دسته‌ها
اخبار

گفت‌وگو با کارگردان «حُکم آخر»; جایی میان قربانی و مقصر, انتخاب و حکم

نمایش «حُکم آخر» در جهان زنانی رخ می‌دهد که راز پشت پرده انتخاب‌هایشان، مرز میان قربانی و مقصر را به چالش می‌کشد. این اثر با تمرکز بر مفهوم انتخاب و تأثیر گذشته، خانواده، جامعه و شرایط محیطی بر تصمیم‌های انسان، مخاطب را با این پرسش مواجه می‌کند که آیا می‌توان افراد را بدون شناخت شرایط زندگی و دلایل تصمیم‌هایشان به یک شکل قضاوت کرد. کارگردان اثر در این گفت‌وگو از فرآیند شکل‌گیری اجرا، شیوه کار با بازیگران، چالش‌های نخستین تجربه کارگردانی و معنای عنوان نمایش می‌گوید.

گفت‌وگو با کارگردان «حُکم آخر»
نمایش «حُکم آخر» در جهان زنانی رخ می‌دهد که راز پشت پرده انتخاب‌هایشان، مرز میان قربانی و مقصر را به چالش می‌کشد.
راوی هنر: «حُکم آخر» اولین تجربه شما در مقام کارگردان تئاتر است. چه شد که برای نخستین تجربه کارگردانی، این متن و این جهان را انتخاب کردید؟
ملیکا قاصدنظامیان:
 پیش از ورود به رشتهٔ ادبیات نمایشی، به‌عنوان بازیگر در پروژه‌های مختلف تئاتر تست می‌دادم، اما همواره حس می‌کردم فضای کارها بیش از حد مردانه است. در اکثر آثار، شخصیت‌های تأثیرگذار و اصلی مرد بودند و شخصیت‌های زن معمولاً دچار تکرار می‌شدند. همین مسئله انگیزهٔ اصلی من شد تا با شعار «همان تغییری باش که می‌خواهی ببینی»، نخستین تجربهٔ کارگردانی‌ام را به نمایشنامه‌ای اختصاص دهم که به جهانِ زنان و دغدغه‌های آنان می‌پردازد.
راوی هنر: در معرفی نمایش آمده که داستان در جهان زنانی رخ می‌دهد که راز پشت پرده انتخاب‌هایشان، مرز میان قربانی و مقصر را به چالش می‌کشد. این مرز برای شما در نمایش چگونه تعریف می‌شود؟
 _ما معمولاً در جامعه فقط «حکم نهایی» و صورتِ مسئلهٔ پرونده‌ها ــ زندان، قصاص، تبرئه و… ــ را می‌شنویم، اما وقتی وارد جزئیات زندگی افراد می‌شویم، می‌بینیم قضاوت‌ها به‌این‌سادگی نیستند. تصمیماتِ افراد اغلب تحت فشار خانواده، گذشته، جامعه و شرایط محیطی شکل می‌گیرند. مرز قربانی و مقصر دقیقاً در همین «رازهای پشت پردهٔ تصمیم‌گیری» تعریف می‌شود.
راوی هنر: به نظر می‌رسد «انتخاب» یکی از مفاهیم کلیدی نمایش باشد. شخصیت‌های شما تا چه اندازه در انتخاب‌هایشان آزادند و تا چه اندازه تحت تأثیر شرایط، جامعه یا گذشته خود قرار گرفته‌اند؟
 _در نمایش ما ۷ شخصیت وجود دارد که طیف‌های متفاوتی از انتخاب را نشان می‌دهند؛ برخی کاملاً تحت تأثیر گذشته یا فشارهای امروز جامعه دست به انتخاب زده‌اند و برخی مدعی‌اند که کاملاً آزادانه تصمیم گرفته‌اند. مسئلهٔ اصلی نمایش این است که آیا می‌توان با همهٔ این افراد در دادگاه به یک شکل برخورد و قضاوت کرد؟
راوی هنر: عنوان «حُکم آخر» چه معنایی برای شما دارد؟ این حکم قرار است درباره چه کسی یا چه چیزی صادر شود؟
  _در جامعه معمولاً برای هر مشکلی به یک مرجع بالاتر یا «رئیس» اشاره می‌شود. این «حکم آخر» می‌تواند توسط یک فرد، یک قانون قدیمی، یک جریان یا کل جامعه صادر شود. در این نمایش می‌پرسیم که اصلاً «حکم آخر» را چه کسی یا چه معیاری باید صادر کند؟
راوی هنر: در مواجهه با چنین موضوعی، یکی از خطرها می‌تواند قضاوت مستقیم شخصیت‌ها باشد. شما در اجرا چطور تلاش کرده‌اید تماشاگر را از جایگاه «قاضی» خارج کنید و به جای آن، او را با پیچیدگی موقعیت شخصیت‌ها روبه‌رو کنید؟
  _داستان با گره‌افکنی‌های متعددی پیش می‌رود و با رو شدن ابعاد تازه از گذشته و دلایل شخصیت‌ها، قضاوت اولیهٔ تماشاگر مدام دستخوش تغییر می‌شود. همچنین بازیگران مواجههٔ مستقیم با مخاطب دارند و در واقع این تماشاگر است که در مقام حَکَم قرار می‌گیرد تا با آگاهی از تمام پیچیدگی‌ها، خودش دربارهٔ موقعیت‌ها بیندیشد.
راوی هنر: به عنوان کارگردانی که برای نخستین بار یک اثر را روی صحنه می‌برید، بزرگ‌ترین چالش شما در مسیر تولید «حُکم آخر» چه بود؟
  _بزرگ‌ترین چالش من، غلبهٔ نگاه مردانه بر ساختار اجرایی و تصمیم‌گیری‌های تئاتر بود. از دوران دانشگاه تا مرحلهٔ سالن‌داری و مجوزها، تقریباً تمام مسئولان و تصمیم‌گیرندگان مرد بودند و درک یک «کار زنانه با کارگردان و نویسندهٔ زن» برای این فضای مردانه سخت بود. حضور یک مدیر زن در سالن اجرای ما، تماشاخانه دا، نخستین حس درک متقابل را ایجاد کرد. امیدوارم در آینده شاهد حضور بیشتر زنان در عرصهٔ مدیریت و بازبینی تئاتر باشیم.
راوی هنر: آیا در روند تمرین و شکل‌گیری اجرا، چیزی وجود داشت که برخلاف تصور اولیه‌تان تغییر کند یا مسیر نمایش را عوض کند؟
  _بله، پویایی و زنده بودن تئاتر دقیقاً همین است. وقتی متنِ روی کاغذ با انسان و احساسات واقعی بازیگر ترکیب می‌شود، شخصیت‌ها ابعاد جدیدی پیدا می‌کنند. این زیستِ مشترک متن و بازیگر، جادوی اصلی تئاتر است که مسیر کار را جذاب‌تر و واقعی‌تر می‌کند.
راوی هنر: در کار با بازیگران، چقدر به برداشت و تجربه شخصی آنها از شخصیت‌ها اجازه ورود به فرآیند کار دادید؟
  _تا جایی که به چارچوب و منطق علت‌ومعلولی داستان لطمه نخورد، دست بازیگران را باز گذاشتم. معتقدم حس و باور بازیگر تنها زمانی روی صحنه شکل می‌گیرد که خودش در خلق آن نقش و هدایت حس‌وحال آن دخیل باشد؛ دیکته کردن صرفِ دیالوگ‌ها و لحن‌ها هرگز جواب نمی‌دهد.
راوی هنر: اگر بخواهید بدون افشای داستان، مخاطب را با یک جمله برای دیدن «حُکم آخر» ترغیب کنید، چه می‌گویید؟
  _برای علاقه‌مندان به مباحث جنسیتی و فمینیستی این جمله را دارم که: «مردها به اندازهٔ کافی گند زده‌اند و گردن نگرفته‌اند؛ من همون زن باشم راحت‌ترم!»
و برای دوستداران درام و ماجراجویی می‌گویم: «چقدر احساسات آدم‌ها و گذشته‌شان می‌تواند در حکمِ نهایی زندگی‌شان تاثیرگذار باشد؟»
راوی هنر: و در پایان، بعد از نخستین تجربه کارگردانی، «حُکم آخر» برای خود شما چه حکمی صادر کرده است؟
  _این حکم که «احساسات انسان‌ها را جدی بگیریم؛ همه چیز در زندگی، قانونِ خشک یا دو دو تا چهار تای ریاضی نیست.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خروج از نسخه موبایل