به گزارش روابط عمومی چهل و سومین جشنواره بین المللی تئاتر فجر، در این نشست که به میزبانی علیرضا نراقی برگزار شد، سعید اسدی و بهزاد آقاجمالی به بیان دیدگاههای خود درباره این موضوع پرداختند.
در ابتدای این نشست سعید اسدی با بیان اینکه صحبت درمورد بسیاری از مسائل و مشکلات در حوزه تئاتر دیگر تکراری شده است، گفت: به نظرم حرفهای ما دائما تکرار میشود و آزار دهنده شده است. تمام صحبتهای ما ارزش داوری میشود و تئاتر خصوصی و دولتی زیر ذره بین میروند. در ایران خط مشی مشخصی برای تئاتر دولتی نداریم زیرا تئاتر دولتی نیز مورد ارزش داوری قرار میگیرد و نگاه حاکمیت و باقی مسائل در آن دخیل میشوند.
اسدی با بیان اینکه آیا در شرایط کنونی، آنچه بهعنوان تئاتر دولتی شناخته میشود، واقعاً ماهیتی دولتی دارد یا خیر، عنوان کرد: تجربه مدیریتی من در تئاتر شهر نشان داده که علیرغم تصور عمومی، ساختار و عملکرد این فضا بهطور کامل در چارچوب یک نهاد دولتی نمیگنجد. به بیان دیگر، ممکن است عرضه دولتی تئاتر وجود داشته باشد، اما سایر مؤلفههای آن، همچون شیوه تولید، تصمیمگیری و سیاستگذاری، تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارند که فراتر از مرزهای دولتی عمل میکنند.
او ادامه داد: اگر از دیدگاه مطالعات فرهنگی و جامعهشناسی معاصر به موضوع نگاه کنیم، درمییابیم که با یک ساختار سیال اجتماعی مواجه هستیم. در تئاتر دولتی با منازعات زیادی مواجهایم، ساختاری که نتیجه منازعات اجتماعی، گفتمانی و حتی تکنولوژیکی است. منظور از منازعه در اینجا، وجود جدالی مستمر در بستر اجتماع است که میتواند به حیات و ممات یک گفتمان، یک رفتار هنری یا حتی یک ژانر خاص بینجامد.
او تصریح کرد: بر این اساس، اگر بخواهیم نزدیکترین مفهوم نظری به این موضوع را پیدا کنیم، میتوان به مفهوم (Regulation) تنظیمگری یا نظم خودانگیخته اشاره کرد. تنظیمگری به فرآیندها و چارچوبهایی اطلاق میشود که قدرت را توزیع و بازتوزیع میکنند. در این میان، مسئله قدرت و حکمرانی، نقش مهمی در شکلگیری ساختارهای نهادی دارد. آنچه میشل فوکو جامعه شناس فرانسوی تحت عنوان قدرت مطرح میکند نیز در این بستر قابل تأمل است: قدرت نهفقط از طریق قوانین و رگولاتوریهای رسمی، بلکه از طریق مکانیزمهایی که در زندگی روزمره اعمال میشوند، خود را بازتولید میکند.
اسدی در بخشی دیگر از سخنانش خاطر نشان کرد: در حوزه تئاتر، میتوان دو نوع تنظیمگری را مشاهده کرد؛ تنظیمگری رسمی و بروکراتیک، این شکل از تنظیمگری مبتنی بر نهادهای مشخص، تخصیص منابع، حمایتهای قانونی و سیاستگذاریهای کلان است. این مدل در اسناد قانونی، مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی و آییننامههای اجرایی وزارتخانهها نمود پیدا میکند.
او ادامه داد: چنین نظمی، هم سیاستگذاری و هم نظارت را دربرمیگیرد و میتواند از ابزارهای قانونی برای اجرای سیاستهای خود استفاده کند. جشنواره فجر یکی از جلوههای بارز این نوع تنظیمگری است که انتخاب آثار، سازوکارهای اجرایی و نظارت بر تولیدات، همه تابع قواعدی از پیش تعیینشده هستند.
او در پایان سخنانش با بیان اینکه تئاتر در تقاطع میان رگولاری و نظم خودانگیخته قرار دارد گفت: از یکسو، نهادهای رسمی تلاش دارند که تئاتر را در قالبهای مشخص کنترل و هدایت کنند و از سوی دیگر، هنرمندان مستقل در پی خلق ساختارهای جدید و فرار از چارچوبهای ازپیشتعیینشده هستند. این منازعه، همانند بسیاری از تحولات اجتماعی، پویا و مستمر است و در نهایت، مسیر آینده تئاتر را رقم خواهد زد.
بهزاد آقاجمالی نویسنده، پژوهشگر و استاد دانشگاه در بخش دیگری از این نشست عنوان کرد: این جلسات برای نسل جدید و هنرمندان جوان بی اهمیت است، زیرا تکرار مکررات است. آخرین باری که روی این صندلی نشستم و درمورد مشکلات جشنواره تئاتر فجر صحبت کردم در دوره دبیری نادر برهانی مرند بود و با تحقیقات بسیار، خودم را برای جلسه آماده کرده بودم اما پس از اتمام جلسه هیچ نتیجهای برای تئاتر نداشت و همه چیز دود شد و به هوا رفت.
او ادامه داد: فکر می کنم مدیران باید به کسانی که متخصص این امور هستند پروژه تحقیقاتی بدهند تا آنها به مسائل به صورت تخصصی بپردازند، واقعیت این است در این حوزهها کسانی که رشته تخصصی آنها تئاتر است باید همه چیز را بررسی کنند.
این هنرمند با اشاره به درگیری دولت و تئاتر گفت: تئاتر از آغاز خود، خواه به دلایل تاریخی یا سیاسی، به دولت گره خورده است. اگر روایتهای تاریخی را به عنوان مبدا در نظر بگیریم، مشاهده میکنیم که تئاتر همواره با نظارت و کنترل دولتی مواجه بوده است. این امر ناشی از ماهیت بداههگرای تئاتر است که به راحتی تحت کنترل درنمیآید. به همین دلیل، دولتها در برهههای مختلف تاریخ یا تئاتر را تعطیل کردهاند یا سعی در تنظیم و مدیریت آن داشتهاند. در گزارشهای تاریخی آمده است که اولین حامیان مالی تئاتر، تحت مالیاتهای سنگین قرار میگرفتند، زیرا درگیر ماجرای مالی و دولت بودند.
او ادامه داد: برخلاف سایر هنرها که وضعیت متریالیستی مشخص و قابل بازخوانی دارند، تئاتر دارای ماهیتی زنده و سیال است. مثلاً سینما، نقاشی یا موسیقی، پس از تولید قابل نگهداری و بازخوانی هستند، اما تئاتر تنها در لحظه اجرا معنا پیدا میکند. این ویژگی، امکان و احتمال خودتنظیمی یا خودانگیختگی تئاتر را فراهم میآورد. همین ویژگی به وضعیت نهادی تئاتر نیز سرایت کرده است.
این استاد دانشگاه خاطر نشان کرد: به همین دلیل، پس از وقایع سال ۱۴۰۱، مشاهده میشود که بسیاری از هنرمندان رشتههای دیگر به عرصههای رسمی بازگشتهاند و تحت نظارت دولت فعالیت میکنند. درحالیکه در حوزه تئاتر، هنوز گروههایی هستند که ارزشهای زیباشناختی خاص خود را دنبال میکنند و مستقل از ساختارهای رسمی عمل میکنند. این جریانها حتی روی نسلهای جدید، بهویژه دانشجویان، تأثیرات جدی گذاشتهاند، به طوری که برخی از آنها نیازی به تأیید رسمی احساس نمیکنند.
چهل و سومین جشنواره بین المللی تئاتر فجر به دبیری خیرالله تقیانی پور شنبه ۱۳ بهمن در مراسمی به کار خود پایان می دهد.