به گزارش سایت خبری راوی هنر، نمایشگاه گروهی عکس «هایریم حشرات» به همت داریوش محمدخانی عکاس و مدرس عکاسی و با همکاری موسسه فرهنگی هنری صبا و گروه عکاسان ایرانی «اهورا هور» و با حضور پنجاه عکاس به نامهای محمد مهدی ابریشمی، بیتا اسدالهی، حشمت اله افتخاری زیدآبادی، رومینا بیانی فرد، مسعود بیانی فرد، سارا بهاری، مهسا پورشفیع، سعید پویا پارسا، الهه پیله گر، فاطمه توکلی، محمد جعفری، سمیه جهانبخش، صبا جریان، الهام حکیمیان، ساریناخزر، صادق خواجه ای، حمیدرضا ذاکری، تینا رمضانی، رویا رادکیش، بهارک زرگروفا، سارا سادات شجاعی، مرضیه سادات شجاعی، مهناز شفیعی، آتوسا شفیعی، شهلا شهر اسبی، مریم صالحی، سینا ضرغامی، مریم ظهیری، محمد رضا عباسی، میثم غلامی ابتکار، مریم فیروزی، پارسا قربانی، منیر قربانی، مرضیه قشقایی، فروزان کاظمی بجستانی، آریا کمالی، پارمیدا کرملو، کیانا مهرابی، سیده سارا میرحسینی، سید محمدرضا میرنوعی، مهروش محتشم، ياشيل محمد خانی، کوروش محمدخانی، داریوش محمدخانی، لیلا نظری، پریسا ناصری اقبلاغ، فاطمه یعقوبی، فاطمه یوسفی، ام البنين (لیلا) يوسفى، روز پنجشنبه، ۹ اسفند ماه ۱۴۰۳ با حضور مبدع سبک عکاسی «هایریم» و پدیدآورندگان آثار در نگارخانه استاد محمود فرشچیان فرهنگستان هنر موسسه فرهنگی هنری صبا افتتاح شد و تا روز سهشنبه، ۱۴ اسفند ماه ۱۴۰۳ پذیرای علاقهمندان به هنرهای تجسمی است از اینرو خبرنگار سایت خبری راوی هنر با داریوش محمدخانی گردآورنده آثار به گفتگو نشست تا درباه کم و کیف برگزاری این نمایشگاه اطلاعاتی در اختیار مخاطبان قرار دهد.
داریوش محمدخانی در سخنان ابتدایی، طریقه شکلگیری سبک عکاسی «هایریم» را بدین صورت تشریح کرد: «هایریم» تفکری است که شاید از مینیاتورهای ایران نشات میگیرد؛ اگر سیاه قلمهای استاد محمود فرشچیان را دیده باشید، در بَک گراندِ مشکی، خطوطِ محیطی را میکشند و آنها را رنگ نمیکنند و قلمموی سفید در همهجا قابل مشاهده است. شیوخ، سماع، جامِ الست و چیزهای دیگر که در عرفان هست را به صورت سمبولیک تصویر میکنند. همین قضیه را میتوان در سیاه مشق های خوشنویسی استاد میرزا رضا کلهر، استاد رضا امیرخانی و دیگران هم دید و در آنها، «هایلایت» به چشم میخورد. «هایلایت» به معنی نوری است که از روبرو به صورت یا شی برخورد میکند. اگر به یک کوزه از روبرو نور تابیده شود، مثل هلالِ ماه دارای نور میشود. اگر نور پشت صورت یا شی قرار بگیرد و یک خطِ محیطی به وجود بیاورد، به آن «ریم لایت» میگویند. من «هایلایت» و «ریم لایت» را با هم ترکیب کردم و آن را «هایریم» نامگذاری کردم.
وی درباره نحوه تاسیس گروه عکاسان ایرانی «اهورا هور» گفت: این تفکر هایریم را ابتدا در طبیعت بعد روی اندامهای انسان سپس روی پرتره به کار بردم و از آن، استقبال فراوانی صورت گرفت. اولین نمایشگاه به شکل هایریم برگزار شد؛ آنزمان هم این اسم را نداشت و همان هایلایت ها و ریم لایت ها بود. مدتی بعد، این هایریم پیروانی پیدا کرد و از من خواستند در این زمینه کارگاه برگزار کنم. با برگزاری این کارگاه، گروه عکاسان ایرانی «اهورا هور» به معنی «نور خداوندی» تشکیل شد. در کارگاههای این گروه، ۳۰۰ نفر شرکت کردند و از این ۳۰۰ نفر، ۲۴ نفر موفق شدند نمایشگاهی در نگارخانه استاد محمود فرشچیان فرهنگستان هنر موسسه فرهنگی هنری صبا برگزار کنند که اسم آن نمایشگاه، «هایریم طبیعت» شد. با مشارکت همه شرکتکنندگان، کتاب این نمایشگاه هم چاپ شد. سپس «هایریم مشاهیر» در سال ۱۴۰۰ برگزار شد. در سال ۱۴۰۲، «هایریم حیوانات» را برگزار کردیم که از عکسهایی تشکیل میشد که در باغوحش ها عکاسی شده بود و سختیِ خودش را داشت. چون آن نور باید در مقابل سوژه باشد که عکاس بتواند آن هایلایت و ریم لایت را در عکس به درستی دربیاورد. من سعی کردم به کسانی که پیرو این سبک شدند، طوری نور را یاد بدهم که نور مثل موم در دستان آنها باشد. یعنی همانطور که در مینیاتورها، با یک تاشِ قلممو هنرمندان مینیاتور میتوانستند غوغایی بر پا کنند، سعی کردم همان را در عکاسی از اشیا اجرا کنم.
این موسس گروه عکاسان ایرانی «اهورا هور» راجع به اینکه چگونه به ایده برپایی نمایشگاه گروهی عکس «هایریم حشرات» رسیدند، اینگونه توضیح دادند: از آنجا که حیوانات زیاد بودند و برخی هم از حشرات عکاسی کرده بودند، دیدیم که دو دستهبندی در حال ایجاد شدن است. عکاسی از حشرات بسیار سخت است چون آنها فرار میکنند و بینهایت حشره داریم. ما سعی کردیم با حشرات ارتباط برقرار کنیم یعنی با پروانه و زنبور صحبت کردیم که ما میخواهیم نمایشگاه بزنیم و خودت را در اختیار ما بگذار و گذاشت. از هنرجویان خواستم با حشرات ارتباط برقرار کنند. حاصلِ این ارتباطِ قشنگ، این نمایشگاه زیباست.
این مدرس عکاسی درباره شیوه عکاسی از حشرات و اینکه در محیطِ طبیعی یا استودیویی عکاسی شدهاند، تصریح کرد: روالِ کاریِ ما این است که اعلام میکنیم دو سالِ دیگر میخواهیم درباره این موضوع نمایشگاه برگزار کنیم و اعضای گروه بر همین مبنا، آثارشان را آماده میکنند. از آنجا که عکاسی از حشرات خیلی مشکل بود، برخی گفتند امکانپذیر نیست با اینحال، در تابستان و بهار، عکاسی از حشرات را شروع کردیم. یک عده توانستند عکسهای مناسبی بگیرند. عدهی دیگری هم موفق نشدند و فصل پاییز و زمستان آمد که حشرات به سرزمینهای گرم مهاجرت میکنند. بنابراین آنها را به موزه دارآباد بردم تا آنها از حشرات تاکسیدرمی شده عکاسی کنند. حدود ۳۰ درصد از آثار به نمایش درآمده، حاصلِ عکاسی از حشرات تاکسیدرمی شده در موزهها هستند.
این عکاس درباره هنر ایرانی و بحثهایی که پیرامون وجود داشتن یا نداشتن هنر ایرانی هست، بیان کرد: بگذارید اول حیطه را مشخص کنیم. آیا هنر ایرانی وجود دارد؟ بله، صددرصد. همانطور که هنر عرب، هنر تُرکی، هنر اسپانیایی و غیره وجود دارد. مثل غذاست. در هر محله، یک نوع غذا طبخ میشود. غذای شمالی با غذای جنوبی تفاوت دارد. همانطور که در هنر متفاوت است. در گویشها و ادبیات هم همین است. چرا در هنر اتفاق نیافتد؟! اتفاقا هنر ایران، پیشینه پیش از تاریخی دارد و از برنزه های لرستان تا شهرِ سوخته تا هنرِ هخامنشی را در بر میگیرد. هنر هخامنشی با اینکه رگههایی از فرهنگهای دیگر دارد، همچنان هنرِ ایرانی است و بویِ ایران و بویِ پارس را دارد. بعد از حمله اسکندر مقدونی، یونانی مآبی به هنر ایران رخنه میکند و هنرِ اشکانیان به وجود میآید که باز هم آن را منحصربفرد میکند. بعد از آن، نوبتِ پارتی ها و ساسانیان است که بینظیرند.
او افزود: من سالهاست روی تاریخِ ایران تمرکز و کشفیاتِ ویژهای را معرفی کردم. تمام آدمهای تختِ جمشید را شناسایی کردم که چه کسی هستند و از کجا آمدهاند. به زودی، قرار است قسمتی دیگر از این پژوهشها را به تخت جمشید ارائه کنم. مثلا قرار است بگویم شاهزادگان قسمت شمالی دیواره شرقی چه کسانی هستند. یکی از آنها پارسی و دیگری مادی است. قرار است مَکوش ها و شاتین ها را معرفی کنم. به زودی، اعلام میکنم اصلا جشنی به نام «نوروز» در تخت جمشید نبوده بلکه جشنِ «لَل» بوده است که احتمالا در آبان ماه برگزار میشده. اسناد و مدارکی هم درین باره ارائه خواهم داد. همچنین، دینی به نام زردشت وجود نداشته بلکه دینی به نام «اهورا مزدایی» بوده که اگر ایلامی باشد، «هوبمان» است.
این هنرمند درباره ویژگی پیامبران عنوان کرد: فرهنگ انتها ندارد و هیچ اولین و آخرینی نیست. پیامبران، ۴ خصوصیت دارند و به نقل از «سه حکیم مسلمان» نوشته سیدحسین نصر عبارتند از: معجزه، کتاب، نبوت و پیروان.
داریوش محمدخانی در سخنانِ پایانی، رسالتِ خود در هنر را اینگونه توصیف کرد: در ادامه باید گفت، گروهی وجود دارند که «اهلِ طریقت» یا «مقربانِ درگاه» نامیده میشوند. اینها شبه پیامبر هستند و کتاب، رسالت و پیروان دارند. اینها رسالتی در خودشان احساس میکنند که عشق یا وحدتِ وجود یا حرکتِ جوهریِ ملاصدرایی در آنها به چشم میخورد تا آنجا که پیروانی هم پیدا میکنند. مثلا برای لئوناردو داوینچی چنین اتفاقی افتاده است، پیروان دارد و آثارش دیده و نقد میشوند. من هم دوست دارم چنین اتفاقی برای من بیافتد و همانند شبه پیامبران عمل کنم. شاید خودخواهانه به نظر برسد ولی اتفاق خواهد افتاد. باید کتاب، رسالت و پیروان داشته باشیم. این هنرجویان، پیروانِ من هستند و این کتابِ من است. «هایریم» هم رسالتِ من است. راجع به «هایریمِ معماری» صحبت شد و گفتم که من هم باید بر این پروژه نظارت داشته باشم همانطور که برای «هایریم حشرات» صورت گرفت و بر همهی آثار نظارت داشتم. به همه هنرجویان، نوعِ نگاه و شیوه عکاسی را آموزش دادم سپس از آنها خواستم جهانبینیِ خودشان را به عکسها اضافه کنند. رسالت من این است که فرهنگِ من مثل یک کره میماند که میتوان آن را ترکیبی از فرهنگ ایرانی، فرهنگ اسلامی و فرهنگِ جهانی در نظر گرفت و من هم میخواهم یک پوسته به این کره به نامِ خودم اضافه کنم. مثل داوینچی. مثل حافظ.
خبرنگار سایت خبری راوی هنر: فرزاد جمشیددانایی
عکس حاشیه خبر: سیاوش حبیبی
