به گزارش راوی هنر،نشست خبری هجدهمین جشنواره ملی موسیقی جوان با حضور حمیدرضا اردلان دبیر و اسحاق شکری از اعضای شورای سیاستگذاری جشنواره صبح شنبه ۸ شهریور در معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد.
حمیدرضا اردلان دبیر جشنواره موسیقی جوان در ابتدای نشست با تسلیت درگذشت احمد پژمان، بیان کرد: دانش موسیقی آقای پژمان نوآوریهای بسیاری را وارد موسیقی ایرانی کرد و تسلطش بر موسیقی به گونهای بود که توانست موسیقی ایرانی را به جهانیان بیشتر بشناساند.
حمیدرضا اردلان، دبیر جشنواره، در سخنانی که به شدت بحثبرانگیز بود، خطاب به خبرنگاران گفت:
«انقلاب فرهنگی باید به حرف مردم گوش بدهد. ما در حوزه فرهنگ نمیتوانیم هر روز یک مسیر تازه را امتحان کنیم. کشور نیازمند یک رویه مشخص است.»
اما آنچه نشست را داغتر کرد، انتقاد تند او از سیاستهای رسانه ملی بود. اردلان با صراحت اعلام کرد:
> «نمیشود انتشار موسیقی را مشروط به صداوسیما کرد. صداوسیما سالهاست ثابت کرده که نگاهش به موسیقی، انحصارگرایانه و یکطرفه است. تلویزیون به جای آنکه تریبون موسیقی ایران باشد، خودش را صاحب موسیقی میداند. این رفتار نهتنها به هنرمندان ضربه زده، بلکه نسل جدید را از رسانه ملی دور کرده است.»
او اضافه کرد: «تلویزیون اگر دارایی ملی است، باید به روی همه مردم باز باشد، نه اینکه فقط عدهای محدود اجازه حضور داشته باشند. من به گفتوگو معتقدم، اما روزی صداوسیما باید بپذیرد که موسیقی ایران فراتر از خطکشیهای مدیریتی و سلیقهای است.»
این سخنان با واکنشهای متفاوتی همراه شد. برخی خبرنگاران زیر لب تأیید میکردند و برخی دیگر یادآور شدند که همین نگاه انحصاری، دلیل اصلی کوچ هنرمندان به پلتفرمها و شبکههای خصوصی شده است.
بودجه ناچیز، جوایز خجالتآور
اردلان در ادامه با لحنی انتقادی گفت: «کل بودجه جشنواره موسیقی جوان ۶ میلیارد تومان است. این در حالی است که برای برخی رویدادهای یکشبه، دهها میلیارد خرج میکنند. ما نه میتوانیم به داوران دستمزد درست بدهیم، نه برای بچهها هتل بگیریم. همهچیز روی دوش خانوادههاست. این یعنی عشق مردم به فرهنگ است که این جشنواره را سرپا نگه داشته، نه حمایت دولتی.»
او با تأسف ادامه داد: «جوایز ما خندهدار است؛ نفر اول ۶ میلیون، دوم ۵ میلیون و سوم ۴ میلیون تومان. در حالی که واقعاً باید ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون جایزه بدهیم. تنها چیزی که میدهیم یک تندیس است. همین!»
پشت پرده بودجههای فرهنگی
اردلان در پاسخ به پرسشی درباره نابرابری بودجههای فرهنگی گفت: «بودجه جشنواره ما محدود است چون کل بودجه معاونت هنری محدود است. اما واقعیت این است که در همین وزارتخانه، گاهی برای یک مراسم یا کنسرت دولتی، چند برابر بودجه یک سال جشنواره خرج میشود. این تضاد، بهروشنی نشان میدهد که موسیقی جوان هنوز اولویت نیست.»
مستندهایی که شاید کسی نبیند!
در بخش پایانی نشست، اردلان خبر داد: «قرار است ۲۰ فیلم مستند از اجراهای بچهها ساخته شود و در اپلیکیشنها پخش گردد. البته هنوز مشخص نیست این فیلمها به دست مردم برسد یا در کشوی یک اداره خاک بخورد، چون تجربه نشان داده است که تولید آثار فرهنگی، خیلی وقتها قربانی بیبرنامگی میشود.»
صدای جوانان یا انحصار صداوسیما؟
در نشست خبری جشنواره موسیقی جوان، وقتی بحث به نقش صداوسیما در عرصه موسیقی رسید، اردلان با تأکید بر اینکه «نباید از صداوسیما عبور کنیم» گفت: تلویزیون دارایی کشور است و باید در مسیر اصلاح نواقص حرکت کند. او صداوسیما را نهادی معرفی کرد که در نهایت باید پذیرای همه موسیقیدانان شود. اما این سخنان، بیش از آنکه پاسخی به واقعیت امروز باشد، شبیه به یک توجیه تکراری است. واقعیت این است که صداوسیما سالهاست هیچگونه همراهی واقعی با موسیقی نداشته و در عمل، نه تنها بستر رشد فراهم نکرده بلکه باعث رکود و انزجار جامعه موسیقی نیز شده است. چگونه میتوان همچنان چشم به رسانهای دوخت که بخش مهمی از فرهنگ را سانسور و حذف میکند؟
اردلان در ادامه به بودجه جشنواره موسیقی جوان اشاره کرد و گفت: کل بودجه این جشنواره ۶ میلیارد تومان است؛ اما در نهایت نه دستمزد شایستهای به داوران پرداخت میشود و نه حتی حداقل امکانات اقامتی برای شرکتکنندگان در نظر گرفته میشود. به گفته او، خانوادهها مجبورند هزینههای سفر و اسکان فرزندانشان را خودشان متقبل شوند، و این تنها به خاطر عشق به فرهنگ و هنر است. آیا واقعاً چنین بیتوجهی به هنرمندان جوان کشور قابل توجیه است؟
او درباره جوایز نیز با شرمساری اعلام کرد: نفر اول تنها ۶ میلیون تومان، نفر دوم ۵ میلیون و نفر سوم ۴ میلیون تومان دریافت میکنند. این ارقام در برابر تلاش و استعداد این جوانان چیزی جز توهین نیست. اردلان حتی اعتراف کرد که جوایز واقعی باید در حد ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون تومان باشد، اما آنچه در عمل اتفاق میافتد فاصلهای عمیق با این ادعاها دارد. در چنین شرایطی، تنها دلخوشی برگزیدگان، یک تندیس نمادین است؛ تندیسهایی که نمیتوانند کمبود حمایت مادی و معنوی را جبران کنند.
در بخش دیگری از نشست، شکری با اشاره به همکاری جشنواره با بنیاد ملی نخبگان گفت: برگزیدگان بالای ۱۸ سال با معرفی جشنواره میتوانند از حمایتهای این بنیاد استفاده کنند. اما اینگونه حمایتها هم بیشتر روی کاغذ باقی مانده و عملاً تغییری در سرنوشت هنرمندان جوان ایجاد نکرده است.
در نهایت، آنچه از دل این نشست بیرون آمد، نه چشماندازی روشن برای موسیقی جوان، بلکه بازتکرار مشکلاتی قدیمی بود: بودجههای نامشخص، جوایز ناچیز، بیتوجهی به شرایط حداقلی هنرمندان و وابستگی همیشگی به صداوسیما. جشنوارهای که میتوانست سکوی پرتاب نسل جدید موسیقی باشد، امروز بیش از هر زمان دیگری زیر سایه بیبرنامگی و شعارهای تکراری گرفتار شده است.
