اگر بخواهیم صرفاً از منظر اقتصادی به سینما نگاه کنیم و بگوییم اختصاص سالن به فیلمهای هنر و تجربه صرفه اقتصادی ندارد، باید بپذیریم که بهطور کلی ساخت فیلم اجتماعی هم توجیه اقتصادی ندارد. نگاهی به آمار فروش فیلمها در سینماها نشان میدهد که آثار اجتماعی معمولاً فروش کمتری دارند، گاهی حتی تا یکدهم آثار کمدی.
این در حالی است که هزینه تولید فیلمهای اجتماعی تفاوت چندانی با آثار کمدی ندارد. بنابراین روشن است کسانی که به سراغ ساخت چنین فیلمهایی میروند، دغدغه اصلیشان نه سود مالی بلکه دغدغههای فرهنگی است. فیلمسازان این حوزه غالباً ریشه در فرهنگ دارند و به دنبال انتقال ارزشهای اجتماعی، ارتقاء بینش عمومی و ایجاد گفتوگوهای اجتماعی سازنده هستند.
در چنین فضایی، حمایت از سینمای اجتماعی میتواند در بلندمدت باعث بهبود وضعیت فرهنگی کشور شود. در غیر این صورت، میدان سینما به تولید آثاری محدود میشود که حتی خالق آنها از معرفی اثر خود ابا دارد و تنها شباهتی که با سینما دارند، شباهت ظاهری است. برخی فیلمهای کمدی امروزی تا حدی سطحی شدهاند که تفاوت چندانی با دورهمیهایی که در آن لطیفه رد و بدل میشود ندارند.
مسئولان سینمایی باید با تحلیل درست وضعیت موجود، نسبت به آینده این هنر تصویر روشنی ارائه دهند و هشدارهای جدی درباره وضعیت فرهنگی را جدی بگیرند. سرمایهگذاری در سینمای اجتماعی، شاید بازگشت مالی نداشته باشد، اما بازگشت آن به فرهنگ عمومی، ارزشمندتر از هر سود اقتصادی است.
