دسته‌ها
اخبار روز مصاحبه

گفتگو با حمیدرضا فراهانی، کارگردان نمایش «استاد لولو» در بوتیک هنر

خسته نباشید آقای فراهانی. بعد از اجرای امشب چه احساسی دارید؟

اول از همه ممنونم که به تماشای کار ما آمدید و این فرصت را فراهم کردید تا از طریق رسانه راوی هنر بخشی از حرف‌هایم را با مخاطبان تئاتر در میان بگذارم. امشب شب قشنگی بود؛ دو استاد عزیز، آقای وحید نفر و آقای سعید کریمی، مهمان ما بودند. حضور این عزیزان به همراه سایر مخاطبان برایم ارزشمند بود و خوشحالم که همه‌چیز به‌خوبی پیش رفت.

واکنش تماشاگران چه بود؟ چه حسی از آن داشتید؟

همیشه گفته‌ام تولید کار کمدی بسیار سخت است. مردم ما به‌سادگی نمی‌خندند، چراکه گرفتاری و مشکلات زیاد دارند. خنداندنشان دشوار است. ضمن اینکه مرز باریکی بین کمدی، لودگی و هجو وجود دارد که حفظ آن بسیار حساس است. در این کار تلاش کردیم هم خنده و سرگرمی ایجاد شود و هم این مرزها حفظ شود. از شوخی‌های ناب استفاده کردیم و در نگارش و کارگردانی هم بر کیفیت توجه داشتیم. قضاوت برای خودم سخت است، اما بازخورد تماشاگران، چه در حین اجرا و چه در نظراتی که بعد از نمایش در سایت تیوال گذاشته‌اند، تا امروز بسیار مثبت بوده است. در دور دوم اجرا، طی چهار شبی که پشت سر گذاشتیم، خدا را شکر همه‌چیز خوب پیش رفته است.

«استاد لولو» چندمین کار شما در مقام کارگردان برای اجرای عموم است؟

اگر بخواهم دقیق بگویم، نمایش «استاد لولو» هفتمین کار من در مقام کارگردان برای اجرای عموم است؛ جدای از کارهای جشنواره‌ای یا نقش‌هایی که به‌عنوان بازیگر داشته‌ام.

ایده شکل‌گیری این نمایش از کجا آمد؟

سال‌ها پیش نمایشی دیدم که مرا به تحقیق درباره آن کشاند. فهمیدم نمایشی بسیار قدیمی است که در روسیه هم بارها اجرا شده. شاید متن نمایشنامه برای امروز نوآورانه نباشد، اما ایده‌اش برایم جذاب بود. موضوع نمایش، بی‌زمان و بی‌مکان است؛ شرایطی که در هر جامعه‌ای، در هر زمان و مکانی می‌تواند اتفاق بیفتد. همین باعث شد فکر کنم برای مردم کشور خودمان هم ملموس است. این نمایش علاوه بر جنبه کمدی، لایه‌های جدی‌تری هم دارد. درواقع مخاطب احساس می‌کند صفحات تاریخ از قرون وسطی تا امروز ورق می‌خورد. موضوع اصلی، نسبت سیاست و هنر است؛ اینکه سیاست چه خواسته‌هایی از هنر دارد و هنر چه چیزهایی را نمی‌تواند از سیاست طلب کند. این دغدغه‌ای همیشگی است و فکر کردم کار کردن روی آن ضروری است.

در روند آماده‌سازی نمایش آیا با چالش‌هایی هم مواجه شدید؟

این نمایش در دور اول، خروجی یک کارگاه بازیگری بود که با دانشجویانم روی صحنه بردم. سه ماه تمرین داشتیم و یک تا دو ماه هم اضافه کار کردیم. ۹۰ درصد بازیگران اولین تجربه صحنه خود را پشت سر می‌گذاشتند. کار کردن با بازیگرانی که تجربه صحنه ندارند، به‌ویژه در کمدی، بسیار دشوار است. این چالش اصلی من بود. قبلاً هم تجربه مشابهی با نمایش «فیزیکدان‌ها» در تالار محراب داشتم. در دور دوم، تصمیم گرفتم این فرصت را به گروه جدیدی از دانشجویان و هنرجویان بدهم. ترکیب بازیگران تقریباً ۸۰ درصد تغییر کرد تا بچه‌های تازه‌کار هم بتوانند این تجربه را پشت سر بگذارند.

طراحی صحنه، نور یا موسیقی چه نقشی در انتقال مفهوم داشت؟

نمایش در بخش‌هایی ما را از فضای اصلی دور می‌کند؛ گاهی به یونان باستان پرتاب می‌شویم و نمایش در نمایش داریم، گاهی بخشی از «هملت» را در قرن هفدهم اجرا می‌کنیم. نورپردازی نقش مهمی در تفکیک این فضاها داشت. البته محدودیت‌های اقتصادی سالن‌ها اجازه نورپردازی وسیع نمی‌دهد، اما سعی کردیم از امکانات محدود بهترین استفاده را بکنیم. به‌طور کلی اعتقاد دارم کار دانشجویی نباید با دکورهای پرزرق‌وبرق، لباس‌های عجیب یا نورپردازی پرهزینه همراه باشد. بازی بازیگران باید اصل ماجرا باشد.

آیا در طول تمرین بخش‌هایی از نمایش تغییر کرد؟ بداهه هم وارد کار شد؟

من هیچ‌وقت طراحی کار را بسته نمی‌دانم. اگر در تمرینات ایده یا حرکتی جذاب از بازیگران ببینم، استفاده می‌کنم. در این نمایش هم حدود ۵ تا ۱۰ درصد اجرا بر پایه بداهه‌ها و پیشنهادهای بازیگران شکل گرفت. بازیگرانی مثل روزبه جعفری، غزل تدینی و متین رادمان ایده‌های خوبی آوردند که برخی در اجرا ماند. البته مثل همه کارها، بازبینی‌ها باعث شد بعضی بخش‌ها حذف شود.

به نظر می‌رسد دغدغه‌ انتقال مفهوم در کارهایتان پررنگ است. این نمایش ادامه همان مسیر است؟

بله. من معتقدم نمایش باید هم سرگرم‌کننده باشد و هم حرفی برای گفتن داشته باشد. فروش و رضایت تماشاگر برایم مهم است، اما همزمان باید دغدغه‌ای منتقل شود؛ دغدغه‌ای که شاید حرف دل چند مخاطب باشد یا حتی تلنگری برای فردی تأثیرگذار در جامعه. در این کار هم با تغییر جغرافیا و زمان، مسائلی را مطرح می‌کنم که مربوط به امروز است.

به نظرتان تماشاگران امشب چه چیزی با خود به خانه بردند؟

به نظر من اگر قرار باشد مفهومی منتقل شود، باید ابتدا مخاطب سرگرم شود و همراه کارگردان بیاید. من معمولاً مهم‌ترین حرف‌هایم را در یک‌سوم پایانی نمایش می‌زنم، چون مطمئنم در آن نقطه تماشاگر با من همراه شده است. امیدوارم علاوه بر لحظات خنده، امشب حداقل چند جمله از نمایش باعث شود تماشاگران دوباره فکر کنند.

جایگاه این نمایش در رزومه هنری شما چیست؟

راستش را بخواهید، من چندین بار از دوستان شنیده‌ام که کار با هنرجویان شاید شأن دانشگاهی یا آکادمیک من را پایین بیاورد. اما برای من مهم‌ترین رزومه این است که به‌عنوان معلم، درس‌هایی را که سر کلاس می‌گویم با هنرجویان روی صحنه تمرین کنم. شاید اگر دنبال رزومه‌سازی بودم، مانند خیلی‌ها با اسپانسر و بازیگران حرفه‌ای کار می‌کردم، اما ترجیح من این است که آموزش و اجرا در کنار هم باشد.

وضعیت تئاتر امروز ایران را چطور ارزیابی می‌کنید؟

به نظر من، برخلاف برخی انتقادها، فضا بازتر شده است. امروز هنرجویان و دانشجویان بیشتری می‌توانند تجربه صحنه داشته باشند. کیفیت آثار هم نسبت به گذشته رشد کرده است؛ طراحی صحنه و فرم به سطح بهتری رسیده‌اند. اما نگران اقتصاد تئاتر هستم. اقتصاد تئاتر ما کاملاً تماشاگرمحور شده و این باعث می‌شود برخی کارگردانان تنها به دنبال فروش باشند. این خطر وجود دارد که کیفیت فدای اقتصاد شود.

برنامه شما برای ادامه اجرای «استاد لولو» چیست؟

ما قطعاً علاقه داریم ادامه بدهیم، اما ظرفیت محدود سالن (۵۰ صندلی)، هزینه‌های سنگین تبلیغات و نبود اسپانسر، کار را سخت کرده است. تبلیغات و تولید محتوا را خود گروه انجام می‌دهد. تا زمانی که مخاطبان حمایت کنند، ادامه خواهیم داد، اما اگر توان رقابت با تولیدات پرهزینه را نداشته باشیم، ناچاریم توقف کنیم.

و اما سخن پایانی شما؟

از شما و رسانه‌ راوی هنر تشکر می‌کنم که کنار ما هستید. امیدوارم بهترین‌ها نصیب هنرجویانی شود که بدون هیچ چشم‌داشتی برای این کار زحمت کشیدند.

خروج از نسخه موبایل