خسته نباشید آقای جعفری. بازی درخشانی داشتید. بعد از اجرای امشب چه احساسی دارید؟
ممنونم از شما. امشب برای من حالوهوای خاصی داشت، چون خیلی اتفاقی یکی از اساتیدم، آقای وحید نفر، به سالن آمدند. دو دقیقه قبل از اجرا خبرش را شنیدم و حضور ایشان برای من انرژی مضاعفی بود. البته ما همیشه تلاش میکنیم تمام توانمان را روی صحنه بگذاریم، اما بعضی وقتها همین مسائل درونی و ناخودآگاه روی آدم تأثیر میگذارد. امشب یکی از شبهایی بود که انرژی و حال بسیار خوبی داشتم.
در طول اجرا به نظر میرسید تلاش دارید با تماشاگر ارتباط رفتوبرگشت برقرار کنید. واکنش مخاطبان برای شما چطور بود؟
در کار کمدی تماشاگر را باید با خود همراه کرد. دو نوع تماشاگر داریم: یک دسته کسانی که ما را میشناسند، کارهای قبلیمان را دیدهاند و از همان اول با ما همراه میشوند. دسته دیگر کسانیاند که شناختی ندارند و ما باید راهی پیدا کنیم که با نمایش همراه شوند. یکی از این راهها شکستن دیوار چهارم و ارتباط مستقیم با تماشاگر است. البته در تئاتر آزاد از رقص و آواز هم استفاده میشود، ولی ما در این نمایش خیلی محدود این ارتباط را برقرار میکنیم. مهم این است که تعادل حفظ شود؛ تماشاگر باید همراه شود، اما شورش درنیاید. من در همین حد از کارگردان اجازه گرفتم و فکر میکنم خوب جواب داد.
یعنی بخشی از این ارتباطها بداهه بود؟
بهطور کلی تلاش میکنم بداههگویی را کم داشته باشم. البته باید طوری بازی کرد که تماشاگر فکر کند آن لحظه بداهه است. ارتباط مستقیم با تماشاگر قطعاً بداهه محسوب میشود، اما در بقیه بخشها شرایط سخت است و نمیتوان از مسیر داستان خارج شد. من فقط در جاهایی اجازه بداهه دارم که مطمئن باشم میتوانم نمایش را دوباره سر همان خط اصلی برگردانم؛ چه با واکنش خودم، چه اگر پارتنرم نتواند همراهی کند. کارگردان هم دست بازیگران را کمی باز گذاشته، اما من خودم ترجیح میدهم کمتر به سمت بداهه بروم، چون ممکن است ریتم کار آسیب ببیند.
علاوه بر بازیگر، شما تهیهکننده این نمایش هم هستید. در این باره بگویید.
بله، البته نه به معنای صرف سرمایهگذار. ما یک تیم هستیم: من، آقای فراهانی و چند نفر دیگر. چند کار را با هم اجرا کردهایم؛ یک بار همین «استاد لولو» را در سالنی دیگر، یک بار «فیزیکدانها» و چند اجرای جشنوارهای و نمایشنامهخوانی. در واقع هرکدام بخشی از مسئولیت را میگیریم. اگر لازم باشد کارهای اجرایی و حتی سادهتر مثل جابهجایی وسایل را خودمان انجام میدهیم. ما واقعاً یک گروه تئاتری هستیم؛ بعد از هر اجرا خود بچهها صحنه را جمع میکنند، سالن را تحویل میدهند و حتی خودمان سالن را جارو میزنیم. این برای من جذاب است؛ یک تئاتر واقعی که همه کارهایش را خودمان مدیریت میکنیم.
برنامههای آینده چیست؟
مثل همه گروهها، ما هم برنامههای زیادی داریم، اما اگر واقعبینانه نگاه کنیم، شرایط کشور کار را سخت میکند. انشاءالله اوضاع بهتر شود و بتوانیم در پروژههای بعدی پلههای بالاتری را تجربه کنیم. احتمالاً کار بعدیمان یک اثر تلفیقی جدی خواهد بود. باز هم همکاری من و آقای فراهانی ادامه خواهد داشت، چون گروهمان اخلاق و حرمتها را رعایت میکند و همین باعث میشود کنار هم موفق باشیم.
تجربه کار کمدی برای شما چطور بوده است؟
من از سال ۱۳۹۲ کار تئاتر آزاد را شروع کردم؛ در گروه آقای صفایی، ایمان و پیمان صفا. سه چهار سال در آن فضا بودم و بیشتر کار کمدی کردم. با این حال علاقه من همیشه به کار جدی بوده. از همان ابتدا تلاش کردم نقشهایی را بازی کنم که با شخصیت واقعیام متفاوت باشد. برایم مهم است که روی صحنه «روزبه جعفری» نباشم. چه کمدی و چه جدی، اگر نقشی بیش از حد شبیه به خودم باشد، معمولاً قبول نمیکنم.
وضعیت تئاتر امروز کشور را چگونه میبینید؟
تئاتر تا همین یکی دو سال پیش روند خوبی داشت. سالنها فعالتر بودند و اوضاع بهنظر میرسید رو به بهبود است. اما الان واقعیتی را باید پذیرفت: مردم بهدلیل مشکلات اقتصادی و غم نان، تئاتر را آخرین گزینه در سبد خانواده میدانند. همین باعث شده تئاتر مظلومتر شود. گروههای زیادی ماهها زحمت میکشند و روی صحنه میآیند، اما حتی هزینههای اولیه هم برنمیگردد. توقع مالی زیادی وجود ندارد، ولی همین هم برآورده نمیشود و این خیلی دردناک است.
و سخن آخر؟
به نظر من دنیا بدون هنر جای بسیار زشتتری خواهد بود. تاریخ بارها نشان داده که هنر زندگی را زیباتر میکند. امیدوارم این مسیر ادامه داشته باشد.
