به گزارش سایت خبری راوی هنر، فیلم سینمایی «بازی خونی» نوشته مسعود هاشمینژاد، به کارگردانی حسین میرزامحمدی و تهیهکنندگی سعید پروینی میباشد که در چهل و سومین جشنواره فجر حضور دارد.
فیلم «بازی خونی» به یکی از وقایع مهم تاریخ معاصر همزمان با جنگ تحمیلی در اوایل دهه شصت میپردازد. در «بازی خونی» کارگردان روایتی پرکشش و جذاب از تقابل نیروهای مردمی و سپاه در مقابل گروهکهای چپ میپردازد.
در این فیلم، به خوبی رشادتهای مردم شمال کشور به خصوص بانوان در مقابله با نیروهای چپ به نمایش درمیآید. لیندا کیانی در این فیلم به خوبی نماینده جامعه زنان حاضر در درگیریهای ابتدای انقلاب بوده است.
در فیلم «بازی خونی» به خوبی شاهد تکامل تدریجی نیروهای امنیتی در بدنه سپاه هستیم که دسیسههای دشمن را خنثی میکنند. حسین میرزامحمدی کارگردان فیلم سعی کرده در کنار استفاده از طیف متنوع بازیگران در نقشهای مختلف، خط داستانی متفاوتی را برگزیند.
این فیلم در استفاده از لوکیشنهای بکر شمال، منطقه گلستان و شمال شرق ایران برای بازنمایی عین اتفاقات چریکی دهه شصت موفق بوده است. درست است که دکور زدن در فيلمهای تاریخی جای ویژه دارد اما در «بازی خونی» با استفاده از مناطقی دست نخورده بار واقعگرایی فیلم بالا رفته است.
«بازی خونی» به غیر از آنها که دهه شصت و درگیریهای مختلف آن دهه را درک کردهاند، میتواند مورد توجه جوانترها هم قرار گیرد به خصوص که لحنِ مهیجِ فیلم بسیار پیش برنده است و ساخت اینقبیل فیلمهای استراتژیک می تواند بخشی از واقعیتهای آن دوران را به نسل جوان منتقل کند.
برچسب: مسعود احمدی
به گزارش سایت خبری راوی هنر، سریال «مهیار عیار» سناریو و قصه بدی ندارد و خرده داستانهای موجزی برای روایت منسجم قصه اصلی دارد. خرده داستانهایی که در دلِ قصه اصلی تبیین شده با فرضیههای منطقیِ روایی به شکل پنجرهای و پلکانی به هم متصل میشوند: پیرنگ داستان و خط اصلی و بدنه نواریِ قصه چفت و بستِ منطقی با یکدیگر دارند.
بسیاری از متونِ تاریخی و ادبی، همواره از رنج تصویرسازیِ نامطلوب و ناصحیح رنج میبرند که در «مهیار عیار» شیر فهم شدن داستان و نقل روایی به شکل سر راست و درخور صورت میگیرد. سریالی که با دو مشاور نگاشته شده تا کارگردان با آگاهی بالا و راحتتری چیدمان کاراکترها و روندِ داستان را انعکاس دهد.
تفاسیرِ گفته شده تنها بخشی از ماجرای «مهیار عیار» است، فلهذا حواشی به وجود آمده در سریال «سرزمین مادری» که سیدجمال سیدحاتمی را کنار خود داشت و حواشی گستردهتری را به عللِ مختلف خلق کرد و عدم موفقیت این کارگردان در سریال «مستوران» که با هفت قسمت کارگردانی به سمتِ دربِ خروج رفت؛ بسیار حائز اهمیت است.
به نظر میآید «مهیار عیار» در ناحیه تهیهکنندگی بهروز مفید وضعیتِ بهتری داشته که شاکله این سریال را منظم و یکپارچه کرده است. سیدحاتمی زمانی در جایگاه کارگردانی مسلط بوده که تهیه کننده باتجربهای مثل بهروز مفید را کنار خود داشته است، چه در «محکومین» و چه در «مهیار عیار»، سیدحاتمی با حضور این تهیه کننده توانسته اثرِ مخاطب پسندی را نمایش دهد و خطاهای خودش را به حداقل برساند.
انتخاب غیرحرفهای بازیگرانِ فرعی یکی از لطماتِ بزرگ به «مهیار عیار» بوده است. حمیده مقدسی انگار صرف همسر کارگردان بودن برای ایفای نقش «خانم سلطان» انتخاب شده است. دیالوگ نویسی های بدونِ ربط و کشداری که برای وی نگاشته شده، واقعا در متنِ داستانِ نویسندگان است یا از ناحیه کارگردانی فزونی یافته تا نقش وی دیده شود؟
پلان های نقشِ «خانم سلطان» هیچ تاثیر و کمکی به روند داستان نمیکند که هیچ، انگار اختلالآ زیادی هم در روند قصه ایجاد میکند. سید جمال سید حاتمی کارگردان این سریال باید درباره انتخاب بازیگر «خانم سلطان» توضیح دهد که مبنا و براساس چه فاکتور و سنجشی به انتخاب بازیگر این نقش رسیده است.
بیانِ ناقصِ دیالوگ ها، عدم ایجادِ ارتباط کافی با مخاطب و تناسب نداشتن معدلِ سنی بازیگران اصلی با فرعی، از دیگر مواردی است که کارگردان انگار تامل و نگاهِ چندانی به آن نداشته است.
«مهیار عیار» برای سید جمال سید حاتمی یک سیر صعودی در کارنامه حرفهای است اما این مجموعه نمایشیِ تاریخی میتوانست با گزینشهایِ منطقی در بازیگرانِ فرعی به جایگاه مهمتری در میانِ انبوه سریالهایِ تاریخی صداوسیما برسد؛ اتفاقی که باید توسط کارگردان رقم میخورد ولی عدمِ انجامِ این مهمِ بزرگترین لطمه و ضربه را به «مهیار عیار» وارد ساخت.
