوی است که پناهگاش در اثر سیل بزرگ ویران میشود، حال او به قایقهایی پرجمعیتی پناه میبرد که باید با آنها بهرغم اختلافاتشان متحد شود و…
این اثر علاوه بر کسب جایزه بهترین انیمیشن سال ۲۰۲۴ اروپا، برنده جایزه گلدن گلوب ۲۰۲۵ شد و از نامزدهای اسکار ۲۰۲۵ در رشته انیمیشن است.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، ششصد و پانزدهمین برنامه از سری برنامههای سینماتک خانه هنرمندان ایران، به نمایش فیلم سینمایی «مردی که لیبرتی والانس را کشت» اثر جان فورد (۱۹۶۲) اختصاص داشت. پس از نمایش این فیلم، نشست نقد و بررسی آن با حضور دکتر محمد هاشمی (منتقد سینما و مدرس دانشگاه) برگزار شد. اجرای این برنامه برعهده سامان بیات بود.
در «مردی که لیبرتی والانس را کشت» سناتور رانسون استودارد به همراه همسرش هالی برای شرکت در مراسم خاکسپاری جنازه ششلولبند پیری به نام تام دانیفن وارد شهر میشوند. سناتور در پاسخ به این پرسش که از سوی خبرنگار روزنامه محلی شهر کوچک مطرح میشود، سرگذشت خود و تام دانیفن را بازگو میکند.
سامان بیات در ابتدای این برنامه با یادی از مرحوم شاپور عظیمی(منتقد سینما) که به تازگی فوت کرده است، گفت: سال گذشته برای فیلم دردسر هری» میزبان آقای عظیمی بودیم و امسال «ایشان را از دست دادیم. چندی پیش یکی دیگر از همراهان همیشگی سینماتک، آقای منوچهر حسینزاده را نیز از دست دادیم. یادشان گرامی و روحشان شاد.
محمد هاشمی نیز در این نشست با یادی از مرحوم شاپور عظیمی گفت: زندهیاد عظیمی نقدهای مهمی برای سینمای ایران نوشته و دیدگاه منحصر به فردی داشته است. از همین رو، فوت ایشان ضایعه بزرگی است.
او ادامه داد: امروز فیلمی را دیدیم که خودش کلاس درس است. در واقع «مردی که لیبرتی والانس را کشت» جهانی کامل است. در جلسه گذشته که برای فیلم ادوارد دست قیچی، به اینجا آمده بودم، سعی کردم تا تعریفی از نسبت طبیعت و فرهنگ در موضوع مطالعات فرهنگی ارائه دهم. به عنوان مثال طبیعت یا درخت پدیدهای است که نظم خودش را از ابتدا دارد. بنابراین قواعد رشد خودش را درونش دارد. اما درختی داریم که فرهنگی است. منظور درخت درون پارک است. به این معنا که انسان در ایجاد آن دخیل است و نظمی را در آن ایجاد میکند. بنابراین ما نظم طبیعی داریم که انسان در آن دخیل نیست و نظم فرهنگی داریم که انسان در آن دخیل است.
این کارشناس گفت: در فیلم «ادوارد دستقیچی»، به عنوان یک فیلم پست مدرن، این نظمها در هم آمیخته میشوند. اما آنچه در این فیلم میبینیم، برعکس این است. یکی از زمینههای ایجاد کشمکش دراماتیک در آثار کلاسیک، همین تنازعات میان طبیعت و فرهنگ است. در واقع عناصری که نظمشان را از خودشان دارند و عناصری که نظمشان را از بیرون میگیرند.
این منتقد سینما در ادامه بیان کرد: به نظر میرسد که در این فیلم، شخصیت رنس، شخصیتی است که آن وجه فرهنگی را تشکیل میدهد و شخصیت دیگر نیز شخصیت طبیعت را شکل میدهد. در این فیلم غرب نماد طبیعت بوده و شرق نماد فرهنگ به شمار میآید. ونس از شرق که نماد فرهنگ است به غرب میآید که نماد طبیعت است. او میخواهد عناصر فرهنگی را وارد طبیعت کند. بنابراین این موضوع درگیری بین شرق و غرب یا طبیعت و فرهنگ ایجاد میکند. در واقع تنش دراماتیک از اینجا ایجاد میشود و ما در تمام فیلمها میتوانیم به نحوی این موضوع را ببینیم. به عنوان مثال در فیلم وسترن معمولا شرق فرهنگی با غرب طبیعی در تنش و کشمکش قرار میگیرد و این موضوع درام را ایجاد میکند.
هاشمی در بخش دیگری از صحبتهایش به نشانههای دیگری از فیلم که کشمکش بین شرق فرهنگی و غرب طبیعی را نشان میداد، اشاره کرد و درباره آنها توضیحاتی را بیان کرد.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، انیمیشن سینمایی «موانا۲» بهکارگردانی دیوید دریک و جیسون هند ساعت ۱۷ پنجشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۳ در سالن استاد ناصری خانه هنرمندان ایران به نمایش درمیآید.
این فیلم انیمیشن محصول ۲۰۲۴ والت دیزنی در ۱۰۰ دقیقه با دوبله فارسی در خانه هنرمندان ایران روی پرده میرود.
در این انیمیشن تحسینشده، موانا پس از دریافت ندای غیرمنتظرهای از اجداد راهیاب خود، موآنا به سفر در دریاهای وسیع اقیانوسیه میرود و وارد آبهای خطرناک و فراموششدهای میشود تا ماجرایی را تجربه کند که هیچگاه با آن روبهرو نشده است.
علاقهمندان برای تهیه بلیت «موانا۲» به سایت تیوال مراجعه کنند.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از مشاور رسانهای پروژه، تیزر تبلیغاتی جواهرات Regalora به کارگردانی و طراحی هوش مصنوعی علیرضا ربیع مقدم در بخش نهایی تیزر تبلیغاتی دومین دوره جشنواره پروژه اودیسه قرار گرفت.
این جشنواره با شعار «ابتکاری برای آینده فیلمسازی با هوش مصنوعی» آثار منتخب خود را در هفت بخش، فیلم داستانی، تریلر، موزیک ویدئو، تیزر تبلیغاتی، شبکههای اجتماعی، جلوههای ویژه، پشت صحنه و فرمت باز اعلام کرد.
علیرضا ربیع مقدم، تا کنون، ۷ فیلم کوتاه داستانی، مستند و تجربی را کارگردانی کرده است که از این میان، دو فیلم «بازسازی یک صحنه بخصوص» و «رویای هفت اقلیم» با استفاده از تکنولوژی هوش مصنوعی، تولید شدهاند. ربیع مقدم، همچنین تجربه کارگردانی و ساخت ۵ تیزر تبلیغاتی هوش مصنوعی را در کارنامه خود دارد. وی سال گذشته نیز فیلم «رویای هفت اقلیم» با موضوع عجایب هفتگانه به عنوان اولین فیلم کوتاه هوش مصنوعی ایرانی به پایان رساند.
پروژه اودیسه یک برنامه فیلمسازی با هوش مصنوعی است که با هدف جمعآوری سازندگان، جوامع و شرکتهای فعال در این حوزه راهاندازی شده است. این برنامه، تمرکز خود را بر آموزش رایگان، حمایت مالی از هنرمندان، ایجاد فرصتهای شغلی پایدار و افزایش دسترسی به فیلمسازی از طریق هوش مصنوعی بنا کرده است. علاوه بر این، اودیسه قصد دارد با معرفی پیشگامان این حوزه و تولید آثاری با کیفیت بصری بالا و داستانهای تاثیرگذار، فیلمسازی با هوش مصنوعی را به رسمیت بشناساند.
جشنواره تحت دبیری Matty Shimura برگزار میشود و کار خود را با حضور ۴۱ داور سرشناس در حوزه هوش مصنوعی، از جمله Xintao Wang، Mati Staniszewski، Michael Lingelbach، Matt Shih، Yonatan Dor، Jo Zhang، Claire Xue، Jason Zada، John Gaeta، Olivio Sarikas، Eric Solorio، Sebastian Kamph، Matt Wolfe و Tyler Bernabe آغاز کرده است.
مراسم اختتامیه این رویداد در تاریخ 14 فوریه (26 بهمنماه ۱۴۰۳) در شهر سانفرانسیسکوی کشور آمریکا برگزار خواهد شد.
عوامل ساخت پروژه Regalora عبارتند از:
کارگردان و طراح هوش مصنوعی: علیرضا ربیع مقدم، تدوین و مدیر جرائی: الهام شکوری، ایدهپرداز: پوران نوشیر، برنامهریز: آنا ربیع مقدم، موزیک: استودیو آلزایمر، مدیر تولید: امیر امینی، دستیار کارگردان: مسعود استاد، تهیهشده در استودیو آلزایمر و مشاور رسانهای: علی کشاورز.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، هفتاد و پنجمین جشنواره بینالمللی فیلم برلین (برلیناله) از ۱۳ تا ۲۳ فوریه ۲۰۲۵ (۲۵ بهمن تا ۵ اسفند ۱۴۰۳) در برلین، آلمان برگزار میشود. این جشنواره بهعنوان یکی از معتبرترین رویدادهای سینمایی جهان، امسال نیز میزبان فیلمهای متنوعی از سراسر دنیا خواهد بود.
فیلم «نور» (Das Licht) به کارگردانی تام تیکور، کارگردان برجسته آلمانی، بهعنوان فیلم افتتاحیه جشنواره انتخاب شده است. این فیلم در بخش نمایشهای ویژه (Special Gala) به نمایش درمیآید.
در بخش مسابقه اصلی، ۱۹ فیلم برای کسب جوایز اصلی از جمله خرس طلایی بهترین فیلم رقابت میکنند. از جمله این آثار میتوان به «آری» (Ari) به کارگردانی لئونور سرای از فرانسه و بلژیک، «ماه آبی» (Blue Moon) به کارگردانی ریچارد لینکلیتر از آمریکا و ایرلند، و «خانه امن» (La cache) به کارگردانی لیونل بایر از سوئیس، لوکزامبورگ و فرانسه اشاره کرد.
سینمای ایران در این دوره حضوری محدود دارد. فیلم کوتاه «در بند» به کارگردانی حسام اسلامی تنها نماینده ایران در بخش فیلمهای کوتاه است. این فیلم به مسئله کنترل شهروندان از طریق دوربینهای نظارتی میپردازد و پرسشی را مطرح میکند: چگونه میتوان سمت دوربین را به سوی کنترلکننده برگرداند؟
در بخش پانوراما، فیلم «هزار و یک قاب» ساخته مهرنوش آلیا، کارگردان ایرانی-آمریکایی، به نمایش درمیآید. این فیلم به زبان فارسی تهیه شده و داستان چند هنرپیشه غیرحرفهای را روایت میکند که برای ایفای نقش «شهرزاد» به استودیویی دعوت میشوند و در جریان کار متوجه نیتهای پنهان کارگردان میگردند.
جشنواره برلیناله ۲۰۲۵ شامل بخشهای متنوعی مانند «ویژه برلیناله»، «پانوراما»، «نسل» و «فوروم» است که هر کدام به نمایش آثار برجستهای از سینماگران سراسر جهان میپردازند. برای مثال، در بخش «ویژه برلیناله»، فیلمهایی مانند «میکی ۱۷» به کارگردانی بونگ جون هو از کره جنوبی و «چشمانداز اجدادی
آینده» به کارگردانی لموهانگ جرمیا موسی از فرانسه، لسوتو، آلمان و عربستان سعودی به نمایش درمیآیند.
برلیناله ۲۰۲۵ با برنامهای متنوع و حضور فیلمهایی از ژانرها و کشورهای مختلف، بار دیگر بهعنوان یکی از مهمترین رویدادهای سینمایی جهان، توجه علاقهمندان به سینما را به خود جلب کرده است. هرچند حضور سینمای ایران در این دوره محدود است، اما آثار ارائهشده نمایانگر توانمندی و خلاقیت سینماگران ایرانی در عرصه بینالمللی هستند.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، ششصد و چهاردهمین برنامه از سری برنامههای سینماتک خانه هنرمندان ایران، دوشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۳، به نمایش فیلم سینمایی «سریر خون» ساخته آکیرا کوروساوا (۱۹۵۷) اختصاص داشت. پس از نمایش این فیلم، نشست نقد و بررسی آن با حضور ناهید حسنزاده (کارگردان و منتقد سینما) برگزار شد. اجرای این برنامه برعهده سعید نوری بود.
اقتباس کوروساوا از «مکبث» یکی از اقتباسهای او از شکسپیر (در کنار دو اقتباس دیگرش از شاهلیر و هملت) است که به یک فیلم کاملاً ژاپنی بدل شده است.
در «سریر خون» سردار واشیزو و دوستش سردار میکی پس از پیروزی در جنگ، در جنگ گم میشوند و جادوگری را میبینند که پیشگوئی میکند واشیزو به حکومت خواهد رسید، اما ورثه میکی جانشینش میشوند و…
ناهید حسنزاده در این نشست گفت: فیلم گویاست و داستانی سرراست دارد اما آنچه برایم اهمیت دارد، این است که کوروساوا چطور توانسته با زبان سینمایی، مفهوم و ماهیتی به این مهمی را به تصویر بکشد. ما کهنالگوهایی داریم که آنها را یونگ مطرح کرده است. آنیما و آنیموس از جمله این کهن الگوها به شمار میآیند.
او افزود: کوروسوا داستان این فیلم را از «مکبث» شکسپیر اقتباس کرده است. فیلمسازان متعددی، از روی مکبث به ساخت اثر مورد نظر خود پرداختند ولی در اینجا مشخص است که کارگردان با مفاهیم آنیما و آنیموس آشنا بوده، زیرا در آن زمان آثار مختلفی درباره این موضوع نوشته شده و جهان شروع به شناختن روح زنانه جوامع کرده بود.
این منتقد سینما در ادامه صحبتهایش بیان کرد: دنیای مدرن میگوید که اگر شما روح زنانه جامعه خود را بیدار نکنید و آن را نشناسید؛ به این صورت سیستم روی همان بعد مردانه و مردسالاری باقی میماند. جامعه رشد پیدا نمیکند و توسعه فرهنگی پیش نمیآید. در چنین جامعهای خلاقیت خشک شده و خشونت در آن زیاد میشود. مانند اتفاقی که ما اکنون در خاورمیانه شاهد آن هستیم. در اینجا مسئله حائز اهمیت این بوده که اگر کارهای فرهنگی برجستهتری شده بود (که البته اجازه انجام آن نبود) شاید مسائلی که اکنون به شکل عمیقی با آنها درگیر هستیم، اتفاق نمیافتاد و جامعهای که روح زنانهاش، رشد نکرده باشد، خشونت در آن بیشتر است.
حسنزاده در بخش دیگر این نشست گفت: شخصیت واشیزو که پیروز از جنگ بر میگردد، ناگهان با یک جادوگر برخورد میکند. نوری که در صحنه است، لباسی که دارد و نوع صحبتش که انگار از اعماق تاریخ است، شمایل یک روحانی را به ما میدهد که سبب میشود فکر نکنیم با یک روح پلید مواجه هستیم. انگار که آنها با خدایی در جنگل مواجه میشوند که پیشگوییاش به حقیقت میپیوندد. در واقع ما در ادامه متوجه میشویم که تاریکی درون واشیزو را دیدهایم که با صدای زنش یا جادوگر صحبت میشود.
او در ادامه نشست گفت: فیلم «سریر خون» درباره سایه قدرتطلبی و شهوت قدرت، جاهطلبی و مسائلی از این دست است. یعنی اتفاقی که در اینجا رخ میدهد، این بوده که ما به آرامی با سایه درون مرد یعنی واشیزو آشنا میشویم ولی با تحریک زن. آنچه که زن انجام میدهد، در واقع اتفاقی است که درون روان مرد رخ داده است. آنیمای تاریک همیشه همین کار را میکند. البته خود یونگ میگوید لیدی مکبث اینقدر آنیمای تاریک نیست که کلئوپاترا در داستان آنتونیونی هست. اما فکر میکنم کوروساوا در اینجا و برای خلق این اتفاق از متون دیگری نیز استفاده کرده است.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، فیلم سینمایی «سریر خون» ساخته آکیرا کوروساوا (۱۹۵۷) ساعت ۱۷ دوشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۳ در سالن استاد ناصری، برنامه ششصد و چهاردهم سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش درمیآید.
پس از نمایش این فیلم ۱۱۰ دقیقهای، نشست نقد و بررسی آن با حضور ناهید حسنزاده (کارگردان و منتقد سینما) برگزار میشود.
اقتباس کوروساوا از مکبث یکی از اقتباسهای او از شکسپیر (در کنار دو اقتباس دیگرش از شاه لیر و هملت) است که به یک فیلم کاملاً ژاپنی و اثری حیرتانگیز بدل شده است.
در «سریر خون» سردار واشیزو و دوستش سردار میکی پس از پیروزی در جنگ، در جنگ گم میشوند و جادوگری را میبینند که پیشگوئی میکند واشیزو به حکومت خواهد رسید، اما ورثه میکی جانشینش میشوند. واشیزو ابتدا پادشاه میشود و بعد میکی را میکشد. بار دومی که جادوگر را میبیند، از او میشنود که تا جنگل حرکت نکند، در امان است. پسر واشیزو مرده بهدنیا میآید و همسرش (یامادا) دیوانه میشود و…
توشیرو میفونه، ایسوزو یامادا، مینورو چیاکی، آکیرا کوبو، تاکاما رو ساساکی و تاکاشی شیمورا بازیگران این فیلم هستند.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، اسامی فیلمهایی که در بخش رقابتی جشنواره فیلم برلین ۲۰۲۵ حضور دارند، به شرح زیر اعلام شد:
«آری» ساخته لئونارد سِرای
«ماهِ آبی» ساخته ریچارد لینکلتر
«خانهی امن» ساخته لئونل بایر
«رویاها» ساخته میشِل فرانکو
«رویاها» (عشق سکس) ساخته داگ ژوهان هاگِرود
«طبیعت به شما چه میگوید» ساخته هانگ سانگ سو
«شیرِ داغ» ساخته رِبِکا لینکوویچ
«اگر پا داشتم، دَمارَت را درمیآوردم» ساخته ماری بُرنشتِین
«قاره ۲۵’» ساخته رادو ژود
«پیامبر» ساخته ایوان فوند
«بچهی مادر» ساخته ژوهانا مُدِر
«ردِ پایِ آبی» ساخته گابریل ماسکارو
«انعکاس در یک الماسِ مُرده» ساخته هِلِن کاتِت و بُرونو فوُرزانی
«مُهرِ زَمان» ساخته کاتِرینا گُورنوُتای
«برجِ یَخی» ساخته لوسیل هادزیهالیلوویچ
«چیزی که ماریِل میداند» ساخته فِرِدریک هامبالِک
«دختران روی سیم» ساخته ویویَن کیو
«یونان» ساخته امیر فخرالدین
گفتنی است تاد هینز ریاست هیئت داوران بخش رقابتی برلیناله ۲۰۲۵ را بر عهده دارد.
هفتاد و پنجمین جشنواره بینالمللی فیلم برلین، از ۲۵ بهمن ماه تا ۵ اسفند ماه سال جاری در آلمان برگزار میشود.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از ستاد خبری، اختتامیه نخستین دوره از جشنواره ملی «جاده سبز» روز شنبه ۶ بهمنماه و از ساعت ۱۵ در مجتمع همایش های پتروشیمی تبریز برگزار میشود.
این مراسم با حضور هنرمندان و اهالی رسانه، انجمن ها و تشکل های هنری و رسانه ای ازجمله خانه مطبوعات، انجمن روزنامه نگاران و همچنین انجمن های صنفی حوزه حمل و نقل برگزار خواهد شد و در این مراسم برگزیدگان بخش های مختلف معرفی خواهند شد.
همچنین در این آیین اختتامیه از بهروز بهزادی روزنامه نگار، مدیر فرهنگی و پیشکسوت رسانه، محمدکاظم انبارلویی روزنامه نگار، مدیر فرهنگی و پیشکسوت رسانه، محمد عزیزی راد روزنامه نگار، مدیر فرهنگی، پژوهشگر علوم ارتباطات و یوسف اعظمی نویسنده، شاعر، مترجم و پیشکسوت رسانه تجلیل به عمل میآید.
جشنواره ملی چندرسانه ای «جاده سبز» در سه بخش رسانه ای شامل آثار مکتوب، آثار چندرسانه ای و گرافیک توسط موسسه فرهنگی هنری فصل هنر با حمایت و پشتیبانی اداره کل راهداری و حمل و نقل جاده ای آذربایجان شرقی و تشکل های صنفی حمل و نقل جاده ای به دبیری فرید حیدری برگزار میشود.
برای کسب اطلاعات بیشتر میتوانید به وبسایت رسمی جشنواره به نشانی www.grfestival.ir مراجعه نمایید.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، ششصد و سیزدهمین برنامه از سری برنامههای سینماتک خانه هنرمندان ایران، دوشنبه ۱ بهمن ۱۴۰۳ به نمایش فیلم سینمایی «جوخه» ساخته اولیور استون (۱۹۸۶) اختصاص داشت. پس از نمایش این فیلم ۱۲۰ دقیقهای، نشست نقد و بررسی آن با حضور کورش جاهد (منتقد و مترجم سینما) برگزار شد. اجرای این برنامه برعهده شهرام اشرف ابیانه بود.
«جوخه» داستان مرد جوانی است که در جنگ ویتنام دچار مشکلات روحی میشود و وحشت جنگ او را در بر میگیرد…
شهرام اشرف ابیانه در این نشست گفت: شاهد فیلم نفسگیری بودیم که برای من حتی پس از چندبار دیدن همچنان قابل توجه است. الیور استون با ساخت این فیلم بیشتر به عنوان کارگردان مطرح میشود. البته تا پیش از این اثر به عنوان فیلمنامهنویس مطرح شده بود و در کارهای مهمی حضور داشته است.
کورش جاهد در ادامه این نشست گفت: دانشجو که بودم، یکی از دوستانم یک فیلم ویاچاس را به من سپرد تا گیر نیفتد. آن زمان ویاچاس جرم بود. من آن فیلم را که یکی از آثار استون بود، دیدم و بسیار لذت بردم. بنابراین آن فیلم را بارها دیدم. بعد از آن بود که آثار استون را دنبال کردم. در واقع باتوجه به حال و هوای سنی که داشتم، از فیلمهای او بسیار لذت میبردم و آنها را دوست داشتم. در ایران کمتر شاهد این هستیم که درباره استون صحبت شود، زیرا از نظر برخی او قدری مشکوک است. چراکه توانسته فیلمهایی چون جیافکی را بسازد. اما چیزی که میتوان درباره فیلم «جوخه» گفت، مسئله نسل جوان است. در واقع این مسئله از جنگ ویتنام شروع میشود و در ادامه به طور مرتبط درباره آن صحبت میشود. استون نیز در جنگ ویتنام حضور داشته و از آن تاثیر بسیاری گرفته است.
او ادامه داد: در ابتدای فیلم جملهای درباره جهنم گفته میشود که میگوید جهنم یعنی فقدان دلیل. یعنی شما نمیدانید برای چه دلیلی کاری را انجام میدهید. این موضوع مصداق جوانهایی بوده که در جنگ ویتنام هستند اما نمیدانند برای چه میجنگند. جمله دیگری در فیلم وجود دارد که میگوید جوان! تا جوانی زندگی کن. سپس اینطور نشان داده میشود که جوانهای بسیاری در جنگ ویتنام کشته شدهاند و ما آن را میبینیم.
این منتقد سینما در ادامه بیان کرد: جنگ ویتنام باعث تحولات بسیاری در آمریکا میشود. در همین راستا فیلمهای بسیاری درباره این جنگ ساخته شده است. همچنین موسیقی راک و اعتراضی نیز بعد از این واقعه شکل گرفته است. به طور کل جامعه دگرگون شده و این دگرگونی ناشی از مسائل جنگ ویتنام و به طور کل جنگ سردی است که بین آمریکا و شوروی بود. البته روشنفکران آمریکایی مرتب به این موضوع اعتراض میکردند و میگفتند، چرا ما باید از این سر دنیا به آن سر دنیا برویم و بجنگیم؟ در واقع شاید به همین دلیل است که دیگر آمریکا بهراحتی نمیتواند مانند آن دوران تن به چنین جنگهایی بدهد.
جاهد در بخش دیگری از صحبتهایش گفت: استون از جنگ ویتنام که بر میگردد، در مدرسه سینمایی نیویورک آموزش فیلمسازی میبیند. او سپس این آموزش را با تجربهای که در ویتنام داشته در هم میآمیزد و فیلمسازی را آغاز میکند. در آن زمان کمتر شخصی را میتوان پیدا کرد که حاضر به سرمایهگذاری روی آثار رئالیستی باشد. در واقع او برای ساخت آثار خود با سختیها و مرارتهای فراوانی مواجه بود.
او همچنین با اشاره به انتقادهای برخی از منتقدان ایرانی که استون را فیلمسازی بهظاهر منتقد معرفی میکنند که با حکومت هماهنگ است، توضیح داد: ما از دید خود به مسائل آدمهای خارجی نگاه میکنیم و بعضا قضاوت درستی نداریم. به هر حال الیور استون یک آمریکایی است و انتقادش با انتقاد ما متفاوت است. او به جنگ انتقاد دارد و این را در آثار خود نشان داده است. ما بهخاطر ممنوعیت نمایش فیلمهای خارجی، عادتهای اشتباهی در فیلم دیدن پیدا کردهایم. به عنوان مثال فقط زیرنویس را میخوانیم تا متوجه داستان اثر بشویم. در صورتی که تصاویر نیز مهم هستند. در این فیلم گوزن میبینیم؛ دلیل انتخاب گوزن در فیلم چیست؟ گوزن نماد الهه آرتمیس بوده که در اساطیر یونان باستان به عنوان ایزد بانوی شکار شناخته میشده است. انسان نیز موجودی شکارگر است. گاو نیز در اثر دیده میشود که نماد مردسالاری است. هر کدام از نمادهای نشان داده شده در فیلم، معنای خاص خود را دارند. در نهایت با توجه به این توضیحات باید بگویم که صرف نظر از اینکه آقای استون کیست و چطور این داستان را در فیلم روایت کرده، خود فیلم را بهطور مستقل میتوان تحلیل و تفسیر کرد.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی موزه سینما، رائد فریدزاده رئیس سازمان سینمایی در همایش «سینمای ایران، نگاهی به آینده» گفت: قصد داشتیم این پنل را در ایام جشنواره فیلم فجر برگزار کنیم اما در این رویداد برگزاری همایش زیر سایه جشنواره قرار می گرفت.
وی ادامه داد: ما نمیخواهیم مساله را پاک کنیم بلکه به فکر درک و حل کردن مساله هستیم و برای حل کردن مساله باید موضوع را درک کنیم. شما وقتی میخواهید یک شئ را بررسی کنید باید نسبت خودتان را در جهان تبیین کنید و از جایگاه خودتان موضوع را درک کنید. وقتی می گوییم نسبت ما با سینما چیست باید ببینیم که در جهان در چه جایگاهی قرار گرفته ایم و از منظر خودمان موضوع را بررسی کنیم.
فریدزاده بیان داشت اینکه چرا این پنلها را انتخاب کردیم بازمیگردد به گفته آقای وزیر که یک ضلع پنجگانه را موردتوجه قرار دادند و هرکدام از این محورها به یکی از آن اضلاع مرتبط است؛ یکی از مسائل بحث سینما و اقتصاد است. یکی از مسائل مهم توجه به سینما به مثابه یک هنر است.
وی ادامه داد: دیگری بحث سینما و فناوری است و اگر ما فناوری را نشناسیم نمی توانیم به جایگاه خودمان در جهان پی ببریم و یکی از مهم ترین مسائل حوزه فناوری نیز هوش مصنوعی است. بحث دیگر نسبت سینما، انسان و حکمرانی است که نسبت هنرمند با جامعه و نسبت جامعه با حاکمیت را مورد بررسی قرار میدهد. یکی از مهمترین مسائل این پنل این است که مخاطب من به عنوان یک فیلمساز کیست و براین اساس باید چه زبانی را اتخاد کنم و محور آخر هم سینما از منظر بینالملل است.
رئیس سازمان سینمایی گفت: لاجرم ما نیاز به جامعهشناسی، فلسفه و روانشناسی داریم و این رشتهها می توانند سینما را از منظر بیرون بررسی و معرفی کنند. من هم اینجا هستم تا حرف دوستان را بشنوم تا با کمک هم از این هزارتو رهایی پیدا کنیم.
جامعه فاقد زبان سینمایی در حاشیه جهان امروز قرار می گیرد
منوچهر شاهسواری دبیر چهلوسومین جشنواره فیلم فجر در همایش سینمای ایران نگاهی به آینده گفت: اگر بخواهیم درباره آینده صحبت کنیم باید این فلسفه را پرسید که آیا آینده وجود دارد یا خیر؟ اکنون در جه نقطه ای قرار داریم؟ آینده یک امر کاملا ذهنی است. ما در روزگاری زندگی میکنیم که آینده به وقوع پیوسته است آن آینده این بود که در روزگار قدیم آدمها با تصویر با هم صحبت میکردند و ما اکنون نیز با تصویر صحبت می کنیم.
وی ادامه داد: ما امروزه در تمدن بنیانتصویر به سر میبریم و در این تمدن دایره المعارف قدرتمندی به نام سینما وجود دارد که اتفاقا فقط در سینما قابل دسترسی نیست بلکه حتی با یک ایموجی میتوان احساسات را انتقال داد.
شاهسواری افزود: وقتی در جهانی با تمدن بنیان تصویر به سر میبریم این نکته قابل توجه است که آیا در این جهان میتوان بدون سینما زندگی کرد؟ از نظر من هر جامعه فاقد زبان سینمایی در حاشیه جهان امروز قرار می گیرد و درواقع یک کشور حاشیهنشین است. هر کشوری که سینما دارد در تغییرات جهان نقش دارد.
دبیر چهل و سومین جشنواره فیلم فجر گفت: سینما فارغ از ادبیات، فرهنگ، تمدن و… را میسازد. ما با سینما میتوانیم به گذشته تجسم و عینیت بدهیم. سینما قدرت تجسمبخشی به آینده دارد همچنین سینما به آرزوهای بشر نسبت به چیزی که در آینده میخواهد، تجسم میبخشد. وقتی ما به چنین مختصاتی میرسیم باید بررسی کنیم که در جامعه امروز ایران کجا ایستاده ایم.
وی ادامه داد: در پاسخ به اینکه سینما برای آینده چه خواهد کرد باید بگوییم که سینمای ایران مهمترین رکن نظام دموکراسی سیاسی، اجتماعی و خانوادگی ما است. سینما یک نهاد است و حتما در این زمینه نقش مهمی ایفا می کند.
شاهسواری تاکید کرد: ما وارد روزگاری شده ایم که احتمال اینکه فیلمسازی یک امر فردی و ذیل هنرهای تجسمی قرار بگیرد، بعید نیست. یعنی شما می تواند درون کارگاه خودتان فیلم بسازید و کسب درآمد کنیم. در چنین شرایطی با پیشرفت تکنولوژی نظام سیاسی، مدیریت فرهنگی و سازمانهای فرهنگی هنری باید مقیاسشان را رهاسازی نه معنای ولنگاری بلکه به معنای فضا دادن به فیلمساز قرار دهند.
وی تاکید کرد: ما نیازمند اعتمادسازی عمومی هستیم تا از این میانه عبور کنیم.. هیچ چیز جز فعالیتهای فرهنگی نمی تواند این التهاب را پایین بیاورد. ما باید تب جامعه را پایین بیاوریم تا آن را درمان کنیم.
شاهسواری بیان داشت: ما تعلق به وطن را فراموش کرده ایم و به همین دلیل امسال جشنواره فیلم فجر را با مفهوم وطن مادر، مادر وطن آغاز کردیم و نباید وطنمان را فراموش کنیم. تا وطن را دوست نداشته باشیم، در ساخت و حفظ و حرمت آن نقشی نخواهیم داشت. امیدوارم یکی از اصلیترین بحثهای این مجموعه این باشد که مفهوم وطن را به هنر ایران و مفهوم هنر را به سینمای ایران برگرداند.
سینما نقش بی بدیلی در فرهنگ دارد
علی ربیعی، رئیس هیات مدیره انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، در همایش سینمای ایران، نگاهی به آینده گفت: بنا داریم در فصول مختلفی در انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات با همکاری سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد مباحثی را در حوزه سینما نظیر اقتصاد سینما، فناوریها و مسائل اجتماعی مطرح کنیم.
وی افزود: بیشتر نسبت من با سینما، علاقهام به آن است. مثل بیشتر مردم ایران سعی میکردم به سینما بروم و فیلم ببینم. همیشه فکر میکردم هیچ نسلی بدون قهرمانان ذهنی زندگی نمیکند و بر این اساس امروز و آینده خود را میسازد. سینما جایی است که قهرمانهای ذهنی مردم را میسازد، چون سینما با مردم زندگی کرده و برای مردم رویا ساخته است.
ربیعی عنوان کرد: بدون تردید امروزه وجه تمایز جوامع و ملتها فرهنگ آنها است. تفاوت جوامع شاد و ناشاد، توسعهیافته و نیافته را با علت فرهنگی تفسیر میکنند. بحث سیاسی هم در این زمینه جایگاه خود را دارد و نمیخواهم این مساله را کتمان کنم.
وی افزود: ما نهادهای تقویتکننده فرهنگ داریم و به نظر من سینما نهادی است با کارکردهای ترکیبی در حوزه فرهنگ؛ در سینما رمان، داستان، شعر، موسیقی، آواز، فرهنگ روزمره و … وجود دارد. درنتیجه میبینیم که سینما نقش بیبدیلی در فرهنگ دارد.
ربیعی تاکید کرد: آینده سینما یک بحث است و سینمای ایران برای آینده بحث دیگری است. ما از پنجره سینما میتوانیم خیلی از مسائل سیاسی و اجتماعی را نگاه کنیم. سینما چهار نسبت با جامعه دارد که بدین شرح است: سینمای متاثر از جامعه؛ سینمای تاثیرگذار بر جامعه؛ سینمای سخنگوی جامعه؛ و سینمای میانجی جامعه.
وی تاکید کرد: جامعه به فیلمهای کمدی و گیشهپسند هم نیاز دارد زیرا متاثر از جامعه هستند و ما نباید خودزنی کنیم. بیشترین توجه من به سینمای تاثیرگذار بر جامعه است و به نظرم این رسالت و مسئولیت اجتماعی سینما است. بدون تردید سینما بخشی از فرهنگ نسلها را تشکیل میدهد. جامعه ما به شادابی و امید و نقد نیاز دارد. در نتیجه سینما سخنگوی جامعه است و میتواند هم دردها و نارساییها و هم امیدهای جامعه را نشان دهد. سینما برای داشتن یک زندگی بهتر میتواند میانجی گروهها و قومیتهای مختلف باشد.
ربیعی در پایان خطاب به سیاستگذاران حوزه سینما گفت که باید نقد و پژوهش سینمایی را تقویت کنید. من در گذشته نقدها و پژوهشهای بیشتر و بهتری میخواندم و ما امروزه باید سطح پژوهش و نقد سینما را ارتقا دهیم.
باید دیداقتصاد سینما سعی دارد سینما را به کدام سو ببرد
مسعود کوثری دبیر علمی همایش سینمای ایران نگاهی به آینده گفت: همایش امروز بخشی از همایشهایی است که در سال آینده با همکاری معاونت سینمایی، انجمن مطالعات فرهنگی و انجمن جامعه شناسی برگزار خواهد شد. در این همایش به چهار محور اساسی سینمای ایران خواهیم پرداخت. امیدوارم ترکیب این نشستها که بر محور سازمان سینمایی است مورد استفاده دوستان قرار بگیرد.
وی افزود: تلاش ما این بود افراد مختلفی در این نشستها سخنرانی کنند تا حرفها فرمایشی و کلیشه ای نباشند. ما تلاش داریم واقعگرایانه درباره سینمای ایران صحبت کنیم.
دبیر همایش بیان داشت: در پنل انسان ایرانی و سینما می خواهیم بگوییم که وضعیت سینمای ایران در آینده چه خواهد بود. متاسفانه سینمای زیرزمینی ما دارد چاق و فربه میشود و این مساله در تئاتر و ادبیات نیز وجود دارد. ما می خواهیم در اینهمایش بگوییم که سینمای ما به چه سمتی حرکت میکند و اقتصاد سینما نیز سعی دارد سینما را به کدام سو ببرد.
کوثری در پایان بیان داشت: امیدوارم این همایش رضایت خاطر دوستانی را که در اینجا حاضرند برآورده کند. از معاونت سینمایی تشکر می کنم که با انجمن مطالعات فرهنگی برای برگزاری این همایش همکاری کردند.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، فیلم سینمایی «دختر آرام» به کارگردانی کالم بایرد(۲۰۲۲) ساعت ۱۷ جمعه ۵ بهمن ۱۴۰۳ در سالن استاد ناصری خانه هنرمندان ایران به نمایش درمیآید.
دختر آرامی به خاطر خانواده آشفتهاش، تابستان را نزد یکی از اقوام مادرش میگذراند و در سایه توجه و مراقبت خانواده جدیدش، جانی دوباره میگیرد. او در این خانه که قرار نیست کسی چیزی را از دیگری مخفی کند، رازی را کشف میکند و …
فیلم «دختر آرام» اولین اکران خود را در جشنواره برلین ۲۰۲۲ پشت سر گذاشت و برنده جایزه هیات داوران از این جشنواره شد. جشنواره لندن دیگر جشنوارهای بود که فیلم را ستود و راه آن تا جوایز اسکار ۲۰۲۳ برای نامزدی در جوایز مختلف باز شود.
کری کرولی، مایکل پتریک، کارولین براکن، ماریون اودوایر و اندرو بنت از بازیگران این فیلم هستند.
این فیلم ۹۰ دقیقهای با زیرنویس فارسی در خانه هنرمندان ایران روی پرده میرود.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، فیلم سینمایی «هرچه نور تصور میکنیم» بهکارگردانی پایال کاپادیا، ساعت ۱۷ پنجشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۳ در سالن استاد ناصری خانه هنرمندان ایران به نمایش درمیآید.
این فیلم سینمایی محصول ۲۰۲۴ برنده جایزه بزرگ کن، بهترین فیلم سال از نگاه سایتاندساوند و نامزد بهترین فیلم و کارگردانی از گلدنگلوب، با زیرنویس فارسی در خانه هنرمندان ایران روی پرده میرود.
در فیلم «هر چه نور تصور میکنیم» در دل شلوغیهای بمبئی، پرابها، پرستاری که زندگیاش بههمریخته، روزهای سختی را میگذراند. او از همسر جداشدهاش هدیهای غیرمنتظره دریافت میکند و احساسات جدیدی در او بیدار میشود. آنو، هماتاقی جوان و سرزنده او با موانع زیادی مواجه است. در نهایت، سفر آنها به یک شهر ساحلی، به آنها فرصت میدهد تا در آنجا آرزوها و خواستههایشان را دنبال کنند…
چهایا کادم، هریدو هارون، دیویا پرابها و کانی کوسروتی از بازیگران این فیلم هستند.
علاقهمندان برای تهیه بلیت «هرچه نور تصور میکنیم» به سایت تیوال مراجعه کنند.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، سباستین للیو، فیلم نامه نویس و کارگردان برجسته و سرشناس اهل شیلی، رئیس هیئت داوران بخش فیلم دومین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه عباس کیارستمی شد.
للیو برای فیلم «یک زن شگفت انگیز» موفق به کسب جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی زبان در سال ۲۰۱۸ شد. همچنین دیگر فیلم تحسین شده او با نام «گلوریا»، جایزه خرس نقره ای بهترین بازیگر زن از جشنواره برلین را به ارمغان آورد. دیگر فیلم های للیو همچون «نافرمانی» و «گلوریا بل» مورد تحسین منتقدان و سینمادوستان سراسر جهان قرار گرفت.
سبک منحصر به فرد او با تکیه بر مضامین هویتی و اجتماعی، او را بدل به یکی از چهره های شاخص سینمای جهان کرد و توانست در جشنواره های معتبر جهان از جمله کن، برلیناله، ونیز، لوکارنو، سنسباستین و … بدرخشد و جوایز و افتخارات متعددی را کسب کند.
بنا بر اعلام دبیرخانه جشنواره بین المللی فیلم کوتاه عباس کیارستمی، سایر اعضای ایرانی و غیر ایرانی هیئت داوران به زودی اعلام می شوند.
دومین دوره جشنواره بین المللی فیلم کوتاه عباس کیارستمی در دو بخش رقابتی فیلم نامه و فیلم کوتاه از تاریخ ۱۲ تا ۱۴ تیرماه ۱۴۰۴ خورشیدی و به دبیری حامد سلیمان زاده برگزار می شود.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، در برنامه ششصد و سیزدهم سینماتک خانه هنرمندان ایران، فیلم سینمایی «جوخه» ساخته اولیور استون (۱۹۸۶) ساعت ۱۷ دوشنبه ۱ بهمن ۱۴۰۳، در سالن استاد ناصری خانه هنرمندان ایران به نمایش درمیآید.
پس از نمایش این فیلم ۱۲۰ دقیقهای، نشست نقد و بررسی آن با حضور کورش جاهد (منتقد و مترجم سینما) برگزار میشود.
«جوخه» داستان مرد جوانی است که در جنگ ویتنام دچار مشکلات روحی میشود و وحشت جنگ او را در بر میگیرد…
تام برنگر، ویلم دفو و چارلی شین بازیگران این فیلم هستند.
علاقهمندان برای تهیه بلیت فیلم «جوخه» به سایت تیوال مراجعه کنند.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، حامد سلیمان زاده، فیلم ساز، منتقد و مدرس دانشگاه به عنوان برنامه ریز بخش رقابتی جشنواره فیلم موتوون (سینه هیل) کرواسی انتخاب شد.
جشنواره فیلم موتوون (سینه هیل) از معتبرترین رویدادهای سینمایی کرواسی و یکی از شناخته شده ترین جشنواره های فیلم اروپای شرقی است که هر ساله میزبان ده ها فیلم کوتاه و بلند از سراسر جهان است.
این جشنواره بیشتر از بیست و شش سال قدمت دارد و در دوره های گذشته میزبان چهره های بزرگی از سینمای جهان بوده است.
سلیمان زاده هم اکنون مقیم برلین آلمان است و به عنوان مدرس و پژوهشگر با دانشگاه های گوتینگن آلمان و دَم در ایتالیا همکاری میکند. همچنین او دبیر جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه عباس کیارستمی است و سابقه داوری در مهم ترین مراسم و جشنواره های سینمایی از جمله گلدن گلوب، کن، برلیناله، کارلوویواری و … را در کارنامه خود دارد.
بیست و هفتمین دوره جشنواره موتوون (سینه هیل) از تاریخ ۲۲ تا ۲۷ جولای ۲۰۲۵ میلادی در منطقه کوهستانی گورسکیکوتار کرواسی برگزار میشود.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، «سونات پاییزی» داستان زن پیانیست مشهوری است که پس از سالها دوری، به دعوت دخترش، به دیدار او راهی جزیرهای در نروژ میشود…
جابر قاسمعلی در این نشست گفت: خوشحالم که برای یکی از درخشانترین فیلمهای برگمان در این جلسه حاضر شدهام. فیلمسازی که از او بسیار آموختهایم. اینگرید برگمن، بازیگر فیلم، در جایی درباره پروسه ساخت این فیلم خاطرهای را تعریف میکند. او میگوید که ابتدا قرار بود که در فیلمی اقتباسی که برگمان قرار بود بسازد بازی کند اما انتصاب برگمان به سمت مدیر بخش تئاتر سوئد، ساخت این فیلم را لغو میکند. پس از چند سال برگمان با او تماس گرفته و برای ساخت فیلم دیگری که «سونات پاییزی» باشد، از او دعوت به همکاری میکند. دوست دارم برای شروع درباره یکی از درونمایهها و مولفههای تکرار شونده فیلمهای برگمان صحبت کنم. این فیلم تناقضی را نشان میدهد که گویی خود برگمان نیز دچار آن است. این تم به نحوی در فیلم «توتفرنگیهای وحشی» هم تکرار شده است. در آن فیلم سوالی از شخصیت پرفسور میشود: اینکه اولین وظیفه یک پزشک چیست؟ پرفسور پاسخی ندارد و او میگوید که اولین وظیفه یک پزشک عذرخواهی است.
او ادامه داد: این تماتیکی است که در این فیلم نیز تکرار میشود. اصل ماجرا تناقضی است که بین درون و بیرون وجود دارد. بین جایگاه حرفهای و جایگاهی که شخصیت در خانواده دارد. این تناقض باید به شرایط متعادلی برسد که موجب آرامش شود. شخصیت اصلی داستان در این فیلم لیو اولمن یا همان کاراکتر دختر بوده اما راوی فیلم، همسر او، یعنی ویکتور است. چرا ویکتور راوی داستان است؟! فراموش نکنیم که او کشیش است. یک جایی روی اینبخش تاکید میشود؛ در اوج درگیری مادر و دختر، ما ویکتور را میبینیم که در حال گوش دادن است. گویی آنها در حضور کشیش اعتراف میکنند. بنابراین باید گفت که فیلم درباره اعتراف کردن است. حال ما در موقعیت ویکتور قرار گرفته و اعتراف را میشنویم. به این ترتیب باید گفت که راوی، بسیار درست و خوب انتخاب شده است.
این فیلمنامهنویس و منتقد سینما در ادامه بیان کرد: شخصیتهای اصلی داستان که مادر و دختر هستند، دو وجه کاملا متضاد یکدیگر دارند اما داستان فیلم شرایطی را ایجاد میکند که موقعیت آنها را تغییر میدهد. مادر در فیلم، فرد موفقی نشان داده میشود. درست برعکس او دختر در نقطه ضعف به سر برده و کاملا منفعل و فاقد اعتماد به نفس است. در واقع فیلم با نشان دادن این دو شخصیت در این موقعیتها شروع میشود.
قاسمعلی در ادامه صحبتهایش گفت: به این ترتیب میبینیم که هرچه موقعیت دختر بهتر شده، موقعیت مادر شکنندهتر میشود. زمانی که مادر متوجه میشود خبط کرده است، نگاه دختر به او مانند گرگی است که میخواهد به مادر حمله کند و از حرف زدن خود راضی است. وقتی مادر میرود، شاهد آرامشی میشویم که در ابتدای فیلم و زمان نامه نوشتن شاهد آن بودیم اما دیگر میزانسن دختر مانند ابتدای فیلم ضعیف نیست. او در نامهای از مادر عذرخواهی میکند و میخواهد که او برگردد اما از موضع قدرت این کار را انجام میدهد. این دو شخصیت با ویژگی متضاد به هم بر میخورند و با جدا شدن از هم ویژگی اعتماد به نفس در آنها برعکس میشود. از این منظر این دو کاراکتر جذاب هستند. اساسا این بحران که در فیلم میبینیم، بحرانی است که خود برگمان نیز دارد. این بحران جامعه روشنفکری هم هست. در واقع جامعه روشنفکری به دلیل تعاملاتی که دارد، از خانواده دور میشود. البته این عامدانه نبوده و در واقع ذات این نوع زیست است که فاصله و حفرهای را با نهاد و اعضای خانواده ایجاد میکند.
نمایش این فیلم، یازدهمین نشست از برنامه نمایش و تحلیل آثار برگزیده داستانی، مستند و فیلمتئاترهای «اینگمار برگمان» است که با عنوان «نور زمستانی» دی ۱۴۰۳ در خانه هنرمندان ایران برگزار میشود.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، هشتاد و هشتمین برنامه از سری برنامههای مستندات یکشنبههای خانه هنرمندان ایران، یکشنبه ۲۳ دی ۱۴۰۳ به نمایش فیلم مستند «حمله به برگمان» (۲۰۱۳) ساخته «جین مگنسون» و «هاینک پالاس» اختصاص داشت. پس از نمایش این فیلم، نشست نقد و بررسی آن با حضور «فرزاد فربد» منتقد سینما برگزار شد. اجرای این برنامه برعهده شهرام اشرف ابیانه بود.
در این اثر مستند، در یک طراحی منحصربهفرد فرانسیس فورد کاپولا، مارتین اسکورسیزی، وودی آلن، لارس فونتریه، آلخاندرو گونزالس ایناریتو، میشائیل هانکه، آنگ لی، وس اندرسون، رابرت دنیرو، تاکشی کیتانو و… در جزیره فارو زادگاه برگمان پرسه میزنند…
فرزاد فربد در این نشست درباره این مستند گفت: این فیلم را هفت، هشت سال پیش در سفارت سوئد دیدم. عنوان این مستند در زبان فارسی درست در نیامده است؛ زیرا شاید بتوان گفت که معنای درستتر، تجاوز یا حمله به حریم برگمان است. به هر ترتیب ترجمه عنوان فیلم کار دشواری بوده و این اتفاق از چالشهای کار هر مترجمی است. عنوان این فیلم نیز جز اتفاقات چالشبرانگیز است. این فیلم پاسخ محکمی به هنرمندانی است که میگویند فیلم نمیبینند تا تحت تاثیر هنرمندان دیگر قرار نگیرند. زیرا ما در آن فیلمسازان بزرگی را میبینیم که همگی از برگمان بهره برده و از او تاثیر گرفتهاند. امیدوارم این اتفاق در اینجا نیز رخ دهد. خیلی سال است که به سوئد رفت و آمد دارم اما هنوز با وجود علاقهای که دارم، فرصت حضور در جزیره فارو را پیدا نکردهام. جزیره فارو جزیره برهوتی بوده و همچنان نیز هست. برگمان این جزیره را برای خلوت خود انتخاب میکند و فکر میکنم کار درستی هم انجام داده است.
او افزود: مهمترین نکته در فیلمهای برگمان، بحث اتمسفر است که در سینما خیلی اهمیت دارد. زیرا چیزی که پس از دیدن فیلمی بیشتر در ذهن ما میماند، اتمسفر آن است. در بسیاری از آثار برگمان نیز، این اتمسفر به شکل به یاد ماندنی باقی میماند. اتمسفر در سینمای برگمان بسیار غالب است. با این همه میتوان گفت که برگمان در خود سوئد خیلی محبوب نیست.
این منتقد سینما در بخش دیگری از صحبتهایش بیان کرد: در فیلم با آدمهایی طرف هستیم که از تاثیر برگمان روی خودشان و سینما میگویند. برخی از آنها نیز حرفهای جالبی نمیزنند. اما برخی فیلمسازها چون وودی الن که خیلی از برگمان تاثیر گرفته است، وقتی صحبت میکند، شاهد شیفتگی او نسبت به برگمان هستیم. خیلی از فضاهایی که وودی الن خلق کرده، تحت تاثیر برگمان است. موسیقی مستند ما را یاد کارهایی میاندازد که بین بودن و نبودن است. به طوری که انگار در فضای فیلم محو است اما در عین حال به فضای کار خیلی کمک میکند. ایناریتو نیز در صحبتی که در ابتدای مستند دارد، شیفتگی خود نسبت به برگمان را بیان میکند. او میگوید که اگر سینما مذهب باشد، اینجا (یعنی خانهی برگمان) مانند واتیکان است. نکته جالب اینکه ما در این واتیکان، با کتابخانه و فیلمخانهای مواجه هستیم که از آثار اکشن و عامهپسند پر شده است.
فربد در ادامه صحبتهایش گفت: این موضوع من را یاد مهدی سحابی انداخت. ایشان آرتیست بزرگی بود که به فیلمهای رزمی علاقمند بود. این نکته جالبی است که ما وقتی در مورد آدمها قضاوت میکنیم، فکر میکنیم که با شخصیتهای بِتی مواجه هستیم که فقط موسیقی کلاسیک گوش میدهند و فیلم اکسپرسیونیستی آلمان را تماشا میکنند. در صورتی که اینطور نیست. باتوجه به اینکه برگمان نویسنده تمام آثار خود نیز بوده، فکر میکنم در زمان نگارش آثار، تصاویر فیلمها را دیده است. جامعه سوئد جامعه عجیبی است. زیرا جامعهای سنتی و مذهبی بوده و پس از یکی دو دهه تبدیل به یکی از آزادترین جوامع دنیا میشود.
نمایش این مستند، دهمین نشست از برنامه نمایش و تحلیل آثار برگزیده داستانی، مستند و فیلمتئاترهای «اینگمار برگمان» است که با عنوان «نور زمستانی» دی ۱۴۰۳ در خانه هنرمندان ایران برگزار میشود.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، فیلم سینمایی «مهر هفتم» به کارگردانی اینگمار برگمان (۱۹۵۷) ساعت ۱۷ جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳ در سالن استاد ناصری خانه هنرمندان ایران به نمایش درمیآید.
«مهر هفتم» دربارۀ حیاتِ یک شوالیه قرون وسطایی است که سفری را از سرزمین طاعونزده آغاز کرده است و یک بازی شطرنج میان او و فرشتۀ مرگ -که برای ستاندن جان او آمده- قرار گرفته است. اگر او بازی را ببازد، زندگی را باخته و اگر برنده شود، فرشتۀ مرگ تنها رهسپار میشود…
ماکس فونسیدو، گونار بیورنستراند، نیلز پایه، بنگت ایکروت و بیبی اندرسون از بازیگران فیلم «مهر هفتم» هستند.
این فیلم ۱۴۰ دقیقهای با زیرنویس فارسی در خانه هنرمندان ایران روی پرده میرود.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، فیلم سینمایی انیمیشن «والاس و گرومیت: انتقام پنگوئن» بهکارگردانی نیک پارک و مرلین کراسینگهام ساعت ۱۷ پنجشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۳ در سالن استاد ناصری خانه هنرمندان ایران به نمایش درمیآید.
این فیلم محصول ۲۰۲۴ دومین نسخه سینمایی بر اساس مجموعه پربیننده «والاس و گرومیت» است که با تحسین منتقدان روبهرو شد و با دوبله فارسی در خانه هنرمندان ایران روی پرده میرود.
در خلاصه داستان انیمیشن «والاس و گرومیت: انتقام پنگوئن» آمده است: گرومیت نگران است که والاس بیش از حد به اختراعاتش وابسته شده باشد. وقتی والاس یک جن کوتوله هوشمند اختراع می کند که صاحب ذهنی مستقل می شود، معلوم می شود گرومیت بی جهت نگران نبوده است!
بن وایتهد، پیتز کی، لارن پاتل، ریس شراسمیت و دیان مورگان از صداپیشگان فیلم هستند.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی برنامه، برنامه سینمایی «هفت»، شامگاه جمعه ۲۱ دیماه و هفته آینده جمعه ۲۸ دیماه پخش نخواهد شد.
این برنامه سینمایی از جمعه ۵ بهمنماه با مقدمهای بر چهل و سومین جشنواره فیلم فجر کار خود را ادامه میدهد و در ایام جشنواره نیز هر شب ویژهبرنامه خواهد داشت.
جزئیات ویژه برنامه جشنواره فیلم فجر متعاقبا اعلام خواهد شد.
برنامه سینمایی «هفت» به تهیهکنندگی محمدحسین تنکابنی و با اجرای بهروز افخمی پخش میشود.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، در این نمایش، هنریک کارگردان پابهسن گذاشته تئاتر، گذشته و آلام و رنجهائی را که برای بازیگران اجراهایش به بار آورده، مرور میکند.
عباس غفاری در این نشست گفت: شکل دکوپاژ و نوع فیلمبرداری که در این فیلم دیدیم، به ما میگوید که این اثر بیشتر یک فیلم تلویزیونی است تا اینکه بخواهد تئاتر تلویزیونی باشد. این اثر، نمایشی پیچیده درباره روابط و احساسات انسانی است و شاید بتوان گفت بازگویی برگمان درباره زندگی خودش و ارتباطهای شخصی که با بازیگران کارهایش داشته، باشد. این اثر در سال ۹۴ اجرا شده و قرار بر این بوده تا آخرین کار برگمان باشد اما پس از آن نیز، یکی دو کار کوچک انجام داده است. در نمایش «بعد از تمرین»، تقریبا تمام بازیگران گروه برگمان را دیدیم. البته در نمایشهایی که پیش از این از آثار برگمان پخش کردیم، تقریبا این بازیگران حضور نداشتند.
رامتین شهبازی در ابتدای سخنانش در این نشست گفت: اگر نمایش «بعد از تمرین»، مقداری شکل تجربیتر داشت، میتوانستیم بگوییم که با یک فیلمجستار یا فیلممقاله مواجه هستیم. ما در این اثر سه زمان گذشته، حال و آینده را میبینیم. میتوان درباره این اجرا به انگارههای مختلفی پرداخت. در شروع نمایش، شخصیت کارگردان میگوید که؛ «من هر روز عادت دارم که بعد از اجرا روی صحنه بنشینم و به اتفاقاتی که آن روز رخ داده فکر کنم». گویی که در حال بیدار شدن از خوابی بوده و این طور به نظر میآید که ما با یک خواب در خواب مواجه هستیم. در واقع این آدم در طول این نمایش، به شکلهای مختلف در حال نشان دادن تمام درونیات خود است.
او ادامه داد: با آمدن شخصیت دختر، ما کاملا بین یک فضای واقعیت و رویا غوطهور میشویم. شما به ظاهر با یک شخصیت واقعی مواجه هستید اما عملا این شخصیت واقعی ایفاگر نقش ذهنیت این کارگردان است. در خیلی از اوقات که این شخصیت با کارگردان شروع به صحبت میکند، اینطور به نظر میرسد که در حال بیان کردن تمنیات خود است اما در ادامه به نظر میآید که این موارد تفسیر شخصیت کارگردان است.
این منتقد تئاتر در بخشی دیگر از سخنان خود بیان کرد: ما با برگمانی مواجه هستیم که تصویرشناس است و از همین رو در دکوپاژ نکات ویژهای دیده میشود. فیلم با پلانهای متوسط شروع میشود ولی هر چقدر که ما به شخصیتها نزدیک میشویم، این پلانها نیز بسته میشود. ما با حجم بسیار گستردهای از کلوزآپ مواجه هستیم. به هر حال این تاکید روی نماهای بسته در حال نشان دادن این موضوع به ماست که او چقدر به شخصیتهایش نزدیک میشود. چند عنصر دیگر نیز به صورت نشانهای خودشان را به ما نشان میدهند.
شهبازی در ادامه صحبتهایش گفت: داستان فیلم خیلی زود پهن شده و بعد از چند دقیقه پلانهای بسته شروع میشود. این اتفاق، جسارتی میخواهد که حاوی این مطلب از سوی کارگردان است که میگوید که من چقدر میتوانم تو را به این شخصیت خود نزدیک کنم و احتمالا چقدر اطلاعات و داده بدهم که شما بتوانید آنها را تحلیل کنید. لمس کردن آدمها توسط همدیگر در حال تجسد دادن به رویای کارگردان است. این مرئی کردن هر آن چیزی که او در ذهنش دارد و در کلامش میسازد، وجه شاعرانه پیدا میکند و وجه سیالیت زندگی را نیز نشان میدهد. برگمان به قدری در داستان تعریف کردن تجربه دارد که اطلاعات را بسیار درست و به موقع ارائه میدهد. حتی در جایی به استریندبرگ و آثارش اشاره میکند. او بسیار تحت تاثیر استریندبرگ بوده است. به نظر میرسد فضایی که در این اثر میسازد نیز به آثار استریندبرگ نزدیک است.
نمایش این فیلم، نهمین نشست از برنامه نمایش و تحلیل آثار «اینگمار برگمان» است که با عنوان «نور زمستانی» دی ۱۴۰۳ در خانه هنرمندان ایران برگزار میشود.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، در یازدهمین برنامه «نور زمستانی» [مرور برگزیده آثار اینگمار برگمان در دی ۱۴۰۳] فیلم سینمایی «سونات پاییزی» ساعت ۱۷ دوشنبه ۲۳ دی ۱۴۰۳ در سالن استاد ناصری خانه هنرمندان ایران به نمایش درمیآید.
پس از نمایش فیلم، نشست نقد و بررسی با حضور جابر قاسمعلی (منتقد سینما) برگزار میشود.
«سونات پاییزی» داستان زن پیانیست مشهوری است که به دیدار دخترش میرود که سالها با او رابطه نداشته است…
اینگرید برگمن، لیو اولمن، ارلند جوزفسون و گونار بیورنستراند از بازیگران این فیلم هستند.
نمایش این فیلم، یازدهمین نشست از برنامه نمایش و تحلیل آثار برگزیده داستانی، مستند و فیلمتئاترهای «اینگمار برگمان» است که با عنوان «نور زمستانی» دی ۱۴۰۳ در خانه هنرمندان ایران برگزار میشود.
علاقهمندان برای تهیه بلیت فیلم «سونات پاییزی» به سایت تیوال مراجعه کنند.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، در «پرسونا» آلما پرستار جوانی است که در مراقبت از الیزابت ووگلر هنرپیشهای که طی ایفای نقش خود لال شده، وارد رابطه عمیق احساسی با او میشود؛ در اثر این احساس، هر دوی آنها وارد چالشهای پیچیدهای در یک جزیره میشوند…
شادمهر راستین در این نشست گفت: صحبت کردن درباره این فیلم، برای خودم شگفتآور است. «پرسونا» فیلم شگفتآوری است از این بابت که چیزی را درباره سینما میگوید که ما خیلی درباره آن میشنویم، حرف میزنیم و به آن فکر میکنیم. نمیتوان انتظار مجموعه همه آن چیزی را که درباره سینما هست، از یک فیلم داشت. نمیخواهم بگویم که این فیلم در هر دورهای از زندگی آدم تعبیر جدیدی میشود، ولی عملا اگر بخواهید درکی از انسان در جهان مدرن داشته باشید، «پرسونا» یک اتفاق و یک تجربه شخصی برای شماست. متنی که الیزابت بازی میکند، الکترا است. مهمترین داستان جهان غرب، یعنی ایلیاد اودیسه، بر اساس جنگی است که پایه آن را آگاممنون میگذارد. پدر الکترا میگوید که بروید و کسانی که هلن را دزدیدهاند، بازگردانید و در جنگ تروی پیروز شوید. بعد از بازگشت، زن آگاممنون که مادر الکترا است، به خاطر اینکه پدر خواهر الکترا را قربانی کرده، میخواهد از پدر انتقام بگیرد. بنابراین به تشویق الکترا، برادر، پدر را میکشد. به این ترتیب محکمهای تشکیل میشود با این مضمون که تو در حال از بین بردن خانواده هستی.
او افزود: یک بازیگر توانمند تئاتر وقتی نقش الکترا را بازی میکند، در برابر این پرسش متن از خودش قرار میگیرد و میگوید من هم چنین کردم. زیرا پسر خودم را دوست ندارم و از شوهرم با عشق بچهدار نشدم. چون میخواستم نشان دهم که در همه عرصهها موفق هستم؛ بازیگرم، زنم و میتوانم نقش مادر را بازی کنم اما از پسر خودم متنفرم. گویی من در حال قربانی کردن پسرم برای تئاتر هستم؛ آیا ارزشش را دارد؟! او آنجا سکوت کرده است. یعنی تاثیر متن الکترا روی الیزابت به این صورت است. در پایان هم وقتی آلما در حال برگشتن است، ما مجسمهای را دیده و دوباره لحظهای صحنه تئاتر را میبینیم، گویی همه آنها در همان یک لحظه برایش رخ داده است.
این منتقد سینما در ادامه بیان کرد: این نسبت خود بازیگر با متن است. یعنی الیزابت به عنوان یک بازیگر چه نسبتی با الکترا دارد؟! او سکوت کرده تا جواب آن را بگیرد. سوالی که در اینجا برای او پیش آمده و آن را رو به دوربین از شما میپرسد. او چه پرسونا یا ماسک اغراق شده از هویت خود را به تماشاگر بروز میدهد؟ نقشش یا خودش؟! به همین دلیل تاثیر الکترا، خانواده و زنی که با توطئه برای کشتن مادر در حال ساختارشکنی است، در حال تشویق جامعه به سمت پدرسالاری است. یعنی زنی که بازگشت به گذشته دارد. بازیگر باید روی صحنه تئاتر پرسونایی داشته باشد تا بتواند نسخه اغراق شده خودش را با کلام و رفتارش برونریزی کند تا شما آن را ببینید. عملا مجبور است که یک اجرای احساساتیتر شدهای از درک درونی خود را اجرا کند که با خود چند ویژگی دارد. اول اینکه اگر بخواهد پرسونایی را اجرا کند، سبب رها شدن او میشود. یعنی کاری را میکند که در زندگی عادی انجام نمیدهد. او انتخاب کرده تا نقشی را بازی کند و آن را از زندگی شخصی خودش تفکیک میکند. به این ترتیب الیزابت نیز میخواهد رها باشد، تفکیک کند و الکترایی که برداشت کرده را به مخاطب بدهد. اما آیا میتواند از زندگی و تجربه زیسته خود جدا شود؟! و اگر این کار را بکند، از چه چیزی میترسد.
راستین در ادامه صحبتهایش گفت: آن ترسی که آلما در عطف دوم به آن اشاره میکند، ناشی از چیست؟ مهمترین آن این بوده که با نقش یکی شود. اگر در تئاتر کلاسیک با نقش یکی شود، اصلا کاری نکرده است. زیرا در حال بازی الکترا است، نه بازیگری که الکترا را اجرا میکند. پس در این صورت شما در حال تماشای الکترا هستید نه بازیگر و امکان دارد که خودش و نقشش یک تصور به شما بدهد. برای همین یک لحظه در بیان فردی خود مکث ایجاد میکند. من چه کسی هستم؟ الکترا کیست؟ صحنه کجاست؟ و مخاطب از من چه برداشتی دارد؟ آیا این پرسونایی که انتخاب کرده، او را آزادتر کرده است؟ میتواند به عنوان الیزابت بگوید که من الکترایی را خلق کردهام؟ اصلا الگوی الیزابت برای اجرای این پرسونا چیست؟ او برای رسیدن به این پرسونا به خودش اجازه آزمون و خطا میدهد. او میخواهد ببیند که حد این آزادیاش چیست؟! این بخشی است که ما در زندگی عادی خیلی تجربه میکنیم. در پرسونایی قرار میگیریم که با آن پرسونا میتوانیم آزادتر، تابوشکن باشیم و آزمون و خطا کنیم.
نمایش این فیلم، هشتمین نشست از برنامه نمایش و تحلیل آثار برگزیده داستانی، مستند و فیلمتئاترهای «اینگمار برگمان» است که با عنوان «نور زمستانی» دی ۱۴۰۳ در خانه هنرمندان ایران برگزار میشود.
به گزارش سایت خبری راوی هنر به نقل از روابط عمومی انجمن سینمای جوانان ایران، کتاب «کم یعنی زیاد؛ فن نگارش فیلمنامه کوتاه» نوشته کلودیا هانتر جانسون با ترجمه محمد گذرآبادی به چاپ پنجم رسید.
این کتاب شامل سه بخش است. بخش اول با عنوان آماده شدن برای نگارش فیلمنامه کوتاه، بخش دوم با عنوان ۵ فیلمنامه نهچندان آسان و بخش سوم با عنوان ۹ فیلمنامهای که باعث میشوند کار آسان به نظر برسد در این کتاب ارائه شده است.
یکی از مزایای این کتاب استفاده از نمونههای فیلمنامه کوتاه برای آشنا شدن با نگارش فیلمنامه کوتاه است که باعث میشود در طول خواندن کتاب و اجرا کردن دستورات نویسنده پیچیدگیهای نگارش فیلمنامه فیلم کوتاه را یاد بگیرید.
کلودیا هانتر جانسون، نویسنده و کارگردان برنده جایزه، با سبک صریح و گفتگوی خود، اصول بسیار مهم تکنیک نمایشی را به شما میآموزد و شما را با مهارتهای چالشبرانگیز نوشتن فیلمنامههای کوتاه با تمرکز بر تمرینات با افزایش طول و پیچیدگی، راهنمایی میکند. با تکمیل این تمرینات و استفاده از تکنیکها و بینشهای کلودیا در مورد کار خود، خواهید آموخت که چگونه درباره هدف فیلمنامه نویس عمیقتر فکر کنید، الگوهای موثر روابط انسانی را بسازید و مهارتهای قصهگویی خود را تقویت کنید.
کلودیا هانتر جانسون برنده بهترین فیلم مستند فلوریدا در ۲۰۱۲ شده است. وی اخیرا فیلمنامه بلند روبی را براساس مستند خود به اتمام رسانده است.
آشنایی با فن روایی «پیش آگاهی»، چگونگی خلق داستانهای جدید از قصههای قدیمی، شناخت بهتر «عناصر داستانی»، آشنایی با شخصیت «ضد قهرمان» در ادبیات، آشنایی با انواع سبکهای نگارش و شیوه استفاده از آنها، آشنایی با نقطهنظرهای روایی در داستانها، چهار عنصر مهم در داستانهای پرطرفدار از موضوعات این کتاب است.
تهیه کتاب از کتاب فروشیها و درگاههای مجازی خرید کتاب مقدور است.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، هشتاد و ششمین برنامه از سری برنامههای مستندات یکشنبههای خانه هنرمندان ایران، یکشنبه ۱۶ دی ۱۴۰۳ به نمایش مستند «لیو و اینگمار» (۲۰۱۲) ساخته «زیراج آکولکا» اختصاص داشت. پس از نمایش این مستند، نشست نقد و بررسی آن با حضور «شیوا مقانلو» نویسنده، مترجم و منتقد سینما برگزار شد. اجرای این برنامه برعهده شهرام اشرف ابیانه بود.
فیلمساز هندیالاصل در این مستند ۹۰ دقیقهای، شخصیت و سینمای «اینگمار برگمان» را با بررسی ۴۲ سال همکاری او و «لیو اولمان» بازیگر مشهور سینمای سوئد مورد کنکاش قرار میدهد.
شیوا مقانلو در این نشست گفت: ما اصولا در اینگونه مستندها بر مبنای فرا متن حرکت میکنیم. یعنی حتما باید هر پلان از فیلم که میبینیم، بهنوعی ارتباط فرامتنی آن را با مرجع و منبع دیگری پیدا کنیم. به این صورت لذت بیشتری میبریم و فهممان از آن اثر بیشتر میشود، اما این اصلا به آن معنا نیست که اگر کسی فیلمهای برگمان را ندیده باشد، از این مستند نتواند لذت ببرد. در واقع باید بگویم ساخت این فیلم به قدری به شکل آثار برگمان نزدیک است که میتواند آغاز خوبی برای کسانی باشد که فیلمهای برگمان را ندیدهاند. کارگردان این اثر اهل هند و فارغالتحصیل رشته معماری بوده است اما ارشد خود را در رشته کارگردانی هنری را از دانشگاه لندن گرفته است. او در دو پروژه بزرگ سینمای هند مشارکت داشته است. همچنین به صورت مستقل ۵ فیلم کوتاه را در اسکاندیناوی و هند ساخته است. مستند «لیو و اینگمار» اولین فیلم بلند اوست که سال ۲۰۱۲ ساخته شده و بسیار مورد توجه قرار گرفته است.
او ادامه داد: جهان این اثر از جهان خود برگمان میآید. به عنوان مثال شروع و انتهای فیلم، پیوستگی با طبیعت، دریا، نور، عکسهای یادگاری و حرکت خیلی شبهگونه و محو آدمها در میان این دیوارها دارد. در این رابطه دو نفره که ما میخواهیم کل فیلم را بر مبنای آن بگذاریم، طبیعت و به خصوص جزیره فارو در آن نفر سوم است. یعنی در واقع، ما در حال دیدن فیلمی با سه کاراکتر اصلی شامل لیو، اینگمار و جزیره هستیم. این جزیره که مرکز و شروع عشق این دو نفر است، در ادامه به قفس این عشق هم تبدیل میشود. اما همچنان نقش مهم و تاثیرگذاری دارد.
این نویسنده، مترجم و منتقد سینما در ادامه بیان کرد: برگمان این خانه (در جزیره فارو) را به عنوان جایی میسازد که بتواند در آن پناه بگیرد، بنویسد، عاشق شود، اذیت کند و اذیت شود و خیلی چیزهای دیگر. با خواندن درباره این خانه یاد خانه دیگری افتادم؛ خانهای که والتر بنیامین برای خواهرش میسازد. چون آدمی با روحیات خاص بوده که نمیتوانسته با آدمها ارتباط بگیرد و عشق خود را به نزدیکانش نشان دهد، خانهای میسازد و میگوید این هدیه من به شما که نمیتوانم به همراهتان زندگی کنم. نکته جالب در ساخت و کارگردانی این فیلم این بوده که در بخشهایی که لیو صحبت میکند، یا ما در حال دیدن داستان از پیاووی او هستیم، یا حتی در بخشهایی که صدای او یا برگمان هست، کارگردان سعی کرده شاتها و نماهایی را از فیلمهای برگمان جمع کند که با این صحبتها همخوانی داشته باشد.
مقانلو در ادامه صحبتهایش گفت: هدف این فیلم که در زیر متن عنوان دوم آن مشهود است، به رابطهای اشاره دارد که مبتنی بر درد و رنج است. یعنی ارتباطی که دو نفر در زندگی، کار و همهچیز با یکدیگر شراکت داشتند. این درد و رنج در رابطه دو نفره آنها بسیار موضوع مهمی است. لیو زنِ جذابی است که محبوب فیلمبردارها برای نماهای درشت به شمار میآمده است. حالت چهره او کاملا طبیعی بوده و هیچچیز به آن اضافه نشده است. جذابیت توام با اندوه و در عین حال بچهگانهای در چهره او بوده که سبب شده تا محبوب کلوز شات باشد. او نه تنها در فیلمهای کارگردانهای دیگری بازی کرده، بلکه چند فیلم هم کارگردانی کرده است. اما در هیچکدام از آن فیلمها به شکوه و درخشش فیلمهایی که با برگمان داشته نمیرسد. ۹ فیلم مهم با برگمان دارد و ۵ سال با او ارتباط عاشقانه داشته و با یکدیگر در آن جزیره تنها زندگی میکنند. چهل و چند سال هم ارتباط دوستی، غیر عاشقانه، دشمنی و… این دو با هم که در فیلم هم دیدیم، ادامه پیدا میکند.
این استاد دانشگاه و سرپرست پروژههای بزرگ ادبی و سینمایی افزود: نکته جالب اینکه برگمان مردی است که به راحتی در یکسری از فیلمهایش تمام زنهای محبوب زندگی خود را باهم جمع میکند. فیلمهایی دارد که زن قبلی با زن فعلی در کنار هم بازی میکنند. نکته جالب اینکه برگمان ۵ همسر رسمی داشته و خیلی زیاد روابط احساسی غیر رسمی داشته است. اما لیو تنها زنی بوده که در عین حال که از برگمان بچه داشته، با او ازدواج نمیکند. این در حالی است که برگمان تاکید داشته تا زنهایی که از او بچه داشتند، حتما زن رسمیاش بشوند… اما لیو تنها کسی بوده که در این قاعده نیست.
مقانلو گفت: این فیلم حالت اپیزودگونه دارد و با عشق و فیلم «پرسونا» شروع میشود. برگمان در فیلم «پرسونا»، لیو را از طریق دیدن در دوربین کشف میکند. انگار دوربین به او مجالی میدهد تا با زنی آشنا شود که خیلی برایش جذاب و حیرتانگیز است و بین آنها عشق عجیبی شکوفا میشود.
این منتقد در ادامه عنوان کرد: لیو با وجود اختلاف سنی زیادی که با برگمان دارد و میتواند جای دختر او باشد، در این عشق حل شده و حتی در مواقعی جایگاه مادری نیز برای برگمان پیدا میکند. برای شناخت برگمان و روابط احساسی او به خصوص رابطهای که با لیو دارد، حتما نیاز داریم که بکگراند کوتاهی از رابطه او با مادرش داشته باشیم. رابطه برگمان با مادر همیشه یک رابطه پرچالش و مهرآکین است. یعنی او بهشدت مادر را دوست دارد اما به گفته برگمان؛ «مادر همیشه سرد و دور است» و او را پس میزند. او حتی به این تایید و تاکید رسیده که یک بچه ناخواسته بوده که پدر و مادر هرگز او را نمیخواستند. جمله جالبی در مورد فیلم «توتفرنگیهای وحشی» خود دارد که میگوید: آن فیلم فریاد من بود برای اینکه به پدر و مادرم بگویم که من را ببینید، ولی من دیده نمیشدم.
مقانلو در بخش دیگری از صحبتهایش گفت: این مستند برایم بسیار جذاب بود. احترام و ارادتم بعد از دیدن این مستند، نه تنها نسبت به این دو چهره کم نشد، بلکه بیشتر هم شد. احساس میکنم حال با گذشت سالها از این رابطه ما میتوانیم در نور جدیدی که میافتد، تفسیر جدیدی از این ارتباط داشته باشیم.
نمایش این مستند، هفتمین نشست از برنامه نمایش و تحلیل آثار برگزیده داستانی، مستند و فیلمتئاترهای «اینگمار برگمان» است که با عنوان «نور زمستانی» دی ۱۴۰۳ در خانه هنرمندان ایران برگزار میشود.
به گزارش سایت خبری راوی هنر، فیلم سینمایی «بازگشت» بهکارگردانی اوبرتو پازولینی اقتباس از ادیسه هومر، ساعت ۱۷ پنجشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۳ در سالن استاد ناصری خانه هنرمندان ایران به نمایش درمیآید.
این فیلم محصول ایتالیا، انگلستان و آمریکا با زیرنویس فارسی در خانه هنرمندان ایران روی پرده میرود.
این فیلم بازخوانی آخرین بخشهای ادیسه هومر است و در خلاصه داستانش آمده است: بیست سال از زمانی که ادیسه پادشاه ایتاکا، وطنش را برای جنگ تروی ترک کرد، میگذرد اما ادیسه دیگر آن جنگجوی نیرومندی نیست که مردم به یاد داشتند. او باید برای نجات خانواده خود با گذشتهاش روبرو شود.
چارلی پلامر، ژولیت بینوش، رالف فاینس، کلاودیو سانتاماریا، روبرتو سرپی و کریس کوریگان از بازیگران «بازگشت» هستند.
علاقهمندان برای تهیه بلیت «بازگشت» به سایت تیوال مراجعه کنند.
